کارشناس مسائل شرق آسیا در گفت‌و‌گو با آنا

پکن برای شکستن قواعد آمریکایی خیز برداشت/ چین آماده‌ رقابت بلندمدت با آمریکا

چین و آمریکا
کارشناس ارشد مسائل شرق آسیا و چین، با اشاره به تصاویر منتشرشده از دیدار شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، با دونالد ترامپ گفت: رفتار چین در قبال آمریکا نشان‌دهنده افزایش اعتمادبه‌نفس ملی این کشور است و پکن به‌تدریج از مرحله پیروی از نظم موجود به سمت قاعده‌نویسی و فرمول‌سازی برای نظم بین‌المللی جدید حرکت می‌کند.
نویسنده : علی رحمانی

«محمد زارع»، کارشناس ارشد مسائل شرق آسیا و چین، در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری آنا، درباره تصاویر منتشرشده از دیدار اخیر شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اظهار کرد: تصویری که از نحوه استقبال شی جین‌پینگ از ترامپ به جهان مخابره شد، بیش از هر چیز نشان‌دهنده اعتمادبه‌نفس ملی چین در رقابت با قدرت‌های بزرگ است.

وی افزود: چینی‌ها طی حدود پنج دهه گذشته به اعتمادبه‌نفس ملی گسترده‌ای دست یافته‌اند و این اعتمادبه‌نفس نیز پشتوانه‌هایی در داخل چین دارد که از جمله آنها می‌توان به اقتصاد و توان نظامی این کشور اشاره کرد.

این کارشناس مسائل چین ادامه داد: بسیاری از پژوهشگران و تحلیلگران نزدیک به حزب کمونیست چین، همواره فقدان اعتمادبه‌نفس را یکی از کاستی‌های مهم چینی‌ها می‌دانستند؛ اما طی در یک دهه اخیر، این کاستی به میزان قابل توجهی کاهش یافته است.

زارع یادآور شد: نمود این اعتمادبه‌نفس را می‌توان هم در جنگ تجاری، به‌ویژه از حدود سال ۲۰۲۱، و هم در سفر‌ها و تعاملات اخیر شی جین‌پینگ مشاهده کرد. رفتار شی نشان می‌دهد که چینی‌ها اکنون از میزان مشخصی از اعتمادبه‌نفس ملی برای انجام کنش‌های معنادار در سیاست بین‌الملل و رقابت با آمریکا برخوردارند.

چین تمایلی به تصویرسازی دوقطبی ندارد

وی در پاسخ به این پرسش که آیا رفتار چین در قبال ترامپ می‌تواند نشانه ورود نظم بین‌الملل از مرحله تک‌قطبی به چندقطبی باشد، بیان کرد: چینی‌ها نسبت به تصویری که از خود در نظام بین‌الملل ارائه می‌کنند بسیار حساس هستند و در مقطع فعلی تمایل ندارند چین به‌عنوان قطبی رقیب و مقابل آمریکا تصویرسازی شود.

تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل توضیح داد: هر اندازه چین بیشتر به‌عنوان یک قطب مستقل و رقیب آمریکا معرفی شود، میزان حساسیت نسبت به رفتار‌های این کشور نیز افزایش خواهد یافت. در دیدار شی جین‌پینگ و ترامپ نیز موضوع «ثبات استراتژیک پایدار» میان چین و آمریکا مطرح شد و شی بر ضرورت مدیریت روابط دو کشور در دهه سوم قرن بیست‌ویکم و جلوگیری از گرفتار شدن در «تله توسیدید» تأکید داشت.

وی اضافه کرد: تله توسیدید به این دیدگاه اشاره دارد که ظهور یک قدرت جدید در کنار قدرت مسلط می‌تواند زمینه‌ساز تنش و حتی جنگ میان آنها شود. شی جین‌پینگ تلاش دارد از چنین سرنوشتی در روابط چین و آمریکا جلوگیری کند.

چین وارد مرحله فرمول‌سازی برای نظم جدید شده است

این کارشناس مسائل شرق آسیا با بیان اینکه واقعیت تبدیل شدن چین به یکی از قطب‌های اصلی نظام بین‌الملل تا حد زیادی محقق شده است، تأکید کرد: چین بخش قابل توجهی از ظرفیت‌های اقتصادی خود را در حوزه‌های تجاری، هوش مصنوعی، عناصر خاکی کمیاب و سایر حوزه‌ها به نمایش گذاشته است.

زارع ادامه داد: با این حال، جهان به یک کنش معنادار از سوی چین نیاز دارد؛ به‌ویژه در بحران‌های کلان جهانی، انتظار می‌رود چین کنش‌های با اعتمادبه‌نفس بیشتری از خود نشان دهد. یکی از موضوعاتی که می‌تواند در آینده این مسئله را محک بزند، نحوه رفتار چین در قبال تایوان است.

وی همچنین عنوان کرد: چینی‌ها در پیشنهاد‌ها و طرح‌های خود و همچنین در ابتکاراتی که شی جین‌پینگ در حوزه امنیت جهانی، توسعه و حکمرانی جهانی مطرح کرده، نشان داده‌اند که وارد مرحله ایده‌پردازی برای جهان جدید شده‌اند.

این کارشناس مسائل راهبردی در ادامه تشریح کرد: مجموعه ایده‌هایی که شی جین‌پینگ از حدود سال‌های ۲۰۱۹ و ۲۰۲۱ تاکنون مطرح کرده، نشان می‌دهد چین وارد دوره فرمول‌سازی برای نظم بین‌المللی جدید شده است؛ به این معنا که پکن از مرحله پیروی از نظم موجود، به سمت قاعده‌نویسی و ارائه فرمول‌هایی برای نظم جدید حرکت کرده است.

وی افزود: البته چین در عرصه معماری هنجاری همچنان درون نظم موجود فعالیت می‌کند و بیشتر به دنبال ایجاد نوعی معماری هنجاری جدید و جایگزین است، نه ایجاد تغییرات رادیکال و اساسی. پکن تلاش دارد از درون نظم مستقر، اصلاحاتی را در جهت چندقطبی شدن نظام بین‌الملل پیش ببرد.

«قرن تحقیر» در محاسبات استراتژیک چین

این کارشناس ارشد مسائل چین در پاسخ به پرسشی درباره واکنش احتمالی پکن در صورت وقوع یک تقابل نظامی مستقیم میان چین و آمریکا تصریح کرد: چینی‌ها خاطره تاریخی مهمی از دوره‌ای دارند که در داخل چین از سال ۱۸۴۰ تا ۱۹۴۹ از آن به عنوان «قرن تحقیر» یاد می‌شود.

زارع توضیح داد: در این دوره، چین در نتیجه فشار و مداخلات قدرت‌های غربی با بحران‌های گسترده‌ای مواجه شد و در فرهنگ استراتژیک این کشور، یکی از دلایل اصلی این وضعیت، آمادگی نداشتن چین برای مواجهه با جهان جدید تلقی می‌شود.

وی افزود: خاطره این دوره و فشار‌هایی که غرب از طریق قرارداد‌های نابرابر و تصرف بخشی از سرزمین‌های چین بر ذهن تصمیم‌سازان این کشور و فرهنگ استراتژیک آن گذاشته، همچنان در محاسبات چین حضور دارد.

کارشناس ارشد مسائل شرق آسیا در ادامه عنوان کرد: چینی‌ها نمی‌خواهند بدون برخورداری از میزان مشخصی از آمادگی و تولید باکیفیت قدرت ملی، وارد درگیری مستقیم با آمریکا شوند. به نظر می‌رسد اسناد منتشرشده چین درباره ایجاد ارتش خلق چین در سطح جهانی تا سال ۲۰۵۰ نیز نشان‌دهنده آن است که پکن دوره گسترده‌ای را برای افزایش اعتمادبه‌نفس و آمادگی ملی خود در نظر گرفته است.

رقابت چین و آمریکا به همه حوزه‌ها کشیده شده است

این کارشناس راهبردی با اشاره به آینده روابط پکن و واشنگتن تأکید کرد: با وجود اینکه شی جین‌پینگ بر ضرورت جلوگیری از گرفتار شدن در تله توسیدید تأکید دارد، به نظر می‌رسد روابط چین و آمریکا با دشواری زیادی برای عبور از این وضعیت مواجه است.

وی اضافه کرد: بر اساس برخی اسناد منتشرشده، چین برای رقابت با آمریکا در بازه‌های زمانی مختلف برنامه‌ریزی کرده است و به‌نظر می‌رسد پکن تلاش دارد سطح آمادگی خود را برای رقابت احتمالی افزایش دهد.

این تحلیلگر مسائل استراتژیک ادامه داد: تجربه جنگ اخیر ایران و آمریکا نیز از این منظر برای استراتژیست‌های چینی اهمیت دارد، زیرا می‌تواند بخشی از ابهامات آنها درباره نحوه مواجهه نظامی با آمریکا را کاهش دهد و تجربه‌ای واقعی از چگونگی عملکرد قدرت نظامی آمریکا در اختیار آنها قرار دهد.

وی گفت: به نظر من، احتمال وقوع جنگ میان چین و آمریکا در آینده وجود دارد و شاید بتوان این احتمال را در افق دو دهه آینده جدی‌تر بررسی کرد. در حال حاضر نوعی قفل‌شدگی در روابط دو کشور در مسیر رقابت وجود دارد.

زارع با اشاره به تغییر رویکرد آمریکا نسبت به چین طی سال‌های گذشته بیان کرد: اگر روابط چین و آمریکا را از سال‌های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ به بعد بررسی کنیم، می‌بینیم که چین به‌تدریج در اسناد استراتژیک آمریکا به‌عنوان یک رقیب مطرح شد و از حدود سال ۲۰۱۸ به بعد، سطح تقابل و رقابت میان دو کشور افزایش یافت.

وی افزود: در حال حاضر تقریباً همه حوزه‌های روابط چین و آمریکا، از روابط دانشگاهی و آکادمیک گرفته تا روابط فناوری، تجاری و اجتماعی، تحت تأثیر رقابت استراتژیک قرار گرفته‌اند.

جنگ احتمالی و نتیجه آن قابل پیش‌بینی نیست

این کارشناس ارشد مسائل شرق آسیا تأکید کرد: هرچند چینی‌ها تمایل دارند از این رقابت استراتژیک عبور کنند، اما گریز از آن دشوار به نظر می‌رسد. در ادبیات روابط بین‌الملل نیز درباره «تله توسیدید» بحث‌های گسترده‌ای وجود دارد و نمونه‌های تاریخی متعددی از انتقال قدرت میان قدرت‌های بزرگ با جنگ همراه بوده است.

زارع در پایان خاطرنشان کرد: بر همین اساس، وقوع جنگ در آینده روابط چین و آمریکا را نمی‌توان منتفی دانست؛ با این حال، درباره نتیجه چنین جنگی در حال حاضر نمی‌توان قضاوت شفاف و دقیقی ارائه کرد.

انتهای پیام/

ارسال نظر