با حضور در خبرگزاری آنا پشت پرده موفقیت نخبه هنر بازگو شد

روایت رتبه دو از تجربه جنگ و مدیریت استرس کنکور/ از ۶ سالگی رؤیای طراحی مد را داشتم + فیلم

رتبه دوم
هدی ناصری طاهری، رتبه دوم کنکور هنر ۱۴۰۵، در شرایطی به این موفقیت رسید که ماه‌های پایانی مسیرش با جنگ و استرس‌های ناشی از آن همزمان شده بود؛ با این حال، او با مدیریت فشار روانی و افزایش مطالعه تا روزانه ۱۰ تا ۱۵ ساعت، مسیر خود را ادامه داد.

به گزارش خبرنگار آنا، کنکور برای خیلی‌ها فقط یک آزمون چندساعته نیست؛ ماه‌ها تلاش، استرس، شب‌بیداری، حذف تفریحات و جنگیدن با تردید‌هایی است که هر روز سراغ داوطلب می‌آیند. در این میان، رسیدن به رتبه‌های برتر نیازمند مسیری است که شاید از بیرون ساده به نظر برسد، اما پشت آن ساعت‌ها مطالعه، فشار روانی و انتخاب‌های سخت قرار دارد.

هدی ناصری طاهری، رتبه دوم کنکور هنر ۱۴۰۵، پس از ماه‌ها تلاش و مطالعه فشرده، توانست جایگاه دوم این آزمون را از آن خود کند. او در گفت‌و‌گو با خبرنگار آنا، از روز‌هایی گفت که مطالعه روزانه‌اش از چهار تا پنج ساعت به ۱۰ تا ۱۲ ساعت و گاهی ۱۴ تا ۱۵ ساعت رسید؛ از روز‌های پایانی که زندگی‌اش میان خواب و درس تقسیم شده بود، تا لحظاتی که در شرایط جنگی نیز تلاش کرد تمرکز خود را حفظ کند.

این رتبه برتر کنکور هنر در گفت‌و‌گو با خبرنگار آنا، از رموز موفقیت، مدیریت استرس، حمایت خانواده، مقابله با فضای مجازی، تعدد منابع کنکور هنر و اهمیت ریاضی گفت و تأکید کرد که مقایسه نکردن خود با دیگران و تمرکز بر مسیر شخصی، یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت او بوده است. در ادامه مشروح گفت‌و‌گو را خواهید خواند.

خانم ناصری درباره نحوه مطالعه روز‌های کنکور توضیح دهید، چگونه توانستید در شرایط جنگی انگیزه خود را حفظ کنید و موفق آمیز ادامه دهید.

از اوایل تابستان ۱۴۰۴، یک شروع اولیه داشتم تا با منابع آشنا شوم. حدود ۳۵ منبع داشتیم و ابتدا باید می‌فهمیدم هر کدام را چطور باید مطالعه کنیم. از مهرماه مطالعه جدی‌تر شد. تا اسفند حدود چهار تا پنج ساعت در روز مطالعه می‌کردم و بعد از اسفند و با شروع دوران جمع‌بندی، مطالعه به حدود ۱۰ تا ۱۲ ساعت رسید و بعضی روز‌ها حتی ۱۴ تا ۱۵ ساعت هم مطالعه کردم.

«اواخر کار یا می‌خوابیدم یا درس می‌خواندم»

روزهای پایانی باقی‌مانده تا کنکور تقریباً زمانم فقط بین خواب و درس تقسیم می‌شد. حتی زمانی که می‌خواستم بخوابم، تا لحظه آخر درس می‌خواندم. اوایل به خودم خیلی سخت نمی‌گرفتم، اما هرچه به کنکور نزدیک‌تر شدیم، شرایط فشرده‌تر شد.

از ابتدا هدف شما رتبه تک رقمی بود؟

از ابتدا هدفم این بود که رتبه‌ام زیر ۱۰ شود. استرس زیادی هم داشتم و کلاً آدم استرسی هستم. اما، بعد از کنکور دیگر فکر نمی‌کردم رتبه‌ام زیر ۱۰ شود  و فقط می‌گفتم امیدوارم در رشته‌ای که می‌خواهم قبول شوم. وقتی رتبه دو شدم، واقعاً باورم نمی‌شد.

آمادگی ذهنی برای درس خواندن در شرایط جنگ

جنگ چه تأثیری بر روند مطالعه شما داشت؟

ما از قبل احتمال چنین شرایطی را در برنامه‌ریزی‌ها در نظر گرفته بودیم. سال قبل هم جنگ ۱۲ روزه اتفاق افتاده بود، اما فکر نمی‌کردیم شرایط تا این اندازه طولانی شود. از نظر روحی خودم را آماده کرده بودم که اگر جنگ شد، بتوانم در هر شرایطی درس بخوانم؛ حتی با وجود صدا و اتفاقاتی که اطرافم رخ می‌دهد.

خانواده چقدر در این مسیر از شما حمایت کردند؟

همه خانواده حامی من بودند؛ پدر، مادر، خواهر و برادرم. مادرم شاغل هستند و در همان دوران، پدرشان نیز بیمار بودند و فوت کردند و طبیعتاً نمی‌توانستند آن‌طور که دوست داشتند در کنار من باشند، اما از نظر روحی همه اعضای خانواده حمایتم می‌کردند و باعث می‌شدند قوی بمانم.

علاقه به طراحی لباس از کودکی

چه شد که تصمیم گرفتید در حوزه طراحی لباس ادامه تحصیل دهید؟

علاقه من به هنر از کودکی وجود داشت. از شش یا هفت سالگی برای خودم الگو درمی‌آوردم و لباس می‌دوختم. همیشه دوست داشتم لباس طراحی کنم، بدوزم و برای خودم و دیگران لباس درست کنم؛ بنابراین انتخاب هنر یک تصمیم ناگهانی نبود و از کودکی با من همراه بود و قصد دارم طراحی پارچه را در دانشگاه هنر تحصیل کنم؛ چرا که طراحی لباس در دانشگاه تهران وجود ندارد.

کنکور هنر

اگر بین علاقه و درآمد مجبور به انتخاب باشید، کدام را انتخاب می‌کنید؟

علاقه را انتخاب می‌کنم. حتی وقتی فامیل از من درباره بازار کار طراحی لباس می‌پرسند، می‌گویم نمی‌دانم؛ فقط می‌خواهم این مسیر را ادامه دهم. فکر می‌کنم اگر انسان علاقه و استعدادش را در مسیری که واقعاً دوست دارد قرار دهد، فرصت‌های دیگر هم در ادامه برای کسب درآمد به وجود می‌آیند.

خودتان را ۱۰ سال دیگر کجا می‌بینید؟

دوست دارم هر جا که هدف و انگیزه‌ام من را می‌برد، همان مسیر را ادامه دهم. به طور کلی دوست دارم یک طراح لباس مطرح شوم و تغییراتی را که لازم است در حوزه مد و فشن ایجاد کنم.

موفقیت دیگران را با مسیر خودم مقایسه نکردم

بزرگترین فاجعه‌ای که در دوران کنکور با آن مواجه شدید چه بود؟

این موضوع خیلی بالا و پایین داشت. وقتی آدم خودش را با دیگران مقایسه می‌کند، مدام با خودش می‌گوید فلانی از من بهتر شد یا فلانی عملکرد بهتری داشت. مخصوصاً در فضای رقابتی که ما در کلاس و مدرسه داشتیم، این موضوع بیشتر خودش را نشان می‌داد. فکر می‌کنم یکی از راه‌های موفقیت این است که آدم خودش را با دیگران مقایسه نکند و روی مسیر خودش تمرکز داشته باشد.

«می‌خواستم خودم را به خودم ثابت کنم»

در مقطعی که فشار و استرس زیاد بود، چه چیزی باعث شد به فکر رها کردن مسیر نیفتید و ادامه دهید؟

چیزی که باعث شد ادامه بدهم، ثابت کردن خودم بود؛ هم به خودم و هم قدردانی از پدر و مادرم. می‌خواستم به خودم ثابت کنم که می‌توانم در میان گروهی از آدم‌هایی که هدفشان رسیدن به یک رشته و رتبه مشخص است، مسیر خودم را طی کنم و به هدفم برسم. در واقع مهم‌ترین چیزی که در آن مقطع به من انگیزه می‌داد، این بود که خودم را به خودم ثابت کنم.

«کنکور قرار نیست اتفاق عجیب و غریبی باشد»

بزرگ‌ترین باور غلطی که درباره کنکور داشتید و بعد متوجه شدید اشتباه بوده، چه بود؟

اینکه فکر می‌کردم قرار است روز کنکور اتفاق خیلی بزرگی بیفتد. مثلاً وقتی قرار است به حوزه امتحانی بروید، ممکن است ذهنتان مدام سناریو‌های مختلف بسازد؛ اینکه شاید اتفاقی بیفتد، تصادفی رخ دهد یا مشکلی پیش بیاید. این افکار فقط باعث ایجاد استرس در ذهن می‌شوند و به نظرم واقعاً ارزش فکر کردن نداشتند.

اگر می‌توانستید به خودتان در ۱۲ ماه قبل، زمانی که در اوج استرس کنکور بودید، فقط یک جمله بگویید، چه می‌گفتید؟

 به خودت اعتماد کن. می‌توانی. فقط به خودت اعتماد کن و مسیرت را ادامه بده. آدم‌های دیگر مسیر خودشان را می‌روند و تو فقط باید روی خودت تمرکز کنی تا نتیجه بگیری.

کنکور ۱۴۰۵ از نگاه رتبه دوم؛ «یک کمدی سیاه»

اگر کنکور را به یک فیلم سینمایی تبدیل کنید، ژانر آن چه خواهد بود؟

واقعاً فکر می‌کنم «کمدی سیاه» بهترین عنوان باشد. اتفاقاتی که در این مسیر افتاد و اینکه با وجود همه آنها باید ادامه می‌دادی و درس می‌خواندی، از بیرون شاید خنده‌دار به نظر برسد. اگر برای یک آدم عادی تعریف می‌کردی که با وجود فلان اتفاق همچنان نشسته‌ای و برای کنکور درس می‌خوانی، احتمالاً می‌خندید و می‌گفت برای کنکور داری این کار‌ها را می‌کنی؟

«فست‌فود در دوران کنکور برایم حکم جایزه داشت»

در دوران کنکور بیشتر با چه غذایی رفیق شده بودید؟

غذای بیرون و فست‌فود. وقتی مثلاً ۲۰ دقیقه زمان برای استراحت و غذا داشتم، سعی می‌کردم همان ۲۰ دقیقه را کاملاً لذت ببرم و از غذایی که می‌خورم استفاده کنم.

«جدا شدن از فضای مدرسه کمکم کرد روی خودم تمرکز کنم»

بیشترین زمانی که در طول روز به جای درس خواندن وارد خیال‌پردازی می‌شدید، چقدر بود؟

اوایل خیلی زیاد بود، چون مدرسه می‌رفتیم و همه چیز به شکل حضوری جریان داشت. رفتار و اتفاقاتی که برای هر آدمی می‌افتاد، می‌توانست روی من تأثیر بگذارد. اما جدا شدن از مدرسه و فاصله گرفتن از بچه‌های دیگر به من کمک کرد بیشتر روی خودم تمرکز کنم. به نظرم در آن مقطع، آدم‌های اطراف تأثیر بیشتری روی ذهنم می‌گذاشتند.

اگر می‌توانستید یک ابرقدرت مخصوص دوران کنکور داشته باشید، چه چیزی را انتخاب می‌کردید؟

خواب! دوست داشتم زمان بیشتری برای خواب داشته باشم؛ مثلاً انگار یک شبانه‌روز به جای ۲۴ ساعت، ۱۲ ساعت خواب بیشتر داشت.

«کنکور برای یک آدم خارج از ایران، آن‌قدر مسئله بزرگی نیست»

اگر بخواهید کنکور را برای یک موجود فضایی توضیح دهید، چطور آن را توصیف می‌کنید؟

فکر می‌کنم حتی اگر بخواهیم کنکور را برای یک آدم خارجی که هیچ تجربه‌ای از آن ندارد توضیح دهیم، خیلی قابل فهم نیست. وقتی از ایران و فضای کنکور خارج می‌شوید و از یک زاویه دیگر نگاه می‌کنید، متوجه می‌شوید که این آزمون آن‌قدر هم مسئله بزرگ، مهم یا تغییر‌دهنده‌ای در زندگی نیست؛ مخصوصاً برای یک موجود فضایی!

کدام شخصیت کتاب یا فیلم را شبیه شخصیت خودتان در دوران کنکور می‌دانید؟

هیچ‌کدام. امیدوارم خودم یک روز مستند زندگی خودم را بسازم و شخصیت اصلی آن هم خودم باشم.

کدام اپلیکیشن را در دوران کنکور بیشتر از بقیه حذف می‌کردید، اما دوباره سراغش می‌رفتید؟

تقریباً همه اپلیکیشن‌ها را حذف می‌کردم، اما یوتیوب و تیک‌تاک بیشتر از بقیه این وضعیت را داشتند. مدام حذفشان می‌کردم و دوباره نصب می‌کردم؛ شاید ماهی یک بار. معمولاً بعد از آزمون‌های آزمایشی که نتیجه خوبی می‌گرفتم، دوست داشتم به خودم یک جایزه بدهم و دوباره یکی از این برنامه‌ها را نصب می‌کردم.

بیشترین زمانی که به جای درس خواندن در فضای مجازی غرق شدید، مربوط به چه چیزی بود؟

بیشتر تیک‌تاک و یوتیوب بود. انگار وقتی در یک آزمون آزمایشی رتبه خوبی می‌آوردم، به خودم جایزه می‌دادم و استفاده از یوتیوب یا برنامه‌های مشابه برایم تبدیل به یک تفریح می‌شد. حتی بعضی وقت‌ها چند ساعت طول می‌کشید؛ نه اینکه یک روز کامل استراحت کنم، اما ممکن بود چند ساعت درگیرش شوم.

«نوتیفیکیشن‌ها تمرکزم را بار‌ها به هم زدند»

وقتی وسط مطالعه نوتیفیکیشنی دریافت می‌کردید و تمرکزتان به هم می‌ریخت، چه حسی داشتید و چگونه آن را مدیریت می‌کردید؟

این اتفاق واقعاً زیاد برایم افتاد. چون مدام اتفاقات جدیدی می‌افتاد، گاهی می‌رفتم و پیام یا نوتیفیکیشن را چک می‌کردم. اما سعی می‌کردم این موضوع را مدیریت کنم. مثلاً وقتی می‌دیدم طرف مقابلم چنین نوتیفیکیشنی دریافت نکرده، راحت‌تر می‌توانستم خودم را کنترل کنم و دوباره به مطالعه برگردم.

استفاده از فضای مجازی برای فرار از استرس درس‌های سخت بود یا واقعاً برای استراحت؟

بیشتر برای استراحت بود، اما فکر نمی‌کنم تأثیر خیلی مثبتی روی استراحت من داشت. اتفاقاً بیشتر مغزم را درگیر می‌کرد. برای همین حتی به خودم توصیه می‌کردم اگر قرار است استراحت کنم، بهتر است یک فیلم ببینم تا اینکه ویدئو‌های کوتاه ببینم؛ چون در ویدئو‌های کوتاه مدام مغز درگیر ویدئوی بعدی می‌شود و این روند ادامه پیدا می‌کند.

«موفقیت دیگران در فضای مجازی روی من تأثیر زیادی نداشت»

دیدن موفقیت دیگران در فضای مجازی برایتان انگیزه‌بخش بود یا باعث می‌شد احساس عقب‌ماندگی کنید؟

خیلی احساس نمی‌کنم چنین اتفاقی برایم افتاده باشد. در صفحه‌هایی که من در فضای مجازی دنبال می‌کردم، معمولاً موفقیت دیگران به شکلی که بخواهد روی من تأثیر بگذارد، نمایش داده نمی‌شد. انگار خودم روش و مسیر مشخصی داشتم و با همان مسیر جلو می‌رفتم، بنابراین چنین محتوایی تغییر خاصی در من ایجاد نمی‌کرد.

کنکور هنر

«اگر به گوشی اعتیاد دارید، برنامه را حذف کنید»

اگر بخواهید برای داوطلبی که درگیر استفاده زیاد از گوشی و فضای مجازی است، یک قانون طلایی تعیین کنید، چه می‌گویید؟

واقعاً می‌گویم برنامه را حذف کند. خودم چند بار تلاش کردم یک برنامه را روی گوشی داشته باشم و به خودم بگویم فقط ۱۵ دقیقه از آن استفاده می‌کنم، اما معمولاً نمی‌شد. اگر برنامه را حذف کنید، انگار دیگر وجود ندارد و می‌توانید آن زمان را با یک فعالیت دیگر جایگزین کنید.

حالا که رتبه دوم کنکور هنر شده‌اید، نگاهتان به اپلیکیشن‌هایی که در دوران کنکور وقتتان را می‌گرفتند چیست؟ احساس پشیمانی دارید؟

الان که به آن دوران نگاه می‌کنم، شاید فکر کنم اگر در آن موقعیت بودم می‌توانستم کار‌های دیگری انجام دهم، اما باید شرایط آن زمان را هم در نظر گرفت. آن موقع انگار فقط برای بقا به یک استراحت کوتاه نیاز داشتم. در آن چند دقیقه‌ای که فرصت استراحت داشتم، می‌خواستم ذهنم را از فضای درس جدا کنم؛ بنابراین الان دیگر آن موضوع برایم آن‌قدر بزرگ نیست.

بالاترین و پایین‌ترین درصد شما در کنکور چه دروسی بود و چه توصیه‌ای برای داوطلبان کنکور هنر دارید؟

در دبیرستان فرزانگان یک تحصیل کرده‌ام، بالاترین درصد من ۸۸ درصد در درس درک عمومی هنر بود و پایین‌ترین درصد هم مربوط به ریاضی با ۶۵ درصد شد. البته همین ۶۵ درصد برای داوطلب رشته هنر می‌تواند خیلی نجات‌دهنده باشد. اگر بخواهم به بچه‌های رشته هنر توصیه‌ای داشته باشم، می‌گویم ریاضی را جدی بگیرند. به نظرم ریاضی یک نقطه طلایی است که اگر آن را جدی بگیرید و درصد خوبی در این درس به دست بیاورید، نسبت به سایر داوطلبان می‌تواند تراز شما را به شکل قابل توجهی جابه‌جا کند و تأثیر زیادی روی رتبه داشته باشد.

یکی از مشکلاتی که داوطلبان کنکور هنر مطرح می‌کنند، تعدد و پراکندگی منابع است. شما این مسئله را چطور تجربه کردید؟

یکی از مشکلات رشته هنر همین پراکندگی منابع است. زمانی که من در پایه دوازدهم شروع به مطالعه کردم، اعلام شد که حدود ۳۵ منبع از کتاب‌های وزارتی باید مطالعه شود. این منابع از بخش‌های مختلف هنری مانند سینما، موسیقی، انیمیشن و عکاسی بودند و در واقع بخش‌های مختلف هنر را پوشش می‌دادند.

برای همین، ارتباط برقرار کردن با بعضی از درس‌هایی که قبلاً آنها را نخوانده بودیم، بسیار سخت بود. مثلاً مطالعه موسیقی برای من دشوار بود. حتی بعضی از بچه‌ها تعدادی از درس‌ها یا کتاب‌ها را حذف می‌کردند تا بتوانند روی منابع دیگر تمرکز بیشتری داشته باشند.

از طرف دیگر، مثل برخی رشته‌های دیگر کتاب تست مشخص و شناخته‌شده‌ای که همه آن را به یکدیگر پیشنهاد کنند، وجود نداشت. به همین دلیل فکر می‌کنم داوطلبان هنر باید تمرکز بیشتری روی همان کتاب‌های اعلام‌شده و یادگیری دقیق آنها داشته باشند و در کنار آن، ریاضی را هم جدی بگیرند؛ چون برای ریاضی منابع آزاد هم وجود دارد و می‌توان از کتاب‌های سایر رشته‌ها نیز استفاده کرد.

انتهای پیام/

ارسال نظر