از ویلچر تا کلاس درس؛ روایت معلمی که محدودیت را به فرصت تبدیل کرد

آموزش و پرورش استثنایی
بهنام سلیمانی که روزی دانش‌آموز مدرسه آموزش و پرورش استثنایی بود، امروز به عنوان معلم در همان مسیر طی مسیر می‌کند؛ مسیری که از تحصیل و کسب رتبه دوم المپیاد سخت‌افزار در نروژ آغاز شد و به آموزش و توانمندسازی دانش‌آموزان دارای معلولیت رسید.

بهنام سلیمانی، معلم آموزش و پرورش استثنایی و دانش‌آموخته مدرسه سروش با اشاره به شرایط دانش‌آموزان دارای معلولیت‌های همزمان جسمی و ذهنی در گفت‌وگو با خبرنگار گروه جامعه آنا گفت: یکی از مهم‌ترین مشکلات این دانش‌آموزان بعد از فارغ‌التحصیلی این است که نه امکان ورود به بازار کار دارند و نه حتی فرصت مناسبی برای حرفه‌آموزی و ادامه فعالیت متناسب با توانمندی‌هایشان برای آنها فراهم شده است.

این معلم درباره تجربه زندگی خود با معلولیت اظهار کرد: من از بدو تولد به دلیل نرسیدن اکسیژن در زمان زایمان دچار سی‌پی یا فلج مغزی شدم. یک برادر بزرگ‌تر از خودم دارم و خانواده‌ام از همان دوران کودکی برای درمان و توانبخشی من تلاش زیادی کردند.

وی افزود: وقتی یک فرد دارای معلولیت در خانواده حضور دارد، شرایط زندگی خانواده به‌طور کامل متفاوت می‌شود. پدر و مادر من زمانی که کودک بودم، هر روز من را برای فیزیوتراپی و کاردرمانی می‌بردند و به‌صورت مستمر نیز برای ویزیت پزشک اقدام می‌کردند؛ در حالی که خانواده‌ای که فرزند دارای معلولیت ندارد، معمولاً چنین برنامه مستمری را تجربه نمی‌کند.

زندگی روزمره‌ای که با مناسب‌سازی گره خورده است

سلیمانی با اشاره به تفاوت‌هایی که از دوران کودکی میان خود و برادرش مشاهده می‌کرد، ادامه داد: وقتی با برادرم بازی می‌کردم، می‌دیدم او توانایی‌هایی دارد که من ندارم و کار‌هایی را می‌تواند انجام دهد که برای من امکان‌پذیر نیست، اما به مرور زمان این شرایط برای خود فرد عادی می‌شود و دیگر مانند گذشته به چشم نمی‌آید.

وی گفت: من در کوچه با بچه‌ها بازی می‌کردم و زندگی‌ام تقریباً مانند زندگی یک فرد عادی بود، اما در جا‌هایی که پله وجود داشت نمی‌توانستم رفت‌وآمد کنم یا اگر پارکی سرویس بهداشتی مناسب نداشت، از آن استفاده نمی‌کردم. حتی وقتی می‌خواستم به جایی بروم، باید از قبل بررسی می‌کردم که آیا آن مکان برای استفاده با ویلچر و واکر مناسب‌سازی شده است یا خیر.

این معلم آموزش و پرورش استثنایی با بیان اینکه پس از ازدواج نیز برای پیدا کردن خانه مناسب‌سازی‌شده با دشواری روبه‌رو بوده است، اظهار کرد: زمانی که ازدواج کردم، برای پیدا کردن خانه مناسب خیلی جست‌و‌جو کردم تا توانستم خانه‌ای پیدا کنم که شرایط لازم را داشته باشد. اما فضای شهری ما همچنان تا رسیدن به استاندارد‌های مناسب‌سازی فاصله زیادی دارد.

تلاش برای ایجاد بانک اطلاعاتی اماکن مناسب‌سازی‌شده

سلیمانی ادامه داد: من به همراه تعدادی از دوستانم که هم‌رشته و هم‌گروه خودم بودند، در حوزه مناسب‌سازی فعالیت کردیم و سایتی راه‌اندازی کردیم تا افراد دارای معلولیت بتوانند اطلاعات اماکن مختلف را در آن ببینند؛ برای مثال اگر فردی می‌خواست به سینما برود، می‌توانست در سایت بررسی کند که کدام سینما برای شرایط او مناسب است و بعد برای استفاده از آن فضا اقدام کند.

وی افزود: این کار را شخصاً دنبال کردم، اما به دلیل مشغله کاری، نیمه‌تمام ماند. اگر بتوانیم دوباره آن را ادامه دهیم، می‌تواند به یک بانک اطلاعاتی مناسب برای افراد دارای معلولیت تبدیل شود تا آنها بتوانند پیش از مراجعه به اماکن مختلف، از وضعیت مناسب‌سازی آنها مطلع شوند.

کمبود نیرو‌های توانبخشی در مدارس استثنایی

این معلم آموزش و پرورش استثنایی درباره امکانات مدارس برای دانش‌آموزان دارای معلولیت نیز گفت: آموزش و پرورش استثنایی امکانات ویژه‌ای برای دانش‌آموزان فراهم می‌کند؛ از جمله سرویس مدارس و مناسب‌سازی فضای مدرسه. برای مثال مدرسه ما آسانسور و رمپ دارد، اما در بخش نیرو‌های درمانی با مشکل مواجه هستیم.

سلیمانی ادامه داد: نیرو‌هایی مانند گفتاردرمان، کاردرمان و فیزیوتراپ در دهه ۷۰ و اواخر دهه ۶۰ به تعداد بیشتری وارد آموزش و پرورش شدند، اما بسیاری از آنها اکنون بازنشسته شده‌اند و متأسفانه نیروی جایگزین به اندازه کافی وارد سیستم نشده است.

وی افزود: نیرویی که در مدرسه وجود دارد، زمان کافی برای ارائه خدمات به همه دانش‌آموزان ندارد و معمولاً در ابتدای سال تحصیلی، کلاس‌ها را بررسی و دانش‌آموزانی را که نیاز بیشتری دارند اولویت‌بندی می‌کند تا خدمات توانبخشی به آنها ارائه شود.

حقوق ۲۰ میلیونی و ضرورت داشتن شغل دوم

سلیمانی درباره وضعیت معیشتی خود و همکارانش نیز اظهار کرد: آموزش و پرورش به‌طور کلی از نظر حقوقی در سطح بالایی قرار ندارد و همکاران ما نیز اشل حقوقی بالایی ندارند.

وی افزود: یک فرد دارای مدرک فوق‌لیسانس که حتی سمت مدیریتی داشته باشد، در نهایت حدود ۳۰ میلیون تومان حقوق دریافت می‌کند و حقوق خود من حدود ۲۰ میلیون تومان است. من دو فرزند کوچک دارم و برای اینکه بتوانم هزینه‌های زندگی را تأمین کنم، در زمینه طراحی، برنامه‌نویسی و طراحی شبکه نیز فعالیت می‌کنم.

وقتی معلولیت مانع ازدواج نشد

این معلم آموزش و پرورش استثنایی درباره ازدواج خود نیز گفت: همسرم را زمانی که در دانشگاه بودم و به دنبال یکی از دوستانم می‌رفتم، دیدم. بعد از آن با یکدیگر آشنا شدیم و سه سال با هم دوست بودیم و در نهایت ازدواج کردیم.

سلیمانی ادامه داد: صداقتی که میان ما وجود داشت برای من اهمیت زیادی داشت. در زندگی مشترک، ظاهر افراد مهم‌ترین موضوع نیست و در نهایت رفتار، درون و صداقت آدم‌هاست که ماندگار می‌شود.

وی با اشاره به زندگی خانوادگی خود گفت: دو فرزند دارم؛ شکوفه که کلاس اول است و صدرا که کلاس چهارم است. بچه‌ها نیز بسیار حمایتگر هستند.

این معلم آموزش و پرورش استثنایی افزود: یکی از دغدغه‌های من این بود که اگر فرزندانم بزرگ شوند و درباره شرایط جسمی من سؤال کنند، چه پاسخی باید به آنها بدهم و چگونه باید با این موضوع برخورد کنم؛ اما خدا را شکر، چون از روز اول من را با همین شرایط دیده‌اند، این وضعیت برای آنها عادی شده و مسئله خاصی در این زمینه نداشته‌اند.

دانش‌آموزان چندمعلولیتی بعد از مدرسه چه می‌شوند؟

سلیمانی با اشاره به یکی از مهم‌ترین مطالبات خود برای دانش‌آموزان مدارس استثنایی اظهار کرد: امروز در مدارس، دانش‌آموزانی داریم که به آنها چندمعلولیتی گفته می‌شود؛ یعنی هم مشکل جسمی دارند و هم مشکل ذهنی. این دانش‌آموزان بعد از اینکه از مدرسه فارغ‌التحصیل می‌شوند، هیچ جایگاهی ندارند.

وی افزود: این افراد نه می‌توانند وارد بازار کار شوند و نه حتی حرفه‌آموزی مناسبی دارند که بتوانند بعد از مدرسه در فضایی مشغول فعالیت شوند و اوقات خود را به شکل مفید سپری کنند.

سلیمانی ادامه داد: اگر واقعاً توان و اختیار لازم را داشتم، مرکزی ایجاد می‌کردم تا دانش‌آموزان دارای معلولیت جسمی و ذهنی، بعد از فارغ‌التحصیلی بتوانند متناسب با توانایی‌هایشان در آنجا مشغول فعالیت شوند.

وی گفت: برای این موضوع بسیار پیگیری کردم و حتی با استاندار و فرماندار تهران جلساتی داشتیم، اما پاسخی که از برخی مسئولان وقت دریافت کردیم این بود که وقتی افراد سالم بیکار هستند، چه انتظاری دارید که برای فردی که هم معلولیت جسمی دارد و هم ذهنی، شغل ایجاد شود.

خاطره‌ای که هنوز در ذهن این معلم مانده است

این معلم آموزش و پرورش استثنایی در ادامه به خاطره‌ای از نخستین سال‌های ورودش به محیط کار اشاره کرد و گفت: سال ۸۲ که تازه سر کار آمده بودم، به من گفتند برای دریافت حقوق باید در یک بانک حساب باز کنم. آن زمان بانک‌ها مانند امروز متمرکز و سراسری نبودند و اداره دیسکت را به شعبه‌ای که باید در آن حساب باز می‌کردم، می‌فرستاد.

سلیمانی ادامه داد: من به دلیل وجود پله‌ها پایین بانک با ویلچر ایستاده بودم و یکی از همکارانم برای توضیح شرایط به داخل بانک رفت. یک خانم مسن بیرون آمد و با دیدن من، یک اسکناس ۱۰۰ تومانی روی پایم گذاشت و رفت.

وی افزود: من با خودم فکر کردم که آیا واقعاً نیاز مالی دارم؟ وقتی همکارم برگشت، ماجرا را برایش تعریف کردم و او هم به شوخی گفت حداقل ۲۰۰ تومان می‌گرفتی و می‌گفتی برای دو نفر کیک بگیریم. این خاطره از اولین مراجعه من به بانک برای باز کردن حساب، همیشه در ذهنم مانده است.

از ترحم به شناخت توانمندی

سلیمانی با اشاره به تجربه‌های خود از نگاه ترحم‌آمیز جامعه نسبت به افراد دارای معلولیت اظهار کرد: در خانواده خودم چنین نگاهی را نداشتم، اما بیرون از خانواده بار‌ها با این رفتار‌ها مواجه شده‌ام. البته احساس می‌کنم در سال‌های اخیر وضعیت فرهنگی جامعه در این زمینه بهتر شده است.

وی ادامه داد: تا همین چند وقت پیش، وقتی در خیابان با ویلچر حرکت می‌کردم، گاهی می‌دیدم فردی صورت فرزندش را برمی‌گرداند تا ویلچر را نبیند.

این معلم آموزش و پرورش استثنایی همچنین به تجربه خود در زمان استخدام اشاره کرد و گفت: زمانی که برای استخدام رفته بودم و مراحل ارزیابی را طی می‌کردم، مسئول ارزیابی به من گفت اگر با ویلچر سر کلاس بروید، روی روحیه دانش‌آموزان تأثیر می‌گذارد و صلاح نیست.

از رتبه دوم المپیاد تا تدریس در مدرسه

سلیمانی با اشاره به سوابق علمی و حرفه‌ای خود اظهار کرد: سال ۸۱ در المپیاد سخت‌افزار نروژ رتبه دوم را کسب کردم. این المپیاد مربوط به دانش‌آموزان فنی و حرفه‌ای بود.

وی ادامه داد: پس از بازگشت به ایران، یکی از همکاران پیشنهاد کرد برای تعمیر و راه‌اندازی سیستم‌های مدرسه به آنجا بروم. پس از آن به مدیر مدرسه پیشنهاد دادم رشته کامپیوتر برای دانش‌آموزان راه‌اندازی شود.

این معلم آموزش و پرورش استثنایی افزود: بعد از راه‌اندازی رشته کامپیوتر، به دلیل اینکه معلم نداشتند، خودم تدریس آن را برعهده گرفتم و از سال ۸۲ این مسیر را ادامه دادم.

سلیمانی درباره سابقه استخدام خود نیز گفت: ابتدا به صورت حق‌التدریس فعالیت می‌کردم و بعد از تصویب قانون مربوط به استخدام حق‌التدریسی‌ها و بخشنامه مهرآفرین، استخدام شدم و تا امروز در آموزش و پرورش فعالیت می‌کنم.

وی در عین حال به یکی از مشکلات اداری خود اشاره کرد و گفت: اکنون دانشجوی ترم اول فوق‌لیسانس هستم و برای تغییر رسته از بخش اداری به آموزشی پیگیری زیادی انجام داده‌ام، اما به من گفته می‌شود، چون از نیرو‌های مهرآفرین هستم، این تغییر امکان‌پذیر نیست.

سلیمانی تأکید کرد: تجربه زندگی یک فرد دارای معلولیت نباید صرفاً به محدودیت‌های جسمی خلاصه شود. آنچه اهمیت دارد این است که فرصت تحصیل، اشتغال، حضور اجتماعی و زندگی مستقل برای این افراد فراهم شود و جامعه به جای ترحم، توانمندی‌های آنها را ببیند.

انتهای پیام/

ارسال نظر