خرمشاد: جغرافیا، وسعت سرزمینی و توان نظامی، ستون‌های قدرت راهبردی ایران هستند

خرمشاد
استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی، با تشریح منابع قدرت و اقتدار ایران گفت: جغرافیای راهبردی، وسعت سرزمینی، منابع طبیعی و معدنی، توان نظامی، جمعیت و دانش، از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت ملی ایران هستند که در کنار انسجام ملی و اتکا به توانمندی‌های بومی، نقش تعیین‌کننده‌ای در افزایش قدرت راهبردی کشور ایفا می‌کنند.

به گزارش خبرگزاری آنا، نشست علمی با موضوع «ایرانِ قوی؛ رهیافت‌های تمدنی در پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفته دفاع مقدس» امروز شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۵ در پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی برگزار شد.

«محمدباقر خرمشاد»، استاد علوم سیاسی و مدرس دانشگاه علامه طباطبائی، در این نشست اظهار داشت: با توجه به موضوع نشست و مباحث مطرح‌شده، تلاش کردم با بهره‌گیری از حوزه تخصصی خود در علم سیاست، عنوانی برای بررسی این موضوع انتخاب کنم. از این رو، بحث خود را با عنوان «منابع قدرت و اقتدار در ایران امروز» ارائه می‌کنم.

وی با اشاره به جایگاه مفهوم قدرت و منابع آن در علم سیاست، بیان کرد: در کتاب‌های مبانی علم سیاست، معمولاً بحث مستقلی به قدرت، منابع قدرت، اقتدار، منابع اقتدار و نفوذ اختصاص دارد. در اینجا بخشی از این مباحث نظری را با واقعیت‌های جاری، به‌ویژه تحولات رخ‌داده در جریان جنگ حدوداً یک‌ونیم‌ساله از خرداد ۱۴۰۴ تا مهر ۱۴۰۵، پیوند می‌دهم.

جغرافیای ایران؛ یکی از منابع قدرت راهبردی کشور

خرمشاد با اشاره به تقسیم‌بندی منابع قدرت به محسوس و نامحسوس، یا به تعبیری مرئی و نامرئی و عینی و ذهنی، اظهار داشت: برای بررسی منابع قدرت ایران امروز، اعم از جمهوری اسلامی ایران یا مردم‌سالاری دینی ایران، می‌توان از همین تقسیم‌بندی‌های رایج در علم سیاست بهره گرفت.

وی نخستین منبع قدرت ایران را جغرافیای کشور دانست و افزود: جغرافیای ایران از چند ویژگی قدرت‌ساز برخوردار است؛ از جمله سواحل طولانی در شمال و جنوب، وجود رشته‌کوه‌های متعدد مانند زاگرس و البرز و موقعیت سوق‌الجیشی و راهبردی ایران در نقطه اتصال مسیر‌های آسیا و اروپا.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به موقعیت ایران در میان مناطق مهم نفت‌خیز جهان ادامه داد: اگر منطقه پیرامونی ایران را در نظر بگیریم، روسیه در شمال، کشور‌های آسیای مرکزی در شمال و شمال‌شرق، کشور‌های تولیدکننده نفت در حاشیه خلیج فارس در جنوب و عراق و مناطق نفت‌خیز غرب ایران قرار دارند. خود ایران نیز از دارندگان عمده ذخایر نفتی جهان است. مجموعه این عوامل، منطقه‌ای با محوریت ایران ایجاد کرده که از نظر جغرافیایی و منابع انرژی، اهمیت راهبردی دارد.

جایگاه جغرافیایی ایران در معادلات امنیتی دوران جنگ سرد

خرمشاد با اشاره به اهمیت موقعیت جغرافیایی ایران در معادلات بین‌المللی، اظهار داشت: در دوره جنگ سرد، هنگامی که جهان به دو قطب شرق و غرب تقسیم شده بود و ایالات متحده آمریکا رهبری قطب غرب را بر عهده داشت، یکی از راهبرد‌های غرب برای کنترل منطقه، ایجاد مجموعه‌ای از پیمان‌های امنیتی در پیرامون اتحاد جماهیر شوروی بود.

وی افزود: در این چارچوب، پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) شکل گرفت که همچنان تداوم دارد. پس از آن، پیمان سیتو در جنوب شرق آسیا و پیمان سنتو نیز در همین چارچوب راهبردی مطرح شدند.

موقعیت جغرافیایی ایران؛ مانعی در برابر پیشروی زمینی قدرت‌های بزرگ

خرمشاد با اشاره به نقش ایران در محاسبات امنیتی دوران جنگ سرد تاکید کرد: قرار بود ارتش ایران در برابر هرگونه پیشروی احتمالی نیرو‌های زمینی شوروی از مسیر کوه‌های البرز، نقش ضربه نخست را ایفا کند. ارتش شوروی از نیرو‌های زمینی قدرتمندی برخوردار بود و این تصور وجود داشت که در صورت تصمیم به پیشروی به سمت جنوب، باید تا رسیدن به مناطق موردنظر و دسترسی به آنچه غرب «جهان آزاد» می‌نامید، برای مدتی متوقف و درگیر شود. بر همین اساس، قرار بود ایران و ارتش آن با ایجاد مانع در مسیر پیشروی نیرو‌های شوروی، برای طرف مقابل زمان بخرند.

وسعت سرزمینی؛ دومین منبع قدرت ایران امروز

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی، دومین منبع قدرت ایران را وسعت سرزمینی دانست و بیان کرد: ایران امروز از جمله کشور‌های دارای وسعت سرزمینی قابل‌توجه در جهان است. ایران نه آن‌قدر کوچک است که به تعبیر رایج، با قرار گرفتن روی نقشه و پوشاندن آن با یک انگشت از دید خارج شود و نه کشوری با وسعت محدود محسوب می‌شود.

وی با اشاره به مواضع برخی تحلیلگران و استراتژیست‌های منتقد ایران در دهه‌های اخیر افزود: بار‌ها این گزاره را از متفکران و تحلیلگران طرف مقابل شنیده‌ایم که ایران بیش از حد بزرگ است. معنای چنین برداشتی آن است که وسعت سرزمینی ایران از نظر آنان عاملی مهم در معادلات قدرت به شمار می‌رود و کوچک‌کردن یا تجزیه این سرزمین می‌تواند در راستای تضعیف ایران قرار گیرد. بنابراین، وسعت سرزمینی را باید دومین منبع قدرت ایران امروز دانست.

منابع طبیعی و معدنی؛ از عوامل طمع قدرت‌های غربی به ایران

خرمشاد، سومین منبع قدرت ایران را منابع ملی، اعم از منابع طبیعی و معدنی، عنوان کرد و گفت: منابع طبیعی و معدنی ایران از چنان غنایی برخوردار است که می‌توان آن را یکی از دلایل طمع قدرت‌های غربی به کشور دانست.

وی برای تبیین اهمیت این منابع در معادلات قدرت، به تحولات مربوط به ایران و ونزوئلا اشاره کرد و افزود: برای درک ارزش منابع ملی و نقشی که می‌توانند در قدرت یک کشور ایفا کنند، می‌توان جنگ ترامپ علیه ایران و اتفاقاتی را که برای ونزوئلا رخ داد، در کنار یکدیگر قرار داد و از این منظر، این تحولات را نوعی «جنگ نفت» تلقی کرد.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی ادامه داد: اگر ونزوئلا دارنده بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان باشد و ایران نیز در رتبه دوم قرار گیرد، باید پرسید که اگر آنچه برای ونزوئلا اتفاق افتاد، خدای‌ناکرده در ایران نیز رخ می‌داد، چه نتیجه‌ای برای ترامپ به همراه داشت؟ در چنین فرضی، ذخایر نفتی دو کشور نخست جهان در اختیار ترامپ قرار می‌گرفت.

خرمشاد همچنین پیش از ورود به بحث مولفه نظامی، از منابع معدنی و فلزات کمیاب ایران که در فناوری‌های نوین مورد استفاده قرار می‌گیرد به عنوان عاملی اثرگذار در محاسبات قدرت یاد کرد.

توان نظامی؛ برخورداری از تجهیزات راهبردی و مهارت در به‌کارگیری آنها

خرمشاد با اشاره به توان نظامی به‌عنوان یکی دیگر از منابع قدرت ایران اظهار داشت: توان نظامی را می‌توان بر اساس سه مؤلفه ارزیابی کرد؛ نخست، برخورداری از نیرو‌های مسلح؛ دوم، داشتن تجهیزات راهبردی و سوم، مهارت در به‌کارگیری تجهیزات موجود. این سه مؤلفه در کنار یکدیگر قدرت نظامی کشور را شکل می‌دهند.

وی با اشاره به تحولات جنگ تحمیلی حدود یک‌ونیم‌ساله علیه ایران افزود: امروز، هم در داخل کشور و هم در میان ملت‌ها، رقبا و حتی دشمنان ایران، این ارزیابی وجود دارد که کیفیت و کمیت نیرو‌های مسلح کشور در سطح مطلوبی قرار دارد. نمی‌توان گفت این توانمندی‌ها در بالاترین سطح ممکن هستند، اما وضعیت آنها بسیار خوب و تجهیزات راهبردی کشور نیز قابل قبول است.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی ادامه داد: دلیل این ارزیابی آن است که ایران توانسته در برابر تجهیزات راهبردی دو کشور از قدرتمندترین کشور‌های جهان مقابله کند و مهارت نیرو‌های مسلح کشور در به‌کارگیری این تجهیزات نیز در سطح بالایی قرار دارد.

خرمشاد با تأکید بر نقش نیرو‌های متخصص داخلی در توسعه توانمندی‌های دفاعی کشور بیان کرد: امروز تردیدی وجود ندارد که تولید و شلیک موشک، انجام عملیات جنگ الکترونیک و دیگر توانمندی‌های دفاعی کشور، حاصل تلاش و دانش نیرو‌های ایرانی است و برای دستیابی به این قابلیت‌ها، آموزش نیرو‌های کشور به‌وسیله کارشناسان یا مستشاران خارجی صورت نگرفته است.

وی خاطرنشان کرد: ایران در هر سه مؤلفه توان نظامی از سطح بالایی از توانمندی برخوردار است و این قابلیت‌ها را در جریان جنگی نابرابر و نفس‌گیر به اثبات رسانده است.

جمعیت؛ پشتوانه قدرت ملی و توان ایستادگی ایران

خرمشاد، جمعیت را پنجمین منبع قدرت ایران امروز برشمرد و اظهار داشت: جمعیت همواره یکی از منابع قدرت دولت‌ها به شمار رفته است، اما در مورد ایران، این مؤلفه در چند مقطع تاریخی اهمیت خود را نشان داده است.

وی با اشاره به جنگ هشت‌ساله رژیم بعث عراق علیه ایران افزود: یکی از نمونه‌های روشن نقش جمعیت در قدرت ملی، همین جنگ بود. برخورداری ایران از جمعیتی چند برابر عراق، در شرایطی که کشور از نظر تجهیزات و توانمندی‌های نظامی در موقعیت ضعیف‌تری قرار داشت و عراق از حمایت‌های خارجی برخوردار بود، به ایران امکان داد مقاومت کند، سرزمین‌های اشغال‌شده را بازپس بگیرد و حتی وارد خاک عراق شود.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی تأکید کرد: در این معادله، جمعیت ایران نقشی بسیار مهم ایفا کرد و به یکی از پشتوانه‌های توان ایستادگی کشور در برابر تجاوز نظامی تبدیل شد.

انسجام ملی؛ عاملی تعیین‌کننده در حفظ قدرت جمعیتی ایران

خرمشاد با اشاره به تلاش‌ها برای ایجاد شکاف‌های قومی در ایران اظهار داشت: تلاش‌های گسترده‌ای برای دامن‌زدن به اختلافات قومی در کشور صورت گرفته است. هدف چنین اقداماتی، تکه‌تکه‌کردن جمعیت یکپارچه ایران و در نتیجه، کاهش یکی از منابع جدی قدرت کشور است.

وی افزود: هر اقدامی که انسجام جمعیتی ایران را تضعیف کند، در واقع یکی از پشتوانه‌های قدرت ملی را هدف قرار می‌دهد و می‌تواند به کاهش توان کشور در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی منجر شود.

دانش؛ از اساسی‌ترین عوامل تولید و اعمال قدرت

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی، دانش را ششمین منبع قدرت ایران امروز دانست و بیان کرد: دانش از اساسی‌ترین عوامل تولید قدرت، تقویت توانمندی‌ها و به‌کارگیری قدرت است. فردوسی بزرگ صد‌ها سال پیش با این بیت که «توانا بود هر که دانا بود» بر پیوند میان دانش و توانایی تأکید کرده است. در دوران معاصر نیز میشل فوکو، فیلسوف فرانسوی، گزاره «دانش قدرت است» را مطرح می‌کند.

خرمشاد با اشاره به ظرفیت علمی ایران ادامه داد: ایران امروز از سطح قابل‌قبولی از دانش برخوردار است که می‌تواند به‌عنوان منبعی جدی برای قدرت ملی عمل کند. بخش مهمی از توانمندی‌هایی که کشور در جنگ اخیر به اتکای آنها توانسته است ایستادگی کند، ریشه در دانش و توان علمی نیرو‌های داخلی دارد.

وی با اشاره به تأکید رهبر شهید انقلاب بر اهمیت علم و دانش اظهار داشت: ایشان همواره بر این موضوع تأکید داشتند و از نیرو‌های پیشرو و اثرگذار در عرصه دانش در ایران بودند. به یاد دارم که در مقطعی، یک کارشناس صهیونیست با تعجب به این نکته اشاره کرده بود که رهبر مذهبی ایران تا این اندازه بر دانش تأکید می‌کند و در سخنان خود، بار‌ها به موضوع علم و دانش می‌پردازد و این از نظر این صهیونیست خطرناک بود چراکه دانش‌پژوهی به ایجاد قدرت در ایران منجر می‌شود.

دانش؛ نخستین اولویت در ترسیم افق بلندمدت قدرت ایران

خرمشاد با اشاره به تأکید رهبر شهید انقلاب بر دانش به‌عنوان یکی از پایه‌های اصلی قدرت کشور اظهار داشت: در برخی مقایسه‌ها، به موضوعاتی مانند برگزاری کنسرت‌ها در ریاض و موارد مشابه اشاره می‌شود، اما آنچه در ارزیابی منابع قدرت ایران اهمیت دارد، توجه به اولویت‌های راهبردی و بلندمدت کشور است.

وی افزود: در بیانیه دوم که می‌توان آن را مانیفست اسلام‌گرایی ایران برای آینده دانست، رهبر جدید، اگر اشتباه نکنم، بر هفت عامل تأکید می‌کنند که نخستین آنها دانش است. به بیان دیگر، در ترسیم افق بیست تا چهل سال آینده ایران، دانش به‌عنوان نخستین منبع ضروری قدرت کشور مورد تأکید قرار گرفته است.

ساختار سیاسی و سازمان‌یافتگی؛ هفتمین منبع قدرت ایران

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی، سازمان‌یافتگی را هفتمین منبع قدرت ایران امروز برشمرد و اظهار داشت: اگر بخواهیم مفهوم سازمان را در چارچوب تعریف سیاست و با توجه به شرایط ایران امروز توضیح دهیم، باید به همبستگی و برخورداری کشور از ساختاری پرتوان و با ظرفیت بالا در نظام سیاسی توجه کنیم.

وی با اشاره به تحولات جنگ اخیر ادامه داد: ساختار سیاسی و سازمان حکمرانی ایران توانسته است در برابر هجوم ناگهانی، سخت و گسترده دو قدرت بزرگ جهان فرو نپاشد، ایستادگی کند و از این آزمون سربلند بیرون بیاید. این واقعیت نشان می‌دهد که سازمان‌یافتگی در ایران، به معنای دقیق کلمه، از استحکام قابل‌توجهی برخوردار است.

خرمشاد با تأکید بر اینکه سازمان‌یافتگی صرفاً به نهاد‌های رسمی دولتی محدود نمی‌شود، بیان کرد: این ساختار مجموعه‌ای از تشکل‌ها و ظرفیت‌های مردمی، سازمان‌ها، اعضا، سازمان‌های مردم‌نهاد و دانشجویان را نیز در بر می‌گیرد. در ایران امروز با ساختاری سیاسی مواجهیم که از مجموعه‌ای از این عناصر تشکیل شده و همین پیوند‌ها در حفظ انسجام کشور اهمیت دارند.

وی افزود: اگر کشوری در برابر فشار خارجی دچار فروپاشی شود، یکی از نخستین نقاط ضعف آن را باید در ساختار و سازمان‌یافتگی‌اش جست‌و‌جو کرد. در مقابل، ایستادگی ایران در برابر فشار‌های اخیر نشان می‌دهد که این کشور از سازمانی مستحکم برخوردار است؛ هرچند این ساختار نیز، مانند هر ساختار دیگری، می‌تواند هم نقاط قوت داشته باشد و هم نقاط ضعف.

موقعیت‌های اجتماعی، فرهنگی و دینی؛ هشتمین منبع قدرت ایران

خرمشاد، هشتمین منبع قدرت ایران امروز را موقعیت‌های اجتماعی، فرهنگی و دینی کشور دانست و اظهار داشت: جنگ‌های اخیر همچون آزمایشگاهی عمل کرده‌اند که امکان بررسی و ارزیابی این منابع قدرت را فراهم می‌کنند.

وی با اشاره به شرایط اقتصادی کشور افزود: در این ارزیابی، از موقعیت اقتصادی ایران سخن نمی‌گویم؛ زیرا کشور در این حوزه با ضعف‌ها و فشار‌های جدی مواجه است. با این حال، موقعیت‌های اجتماعی، فرهنگی و دینی ایران از اهمیت قابل‌توجهی برخوردارند و باید آنها را در تحلیل قدرت ملی مورد توجه قرار داد.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی برای تبیین اهمیت ظرفیت‌های اجتماعی، به مقایسه وضعیت ایران با برخی کشور‌های غربی اشاره کرد و گفت: در همین روز‌ها که در فرانسه شاهد راهپیمایی‌ها و اعتراض‌های دانشجویی هستیم، به تحلیل یک پژوهشگر برخوردم که درباره وضعیت خیابان‌ها و اعتراض‌ها بحث می‌کرد. او در توضیح دیدگاه خود به نقش خانواده‌ها در شرایط بحرانی اشاره کرده و معتقد بود که در برخی جوامع، خانواده‌ها دیگر آن ظرفیت لازم را برای حضور جمعی، کمک‌رسانی و حمایت از یکدیگر ندارند.

خرمشاد با اشاره به تجربه خود از تحصیل در یکی فرانسه اظهار داشت: این پژوهشگر در توضیح وضعیت جامعه فرانسه، به این نکته اشاره می‌کرد که تقریباً هیچ خانواده‌ای با آن کارکرد مورد انتظار باقی نمانده است. من نیز به‌عنوان یکی از فارغ‌التحصیلان همان کشور، می‌توانم شهادت بدهم که این توصیف تا حد زیادی با واقعیت آن جامعه مطابقت دارد.

وقعیت‌های اجتماعی، فرهنگی و دینی؛ پشتوانه‌های هویتی قدرت ایران

خرمشاد با تأکید بر نقش مؤلفه‌های اجتماعی، فرهنگی و دینی در قدرت ملی و با اشاره به اهمیت حفظ حجاب و شئونات اسلامی در تحکیم نهاد خانواده اظهار داشت: برخلاف چالش‌هایی که در برخی جوامع غربی در حوزه فرهنگ، هویت و انسجام اجتماعی مشاهده می‌شود، هشتمین منبع قدرت ایران امروز را باید در موقعیت‌های اجتماعی، فرهنگی و دینی کشور جست‌و‌جو کرد.

وی با اشاره به نقش باور‌های دینی در دفاع مقدس افزود: اگر واقعیت دینی و اعتقادات مذهبی وجود نداشت، آیا می‌توانستیم در جریان هشت سال دفاع مقدس در برابر هجوم صدام و متحدانش ایستادگی کنیم؟ قطعاً خیر. آنچه رزمندگان را به میدان می‌برد و آنان را به فداکاری‌هایی مانند عبور از میدان‌های مین برای گشودن مسیر پیشروی نیرو‌های خودی وامی‌داشت، باور‌های دینی و اعتقاد به ارزش معنوی و اخروی این اقدامات بود.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به ظرفیت‌های فرهنگی جامعه ایران ادامه داد: با وجود همه اتفاقات و چالش‌های جاری، یکی از نقاط قوت ایران که حتی برای ناظران خارجی نیز قابل‌توجه است، ظرفیت فرهنگی جامعه است. برای نمونه، در روز‌های منتهی به سیزده‌به‌در، در نقاط مختلف تهران می‌توان تجمع خانواده‌ها و حضور گسترده مردم در کنار یکدیگر را مشاهده کرد؛ حضوری که در روز سیزده‌به‌در به اوج می‌رسد. این رفتار اجتماعی نشان‌دهنده برخورداری ایران از ظرفیت فرهنگی قابل‌توجهی است.

خرمشاد تصریح کرد: طرح این موضوع به معنای نادیده‌گرفتن ضعف‌ها و مشکلات اجتماعی، فرهنگی و دینی کشور نیست؛ این ضعف‌ها وجود دارند، اما در کنار آنها، ایران همچنان از موقعیت‌های اجتماعی، فرهنگی و دینی برخوردار است که می‌توانند به‌عنوان منابع قدرت ملی ایفای نقش کنند.

نیروی انسانی متخصص؛ نهمین منبع قدرت ایران

خرمشاد، نهمین منبع قدرت ایران امروز را مهارت و توانمندی نیروی انسانی دانست و اظهار داشت: به اذعان دوستان و حتی منتقدان و مخالفان ایران، کشور از نیرو‌های انسانی آموزش‌دیده و متخصصی برخوردار است که از سطح کیفی بالایی برخوردارند. یکی از دستاورد‌های مهم جمهوری اسلامی ایران، تربیت نیروی انسانی متخصص بوده است؛ چراکه نیروی انسانی، پایه و بنیان توسعه به شمار می‌رود.

وی با اشاره به ظرفیت‌های تخصصی کشور افزود: نیروی انسانی ایران از قابلیت‌های بالایی برخوردار است؛ به‌ویژه در حوزه‌های فنی و مهندسی. البته یکی از چالش‌ها این بوده که نتوانسته‌ایم به‌درستی و در زمان مناسب از این ظرفیت‌ها استفاده کنیم.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به بحث مهاجرت نخبگان خاطرنشان کرد: در کشور بار‌ها از فرار مغز‌ها سخن گفته می‌شود، اما باید توجه داشت که فرار مغز‌ها زمانی معنا پیدا می‌کند که نیروی انسانی متخصص و توانمندی وجود داشته باشد که بتواند مهاجرت کند. همین مسئله نشان می‌دهد که ایران از سرمایه انسانی ارزشمندی برخوردار است؛ سرمایه‌ای که بهره‌گیری صحیح از آن می‌تواند در تقویت قدرت ملی و توسعه کشور نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد.

خرمشاد با اشاره به ظرفیت‌های آموزشی و تخصصی کشور گفت: این نیرو‌های متخصص، فرهنگ مهندسی ایران را شکل داده‌اند. نظام آموزشی کشور نیز استعداد‌های درخشان را شناسایی می‌کند و برای حضور در المپیاد‌های علمی در رشته‌هایی مانند نجوم، ریاضی، شیمی و فیزیک پرورش می‌دهد. این روند نشان می‌دهد که ایران هم به اهمیت تربیت نیروی انسانی آگاه شده و هم توانسته است شمار قابل‌توجهی از نیرو‌های متخصص و باکیفیت را تربیت کند.

وی افزود: مهارت و توانمندی نیروی انسانی، یکی از منابع قدرت ایران امروز و از مؤلفه‌های اقتدار کشور است.

اقتدار سیاسی؛ برآمده از انقلاب مردمی و استقلال از قدرت‌های خارجی

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به مفهوم اقتدار سیاسی بیان کرد: آنچه امروز در ایران حکم می‌راند، از مشروعیت برخوردار است. اقتدار در تعریف اولیه و گسترده خود، به معنای قدرت مشروع است؛ یعنی کسانی که در ایران حکومت می‌کنند، قدرت خود را از تحمیل خارجی به دست نیاورده‌اند، بلکه این اقتدار از یک انقلاب مردمی سرچشمه گرفته است. حاکمان ایران دست‌نشانده هیچ قدرت خارجی نیستند و همین مشروعیت، یکی از منابع مهم اقتدار کشور به شمار می‌رود.

کیفیت رهبری و نظام حکمرانی؛ از منابع ناملموس قدرت ایران

خرمشاد در ادامه با اشاره به منابع ناملموس قدرت اظهار داشت: یکی از این منابع، کیفیت رهبری، نظام حکمرانی ملی و ایدئولوژی سیاسی رهبران است. در فضای سیاسی پیش از جنگ، هم در داخل و هم در خارج از کشور، چنین تصویری القا می‌شد که ایران در وضعیتی به‌شدت ضعیف و بن‌بست‌رسیده قرار دارد و رهبران آن نیز از کفایت لازم برخوردار نیستند.

وی ادامه داد: در همان فضا گفته می‌شد که با وقوع یک حمله خارجی، شرایط برای فروپاشی حکومت و جامعه ایران فراهم است؛ زیرا همه‌چیز به بن‌بست رسیده و جامعه در آستانه انفجار و تردید قرار دارد. اما حمله خارجی در شرایطی رخ داد که به‌گفته وی، شدت و ابعاد آن را نمی‌توان با یک حمله معمولی مقایسه کرد.

خرمشاد با اشاره به حمله آمریکا و هدف قرار گرفتن رهبر، فرماندهان و دانشمندان افزود: اگر کیفیت رهبری وجود نداشت، آیا این سازه، ساختار یا نظامی که شکل گرفته بود، می‌توانست زیر شدیدترین فشار‌های ممکن ایستادگی کند؟ این پرسشی است که باید در بررسی منابع قدرت ایران به آن توجه کرد.

خرمشاد با تأکید بر پیوند میان کیفیت رهبری و توانمندی نظامی اظهار داشت: یکی از منابع قدرت ایران، توانمندی نظامی است؛ اما این توانمندی بدون برخورداری از کیفیت رهبری شکل نمی‌گرفت. پرسش این است که آیا در جامعه جهانی امروز، همه کشور‌ها از این مجموعه مؤلفه‌های قدرت برخوردارند؟ چنین نیست و این مؤلفه‌ها نیز نسبی‌اند.

وی ادامه داد: آنچه پس از جنگ در ایران رخ داد، نشان داد تصویری که پیش از آن از وضعیت کشور ارائه می‌شد، با واقعیت انطباق نداشت و اصالت لازم را نداشت. اگر آن تصویر واقعی بود، باید همان نتایجی رقم می‌خورد که پیش‌بینی می‌شد. اکنون که چنین اتفاقی نیفتاده است، باید با رویکردی معکوس به تحلیل شرایط پرداخت و بررسی کرد که ارزیابی‌های پیشین درباره کیفیت رهبری و دیگر مؤلفه‌های قدرت تا چه اندازه درست بوده‌اند.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی با بیان اینکه رهبری صرفاً به شخص رهبر محدود نمی‌شود، افزود: رهبری مجموعه‌ای را در بر می‌گیرد که نظام سیاسی و دولت را هدایت می‌کند. باید دید مجموعه افرادی که پس از حمله اولیه، مسئولیت اداره کشور را بر عهده گرفتند، چگونه توانستند کشور را مدیریت کنند. در این دوره، نه شاهد موج گسترده فرار مردم از کشور بودیم، نه قحطی رخ داد و نه گرسنگی فراگیر شکل گرفت. البته کشور اکنون با شرایط دشواری روبه‌روست، اما این مسئله بحث جداگانه‌ای است و نباید آن را با موضوع توانایی اداره کشور در شرایط جنگی خلط کرد.

همبستگی مردم و دولت؛ آزمونی برای سنجش مشروعیت و اقتدار ملی

خرمشاد با اشاره به ارزیابی‌های پیش از جنگ درباره پایگاه اجتماعی حکومت تاکید کرد: درباره میزان حمایت مردمی از حکومت، اعداد و ارقام متفاوتی مطرح می‌شد؛ برخی این حمایت را ۲۰ درصد و برخی دیگر حتی ۵ یا ۱۰ درصد عنوان می‌کردند. اگر این ارزیابی‌ها درست بود، انتظار می‌رفت با نخستین ضربه خارجی، مردم علیه حکومت وارد عمل شوند؛ به‌ویژه آنکه برخی پیش‌بینی می‌کردند جامعه در چنین شرایطی به خیابان‌ها می‌آید و اوضاع را به‌کلی تغییر می‌دهد.

وی ادامه داد:، اما آنچه رخ داد، برخلاف این پیش‌بینی‌ها بود. مردم، با وجود سردرگمی و شرایط دشوار، نه‌تنها علیه حکومت وارد عمل نشدند، بلکه پشت دولت ایستادند تا از کشور دفاع کند. از سوی دیگر، دولت نیز در این شرایط به ملت تکیه کرد.

خرمشاد با تأکید بر پیوند متقابل مردم و دولت در شرایط جنگی بیان کرد: در این شرایط، مردم به دولت و دولت نیز به مردم تکیه کردند. مردم با گشودن خانه‌های خود و پناه‌دادن به دیگران، در کنار یکدیگر و در کنار دولت قرار گرفتند. به این معنا، تصویری که از حکومت ایران در روز‌های ۲۳ و ۲۴ خرداد شکل گرفت، تصویر یک حکومت ملی بود؛ حکومتی که نمی‌توان آن را صرفاً متعلق به یک گروه یا اقلیتی با پایگاه اجتماعی ۵، ۱۰، ۲۰ یا ۳۰ درصدی دانست.

وی افزود: این موضوع به معنای آن نیست که مردم هیچ گلایه و نارضایتی‌ای ندارند؛ چنین نارضایتی‌هایی وجود دارد، همان‌طور که در جوامع دیگر نیز وجود دارد. البته در ایران، به دلایل عینی و غیرعینی، این نارضایتی‌ها ابعاد و شدت بیشتری دارد و بخشی از تصویری که درباره آن ارائه می‌شود نیز برساخته است.

اقلیت سیاسی و نخبگان؛ از مؤلفه‌های ناملموس قدرت ایران

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به نقش نخبگان سیاسی و فرهنگی در اداره کشور ادامه داد: پرسش این است که اگر اقلیت سیاسی و مجموعه نخبگان کشور، اعم از نخبگان سیاسی و فرهنگی، وجود نداشتند، آیا ایران می‌توانست پس از هجده ماه جنگ، کشور را در چنین شرایطی اداره کند؟ در هر کشوری، از کره جنوبی تا ماداگاسکار و گینه کوناکری، اگر چنین توانایی‌ای در اداره کشور مشاهده شود، نقش نخبگان سیاسی و اقلیت سیاسی در آن مورد توجه قرار می‌گیرد؛ این موضوع درباره ایران نیز صدق می‌کند.

خرمشاد تصریح کرد: بحث من درباره منابع ناملموس قدرت ایران امروز است که یکی از مهم‌ترین آنها، رهبری، ملی‌بودن حکومت و نقش نخبگان سیاسی است.

تقویت همبستگی ملی در سایه مواضع و رفتار‌های دشمن

خرمشاد با اشاره به تأثیر مواضع طرف مقابل بر تقویت همبستگی ملی ایران گفت: دشمن، با وجود تلاش برای تضعیف حکومت ملی، در مواردی به دلیل ناآگاهی و آشکارشدن نگرش‌های واقعی خود، به تقویت آن کمک کرده است.

وی با اشاره به اظهارات مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا درباره پیوند تاریخی ایران و یونان و جنگ‌های ایران و آتن افزود: از سخنان او چنین برداشتی می‌شود که حمله به ایران با ارجاع به حمله هخامنشیان به آتن توجیه شده است. این نوع استدلال، در عمل، ایران امروز را در جایگاه قدرتی تاریخی قرار می‌دهد که همچنان در محاسبات طرف مقابل اهمیت دارد؛ در غیر این صورت، چه ضرورتی داشت که وزیر خارجه آمریکا برای توجیه مواضع خود به رویداد‌های تاریخی چند هزار سال پیش متوسل شود؟

خرمشاد با اشاره به تحریف روایت تاریخی جنگ‌های ایران و یونان ادامه داد: در روایت روبیو، زمینه‌ها و رخداد‌های پیشین، از جمله حمله به معابد و زیارتگاه‌های ایران باستان نادیده گرفته می‌شود و واکنش ایران به‌گونه‌ای دیگر بازنمایی می‌شود؛ حال آنکه در آن مقطع تاریخی، اقدام ایران پاسخی به تجاوز پیشین بوده است.

وی همچنین با اشاره به تلاش برای پیوند دادن تاریخ یونان باستان به هویت سیاسی آمریکا بیان کرد: به نظر می‌رسد در این نوع روایت‌سازی، تلاش می‌شود میان آتن باستان و واشنگتن پلی تاریخی برقرار شود تا آمریکا خود را ادامه‌دهنده تمدنی معرفی کند که قدمتی چند هزار ساله دارد.

خرمشاد با اشاره به ریشه‌های تاریخی تقابل آمریکا با ایران اظهار داشت: قطعاً این تحولات بر برداشت‌ها و ارزیابی‌های ایرانیان خارج از کشور تأثیر گذاشته‌اند. این مسئله نشان می‌دهد که هدف، صرفاً جمهوری اسلامی ایران نیست، بلکه خود ایران و جایگاه آن نیز موضوع این تقابل است.

وی با اشاره به سابقه دشمنی آمریکا با ایران افزود: گاهی از دشمنی یا ستیز ۵۳ ساله سخن گفته می‌شود؛ درحالی‌که جمهوری اسلامی ایران ۴۷ سال قدمت دارد. این محاسبه نشان می‌دهد که از نگاه ترامپ، ریشه‌های این دشمنی به پیش از انقلاب اسلامی بازمی‌گردد.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی ادامه داد: برای شناخت ماهیت این تقابل، کافی است به شهدای ایران و خواستگاه‌های اجتماعی و فرهنگی آنان توجه کنیم و ببینیم چه کسانی برای دفاع از کشور جان خود را فدا کرده‌اند. حضور نیرو‌های مدافع در گرمای شدید و هوای شرجی جنوب، در کنار ایستادگی مردم و نیرو‌های کشور، بخشی از واقعیت‌هایی است که باید در تحلیل قدرت ملی ایران مورد توجه قرار گیرد. به‌رغم تهدید‌های مکرر و برنامه‌ریزی‌های طرف مقابل، این کشور توانسته است در برابر فشار‌ها مقاومت کند.

خرمشاد تأکید کرد: این توضیحات برای روشن‌تر شدن مفهوم حکومت ملی و جایگاه آن در میان منابع ناملموس قدرت ایران بود؛ موضوعی که می‌توان ابعاد بیشتری از آن را نیز بررسی کرد.

تخصیص منابع برای اهداف ملی؛ یکی از منابع ناملموس قدرت ایران

خرمشاد در ادامه، دومین منبع ناملموس قدرت ایران را اراده و توانایی تخصیص منابع در دسترس برای تحقق اهداف ملی دانست و اظهار داشت: این مؤلفه اهمیت زیادی دارد؛ به این معنا که کشور بتواند منابع و ابزار‌های در اختیار خود، از جمله ابزار قدرت و بازدارندگی، را در زمان مناسب و به‌درستی به کار بگیرد.

وی افزود: ایران امروز از چنین ظرفیتی برخوردار بوده و در این زمینه عملکرد قابل‌توجهی داشته است. این توانایی را باید در کنار سرمایه‌گذاری‌های گسترده برخی کشور‌های منطقه و برنامه‌ریزی‌های آمریکا و اسرائیل برای جنگ اخیر بررسی کرد. منظور من در اینجا صرفاً تحریم‌ها نیست، بلکه منابع مالی و اقداماتی است که برای پیشبرد این برنامه‌ها اختصاص داده شده و درباره بخشی از آنها نیز اظهاراتی مطرح شده است.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به تلاش‌های دشمن برای فعال‌کردن گروه‌های مسلح مخالف در مناطق مرزی کشور ادامه داد: در جریان جنگ اخیر، قرار بود گروه‌های تجزیه‌طلب در کردستان و بلوچستان اقداماتی انجام دهند، اما به گفته وی، دستاورد آنها به اقداماتی محدود ماند که در مقایسه با اهداف پیش‌بینی‌شده، موفقیت قابل‌توجهی محسوب نمی‌شد. این مسئله از نگاه او نشان‌دهنده توانایی ایران در به‌کارگیری منابع و ظرفیت‌های خود برای مقابله با تهدیدهاست.

خرمشاد با اشاره به نقش فرماندهان نظامی در این زمینه، از جمله شهید پاکپور، تصریح کرد: با وجود همه محاسبات و برنامه‌ریزی‌های طرف مقابل، ایران توانست ظرفیت‌های خود را در راستای اهداف ملی به کار گیرد. همین توانایی در تخصیص و استفاده به‌موقع از منابع، در شکل‌گیری و تقویت ساختار دفاعی پیچیده کشور نیز نقش داشته است.

خرمشاد با تأکید بر اهمیت توانایی ایران در مقاومت در برابر فشار‌های خارجی اظهار داشت: ایران در برابر حملات و فشار‌ها صرفاً به تحمل ضربات اکتفا نکرده، بلکه برای تحقق اهدافی ایستادگی کرده است. برخلاف تصویری که برخی از ایران به‌عنوان کشوری منزوی و تنها ارائه می‌کردند، کشور توانسته است در برابر قدرت‌های بزرگ از خود دفاع کند و اجازه ندهد اهداف طرف مقابل به‌سادگی محقق شود. این ظرفیت، خود یکی از منابع مهم قدرت ایران است.

وی با اشاره به برخی روایت‌های پیش از جنگ درباره خروج ثروت‌ها و خانواده‌های مسئولان از کشور افزود: پیش از جنگ چنین وانمود می‌شد که مسئولان و خانواده‌های آنان از کشور خارج شده‌اند و در صورت وقوع حمله، ایران را ترک خواهند کرد. اما به گفته وی، واقعیت‌های میدانی و رفتار مسئولان و نمایندگان کشور در خارج از ایران، با این تصویرسازی‌ها انطباق نداشت. خرمشاد تأکید کرد که در تحلیل سیاسی باید به واقعیت‌های عینی توجه کرد و نمی‌توان با نادیده‌گرفتن شواهد، درباره منابع قدرت یا ضعف یک کشور قضاوت کرد.

روحیه، انضباط و شایستگی نیرو‌های مسلح؛ سومین منبع ناملموس قدرت ایران

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی، سومین منبع ناملموس قدرت ایران را روحیه، انضباط، شایستگی و کیفیت نیرو‌های مسلح دانست و اظهار داشت: در بحث‌های پیشین به کمیت و کیفیت تجهیزات و توانمندی نظامی اشاره شد؛ اما در اینجا باید بر روحیه، انضباط و شایستگی نیرو‌های مسلح تمرکز کرد. مجموعه این مؤلفه‌ها در شکل‌گیری کیفیت نیرو‌های مسلح نقش دارد.

وی ادامه داد: آیا می‌توان درباره روحیه، انضباط، شایستگی و کیفیت نیرو‌های مسلح ایران تردید کرد؟ آنچه در جنگ اخیر رخ داد، نشان داد نیرو‌های مسلح ایران توانسته‌اند در برابر قدرت‌های نظامی بزرگ و برخوردار از تسلیحات و فناوری‌های پیشرفته ایستادگی کنند.

خرمشاد با اشاره به تفاوت میان برخورداری از فناوری نظامی و توانایی استفاده مؤثر از آن افزود: کیفیت نظامی صرفاً به در اختیار داشتن سلاح و فناوری پیشرفته محدود نمی‌شود؛ بلکه توانایی به‌کارگیری مؤثر آنها نیز اهمیت دارد. از این منظر، عملکرد نیرو‌های مسلح ایران در جنگ اخیر یکی از مؤلفه‌های قابل‌توجه قدرت کشور به شمار می‌رود.

اتحاد با دولت‌های دیگر؛ چهارمین منبع ناملموس قدرت ایران

خرمشاد در ادامه، ظرفیت اتحاد با دولت‌های دیگر را چهارمین منبع ناملموس قدرت ایران دانست و اظهار داشت: جمهوری اسلامی ایران امروز نه‌تنها از ظرفیت بالقوه ایجاد اتحاد با دیگر دولت‌ها برخوردار است، بلکه این ظرفیت در مواردی به همکاری‌های بالفعل نیز تبدیل شده است.

وی با اشاره به انتقاد‌هایی که در گذشته درباره امکان شکل‌گیری اتحاد‌های بین‌المللی از سوی ایران مطرح می‌شد، افزود: بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی و برخی جریان‌های سیاسی داخلی معتقد بودند که، چون ایران کشوری ایدئولوژیک است، نمی‌تواند با دولت‌های دیگر اتحاد برقرار کند و در نتیجه منزوی خواهد ماند. در این نگاه، انزوا یکی از عواملی تلقی می‌شد که قدرت ایران را تضعیف می‌کند.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی ادامه داد: پرسش این است که آیا ایران امروز واقعاً منزوی است؟ هنگامی که راهبرد نگاه به شرق برای گسترش روابط خارجی مطرح شد، همان کسانی که پیش‌تر از انزوای ایران سخن می‌گفتند، این بار به سیاست خارجی کشور به دلیل گرایش به شرق انتقاد کردند و آن را نشانه وابستگی دانستند.

خرمشاد تصریح کرد: در واقع، از یک سو گفته می‌شود ایران منزوی است و از سوی دیگر، هنگامی که کشور برای گسترش روابط و تغییر راهبرد خارجی خود اقدام می‌کند، همین اقدامات به وابستگی تعبیر می‌شود. این تناقض نشان می‌دهد که در ارزیابی سیاست خارجی ایران باید میان نقد مستند و روایت‌هایی که صرف‌نظر از مسیر انتخاب‌شده، کشور را به انزوا یا وابستگی متهم می‌کنند، تفاوت قائل شد.
خرمشاد با اشاره به تغییر رویکرد برخی کشور‌ها در قبال ایران اظهار داشت: زمانی ایران برای برقراری برخی همکاری‌ها و مناسبات اقدام می‌کرد، اما طرف مقابل تمایلی نشان نمی‌داد؛ اکنون شرایط تغییر کرده و برخی از همان کشور‌ها به دنبال گسترش روابط با ایران هستند. این تحول را باید در چارچوب افزایش جایگاه و قدرت منطقه‌ای ایران بررسی کرد.

وی با اشاره به عضویت ایران در پیمان‌ها و سازوکار‌های منطقه‌ای افزود: ایران در محور مقاومت نقش محوری دارد و توانسته است در کنار دولت‌ها، با گروه‌های غیردولتی نیز ارتباط برقرار کند و گفتمان سیاسی متفاوتی را در منطقه پیش ببرد. عضویت در اتحادیه اقتصادی اوراسیا نیز بخشی از ظرفیت‌های ایران برای گسترش همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی است؛ ظرفیتی که به گفته وی، با تداوم مسیر کنونی می‌تواند تقویت شود.

آگاهی سیاسی مردم؛ پنجمین منبع نامشهود قدرت ایران

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی، پنجمین منبع نامشهود قدرت ایران را سطح آگاهی سیاسی مردم دانست و اظهار داشت: من به‌عنوان مدرس علوم سیاسی، به زندگی در جامعه‌ای افتخار می‌کنم که به باور من، مردم آن از سطح بالایی از آگاهی سیاسی برخوردارند؛ سطحی که می‌توان آن را در شمار بالاترین سطوح آگاهی سیاسی در میان جوامع امروز جهان قرار داد.

وی با اشاره به فعالیت رسانه‌های فارسی‌زبان مخالف جمهوری اسلامی ایران ادامه داد: بار‌ها گفته‌ام اگر هر ملت دیگری با بخشی از تهاجم رسانه‌هایی مواجه بود که امروز به زبان آن ملت علیه کشور و نظام سیاسی‌اش فعالیت می‌کنند، تحمل چنین وضعیتی برای آن جامعه بسیار دشوار بود. این حجم از فعالیت رسانه‌ای علیه ایران، خود نشان می‌دهد که باید نقش آگاهی و شناخت سیاسی مردم را در تحلیل وضعیت کشور جدی گرفت.

خرمشاد با اشاره به بازتاب رویداد‌های اجتماعی در رسانه‌ها افزود: گاهی انتشار تصاویر یک رویداد محدود، مانند حادثه‌ای در خیابان یا وقوع سیلاب، به ابزاری برای القای ضعف و ناکارآمدی ایران تبدیل می‌شود. اما اگر رویداد‌هایی مشابه در کشور‌های دیگر رخ دهد و همان شیوه بازنمایی درباره آنها به کار گرفته شود، می‌تواند برداشت‌های متفاوتی در افکار عمومی ایجاد کند. وی همچنین به محدودیت‌های اعمال‌شده بر برخی پلتفرم‌ها، از جمله تیک‌تاک، اشاره کرد و آن را در چارچوب رقابت بر سر روایت‌ها و گردش اطلاعات مورد توجه قرار داد.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی در پایان این بخش تأکید کرد: سطح آگاهی سیاسی مردم یکی از منابع نامشهود قدرت ایران امروز است؛ مؤلفه‌ای که باید در کنار دیگر ظرفیت‌های ملی و با توجه به تجربه تاریخی جامعه ایران بررسی شود.

میزان حمایت مردم از دولت؛ ششمین منبع نامشهود قدرت ایران

خرمشاد ششمین منبع نامشهود قدرت ایران را میزان حمایت مردم از دولت دانست و اظهار داشت: دولت ایران برآمده از یک انقلاب مردمی است. حتی اگر بخواهیم با منتقدانی که مواضع تندی علیه جمهوری اسلامی ایران دارند، تا حدی همراهی کنیم و بپذیریم که این نظام امروز از همان سطح حمایت مردمی ابتدای انقلاب برخوردار نیست، نمی‌توان انکار کرد که در آغاز انقلاب، پشتوانه مردمی بسیار گسترده‌ای داشت.

وی با اشاره به استقلال سیاسی ایران از قدرت‌های خارجی افزود: برخلاف بسیاری از نظام‌های سیاسی در منطقه و جهان که به درجات مختلف با اتکا به حمایت دولت‌های خارجی به حیات خود ادامه می‌دهند، جمهوری اسلامی ایران از چنین پشتوانه خارجی برخوردار نیست. اگر این نظام از حمایت مردم برخوردار نبود، قدرت‌های خارجی بزرگی مانند آمریکا و اسرائیل می‌توانستند طی این سال‌ها آن را از میان ببرند. از این منظر، تداوم جمهوری اسلامی را باید در کنار عوامل دیگر، با توجه به میزان حمایت مردمی از آن بررسی کرد.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به انتقاداتی که درباره استقلال‌طلبی ایران مطرح می‌شود، ادامه داد: یکی از انتقاداتی که به جمهوری اسلامی وارد می‌کنند، این است که چرا تا این اندازه بر استقلال خود تأکید دارد و به قدرت‌های خارجی وابسته نیست. این مسئله را می‌توان در چارچوب رابطه میان استقلال سیاسی و اتکای حکومت به حمایت داخلی تحلیل کرد.

خرمشاد با اشاره به تلاش‌های دشمن برای ایجاد شکاف میان مردم و دولت در ایران اظهار داشت: توجه به میزان حمایت مردم از دولت، در تحلیل تحولات ایران امروز اهمیت دارد. از این منظر، باید سیاست‌ها و تحرکاتی را نیز بررسی کرد که با هدف جدا کردن مردم از دولت و تضعیف این پشتوانه دنبال می‌شوند.

ایمان و باور به اهداف والا؛ هفتمین منبع نامشهود قدرت ایران

خرمشاد هفتمین منبع نامشهود قدرت را ایمان، باور قلبی و اعتقاد به یک موضوع یا هدف والا دانست و گفت: ایران امروز به موضوعات و اهدافی والا باور دارد. یکی از جلوه‌های این باور، اعتقاد به آینده و آرمان‌هایی است که در ذهن و فرهنگ جامعه جایگاه دارند.

وی با اشاره به پیوند میان تشیع و دو مفهوم تاریخی و آینده‌نگر افزود: یکی از پژوهشگران اسرائیلی گفته است که ایران امروز یا تشیع را می‌توان با دو رنگ سرخ و سبز شناخت؛ رنگ سرخ که به امام حسین (ع) و گذشته تاریخی اشاره دارد و رنگ سبز که با ظهور و آینده پیوند خورده است. 

به گفته وی، باور به ظهور حضرت مهدی (عج) یکی از جلوه‌های اعتقادی جامعه ایران است و در پاسخ‌هایی که افراد درباره آرزو‌های خود مطرح می‌کنند، این باور نیز بازتاب پیدا می‌کند.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی، ایمان به توانایی‌های خود و باور به امکان پیشرفت را از دیگر جلوه‌های این مؤلفه دانست و اظهار داشت: یکی از دستاورد‌های مهم نظام اسلامی، شکل‌گیری باور «ما می‌توانیم» است. زمانی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، من ۱۵ یا ۱۶ سال داشتم و در فضای آموزشی آن دوران، چنین باوری به این شکل وجود نداشت؛ اما امروز دانش‌آموزان دبیرستانی ربات می‌سازند و دانشجویان می‌گویند «ما می‌مانیم و ما می‌سازیم».

وی ادامه داد: این تغییر نشان می‌دهد که نسل امروز بسیاری از امور را دست‌نیافتنی تصور نمی‌کند. چنین باوری، فراتر از توانایی انجام یک کار مشخص، به امکان ساختن آینده‌ای متفاوت و حتی ایجاد تمدنی جدید مربوط می‌شود.

خرمشاد با تأکید بر نقش آرمان‌ها و باور‌های اعتقادی در جامعه ایران اظهار داشت: برخلاف همه محدودیت‌ها و تبعیض‌ها، ایران امروز آرمان و رؤیا دارد؛ هم رؤیای ملی و هم رؤیای مذهبی. به باور من، سطح ایمان و اعتقاد در جامعه ایران بالاست.

وی با اشاره به نتایج نظرسنجی‌های فرهنگی درباره باور‌های مذهبی ایرانیان ادامه داد: بر اساس برخی نظرسنجی‌ها، حدود ۹۰ تا ۹۵ درصد ایرانیان از نظر باور‌های اعتقادی، مذهبی هستند؛ منظور، باورهاست، نه لزوماً مناسک و آیین‌های مذهبی. این باور‌ها اهمیت زیادی دارند و باید در تحلیل جامعه ایران مورد توجه قرار گیرند.

باور‌های دینی مردم؛ ظرفیتی کمتر دیده‌شده در قدرت ایران

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به کمک‌های مردمی و پرداخت صدقه افزود: کافی است میزان درآمد کمیته امداد از محل صدقات در سال گذشته بررسی شود. وقتی با ادبیات ایمانی به این رفتار نگاه می‌کنیم، معنای آن روشن‌تر می‌شود؛ میلیون‌ها ایرانی در طول سال، بار‌ها و حتی در شرایط دشوار اقتصادی، مبلغی را به‌عنوان صدقه پرداخت می‌کنند، زیرا باور دارند که خداوند به واسطه این کار، بلا را از آنان دور می‌کند و به آنها برکت می‌بخشد.

وی برای توضیح این باور به خاطره‌ای اشاره کرد و گفت: در همسایگی ما، فردی پس از آنکه صدقه انداخته بود، با حادثه‌ای روبه‌رو شد. وقتی کسی به او گفت دیگر صدقه نیندازد، پاسخ داد که درست پیش از آن حادثه صدقه داده بود. این نمونه‌ای از عمق باور اعتقادی در جامعه است؛ باوری که گاهی در تحلیل‌های روزمره به‌سادگی از کنار آن می‌گذریم.

تقابل ایمان و مادی‌گرایی در تصویر رهبران سیاسی

خرمشاد در ادامه با اشاره به تفاوت میان الگو‌های اعتقادی و مادی‌گرایانه اظهار داشت: در ذهن بخشی از افکار عمومی جهان، تصویری از رهبران ایران و آمریکا شکل گرفته که باید آن را از منظر تفاوت در جهان‌بینی و سبک زندگی بررسی کرد. به باور من، دونالد ترامپ نماد مادی‌گرایی است؛ فردی که برای دستیابی به خواسته‌های مادی خود تلاش کرده و در این مسیر، به هر آنچه در جهان مادی دست‌یافتنی بوده، توجه نشان داده است و در مقابل، رهبر شهید ما نمونه بارز معنویت و ساده زیستی است.

وی با اشاره به دیدگاه‌های فرانسیس فوکویاما درباره ترامپ افزود: فوکویاما در مصاحبه‌ای که اخیراً انجام داده، به نوشته‌های پیشین خود درباره ترامپ نیز اشاره کرده است. او ترامپ را تاجری بلندپرواز توصیف کرده بود و گفته بود تصور نمی‌کرد چنین فردی در عرصه قدرت سیاسی نیز با همین رویکرد ظاهر شود.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی سپس با اشاره به تفاوت تصویر رهبران ایران و آمریکا از منظر سبک زندگی و پاکدامنی، به انتقاد از رفتار‌های منتسب به ترامپ پرداخت و گفت: در مقابل این تصویر از مادی‌گرایی، می‌توان به الگوی ساده‌زیستی و پاکدامنی رهبر شهید اشاره کرد. 

خرمشاد در ادامه، با اشاره به توصیف‌هایی از دربار برخی حاکمان اسلامی در تاریخ، از مجالس عیش و نوش، حضور نوازندگان و آوازخوانان و برگزاری رقص‌ها سخن گفت و این تصویر را در تقابل با الگوی رهبر شهید قرار داد که بر پاکدامنی و پرهیز از تجمل تأکید دارد.

وحدت، انسجام و همبستگی ملی؛ هشتمین منبع ناملموس و پشتوانه قدرت ایران در برابر تهدید‌های خارجی

خرمشاد با اشاره به تلاش‌های دشمنان برای ایجاد شکاف در جامعه ایران اظهار داشت: به‌رغم همه تلاش‌ها و توطئه‌های دشمنان، ایران امروز از سطحی از وحدت، انسجام و همبستگی برخوردار است. هدف آنها این بود که جنگ به جنگ داخلی تبدیل شود و میان اقوام ایرانی، از جمله بلوچ‌ها، کرد‌ها و عرب‌ها، درگیری ایجاد کنند.

وی ادامه داد: در چنین سناریویی، قرار بود اقوام مختلف در برابر حکومت مرکزی قرار بگیرند؛ حکومتی که در ذهن طراحان این سناریو، نماینده گروهی قومی دیگر، از جمله ترک‌ها یا فارس‌ها، معرفی می‌شد. هدف، تبدیل تنوع قومی ایران به زمینه‌ای برای درگیری داخلی بود. به گفته وی، تجربه برخی کشور‌های منطقه نیز نشان داده است که قدرت‌های خارجی برای بهره‌برداری از تنوع قومی و ایجاد شکاف‌های داخلی سرمایه‌گذاری می‌کنند؛ اما ایران امروز، با وجود این تلاش‌ها، همچنان از ظرفیت وحدت و همبستگی ملی برخوردار است.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به تجمعات مردمی شبانه تأکید کرد: امیدوارم این تصور که برخی تجمعات مردمی به گروه یا جریان خاصی تعلق دارد، کنار گذاشته شود. این تجمعات متعلق به همه ایرانیان است؛ همان‌طور که ایران نیز به همه ایرانیان تعلق دارد.

خرمشاد با تأکید بر ضرورت فراهم بودن فرصت مشارکت برای همه مردم در دفاع از کشور افزود: همه ایرانیان باید این فرصت و افتخار را داشته باشند که در برابر دشمنانی که به گفته وی، برای میراث تاریخی و سیاسی ایران تفاوتی میان دوره‌های مختلف قائل نیستند، از کشور خود دفاع کنند. وی با اشاره به نام‌هایی از تاریخ ایران، از جمله کوروش، داریوش و پادشاهان ایران، و نیز رهبران جمهوری اسلامی، اظهار داشت که در نگاه دشمنان مورد اشاره او، میان این چهره‌ها تفاوتی وجود ندارد و هدف، مقابله با خود ایران است. وی در این زمینه به اظهارات اخیر دونالد ترامپ نیز اشاره کرد و آن را مؤید این برداشت دانست.

منابع ماورای طبیعی و الهی؛ مؤلفه‌ای متمایز در قدرت ایران

خرمشاد در ادامه، با اشاره به منابع قدرت ایران اظهار داشت: ایران، افزون بر ده منبع مادی و هشت منبع نامشهودی که پیش‌تر تشریح شد، از مجموعه دیگری از منابع برخوردار است که ویژگی خاص خود را دارند. 

به باور وی، افزودن این منابع به دیگر ظرفیت‌های ایران می‌تواند جایگاه کشور را در معادلات قدرت ارتقا دهد؛ به‌گونه‌ای که در محاسبات مادی، ایران را به یکی از قدرت‌های بزرگ جهان تبدیل کند و در چارچوب محاسبات الهی، جایگاهی متفاوت برای آن رقم بزند.

وی این دسته از ظرفیت‌ها را منابع ماورای طبیعی، متافیزیکی یا الهی نامید و توضیح داد: منظور، منابعی است که فراتر از انسان، طبیعت و ماده در جهان قرار می‌گیرند.

ایمان راسخ به خداوند و باور قلبی به نصرت الهی؛ نخستین منبع ماورای طبیعی قدرت ایران

خرمشاد نخستین منبع ماورای طبیعی و متافیزیکی قدرت ایران را ایمان راسخ و باور قلبی به خداوند و اعتقاد به رهبران دینی دانست و اظهار داشت: این باور در میان بخش گسترده‌ای از مردم ایران و به‌ویژه رزمندگان هشت سال دفاع مقدس، از جمله فرماندهان نظامی، وجود داشته است. به گفته وی، این اعتقاد که «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ» (اگر خدا را یاری کنید، خداوند نیز شما را یاری خواهد کرد)، در شکل‌گیری روحیه مقاومت و ایستادگی رزمندگان نقش داشته است.

وی با اشاره به آزادسازی خرمشهر در دوران دفاع مقدس افزود: رزمندگان ایران در شرایطی مقابل ارتشی تا دندان مسلح قرار داشتند که از نظر تجهیزات و امکانات نظامی، برتری قابل‌توجهی داشت. با این حال، خرمشهر آزاد شد و امام خمینی (ره) در توصیف این رویداد فرمودند: «خرمشهر را خدا آزاد کرد.» این عبارت، از نگاه وی، بیانگر جایگاه ایمان و باور به نصرت الهی در تفسیر پیروزی‌های دفاع مقدس است.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به اعتقاد راسخ رهبر شهید انقلاب به وعده نصرت الهی ادامه داد: این باور در شخصیت ایشان چنان عمیق بود که هنگام بیان آن، هیچ تردیدی در سخنانشان دیده نمی‌شد. وی با اشاره به آیه‌ای از قرآن کریم درباره حضرت موسی (ع) و عبور از دریا در شرایطی که فرعونیان در تعقیب او بودند، این روایت را نمونه‌ای از اعتماد به وعده الهی دانست و تأکید کرد که در این نگاه، هنگامی که خداوند وعده گشایش می‌دهد، تحقق آن قطعی تلقی می‌شود.

خرمشاد همچنین به برخی مواضع رهبر شهید انقلاب درباره دونالد ترامپ و آمریکا اشاره کرد و آنها را در چارچوب همین نگاه اعتقادی و باور به نصرت الهی تفسیر کرد.

استغفار، توبه، انابه و توسل جمعی؛ دومین منبع ماورای طبیعی قدرت ایران

خرمشاد دومین منبع ماورای طبیعی قدرت ایران را استغفار، توبه، انابه و توسل جمعی دانست و اظهار داشت: مبنای این رفتارها، دو باور اساسی است؛ نخست، اعتقاد به خداوند به‌عنوان قدرت مطلق و دوم، باور به توانایی و اثرگذاری ائمه معصومین (ع) و اولیای الهی به اذن خداوند.

وی ادامه داد: بر پایه این باورها، در ایران مراسم‌های جمعی مختلفی در مناسبت‌های گوناگون برگزار می‌شود که هدف از آنها، یاد خداوند، تضرع و زاری به درگاه او و طلب مدد و یاری الهی برای مقاومت و پیروزی است. 

از نگاه وی، این مناسک جمعی بخشی از ظرفیت‌های اعتقادی جامعه ایران به شمار می‌روند که در شرایط دشوار و هنگام مواجهه با تهدیدها، می‌توانند در تقویت روحیه مقاومت نقش داشته باشند.

خرمشاد با اشاره به نقش توسل و ذکر‌های جمعی در دوران دفاع مقدس اظهار داشت: پیش از آغاز عملیات‌ها، رزمندگان و فرماندهان در کنار طراحی‌های دقیق نظامی، به دعا و توسل نیز توجه داشتند. برای نمونه، شهید مهدی باکری در جریان شناسایی جاده اهواز ـ خرمشهر، مسیری طولانی را برای بررسی مواضع دشمن طی کرد و پس از بازگشت، هنگامی که متوجه شد بخشی از مسیر را به‌طور کامل بررسی نکرده است، دوباره به منطقه بازگشت تا از شناسایی دقیق مسیر اطمینان حاصل کند.

وی ادامه داد: این شناسایی‌ها در شرایطی دشوار انجام می‌شد؛ رزمندگان گاهی ناچار بودند حدود ۳۰ کیلومتر در مسیر‌های سخت حرکت کنند و حتی دو تا چهار شبانه‌روز، بدون آب و غذا، در مواضع پنهان بمانند. با وجود این دشواری‌ها، پیش از عملیات، دعا و توسل جایگاه ویژه‌ای داشت.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی افزود: فرماندهان گردان‌ها در جریان عملیات، از ابتدا تا انتها، رزمندگان را به ذکر و توسل فرامی‌خواندند و از آنها می‌خواستند حضرت فاطمه زهرا (س) را صدا بزنند. در این نگاه، توسل به معنای برقراری ارتباط معنوی با خداوند و طلب یاری از او بود؛ باوری که در کنار آمادگی و طراحی نظامی، در روحیه رزمندگان نقش داشت.

خرمشاد با اشاره به استمرار این سنت در جامعه امروز ایران تأکید کرد: برگزاری مراسم مذهبی در خیابان‌ها، مساجد، زیارتگاه‌ها و امامزاده‌ها را نیز می‌توان در چارچوب همین منبع اعتقادی، یعنی استغفار، توبه، انابه و توسل جمعی، بررسی کرد.

خداترسی و پارسایی؛ سومین منبع ماورای طبیعی قدرت ایران

خرمشاد سومین منبع ماورای طبیعی قدرت ایران را خداترسی و پارسایی در میان بخشی از مسئولان و مردم دانست و اظهار داشت: خداترسی و پارسایی از مؤلفه‌هایی است که در فرهنگ دینی با مفهوم تقوا شناخته می‌شود. این ویژگی را می‌توان در سیره برخی شخصیت‌های دینی، رهبران و چهره‌های برجسته تاریخ معاصر ایران مشاهده کرد.

وی با اشاره به نمونه‌هایی از این الگو افزود: در این زمینه می‌توان به سیره امام رضا (ع)، رهبر شهید انقلاب و برخی شخصیت‌های سیاسی و نظامی اشاره کرد. همچنین چهره‌هایی همچون شهید محمدعلی رجایی، شهید مهدی باکری و برادرش، شهید حمید باکری، شهید حسن باقری و سردار شهید قاسم سلیمانی، از جمله افرادی هستند که می‌توان در بررسی این مؤلفه به زندگی و ویژگی‌های شخصیتی آنان پرداخت.

خرمشاد با تأکید بر جایگاه خداترسی و پارسایی در الگوی رفتاری این شخصیت‌ها، این ویژگی را یکی دیگر از منابع معنوی و اعتقادی قدرت ایران معرفی کرد.

خرمشاد با اشاره به نمود‌های خداترسی و پارسایی در میان عالمان دینی، نخبگان و مردم اظهار داشت: این ویژگی‌ها را می‌توان در زندگی افرادی مشاهده کرد که برای گشودن گره‌های علمی و حل مسائل دشوار، در کنار تلاش علمی، به نماز و عبادت نیز توجه داشته‌اند. وی در این زمینه به شهید مجید شهریاری اشاره کرد و گفت که او یکی از مسائل دشوار مرتبط با فناوری هسته‌ای ایران را حل کرد و در کنار فعالیت علمی، به نماز و وضو نیز اهتمام داشت.

وی با تأکید بر اینکه خداترسی و پارسایی تنها به عالمان و شخصیت‌های برجسته محدود نمی‌شود، ادامه داد: این ویژگی را می‌توان در میان مردم، به‌ویژه پدران و مادران شهدا، نیز مشاهده کرد. خانواده‌هایی که فرزندان خود را در راه کشور و اعتقاداتشان از دست داده‌اند، نمونه‌هایی از این روحیه‌اند.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به تجربه خانواده‌های شهدا افزود: مادرانی هستند که تنها فرزند خود را در جنگ از دست داده‌اند و با وجود سال‌ها تحمل این فقدان، همچنان با صبر و استواری زندگی می‌کنند. وی به نمونه مادری اشاره کرد که فرزندش در سال ۱۳۶۳ به شهادت رسیده و پدر خانواده نیز سال‌ها بعد از دنیا رفته است؛ با این حال، این مادر سال‌ها به‌تنهایی زندگی کرده و در برابر این رنج، استقامت نشان داده است.

خرمشاد تأکید کرد: نمونه‌هایی از این دست فراوان‌اند و در تحلیل قدرت ملی نباید آنها را نادیده گرفت. گاهی معادلات به‌ظاهر با یکدیگر سازگار نیستند، زیرا برخی عوامل مؤثر در آنها دیده نمی‌شوند. خداترسی، پارسایی، ایثار و الگو‌های رفتاری مردم نیز از جمله مؤلفه‌هایی هستند که می‌توانند در تحلیل شرایط جامعه نقش داشته باشند.

وی با اشاره به اهمیت الگو‌های فرهنگی و اعتقادی در میان نسل جوان اظهار داشت: من از دوران راهنمایی به مطالعه علاقه‌مند بودم و آثار ادبی، رمان‌ها و کتاب‌های گوناگون را می‌خواندم. از این منظر، برای من اهمیت دارد که بدانیم این شخصیت‌ها برای بخش قابل توجهی از جوانان و مردم ایران، الگو و اسطوره‌اند. چنین جایگاهی می‌تواند یکی از منابع مهم قدرت معنوی و فرهنگی کشور باشد.

رهبران و نخبگان الهی و خردمند؛ چهارمین منبع ماورای طبیعی قدرت ایران

خرمشاد چهارمین منبع ماورای طبیعی قدرت ایران را وجود رهبران و نخبگان الهی و خردمند دانست و اظهار داشت: در ادبیات فارسی، از چنین شخصیت‌هایی با عنوان «حکیم» یاد می‌شود. به باور وی، امام خمینی (ره)، رهبر شهید انقلاب و رهبر کنونی جمهوری اسلامی ایران را می‌توان در چارچوب این مفهوم بررسی کرد.

باور به امداد‌های غیبی و فرشتگان الهی؛ پنجمین منبع ماورای طبیعی قدرت ایران

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی پنجمین منبع ماورای طبیعی قدرت ایران را باور عمیق به امداد‌های غیبی و یاری فرشتگان الهی دانست و گفت: مبنای این باور، جهان‌بینی توحیدی است؛ جهان‌بینی‌ای که در آن، همه موجودات در چارچوب اراده الهی معنا پیدا می‌کنند و لشکریان خداوند می‌توانند در شرایط و موقعیت‌های گوناگون نقش‌آفرین باشند.

وی ادامه داد: بر اساس این اعتقاد، فرشتگان الهی متناسب با شرایط و ضرورت‌ها، به یاری انسان‌های صالح، پیامبران و اولیای الهی می‌آیند. خرمشاد با اشاره به روایت‌هایی که در این زمینه در میان مردم مطرح می‌شود، این باور را بخشی از جهان‌بینی دینی جامعه ایران و یکی از منابع معنوی قدرت آن معرفی کرد.

خرمشاد در تبیین باور به امداد‌های غیبی و فرشتگان الهی اظهار داشت: در خاطرات و روایت‌های مرتبط با دوران دفاع مقدس، نمونه‌هایی نقل شده است که رزمندگان و فرماندهان، آنها را نشانه‌ای از عنایت الهی می‌دانستند. به گفته وی، این باور در تجربه‌های میدانی و برداشت‌های معنوی فرماندهان از رویداد‌های جنگ بازتاب داشته است.

وی با اشاره به برخی خاطرات نقل‌شده از فرماندهان دفاع مقدس افزود: در روایت‌هایی از عملیات‌های جنگ، از جمله عملیات بدر، به رخداد‌هایی مانند تغییر وضعیت آب‌وهوا، ابری شدن آسمان و تاریک شدن هوا اشاره شده است؛ شرایطی که بنا بر این روایت‌ها، امکان تحرک نیرو‌های ایرانی را فراهم کرده و در پیشبرد عملیات مؤثر بوده است. خرمشاد این رخداد‌ها را از جمله نمونه‌هایی دانست که در نگاه اعتقادی فرماندهان، در چارچوب امداد الهی تفسیر می‌شدند.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی همچنین به خاطراتی درباره توسل به حضرت فاطمه زهرا (س) در میدان‌های نبرد اشاره کرد و گفت: در روایت‌های مرتبط با دفاع مقدس، برخی فرماندهان از مشاهده نشانه‌هایی از عنایت آن حضرت در مناطق عملیاتی، از جمله هور و اروندرود، سخن گفته‌اند. 

وی با اشاره به خاطراتی از حاج حسین، یکی از فرماندهان دفاع مقدس، اظهار داشت که در برخی موارد، پیش‌بینی‌هایی درباره بازگشت نیرو‌های غایب مطرح شده و سپس، مطابق همان روایت‌ها، آن پیش‌بینی‌ها تحقق یافته است.

خرمشاد در ادامه به نمونه‌هایی از جنگ ۳۳روزه لبنان نیز اشاره کرد و برخی موفقیت‌های میدانی حزب‌الله را در چارچوب باور فرماندهان به توسل و عنایت حضرت فاطمه زهرا (س) توضیح داد.

وی با اشاره به ماجرای طبس و سخنان امام خمینی (ره) درباره آن واقعه تأکید کرد: امام خمینی (ره) در تفسیر شکست عملیات نظامی آمریکا در طبس، از نقش اراده الهی سخن گفتند و این رخداد را به مأموریت الهی شن‌های بیابان نسبت دادند. 

خرمشاد این روایت‌ها را نمونه‌هایی از باور به امداد‌های غیبی و نقش آن در جهان‌بینی دینی بخشی از جامعه ایران دانست.

منابع قدرت و منابع اقتدار؛ دو مفهوم متمایز در تحلیل ایران امروز

خرمشاد با تفکیک منابع قدرت از منابع اقتدار اظهار داشت: منابع قدرتی که تاکنون تشریح شد، شامل ۱۰ منبع مادی و هشت منبع نامشهود است که بخش عمده آنها در بسیاری از کشور‌ها نیز وجود دارد. در این بررسی، این منابع با توجه به شرایط ایران امروز تحلیل شده‌اند و در کنار آنها، منابع ماورای طبیعی و متافیزیکی نیز مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ منابعی که می‌توان درباره تعداد و مصادیق آنها بحث کرد.

وی افزود: برای بررسی منابع اقتدار ایران امروز، از دو چارچوب تحلیلی استفاده می‌کنم و ابتدا به دیدگاه ماکس وبر می‌پردازم که یکی از مراجع مهم در بحث اقتدار سیاسی است. وبر اقتدار را به سه نوع سنتی، قانونی و کاریزماتیک تقسیم می‌کند.

اقتدار سنتی؛ مشروعیت برخاسته از عرف و سنت

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی با بیان اینکه اقتدار به معنای قدرت مشروع است، اظهار داشت: از نظر وبر، اقتدار سنتی زمانی شکل می‌گیرد که اعمال مستمر قدرت سیاسی بر پایه عرف و سنت‌های پذیرفته‌شده جامعه صورت بگیرد و این سنت‌ها به فرد یا خاندان معینی حق فرمانروایی بدهند.

وی برای توضیح این مفهوم به انتقال سلطنت در نظام‌های پادشاهی اشاره کرد و گفت: در چنین نظام‌هایی، ممکن است پس از مرگ پادشاه، فرزند او حتی در سنین کودکی به سلطنت برسد؛ زیرا سنت حاکم، انتقال قدرت به وارث مشخص را به رسمیت می‌شناسد. در این حالت، پذیرش حق فرمانروایی از سنت سرچشمه می‌گیرد، نه از توانایی فردی یا انتخاب مستقیم مردم.

اقتدار قانونی؛ مشروعیت برخاسته از قواعد و قوانین

خرمشاد دومین نوع اقتدار در نظریه وبر را اقتدار قانونی دانست و توضیح داد: در این نوع اقتدار، حق فرمانروایی و حکمرانی از قواعد تأسیسی، قوانین موضوعه و مقررات پذیرفته‌شده جامعه ناشی می‌شود. به بیان دیگر، فرد به دلیل جایگاهی که بر اساس قانون به دست آورده است، از حق اعمال قدرت برخوردار می‌شود.

وی با اشاره به جایگاه رئیس‌جمهور در نظام سیاسی ایران افزود: برای مثال، رئیس‌جمهور به واسطه انتخاب شدن بر اساس سازوکار قانونی، از اختیارات و حقوقی برخوردار می‌شود که قانون برای این مقام تعیین کرده است. بنابراین، منشأ اقتدار او نه روابط خانوادگی و نه سنت موروثی، بلکه جایگاه قانونی وی است.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی برای روشن‌تر شدن این مفهوم، به تفاوت میان یک مأمور پلیس و فردی عادی در چهارراه اشاره کرد و گفت: وقتی مأمور پلیس با لباس و جایگاه رسمی خود به رانندگان دستور می‌دهد توقف کنند یا از مسیر مشخصی عبور کنند، مردم معمولاً دستور او را به دلیل اختیارات قانونی‌اش می‌پذیرند. اما اگر فردی عادی همان دستور را صادر کند، لزوماً از چنین اقتداری برخوردار نیست. تفاوت این دو موقعیت، ناشی از برخورداری یا عدم برخورداری از اقتدار قانونی است.

اقتدار کاریزماتیک؛ مشروعیت برخاسته از ویژگی‌های شخصیتی رهبر

خرمشاد سومین نوع اقتدار در نظریه وبر را اقتدار کاریزماتیک معرفی کرد و اظهار داشت: در این نوع اقتدار، حق فرمانروایی از ویژگی‌های خاص، توانمندی‌ها و شخصیت یک رهبر سیاسی سرچشمه می‌گیرد و مردم به دلیل باور و اعتمادی که به او دارند، فرمان‌هایش را مشروع می‌دانند.

وی برای توضیح این مفهوم به روز‌های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: در روز ۲۱ بهمن ۱۳۵۷، حکومت پهلوی حکومت نظامی اعلام کرده بود و بر اساس آن، مردم از ساعت چهار بعدازظهر اجازه خروج از خانه را نداشتند. در مقابل، امام خمینی (ره) از مردم خواستند که به خیابان‌ها بیایند و به حکومت نظامی اعتنا نکنند؛ مردم نیز به خیابان‌ها آمدند.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی ادامه داد: پرسش این است که چرا مردم در آن شرایط از فرمان امام پیروی کردند؟ نه به دلیل وراثت سلطنتی، نه بر اساس سنت‌های پادشاهی و نه به این علت که ایشان از طریق سازوکار‌های قانونی حکومت وقت به این جایگاه رسیده بودند. در چارچوب نظریه وبر، این رفتار را می‌توان نمونه‌ای از اقتدار کاریزماتیک دانست؛ اقتداری که از باور عمیق مردم به شخصیت و رهبری یک فرد سرچشمه می‌گیرد و می‌تواند حتی در برابر فرمان حکومت مستقر، مبنای کنش سیاسی قرار گیرد.

اقتدار جمهوری اسلامی ایران؛ برآمده از هم‌زمانی سه منبع مشروعیت

خرمشاد با اشاره به هم‌زمانی سه نوع اقتدار سنتی، قانونی و کاریزماتیک در جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت: اقتدار جمهوری اسلامی ایران و نظام مردم‌سالاری دینی در کشور، هم بر سنت استوار است، هم بر قانون و هم بر کاریزما. بهره‌مندی هم‌زمان از این سه منبع، به اقتدار نظام استحکام بخشیده است.

اقتدار قانونی؛ نقش تعیین‌کننده مجلس خبرگان در انتخاب رهبر

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی در تشریح منابع اقتدار در جمهوری اسلامی ایران، به سازوکار قانونی انتخاب رهبر اشاره کرد و گفت: پس از شهادت رهبر انقلاب، نگاه‌ها به مجلس خبرگان رهبری دوخته شده بود تا اعضای این مجلس، رهبر جدید را انتخاب کنند. علت این توجه آن بود که قانون، اختیار انتخاب رهبر را به خبرگان داده است.

وی افزود: مگر در ایران فقط همین تعداد فقیه وجود دارد؟ خیر؛ اما چرا انتخاب رهبر بر عهده این افراد است؟ زیرا قانون چنین حقی را برای آنان در نظر گرفته و اعضای این مجلس بر اساس سازوکار قانونی برای انجام همین وظیفه انتخاب شده‌اند.

خرمشاد با تأکید بر اهمیت این موضوع ادامه داد: این مسئله تا آن اندازه حیاتی بود که همه تحولات و توجهات به سمت مجلس خبرگان معطوف شده بود. دشمنان نیز ساختمان‌ها و مراکز مرتبط را هدف قرار دادند و مردم ایران، از جریان‌های مذهبی و حامیان نظام گرفته تا مخالفان جمهوری اسلامی، منتظر بودند بدانند مجلس خبرگان چه تصمیمی خواهد گرفت. این نمونه‌ای از نقش اقتدار قانونی در ساختار سیاسی ایران است.

اقتدار کاریزماتیک؛ فراتر از اختیارات قانونی رهبری

خرمشاد در ادامه به تبیین اقتدار کاریزماتیک پرداخت و اظهار داشت: رهبر شهید انقلاب، علاوه بر اختیاراتی که بر اساس قانون اساسی، از جمله اصل ۱۱۰، برای ایشان تعریف شده بود، از نوع دیگری از اقتدار نیز برخوردار بودند؛ اقتداری که صرفاً به جایگاه قانونی ایشان محدود نمی‌شد.

وی با اشاره به فضاسازی‌های رسانه‌ای علیه رهبر شهید انقلاب افزود: در شرایطی که فشار رسانه‌ای سنگینی علیه ایشان شکل گرفته بود، ایشان در سخنرانی‌های خود بر برگزاری پرشور مراسم و مناسبت‌ها تأکید و ابراز امیدواری می‌کردند که این برنامه‌ها با اتکا به خداوند پرشور برگزار شود. در اوج این فضا، خیابان‌ها مملو از جمعیت می‌شد. پرسش این است که چه عاملی مردم را به خیابان‌ها می‌کشاند؟

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی ادامه داد: بخشی از این همراهی می‌توانست ناشی از جایگاه قانونی رهبری باشد، اما نمی‌توان تمام آن را با قانون توضیح داد. شمار زیادی از مردم، افزون بر جایگاه رسمی رهبر، به ویژگی‌ها و جایگاهی فراتر از اختیارات قانونی ایشان باور داشتند؛ این همان چیزی است که در چارچوب نظریه وبر می‌توان آن را اقتدار کاریزماتیک نامید.

وی با بیان اینکه چنین اقتداری را می‌توان در رفتار پیروان برخی رهبران سیاسی در مقاطع تاریخی نیز مشاهده کرد، اظهار داشت: در تحلیل وضعیت ایران نیز باید این عامل را در کنار اقتدار قانونی مورد توجه قرار داد.

اقتدار سنتی؛ پیوند سنت‌های شیعی با سازوکار انتخاب رهبری

خرمشاد در تشریح سومین منبع اقتدار در جمهوری اسلامی ایران، به نقش سنت‌های شیعی و ایرانی اشاره کرد و گفت: برای شناخت اقتدار سنتی در ایران، باید هر دو دسته سنت را در نظر گرفت؛ به‌ویژه سنت‌های شیعی که در شکل‌گیری سازوکار انتخاب ولی‌فقیه و انعکاس آن در قانون اساسی نقش داشته‌اند.

وی با توضیح جایگاه سنت مرجعیت در تشیع اظهار داشت: پس از غلبه دیدگاه اصولیان بر اخباریان در تاریخ تشیع، نظام مرجع تقلید و مقلد شکل تثبیت‌شده‌ای پیدا کرد و شیعیان موظف بودند در امور دینی از یک مرجع تقلید پیروی کنند. از همین رو، در مناطق مختلف ایران، مردم به مراجع گوناگون رجوع می‌کردند؛ برای مثال، برخی از مردم در شیراز، آذربایجان، خراسان یا اصفهان از مراجع شناخته‌شده همان مناطق تقلید می‌کردند. در دوره‌هایی نیز مرجعی مانند آیت‌الله بروجردی از جایگاه فراگیرتری برخوردار بود و گروه‌های گسترده‌ای از مردم ایران از ایشان تقلید می‌کردند.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی با طرح این پرسش که مردم چگونه مرجع تقلید خود را انتخاب می‌کردند، ادامه داد: برای این انتخاب، سازوکار رسمی و یکسانی وجود نداشت که همه مردم مستقیماً از طریق آن اقدام کنند. افراد معمولاً به کسانی در محله و محیط زندگی خود مراجعه می‌کردند که آنان را آگاه‌تر و مورد اعتماد می‌دانستند. این افراد می‌توانستند روحانی مسجد، فردی دیندار یا حتی کاسبی مورد اعتماد در محله باشند. مردم از چنین افرادی درباره مرجع مناسب پرس‌وجو می‌کردند و بر اساس شناخت و تشخیص خود تصمیم می‌گرفتند.

وی افزود: ممکن بود در یک کوچه، افراد مختلف از چند مرجع تقلید متفاوت پیروی کنند؛ زیرا هر یک از مسیر شناخت و ارزیابی خود به انتخابی رسیده بودند. این سنت تاریخی در جامعه شیعی، زمینه‌ای برای شکل‌گیری سازوکار انتخاب رهبری در قانون اساسی فراهم کرد.

خرمشاد در پایان این بخش اگفت: در واقع، سازوکار انتخاب رهبر در قانون اساسی را می‌توان ترجمانی سیاسی و حقوقی از سنت مراجعه به خبرگان فقهی دانست. در سنت مرجعیت، مردم با رجوع به افراد آگاه و مورد اعتماد، مرجع تقلید خود را شناسایی می‌کردند؛ در ساختار جمهوری اسلامی نیز مجلس خبرگان رهبری، متشکل از خبرگان فقهی، مسئولیت انتخاب رهبر را بر عهده دارد. از این منظر، سازوکار قانونی انتخاب رهبری، با سنت دیرپای شیعی پیوند خورده است.

بازگشت گرایش به اقتدار متمرکز؛ بازتابی از تحولات سیاسی و تاریخی ایران

خرمشاد با اشاره به تحولات گفتمان سیاسی ایران از دهه ۱۳۷۰ اظهار داشت: از سال ۱۳۷۶ و در دوره اصلاحات، مناقشه‌ای درباره دموکراسی‌خواهی، اصلاح‌طلبی و نسبت این گرایش‌ها با سنت‌های سیاسی ایران شکل گرفت که در مقاطع بعدی، از جمله سال‌های ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸، نیز ادامه یافت. در این مناقشه، جریان‌هایی با عنوان اصلاح‌طلب، سکولار یا دموکراسی‌خواه شناخته می‌شدند و در سوی دیگر نیز گرایش‌های دین‌خواهانه و طرفدار نظام سیاسی مستقر حضور داشتند.

وی افزود: با این حال، در سال ۱۴۰۴ شاهد ظهور و برجسته‌شدن گرایشی بودیم که خود را در قالب سلطنت‌طلبی و حمایت از بازگشت نظام پادشاهی مطرح می‌کرد. این تحول نشان می‌دهد که در بخشی از جامعه، گرایش به اقتدار متمرکز و رهبری مقتدر همچنان وجود دارد و در شرایط خاص می‌تواند دوباره آشکار شود.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به زمینه‌های تاریخی این گرایش ادامه داد: هنگامی که در دوره‌ای از تاریخ ایران، برخی از مردم از رضاشاه حمایت می‌کردند، لزوماً خواهان تکرار همه رفتار‌ها و اقدامات او نبودند؛ بلکه در جست‌وجوی حاکمی بودند که بتواند اقتدار متمرکزی ایجاد کند، نظم برقرار سازد و حرف آخر را در اداره کشور بزند. از این منظر، آنچه برای بخشی از حامیان اقتدار متمرکز اهمیت داشت، بیش از هر چیز توانایی حاکم در اعمال قدرت و یکپارچه نگه‌داشتن کشور بود.

خرمشاد با پیوند دادن این موضوع به تحولات اخیر ایران اظهار داشت: در جریان جنگ و پس از شهادت رهبر انقلاب، در لایه‌های ناخودآگاه بخشی از جامعه این احساس شکل گرفت که کشور برای عبور از شرایط بحرانی به شخصیتی نیاز دارد که بتواند امور را سامان دهد و انسجام کشور را حفظ کند.

وی تأکید کرد: همراهی برخی افراد با چنین گرایشی لزوماً به معنای مذهبی‌بودن، پیروی از سنت شیعی مرجعیت یا پذیرش کامل حکومت اسلامی نیست. ممکن است افرادی از نظر اعتقادی یا سیاسی با این مبانی همراه نباشند، اما در شرایط بحرانی، به ضرورت وجود رهبری مقتدر برای حفظ یکپارچگی کشور باور پیدا کنند.

استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی در جمع‌بندی این بخش گفت: بنابراین، اقتدار ایران امروز را باید حاصل ترکیبی از منابع مختلف دانست؛ منابعی که از سنت‌های تاریخی و مذهبی، سازوکار‌های قانونی و ویژگی‌های کاریزماتیک رهبران سرچشمه می‌گیرند و در شرایط متفاوت، وزن و نقش هر یک از آنها تغییر می‌کند.

 در حال تکمیل...

انتهای پیام/

ارسال نظر