مستند «من هامونم؛ یک تالاب و سرنوشت آن»، اثری برگزیده در هفته جهانی آب استکهلم ۲۰۲۲، اخیراً در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات اکران شد. این برنامه به همت و تلاش انجمن علمی دانشجویی علوم و مهندسی آب و کانون فرهنگی دانشجویی فیلم و عکس و با همکاری معاونت فرهنگی و دانشجویی و معاونت باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان واحد علوم و تحقیقات برگزار شد و فرصتی برای گفتوگوی علمی و میانرشتهای درباره بحران آب و محیطزیست فراهم کرد. در حاشیه این اکران، خبرنگار آنا فرصتی یافت تا گفتوگویی با کمیل سوهانی، مستندساز، پژوهشگر توسعه و کارگردان این اثر انجام دهد.
وی در این گفتوگو، ضمن تشریح روند شکلگیری مستند و انتخاب نام «من هامونم» بر اساس روایت از زبان خود تالاب، به وضعیت کنونی هامون، پذیرش و نمایش فیلم در هفته جهانی آب استکهلم، بازخورد مخاطبان داخلی و خارجی و نقش جامعه دانشگاهی در مواجهه با چالشهای محیطزیستی پرداخت و تأکید کرد: دانشگاه میتواند کانون گفتوگو و ارزیابی مشترک برای حل مسائل محیطزیستی باشد.
مشروح این گفتوگو در ادامه ارائه میشود.
ایده شکلگیری این مستند از کجا آغاز شد و چه دغدغهای شما را به سمت ساخت آن سوق داد؟
شروع مشخص این پروژه با پیشنهاد دکتر حجت میانآبادی رقم خورد؛ مبنی بر اینکه برای حضور در کنفرانس هفته جهانی آب استکهلم، بهجای ارائه مقاله، فیلم مستند تولید شود. در همین راستا، با برگزارکنندگان مکاتبه شد و توضیح داده شد که هدف ما طرح مسئله هامون از طریق زبان سینما است. این پیشنهاد مراحل مختلف بررسی را طی کرد و در نهایت مورد پذیرش قرار گرفت.
برای من، این پیشنهاد در امتداد دغدغهای قرار میگرفت که سالها در آثارم آن را پیگیری کردهام: رابطه زندگی انسان با محیطزیست و پیامدهای تصمیمهایی که درباره آب و سرزمین اتخاذ میشود. هامون در این میان، رنجی داشت که کمتر دیده و شنیده شده بود. برخی از بحرانهای محیطزیستی توانستهاند توجه عمومی را جلب کنند، اما شاید هنوز بسیاری از مردم حتی ندانند هامون کجاست و زندگی چه جمعیتی به آن وابسته است. همین کمتر دیدهشدن، انگیزهای مهم برای پرداختن به این موضوع بود.
در این همکاری، پژوهش و سینما در کنار یکدیگر قرار گرفتند. هدف ما این بود که حاصل بررسیهای علمی، به روایتی تبدیل شود که مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار کند و مسئله را به خاطر بسپارد.
چه دغدغهای موجب انتخاب نام «من هامونم» برای این مستند شد؟
نام فیلم از شیوهٔ روایت آن آمده است. در این مستند، خود هامون سخن می گوید؛ گذشتهاش را به یاد میآورد و بیان می کند که چه بر سرش آمده است؛ بنابراین «من هامونم» معرفی همان کسی است که داستان را از زبانش میشنویم.
پیشتر نیز تجربه چنین روایتی را داشتهام؛ در فیلمی درباره زایندهرود، خودِ رود راوی روایت بود. این شیوه برای من امکان شنیدن صدایی را فراهم میکند که معمولاً در مباحث ما غایب است. درباره یک رود یا تالاب، کارشناسان، مدیران و دولتها سخن میگویند، اما خود آن موجود زنده در روایت ما اغلب به موضوع بحث تبدیل میشود. در این اثر، بر آن شدیم تا این جایگاه را تغییر دهیم و اجازه دهیم هامون در مرکز روایت قرار گیرد.
هنگامی که تالاب از زبان خود سخن میگوید، مخاطب فرصت مییابد سرگذشت آن را دنبال کند. خشکشدن آن دیگر تنها تغییر رنگ لکهای بر نقشه نیست؛ بلکه از میان رفتن زندگیای است که در گذر زمان شکل گرفته و انسانها، گیاهان و جانوران بسیاری به آن وابسته بودهاند. این نام کوتاه، دروازه ورود به همان روایت است.
برای مخاطبی که آشنایی چندانی با هامون ندارد، توضیح دهید این تالاب در چه شرایطی به سر میبرد و چه عواملی در ایجاد وضعیت کنونی آن نقش داشتهاند؟
آنچه معمولاً «دریاچهٔ هامون» مینامیم، در واقع مجموعهای از تالابها در منطقهٔ سیستان و در دو سوی مرز ایران و افغانستان است. سه بخش اصلی آن، هامون پوزک، هامون صابری و هامون هیرمند، در شرایط پرآبی به هم میپیوندند. زندگی مردم پیرامون این مجموعه، از کشاورزی و دامداری تا ماهیگیری و صنایعدستی، پیوند عمیقی با آن داشته است.
هامون طی دهههای گذشته با دورههای شدید خشکی و تخریب زیستبوم روبهرو بوده است. برای فهم این وضعیت باید چند عامل را کنار هم دید: خشکسالی و تغییر اقلیم، برداشت و مصرف آب، سدسازی و انحراف جریانهای ورودی، و تصمیمهای مدیریتی در حوضهٔ آبریز. پژوهشگر فیلم، دکتر میانآبادی، نیز بر نقش مداخلات انسانی و مدیریت ناپایدار در بحرانیشدن وضعیت هامون تأکید کرده است.
پیامد این خشکی به بستر تالاب محدود نمیماند. زمینهای خشکشده به تشدید گرد وغبار کمک میکنند، معیشت روستاها آسیب میبیند و خانوادهها برای یافتن امکان زندگی و کار مهاجرت میکنند؛ بنابراین وقتی از هامون صحبت میکنیم، دربارهٔ سلامت، شغل، خانه و آیندهٔ مردم سیستان هم حرف میزنیم.
از طرف دیگر، آبگیری مقطعی را نباید با احیای پایدار یکی دانست. پرسش اصلی این است که آیا جریان آب و شرایط زیستی بهگونهای تأمین میشود که تالاب و زندگی وابسته به آن بتوانند دوام بیاورند؟ دغدغهٔ فیلم، توجهدادن به همین سرنوشت مشترک است.
فرآیند پذیرش و نمایش این مستند در هفته جهانی آب استکهلم چگونه طی شد؟
همانطور که پیشتر اشاره شد، با پیشنهاد دکتر میانآبادی، به برگزارکنندگان مکاتبه کردیم و اعلام نمودیم که قصد داریم بهجای ارائه مقاله، فیلم مستند ارائه کنیم. این پیشنهاد مستلزم طیکردن مراحل مختلف بود و در نهایت مورد پذیرش قرار گرفت.
اهمیت این اتفاق برای من در آن بود که سینما توانست به فضایی راه یابد که محل گفتوگوی متخصصان و سیاستگذاران آب از کشورهای مختلف است. فیلم این فرصت را یافت که مسئله هامون را در برابر مخاطبانی مطرح کند که با مسائل آبهای مشترک و همکاری میان کشورها درگیرند. نمایش آن در برنامه فیلمهای هفته جهانی آب ۲۰۲۴ استکهلم نیز در اطلاعرسانی رویداد و خبرهای منتشرشده به ثبت رسیده است.
به اعتقاد من، ارزش این تجربه در امکان برقراری پیوند میان پژوهش علمی و روایت سینمایی نهفته بود. فیلم میتواند پیچیدگی یک مسئله را به شکلی ملموس پیش روی مخاطب قرار دهد و زمینهای برای گفتوگو فراهم سازد. برای ما، شنیدهشدن مسئله هامون در چنین جمعی از اهمیت بسیاری برخوردار بود.
نمایش این مستند با چه بازخوردی از سوی مخاطبان خارجی مواجه شد؟
هم در هفتهٔ جهانی آب استکهلم و هم در کنفرانس اتحادیهٔ علوم زمین اروپا، بازخوردهای بسیار خوبی دریافت کردیم. نمایش فیلم در این دو فضای علمی برای ما تجربهٔ ارزشمندی بود؛ چون فرصتی فراهم شد تا مسئلهٔ هامون از محدودهٔ مخاطبان ایرانی فراتر برود.
برای من، اهمیت نمایش بینالمللی این فیلم در ظرفیت آن برای مطرحکردن یک پرسش مشترک است: در تصمیمهایی که دربارهٔ آب میگیریم، جای خود زیستبوم کجاست؟ معمولاً دولتها و گروههای انسانی نماینده و امکان بیان خواستههایشان را دارند، اما یک تالاب چگونه میتواند در این گفتوگو حضور پیدا کند؟
روایت فیلم از زبان هامون، تلاشی برای مطرحکردن همین پرسش است. امیدوارم مخاطب، فارغ از اینکه اهل کدام کشور است، بتواند به سرنوشت آن توجه کند. از نگاه من، هر فرصتی که به گفتوگو دربارهٔ مسئولیت مشترک در برابر طبیعت کمک کند، ارزش دنبالکردن دارد.
نمایش این مستند با چه بازخوردی از سوی هموطنان و دانشجویان جوان همراه شد؟
فیلم در جشنوارهٔ سینماحقیقت با استقبال بسیار خوبی روبهرو شد. آخرین اکران مستند نیز در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات بود؛ جایی که نمایش فیلم با حضور متخصصان رشتههای مختلف، فرصتی برای بحث دربارهٔ ابعاد محیطزیستی، اجتماعی و مدیریتی مسئلهٔ آب فراهم کرد.
برای من، اکران دانشگاهی امکان مهمی است. دانشجو میتواند از دل فیلم پرسشی پیدا کند و آن را در رشتهٔ خودش دنبال کند. کسی که رشته حقوق میخواند، میتواند به مسئولیتها و سازوکارهای همکاری فکر کند؛ دانشجوی علوم اجتماعی به زندگی مردم و مهاجرت توجه کند؛ و دانشجوی مهندسی آب، تصمیمهای فنی و آثارشان را بررسی کند.
استقبال از فیلم برای ما دلگرمکننده است، اما امیدوارم رابطهٔ مخاطب با موضوع، پس از پایان نمایش هم ادامه پیدا کند. اگر فیلم باعث شود کسی دربارهٔ هامون بیشتر بخواند، پرسش دقیقتری مطرح کند یا موضوع پژوهش خود را به مسئلهای واقعی پیوند بزند، برای من اتفاق مهمی افتاده است.
جامعه دانشگاهی در مواجهه با چالشهای محیطزیستی همچون بحران هامون چگونه میتواند ایفای نقش کند؟
به نظرم نقطهٔ شروع، تغییر نگاه ما به خود مسئله است. تالاب یا رودخانه یک سیستم زنده و پیچیده است که دهها زیرسیستم و رابطه در آن به هم پیوند خوردهاند؛ از مناسبات زیستی و اقلیمی تا اقتصاد، زندگی اجتماعی و فرهنگ مردم پیرامونش. برای شناخت هامون باید جریان آب و وضعیت خاک را بررسی کنیم، اما علاوه بر آن معیشت مردم، شیوهٔ کشاورزی، مهاجرت، حافظهٔ تاریخی و تصمیمهای سیاسی و مدیریتی را نیز باید مد نظر داشته باشیم. تغییر در هرکدام از این بخشها میتواند بر بخشهای دیگر و بر سرنوشت کل سیستم اثر بگذارد.
با چنین نگاهی، میدان فعالیت دانشگاه بسیار گسترده میشود. دانشجوی فلسفه میتواند دربارهٔ رابطهٔ انسان و طبیعت، عدالت محیطزیستی و مبانی تصمیمهایی که به نام توسعه میگیریم پژوهش کند. پژوهشگر ادبیات میتواند روایتها و حافظهٔ فرهنگی پیوندخورده با یک رود یا تالاب را بشناسد و به زندهماندن این پیوند کمک کند. متخصص مهندسی صنایع میتواند فرایندهای تولید و مصرف منابع را بررسی و اصلاح کند. همین امکان برای اقتصاد، حقوق، جامعهشناسی، هنر و رشتههای دیگر هم وجود دارد. هرکس از مسیر تخصص خودش میتواند سهمی در شناخت و بهبود وضعیت این سیستم داشته باشد؛ به شرط آنکه مسئلهٔ واقعی را بشناسد و کارش را با نیازهای آن پیوند بدهد؛ بنابراین یک شخص نباید صرفاً به دلیل عنوان رشتهاش، خود را خارج از مسئلهٔ محیطزیست بداند. البته مؤثربودن این فعالیتها به همکاری نیاز دارد. ممکن است پیشنهادی از نظر یک رشته، مناسب به نظر برسد، اما وقتی پیامدهای اجتماعی یا زیستی آن را بررسی کنیم، مسئلهٔ تازهای ایجاد میکند. دانشگاه میتواند محل همین گفتوگو و ارزیابی مشترک باشد.
مردم محلی نیز باید در این همکاری حضور داشته باشند. آنان تغییرات محیط را در طول سالها زندگی تجربه کردهاند و دانشی دارند که در دادهها و گزارشهای رسمی همیشه پیدا نمیشود. برای حفظ و احیای چنین سیستمهایی، به همگرایی دانشهای تخصصی و تجربهٔ زیستهٔ مردم نیاز داریم. شناخت جداگانهٔ اجزا کافی نیست؛ باید رابطهٔ میان آنها را درک کنیم و بر همان اساس عمل کنیم.
در بخش پایانی این مصاحبه، چه دغدغه یا نکتهای را لازم میدانید مطرح کنید؟
دغدغهٔ من آن است که بسیاری از مردم، حتی افراد متخصص و علاقهمند، تصور میکنند برای کمک به هامون یا یک رودخانه باید حتماً کارشناس آب یا محیطزیست باشند. این تصور، ظرفیت بزرگی را کنار میگذارد. وقتی با یک سیستم زنده روبهروهستیم، اقتصاد، فرهنگ، اقلیم و زندگی اجتماعی در آن به هم وابستهاند و هریک از ما میتوانیم از جایی وارد شویم که آن را بهتر میشناسیم.
کسی که ادبیات میخواند، میتواند به شناخت و انتقال تجربهٔ مردم یک سرزمین کمک کند؛ کسی که در حوزه فلسفه فعالیت میکند، میتواند مفروضات و ارزشهای پشت تصمیمهای ما را به پرسش بکشد؛ متخصص صنعت میتواند برای کاهش فشار تولید بر منابع راهحل پیدا کند. مردم و گروههای محلی نیز با تجربه، همکاری و پیگیری خود میتوانند در بخشهای مختلف این سیستم اثر بگذارند. مهم آن است که بدانیم کار ما چگونه به وضعیت آن زیستبوم مربوط میشود و کجا میتواند مفید باشد.
از سوی دیگر، هیچ یک از این تلاشها بهتنهایی جای دیگری را نخواهد گرفت. برای نمونه، نمیتوان به معیشت مردم بیاعتنا بود و انتظار داشت برنامهٔ حفاظت موفق شود؛ همانطور که نمیتوان به نام ایجاد اشتغال، بنیانهای زیستی منطقه را فرسوده کرد. حفظ و احیا زمانی امکان پیدا میکند که این وابستگیها را جدی بگیریم و فعالیتهایمان را با یکدیگر هماهنگ کنیم. برای چنین سیستم پیچیدهای، راهی که فقط یک بخش را ببیند و بقیه را نادیده بگیرد، راهحل پایدار نخواهد بود.
من نیز از مسیر مستندسازی وارد این مسئله شدهام. امیدوارم مستند «من هامونم» به مخاطب کمک کند رنج هامون را بشناسد، جای خود را در مواجهه با آن پیدا کند و به این فکر کند که با دانش، حرفه یا امکاناتی که در اختیار دارد، چه کار مشخص و سنجیدهای را در این حوزه می تواند اجرایی کند.