میزان خواب مادر در بارداری، هوش کودک را تعیین می‌کند

خواب
شب‌های طولانی و بی‌خوابی مادر باردار فقط خستگی به دنبال ندارد؛ طولانی شدن زمان به خواب رفتن، به‌ویژه در ماه‌های نخست بارداری، با عملکرد پایین‌تر کودک در برخی توانایی‌های شناختی همراه شده است؛ یافته‌ای که یک نگرانی جدی را مطرح می‌کند که آیا خواب مادر می‌تواند بر مسیر رشد مغز جنین اثر بگذارد؟

به گزارش خبرگزاری آنا؛ یک مطالعه تازه که نزدیک به دو هزار مادر و کودک را در شانگهای دنبال کرده، نشان می‌دهد زنانی که در دوران بارداری زمان بیشتری برای به خواب رفتن نیاز داشتند، در چهار سالگی کودکانی با امتیاز پایین‌تر در برخی آزمون‌های شناختی داشتند. این ارتباط در سه‌ماهه نخست بارداری پررنگ‌تر بود و در مادرانی که طولانی شدن زمان به خواب رفتن در سراسر بارداری ادامه داشت، دامنه بیشتری پیدا کرد. پژوهشگران در ادامه، سرنخ‌هایی را در مواد شیمیایی موجود در خون مادر پیدا کردند که ممکن است توضیح دهند چرا خواب و رشد شناختی کودک در این مطالعه کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

مطالعه نمی‌گوید دیر خوابیدن مادر باعث کم شدن هوش کودک می‌شود و حتی مشخص نمی‌کند که بهبود خواب می‌تواند به‌تنهایی امتیاز هوشی کودک را افزایش دهد. آنچه دیده شده، یک ارتباط آماری است؛ ارتباطی که اکنون پرسش مهم‌تری را پیش روی دانشمندان گذاشته است: آیا تغییرات خواب مادر می‌تواند نشانه‌ای از تغییرات زیستی باشد که هم‌زمان بر محیط رشد جنین نیز اثر می‌گذارند؟

داستان از «چند ساعت خواب» شروع نمی‌شود

وقتی درباره میزان خواب صحبت می‌شود، معمولاً نخستین چیزی که به ذهن می‌رسد تعداد ساعت‌هایی است که باید بخوابیم؛ اما این مطالعه روی موضوع دیگری دست گذاشته است؛ مدت زمانی که طول می‌کشد تا فرد اصلاً به خواب برود.

این شاخص که «نهفتگی خواب» (Sleep Latency) نام دارد، فاصله زمانی میان تلاش برای خوابیدن و آغاز خواب است. ممکن است فرد ساعت کافی در رختخواب بماند، اما برای به خواب رفتن زمان زیادی نیاز داشته باشد. از نگاه پژوهشگران، همین بخش از الگوی خواب ممکن است اطلاعاتی درباره وضعیت زیستی بدن ارائه کند که صرفاً با شمارش ساعات خواب دیده نمی‌شود.

در دوران بارداری، تغییر خواب مسئله‌ای غیرعادی نیست. تغییرات هورمونی و جسمی می‌توانند چرخه خواب و بیداری را دستخوش تغییر کنند و عوامل روان‌شناختی نیز می‌توانند این وضعیت را پیچیده‌تر کنند. به همین دلیل، نزدیک به نیمی از زنان باردار در برخی مطالعات، نوعی مشکل در کیفیت خواب خود گزارش کرده‌اند.

پژوهشگران نزدیک به دو هزار مادر را تا چهار سالگی کودکان دنبال کردند

برای پیدا کردن پاسخ، یون هوانگ، جون ژانگ و همکارانشان داده‌های ۱۸۷۰ زوج مادر و کودک را از «مطالعه تولد شانگهای» (Shanghai Birth Cohort) بررسی کردند. مادران در هر سه‌ماهه بارداری درباره خواب خود اطلاعات ارائه کرده بودند؛ از مدت خواب و کیفیت آن گرفته تا مدت زمانی که برای به خواب رفتن نیاز داشتند. این موضوع به پژوهشگران اجازه داد فقط به یک تصویر لحظه‌ای از خواب نگاه نکنند و ببینند الگوی خواب در طول بارداری چه تغییری می‌کند.

چهار سال بعد، زمانی که کودکان به سنی رسیدند که ارزیابی استاندارد توانایی‌های شناختی آنها امکان‌پذیر بود، وضعیت ذهنی و شناختی آنها سنجیده شد. ابزار مورد استفاده، «مقیاس هوش وکسلر برای دوره پیش‌دبستانی و دبستان» (Wechsler Preschool and Primary Scale of Intelligence) بود. این آزمون تنها یک عدد به نام بهره هوشی ارائه نمی‌کند؛ بلکه چندین جنبه از عملکرد شناختی کودک را بررسی می‌کند.

در این مطالعه، «بهره هوشی کلی» (Full-Scale IQ)، «درک کلامی» (Verbal Comprehension) و «استدلال سیال» (Fluid Reasoning) مورد توجه قرار گرفتند؛ و در همین‌جا نخستین الگوی مهم ظاهر شد.

سه‌ماهه اول بارداری بیشتر از آنچه انتظار می‌رفت در نتایج دیده شد

کودکانی که مادرانشان در سه‌ماهه نخست زمان بیشتری برای به خواب رفتن داشتند، در چهار سالگی امتیاز پایین‌تری در بهره هوشی کلی و درک کلامی به دست آوردند. در سه‌ماهه دوم نیز ارتباطی میان طولانی‌تر شدن زمان به خواب رفتن و امتیاز پایین‌تر در استدلال سیال دیده شد. اما در سه‌ماهه سوم، چنین ارتباط آماری معناداری مشاهده نشد. این تفاوت زمانی مهم است، زیرا مغز جنین در تمام بارداری یک مرحله ثابت را پشت سر نمی‌گذارد. در ماه‌های نخست، ساختار‌های بنیادی دستگاه عصبی شکل می‌گیرند و در ادامه بارداری، رشد و بلوغ این ساختار‌ها ادامه پیدا می‌کند.

بنابراین، ممکن است زمان وقوع یک عامل در دوران بارداری اهمیت داشته باشد. هنوز نمی‌دانیم چرا ارتباط مشاهده‌شده در این مطالعه در سه‌ماهه نخست برجسته‌تر بوده، اما یافته‌ها نشان می‌دهند که بررسی «چه زمانی» یک اختلال رخ‌داده، می‌تواند به اندازه بررسی «آیا اختلالی وجود داشته است» مهم باشد. نتایج ثابت نمی‌کنند که خواب نامناسب در سه‌ماهه نخست باعث کاهش هوش کودک شده است. پژوهشگران دو پدیده مرتبط را مشاهده کرده‌اند؛ علت این ارتباط هنوز مشخص نیست.

وقتی مشکل خواب فقط یک دوره نبود

یک شب بد یا حتی یک دوره کوتاه اختلال خواب، تصویر کاملی از وضعیت خواب یک فرد ارائه نمی‌کند. به همین دلیل، پژوهشگران الگوی خواب مادران را در طول کل بارداری نیز بررسی کردند. کودکانی که مادرانشان در تمام دوران بارداری به‌طور مداوم زمان بیشتری برای به خواب رفتن داشتند، در چهار سالگی امتیاز پایین‌تری در هر سه شاخص مورد بررسی، یعنی بهره هوشی کلی، درک کلامی و استدلال سیال، به دست آوردند. صرفا «تداوم بی‌خوابی» علت این تفاوت‌ها نبوده است. اما نشان می‌دهد که در پژوهش درباره خواب بارداری، یک اندازه‌گیری منفرد شاید کافی نباشد. الگویی که ماه‌ها ادامه دارد ممکن است اطلاعات متفاوتی از یک اختلال موقتی در اختیار پژوهشگران قرار دهد.

پس اگر فردی در بخشی از بارداری خواب نامنظمی داشته باشد، نمی‌توان از این مطالعه نتیجه گرفت که چنین تجربه‌ای به‌تنهایی پیامد شناختی برای فرزند خواهد داشت. یافته اصلی درباره یک الگوی آماری در یک گروه بزرگ است، نه پیش‌بینی سرنوشت شناختی یک کودک مشخص.

اما چرا خواب باید با مغز جنین ارتباط پیدا کند؟

پاسخ در خود خواب نیست؛ در اتفاقاتی است که هنگام تغییر خواب در بدن رخ می‌دهد. خواب با تنظیم سوخت‌وساز، التهاب و پردازش مواد مختلف در بدن ارتباط دارد. بنابراین، اختلال خواب می‌تواند با تغییر وضعیت شیمیایی بدن همراه شود. در دوران بارداری، این موضوع اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، زیرا وضعیت زیستی مادر با محیطی که جنین در آن رشد می‌کند ارتباط دارد.  پژوهشگران برای بررسی این مسیر، نمونه خون ۱۴۶۱ مادر را که در سه‌ماهه نخست بارداری گرفته شده بود، مورد بررسی قرار دادند.

آنها به جای جست‌وجوی یک ماده مشخص، صد‌ها ترکیب شیمیایی را هم‌زمان بررسی کردند. این روش «پروفایل‌برداری متابولومیک بدون هدف» (Untargeted Metabolomic Profiling) نام دارد و به پژوهشگر اجازه می‌دهد تصویری گسترده از وضعیت متابولیکی بدن به دست آورد و در مجموع، ۴۱۳ متابولیت شناسایی شد. «متابولیت» (Metabolite) به مولکول کوچکی گفته می‌شود که در جریان واکنش‌های شیمیایی بدن تولید، مصرف یا دچار تغییر می‌شود. تغییر سطح این مولکول‌ها می‌تواند نشانه‌ای از تغییر در فعالیت‌های زیستی بدن باشد. از میان این صد‌ها ترکیب، سه ماده اینوزیتول، ایندول‌آکریلیک اسید و ۴-هیدروکسی‌کینولین؛ بیشتر مورد توجه قرار گرفتند.

سه ماده شیمیایی که سرنخ تازه‌ای به دست دادند

«اینوزیتول» (Inositol) یکی از این سه ترکیب بود. این ماده در برخی فرایند‌های پیام‌رسانی سلولی و عصبی نقش دارد و می‌تواند از طریق جفت به جنین منتقل شود. در تحلیل پژوهشگران، تغییرات مرتبط با خواب مادر با سطح اینوزیتول ارتباط داشت و این مسیر با عملکرد کودک در استدلال سیال مرتبط بود.

دو ترکیب دیگر، «ایندول‌آکریلیک اسید» (Indoleacrylic Acid) و «۴-هیدروکسی‌کینولین» (۴-Hydroxyquinoline)، با مسیر‌های مربوط به «تریپتوفان» (Tryptophan) ارتباط دارند.

تریپتوفان یک اسید آمینه است که بدن از آن در تولید و تنظیم برخی ترکیبات مهم استفاده می‌کند. این مسیر با موادی مانند سروتونین و ملاتونین نیز ارتباط دارد؛ ترکیباتی که در عملکرد عصبی و تنظیم خواب نقش دارند.

پژوهشگران دریافتند تغییرات مرتبط با خواب با این دو ترکیب نیز ارتباط دارد و این مسیر با عملکرد درک کلامی کودک همراه بود. اما این سه ماده را نباید به‌عنوان «مواد شیمیایی کاهش‌دهنده هوش» معرفی کرد. مطالعه چنین چیزی را نشان نمی‌دهد. آنها تنها به‌عنوان واسطه‌های احتمالی در یک مسیر زیستی شناسایی شده‌اند؛ یعنی موادی که ممکن است بخشی از ارتباط مشاهده‌شده میان وضعیت خواب مادر و عملکرد شناختی کودک را توضیح دهند.

این یافته برای مادران باردار چه معنایی دارد؟

اگر فردی در دوران بارداری مدتی برای به خواب رفتن مشکل داشته باشد، این مطالعه دلیلی برای تصور آسیب قطعی به مغز جنین فراهم نمی‌کند. حتی نمی‌توان از نتایج آن نتیجه گرفت که با بهتر شدن خواب، بهره هوشی کودک افزایش پیدا خواهد کرد. اما از طرف دیگر، اختلال خواب مداوم نیز موضوعی نیست که همیشه بتوان از کنار آن گذشت.

اگر دشواری به خواب رفتن برای مدت طولانی ادامه داشته باشد یا خواب را به شکل قابل توجهی مختل کند، مطرح کردن آن با پزشک یا مراقب سلامت بارداری می‌تواند منطقی باشد. هدف از این کار، پیشگیری از «کاهش هوش کودک» بر اساس این مطالعه نیست؛ بلکه بررسی سلامت کلی مادر و پیدا کردن علت اختلال خواب است. این تفاوت مهم است چرا که یک پژوهش مشاهده‌ای نمی‌تواند نسخه درمانی تولید کند. همچنین شناسایی اینوزیتول یا سایر متابولیت‌ها به این معنا نیست که مصرف مکمل یا تغییر رژیم غذایی برای افزایش سطح آنها می‌تواند از پیامد‌های شناختی پیشگیری کند. چنین نتیجه‌ای به شواهدی بسیار قوی‌تر از این مطالعه نیاز دارد.

خواب در هر صورت مهم است

داده‌ها نشان می‌دهند طولانی شدن زمان به خواب رفتن مادر، به‌ویژه در سه‌ماهه نخست و زمانی که این الگو در سراسر بارداری ادامه دارد، با برخی تفاوت‌های شناختی در کودکان چهار ساله همراه است. هم‌زمان، سه ترکیب شیمیایی در خون مادر به‌عنوان مسیر‌های احتمالی این ارتباط شناسایی شده‌اند. این یافته‌ها می‌توانند در آینده به پژوهشگران کمک کنند تا رابطه میان خواب، متابولیسم مادر و رشد مغز جنین را دقیق‌تر بررسی کنند.

اما این پژوهش دلیلی برای ترسیدن از یک شب بدخوابی نیست؛ دلیلی است برای جدی‌تر گرفتن اختلال خواب پایدار در دوران بارداری. تا زمانی که مطالعات بیشتری انجام نشود، نمی‌توان گفت خواب نامناسب مادر علت کاهش عملکرد شناختی کودک است. آنچه اکنون می‌دانیم این است که خواب، متابولیسم و رشد عصبی ممکن است بیش از آنچه پیش‌تر تصور می‌شد با یکدیگر در ارتباط باشند؛ و فهم این رابطه، شاید یکی از مسیر‌های مهم پژوهش درباره سلامت مغز کودک پیش از تولد باشد.

انتهای پیام/

ارسال نظر