آنا گزارش می‌دهد

روایت جنگ در نیویورک/ طنین صدای ایران مقتدر در فراموشخانه سازمان ملل

پرچم ایران در سازمان ملل
همزمان با جنگ نظامی ایران و آمریکا، نیویورک به میدان دیگری برای تقابل دو روایت تبدیل شده است؛ جایی که از یک سو با برجسته‌سازی اتهام‌ها علیه ایران و از سوی دیگر با محدود کردن خبرنگاران ایرانی، تلاش می‌شود روایت تهران کمتر شنیده شود. با این حال، حضور در مجمع عمومی سازمان ملل فرصتی است تا ایران در مهم‌ترین تریبون چندجانبه جهان، روایت خود از جنگ، حملات و پیامدهای آن را مستقیماً با دولت‌ها و افکار عمومی بین‌المللی در میان بگذارد.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، جنگ فقط با موشک و بمب پیش نمی‌رود. بعد از هر حمله، نبرد دیگری آغاز می‌شود؛ نبرد بر سر اینکه چه کسی درباره آنچه رخ داده سخن بگوید، کدام تصویر دیده شود و کدام بخش از واقعیت از قاب بیرون بماند.

در جنگ ایران و آمریکا، این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که همزمان با ادامه حملات نظامی، تلاشی مذبوحانه برای شکل دادن به تصویری یک‌طرفه از جنگ نیز دنبال می‌شود؛ تصویری که در آن ایران در جایگاه متهم قرار می‌گیرد، اما زمینه آغاز درگیری و حملات علیه کشورمان به حاشیه می‌رود.

پازل این جنگ شناختی را می‌توان در دو بخش دید: «اتهام‌زنی به ایران» و «تلاش برای خاموش کردن صدای ایران»

ایران در قاب اتهام؛ واقعیت‌هایی که از تصویر حذف می‌شوند

در بخش نخست، ایران پیشاپیش در جایگاه متهم قرار می‌گیرد و اقدامات طرف مقابل به حاشیه می‌رود؛ مثل زمانی که گفته می‌شود ایران کشور‌های همسایه را هدف قرار می‌دهد، اما کمتر درباره این واقعیت سخن گفته می‌شود که این کشور‌ها میزبان نیرو‌ها و پایگاه‌های نظامی آمریکا هستند و خاک آنها برای تجاوز به ایران مورد استفاده قرار گرفته است.

در روایت آمریکایی، حمله ایران برجسته می‌شود، اما آنچه پیش از آن رخ داده و به این واکنش منجر شده، از قاب بیرون می‌ماند.

در جنگ روایت‌ها، این جابه‌جایی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا مخاطب ممکن است به جای دیدن یک زنجیره از رخدادها، تنها آخرین تصویر را ببیند و همان را تمام ماجرا تصور کند.

در  توصیف شگرد آمریکا در ارائه تصویرهای منتخب اما غیرواقعی از جنگ می‌توان به تلاش برای مقصر جلوه دادن ایران بابت افزایش جهانی قیمت سوخت اشاره کرد که از قضا در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره وزن سبد آراء حزب جمهوری‌خواه را کاهش داده است.

در کاخ سفید، افرادی مانند «جی دی ونس» معاون رئیس‌جمهور با راه‌انداختن بازی مقصرنمایی، به دنبال آرام کردن افکار رای‌دهنده آمریکایی هستند تا آنجا که او روز گذشته مدعی شد: از آنجا که ایرانی‌ها درحال ایجاد ارعاب و تهدید در کشتیرانی هستند، قیمت انرژی بالا رفته است. ما هر کاری که از دستمان برمی‌آید انجام می‌دهیم تا روند این قیمت‌ها را نزولی کنیم.

این ادعا بلافاصله با واکنش «اسماعیل بقائی» سخنگوی دستگاه دیپلماسی ایران مواجه شد. این دیپلمات ایرانی افرادی مانند ونس را به کوری راهبردی و نابخردی متهم کرد و خطاب به آنها گفت: تصور می‌کنید مردم آنقدر کم‌حافظه شده‌اند که دیگر به یاد نمی‌آورند کدام طرف آغازکننده تجاوز نظامی بود و چگونه اقداماتش موجب بحرانی شد که کشتیرانی تجاری را دچار اخلال کرد و تنگه هرمز را بست؟

همین الگو را می‌توان در ماجرای محدودیت خرید هیأت ایرانی در نیویورک نیز دید. ممنوعیت خرید مقامات ایرانی در آمریکا را می‌توان بخشی از یک عملیات روانی ـ رسانه‌ای دانست که در سال‌های اخیر، بر پایه ادعا‌های مطرح‌شده از سوی برخی گروه‌های مخالف ایران دنبال شده است؛ ادعا‌هایی که برای آنها سند رسمی و مستندی ارائه نمی‌شود.

هدف از طرح چنین ادعای نخ‌نمایی؛ انحراف افکار عمومی از تحریم‌های گسترده و مستندی است که سال‌ها معیشت مردم ایران را تحت تأثیر قرار داده است.

وقتی صدای ایران هم هدف قرار می‌گیرد

اما ضلع دوم ماجرا، جلوگیری از شنیده شدن روایت ایران است و نمونه روشن آن را می‌توان در ماجرای حضور هیأت ایرانی در هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل دید. آمریکا اعلام کرده است که به هیأت اصلی ایران، از جمله رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه، اجازه حضور در نشست را می‌دهد، اما برای رفت‌وآمد این هیأت در نیویورک محدودیت‌هایی تعیین کرده است.

همچنین در اقدامی خصمانه، دولت آمریکا به خبرنگاران ایرانی و اعضای تیم رسانه‌ای رئیس‌جمهور ویزای ایالات متحده برای حضور در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک را صادر نکرد.

این محدودیت‌ها در شرایط عادی ممکن است یک اختلاف دیپلماتیک تلقی شود، اما در میانه جنگ معنای دیگری پیدا می‌کند. در محاسبات دشمن، رئیس‌جمهور ایران می‌تواند در مجمع عمومی سخن بگوید، اما وقتی بخشی از تیم رسانه‌ای همراه او امکان حضور ندارد، ظرفیت انتقال مستقیم این سخنان به افکار عمومی بین‌المللی نیز محدود می‌شود.

ماجرا اما فقط به هیأت ایرانی ختم نمی‌شود. هم‌زمان، در واشنگتن نیز خبرنگاران سه رسانه آمریکایی شامل سی‌ان‌ان، ام‌اس‌ان‌بی‌سی و پولیتیکو، از ورود به کاخ سفید منع شده‌اند؛ آن هم به این دلیل که افشاگری‌هایشان از کاستی‌های دولت واشنگتن به مذاق دونالد ترامپ خوش نمی‌آید که اهل روتوش واقعیت است، خوش نمی‌آید.

این دو اتفاق، اگرچه از یک جنس و در یک سطح نیستند، اما در یک نقطه به هم می‌رسند: دسترسی رسانه‌ها به محل و منبع خبر، خود به بخشی از مناقشه تبدیل شده است؛ گویی در کنار میدان جنگ، بر سر اینکه چه کسی ببیند، چه کسی بشنود و چه روایتی به افکار عمومی برسد نیز رقابتی در جریان است.

از نگاه ایران، اقداماتی از این دست، صرفا به معنای «مدیریت دسترسی» نیست؛ بلکه به معنای تلاش برای مخفی کردن حقیقت و ادامه کارزار اطلاعات نادرست جعلی از طریق نقض حق دسترسی به اطلاعات واقعی است.

صدای مظلومیت و اقتدار ایران باید شنیده شود

در چنین شرایطی، پرسش مهم این است که اگر فضای سیاسی و رسانه‌ای آمریکا علیه ایران است، اساساً چرا هیأت دیپلماتیک کشورمان باید در نیویورک حاضر شود؟

پاسخ را باید در کارکرد خود سازمان ملل جست‌و‌جو کرد. حتی اگر درباره میزان موفقیت سازمان ملل در برقراری صلح، امنیت و عدالت بحث وجود داشته باشد، مجمع عمومی مهم‌ترین نهاد نمایندگی و گفت‌وگوی چندجانبه این سازمان است و هر ۱۹۳ عضو در آن حضور دارند و از حق رأی برابر برخوردارند. بنابراین، حضور ایران در این نشست، صرفاً یک سفر دیپلماتیک یا تشریفاتی نیست؛ فرصتی است برای اینکه موضع تهران مستقیماً در برابر دولت‌ها و افکار عمومی بین‌المللی مطرح شود.

آنگونه که «سیدعباس عراقچی» وزیر خارجه کشورمان می‌گوید امسال این تریبون، محلی خواهد بود برای اینکه مظلومیت مردم ایران، شهدای ایران، شهدای مدرسه میناب و در راس آنها قائد و رهبر شهیدمان بیان شود.

اسماعیل بقائی سخنگوی دستگاه دیپلماسی نیز تریبون مجمع عمومی سازمان ملل را به «سنگری» تعبیر کرده که نباید رها شود و تأکید می‌کند که حضور در این نشست و بیان مواضع مقتدرانه جمهوری اسلامی ایران و ملت بزرگ ایران یک حق قانونی است که نباید از آن عقب‌نشینی کنیم.

وی با اشاره به گذشت هفت ماه از تقابل‌ها و جنایات اخیر علیه کشورمان تأکید کرد: وظیفه داریم در مهم‌ترین رویداد بین‌المللی حاضر شویم تا به عنوان نمایندگان این ملت، حقانیت مردم ایران را به گوش جهانیان برسانیم.

این را هم نباید فراموش کنیم که در جهان امروز، قدرت کشورها تنها به توان نظامی و اقتصادی محدود نمی‌شود؛ بلکه توانایی تأثیرگذاری بر افکار عمومی، شکل‌دهی به ذهنیت‌ها و ارائه روایتی مؤثر از هویت و عملکرد کشور نیز از ابعاد مهم قدرت است.

در حالیکه به دلیل عدم کارآمدی در برقراری صلح و امنیت بین‌المللی، اعتماد به سازمان ملل از بین رفته است، جمله «داگ هامرشولد» سیاستمدار فقید سوئدی و دبیرکل اسبق سازمان ملل، همچنان پندی در خور تأمل است مبنی بر اینکه «سازمان ملل نباید به یک ماشین برگزاری کنفرانس‌های ایستا در خدمت دیپلماسی قدرت‌های بزرگ فروکاسته شود، بلکه باید ابزاری پویا برای پاسداری از امنیت کشورها باشد.»

این بار، ایران مظلوم اما سربلند که تنگه هرمز را در ید اقتدار خود دارد و نَفَس قوای نظامی دشمن را زیر ضرب موشک‌های خود به شماره انداخته، آنچنان بلند در تریبون سازمان ملل صحبت خواهد کرد که انعکاس صدایش تصویر رویای آمریکا برای تبدیل این سازمان به «اتاق پذیرایی ابرقدرت‌ها» را هزار تکه کند.

از این منظر، حضور هیأت دیپلماتیک کشورمان در مجمع عمومی سازمان ملل یکی از معدود فرصت‌هایی است که ایران می‌تواند بدون واسطه درباره جنگ، حملات صورت‌گرفته، تلفات غیرنظامی، تحریم‌ها و مواضع خود با افکار عمومی جهان و همچنین طیف گسترده‌ای از دولت‌ها سخن بگوید؛  به‌ویژه آنکه همه کشور‌ها الزاماً برداشت یکسانی از تحولات ایران و آمریکا ندارند و دیپلماسی مستقیم می‌تواند این فاصله اطلاعاتی را کاهش دهد.

انتهای پیام/

ارسال نظر