08:00 06 / 07 /1405
یک استاد پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران در گفت‌وگو با آناتک:

پزشکی جهان اسلام بر پایه سنت‌های علمی گوناگون توسعه یافت

پزشکی ایران باستان
پزشکی در جهان اسلام بر پایه یک سنت علمی واحد شکل نگرفت؛ بلکه ترجمه و انتقال دانش یونانی، ایرانی و هندی، زمینه را برای شکل‌گیری و گسترش دانش پزشکی فراهم کرد. اما این دانش چگونه از سنت‌های مختلف به جهان اسلام منتقل شد و چه عواملی در شکل‌گیری آن نقش داشتند؟

پزشکی در نخستین قرون پس از ظهور اسلام، حاصل تعامل سنت‌های علمی گوناگون بود؛ پزشکان مسیحی و مسلمان، مترجمان دوزبانه و مراکز علمی مانند جندی‌شاپور در انتقال و تدوین این دانش نقش داشتند. در این میان، برخلاف تصور رایج، جندی‌شاپور را نمی‌توان صرفا یک «دانشگاه» به معنای امروزی دانست. همچنین پزشکی یونانی، ایرانی و هندی هرکدام به شیوه‌ای متفاوت بر پزشکی دوره اسلامی اثر گذاشتند.

در همین زمینه، آناتک با دکتر یونس کرامتی، پژوهشگر تاریخ علم و عضو هیئت علمی پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران درباره مفهوم پزشکی در دوره اسلامی، وضعیت پزشکی ایران در دوره ساسانی، نقش واقعی جندی‌شاپور، خاندان‌های پزشکی «بختیشوع» و «ماسویه» و میزان تأثیر پزشکی هند باستان بر این سنت پزشکی گفت‌وگو کرده‌ است.

از جندی‌شاپور تا جهان اسلام؛ پزشکی چگونه منتقل شد؟

وقتی از «پزشکی دوره اسلامی» یا «پزشکی اسلامی» صحبت می‌شود، منظور دقیقا چیست؟ آیا منظور پزشکی است که فقط توسط مسلمانان انجام می‌شده است؟

دست‌کم در قرون اولیه، شواهدی داریم که نشان می‌دهد وضعیت تا حدی برعکس این تصور بوده است. در قرن نخست اساسا نمی‌توان از پزشکی در میان مسلمانان سخن گفت و در قرن‌های دوم و سوم نیز سهم مسلمانان در میان پزشکان برجسته بسیار اندک بود.

جاحظ در کتاب «البخلاء» داستانی درباره پزشکی عرب به نام اسد بن جانی نقل می‌کند که _ فارغ از اینکه تا چه اندازه درست باشد _ بازتابی از فضای فکری آن دوره است. در این داستان، اسد علت کم‌رونقی کار خود را در سال همه‌گیری بیماری‌ها مسلمان بودن، نام و کنیه عربی و همچنین پوشش و زبان متفاوتش نسبت به پزشکان جندی‌شاپوری می‌داند. نکته اصلی داستان این است که پزشکان برجسته آن دوره عمدتا جندی‌شاپوری یا وابسته به سنت پزشکی جندی‌شاپور بودند. زبان جندی‌شاپوریان سریانی بود و بسیاری از پزشکان آنجا مسیحی بودند.

علت اصلی این وضعیت را نباید تفاوت دینی دانست. پزشکان جندی‌شاپوری با زبان سریانی و در مواردی یونانی آشنا بودند و از این طریق به منابع پزشکی دسترسی داشتند، در حالی که مسلمانان عمدتا عرب‌زبان بودند و در زمانی که هنوز آثار پزشکی چندانی ترجمه نشده بود، دسترسی محدودی به منابع داشتند. بنابراین، مسئله اصلی در آن دوره زبان و دسترسی به منابع علمی بود، نه دین.

بعد‌ها پزشکانی مانند رازی، ابن‌سینا و اهوازی در میان مسلمانان ظهور کردند. با این حال، اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، همچنان باید میان «مسلمان و مسیحی» از یک سو و «عرب و غیرعرب» از سوی دیگر تفاوت قائل شد؛ زیرا بسیاری از پزشکان برجسته همچنان عرب نبودند.

قبل از ورود اسلام به ایران، پزشکی در دوره ساسانی چه وضعیتی داشت؟ آیا سنت پزشکی مستقلی در ایران وجود داشت یا این دانش بیشتر از یونان و هند گرفته شده بود؟

دقیق‌ترین پاسخ این است که ما دقیقا نمی‌دانیم پزشکی در دوره ساسانی چه شکلی داشته است. درباره تاریخ سیاسی این دوره اطلاعات نسبتا خوبی داریم، اما درباره علم، نهاد‌های علمی و سازوکار آنها اطلاعات بسیار محدودی در اختیار داریم.

بخشی از اطلاعات ما درباره پزشکی ایران باستان از گزارش‌های مورخان یونانی و اشارات موجود در متون زرتشتی به دست می‌آید. متون مذهبی درباره شرایط پزشک، طبقه‌بندی پزشکان، دستمزد و برخی شرایط انجام جراحی مطالبی دارند، اما از آنها نمی‌توان تصویر کاملی از وضعیت واقعی پزشکی یا میزان تأثیرپذیری آن به دست آورد.

با این حال، بر اساس شواهدی که در دوره اسلامی بازتاب یافته‌اند، می‌توان گفت تأثیر پزشکی یونانی قطعی بوده و پزشکی هندی نیز، اگرچه کمتر، تأثیر داشته است. در کنار این دو، تجربیات طولانی پزشکان ایرانی نیز به این مجموعه افزوده شده بود. بنابراین، بهتر است پزشکی ایران باستان را حاصل ترکیبی از دانش یونانی، هندی و تجربه‌های بومی پزشکان ایرانی بدانیم، نه یک دانش کاملا وارداتی.

در داروشناسی، سهم سنت ایرانی حتی پررنگ‌تر بود. یکی از دلایل مهم آن، تنوع اقلیمی و گیاهی ایران و همچنین ارتباط دیرینه آن با هند بود. این موضوع را حتی در متون دوره اسلامی می‌توان دید. برای مثال، ابن جزار در قرن چهارم هجری در تونس امروزی کتاب «الاعتماد فی الادویة المفردة» را نوشت که در آن، با وجود عربی بودن متن و استفاده از منابع یونانی، نام‌های فارسی دارو‌ها تعداد قابل توجهی دارند و حتی از نام‌های یونانی و عربی بیشترند.

در پزشکی، البته وضعیت متفاوت بود و تأثیر یونانیان بیشتر بود. با این حال، برخی نام‌های فارسی برای بیماری‌ها نیز در متون عربی پزشکی باقی ماندند که «شب‌کوری» یکی از نمونه‌های آن است.

در ذهن بسیاری از ایرانیان، جندی‌شاپور به‌عنوان دانشگاه و بیمارستانی بزرگ شناخته می‌شود. چه چیز‌هایی درباره جندی‌شاپور مستند و قابل اثبات است و کدام بخش‌های این تصویر ممکن است بزرگنمایی شده باشد؟

درباره جندی‌شاپور باید مراقب باشیم که نهاد‌های علمی باستانی را با تصورمان از مؤسسات علمی مدرن همسان‌سازی نکنیم. یکی از مشکلات تاریخ‌نگاری جدید این است که گاه تصویری شبیه دانشگاه یا مؤسسه علمی امروزی را به نهاد‌هایی مانند بیت‌الحکمه، کتابخانه اسکندریه یا جندی‌شاپور نسبت می‌دهند؛ در حالی که ساختار و کارکرد این نهاد‌ها را نمی‌توان با دانشگاه‌های امروزی مقایسه کرد.

در مورد جندی‌شاپور، متأسفانه نمونه‌هایی از تحریف و حتی جعل نیز وجود دارد. برای مثال، چند سال پیش یکی از دانشجویان من تصویری را با عنوان دانشگاه یا بیمارستان جندی‌شاپور ارائه کرد که در واقع تصویر یک قلعه در ولز بود. بررسی بیشتر نشان داد که همین تصویر در تعداد زیادی از مقالات، حتی مقالات انگلیسی برخی پزشکان ایرانی، به‌عنوان تصویر جندی‌شاپور استفاده شده است.

این نمونه نشان می‌دهد که یک اشتباه یا جعل، اگر بدون بررسی در آثار افراد تحصیل‌کرده تکرار شود، می‌تواند به‌تدریج به جای «واقعیت» حتی بر ادبیات علمی تحمیل شود و پیدا کردن حقیقت را دشوار کند. بنابراین، درباره تاریخ پزشکی و جندی‌شاپور نباید صرفا به مطالب تکرارشده در منابع جدید اعتماد کرد و لازم است ادعا‌ها و تصاویر با شواهد تاریخی بررسی شوند.

اگر تصویر رایج درباره جندی‌شاپور را کنار بگذاریم، واقعیت نقش آن در پزشکی چه بود؟ آیا می‌توان گفت جندی‌شاپور نقطه آغاز انتقال دانش پزشکی ایرانی و یونانی به جهان اسلام بود؟

تقریبا می‌توان گفت بله. وقتی تمدن جدیدی شکل می‌گیرد و قرار است پژوهش‌های علمی در آن انجام شود، مسئله مهم دسترسی به منابع است. این منابع ممکن بود یونانی، سریانی، هندی یا پهلوی باشند، اما در قرن نخست، منابع پزشکی به زبان عربی وجود نداشت؛ بنابراین کسانی می‌توانستند در انتقال این دانش نقش داشته باشند که دست‌کم به دو زبان، از جمله عربی و یکی از زبان‌های منابع، مسلط بودند.

بخشی از این مترجمان به دلیل زندگی در مناطق مرزی یا ارتباط با جوامع مختلف، دو زبان می‌دانستند. جندی‌شاپوری‌ها نیز به دلیل سنت علمی خود، مدت‌ها با زبان سریانی و منابع پزشکی آن آشنا بودند. به همین دلیل، در قرون نخست اسلامی، بسیاری از پزشکان برجسته از جندی‌شاپور بودند. حتی مواردی داریم که پزشکان جندی‌شاپوری آثاری را سفارش داده‌اند تا از عربی به سریانی ترجمه شوند؛ برای مثال، ابن ماسویه برای ترجمه چند اثر از عربی به سریانی هزینه کرده بود، زیرا مطالعه آنها به زبان سریانی برای او آسان‌تر بود.

در کنار جندی‌شاپوری‌ها، مترجمانی مانند حنین بن اسحاق و ثابت بن قره نیز نقش داشتند. ثابت بن قره از حرّان بود؛ منطقه‌ای که از نظر زبانی و فرهنگی محل ارتباط میان جوامع مختلف بود. روشن است که در آن دوره برخلاف امروز کلاس‌های آموزش زبان وجود نداشت که کسی بتواند با حضور در آن مثلا یونانی بیاموزد؛ محیط زندگی و ارتباطات فرد نقش مهمی در آموختن زبان‌ها داشت. بنابراین، در آن شرایط، جندی‌شاپوری‌ها و دیگر مترجمان دوزبانه عملا از مهم‌ترین واسطه‌های انتقال دانش پزشکی بودند.

خاندان‌هایی مانند ماسویه و بختیشوع چه کسانی بودند و چرا چند نسل پیاپی در دوره خلافت عباسی جایگاه ویژه‌ای داشتند؟

خاندان بختیشوع از مشهورترین رؤسای بیمارستان جندی‌شاپور بودند؛ به‌ویژه در دوره هارون‌الرشید و پیش از آن. آنها پزشکان برجسته و بسیار مشهوری بودند و به همین دلیل، خلفای عباسی در آغاز خلافت بار‌ها آنها را به دستگاه خلافت دعوت کردند. یکی دو نسل نخست چندان تمایلی به پیوستن به دربار نداشتند، اما بعد‌ها برخی از اعضای خاندان وارد دستگاه خلافت شدند و بعضی از آنها ثروت بسیار زیادی نیز به دست آوردند.

با این حال، همچنان می‌بینیم که برخی از رؤسای بعدی جندی‌شاپور تمایلی به ترک این مرکز نداشتند. در یک مورد، یکی از رؤسای جندی‌شاپور در پاسخ به خلیفه می‌گوید که حقوق‌بگیر خلیفه نیست و بیمارستان را با هزینه خودشان اداره می‌کنند. این نکته مهمی است، زیرا نشان می‌دهد دربار عباسی به جای حمایت مالی از جندی‌شاپور، پزشکان و نیرو‌های آن را به بغداد جذب می‌کرد. در نتیجه، به‌تدریج بیمارستان جندی‌شاپور رونق خود را از دست داد؛ هم به دلیل کمبود حمایت مالی و هم به دلیل جذب پزشکان آن به بغداد. به تعبیری، نوعی «فرار مغزها» از بیمارستان جندی‌شاپور به سمت بغداد رخ داد. در واقع، پزشکان برجسته آن دوره یا جندی‌شاپوری بودند یا شاگردان جندی‌شاپوری‌ها.

اما درباره ماسویه بهتر است از «خاندان ماسویه» صحبت نکنیم، زیرا در اینجا با یک خاندان چندنسلی مانند بختیشوع روبه‌رو نیستیم. پدرِ ابن ماسویه مشهور، دو فرزند داشت که یکی از آنها یوحنا بن ماسویه بود. هنگامی که به‌طور کلی از «ابن ماسویه» سخن گفته می‌شود، منظور همین یوحناست که پزشکی بسیار مشهور بود. برادر او نیز میخائیل نام داشت، اما شهرت او قابل مقایسه با یوحنا نبود. درباره نسل‌های بعدی آنها نیز اطلاعاتی نداریم. در مقابل، خاندان بختیشوع چندین نسل ادامه داشت و حتی تا قرن پنجم هجری نیز آثاری از حضور آنها وجود دارد.

پزشکی هند باستان در این میان چه نقشی داشت؟ چه چیز‌هایی از این سنت پزشکی به جهان اسلام منتقل شد؟

درباره هند پیش‌تر اشاره کردم که بخشی از دارو‌ها از این سرزمین وارد می‌شد. هند سرزمینی بسیار گسترده با تنوع اقلیمی فراوان است؛ از دامنه‌های تبت و مناطق کوهستانی گرفته تا بخش‌های گرمسیری شبه‌قاره و منطقه کوهستانی مانند کشمیر. این تنوع اقلیمی باعث شده بود تنوع گیاهان دارویی نیز بسیار زیاد باشد. این دارو‌ها از دوران باستان به ایران می‌آمدند و از ایران نیز به مناطق مختلف منتقل می‌شدند و در بیشتر موارد در ایران نام فارسی می‌گرفتند و به همین نام مشهور می‌شدند. طبیعی است که دارو‌های هندی در پزشکی مورد استفاده قرار گرفته باشند.

اما از نظر نظام پزشکی، سنت پزشکی هند با پزشکی یونانی تفاوت زیادی داشت و این نظام در دوره اسلامی و حتی در ایران باستان به همان شکل تثبیت نشد. با این حال، از دوران باستان ایران و سپس در دوره اسلامی، یک حوزه خاص در ارتباط با پزشکان هندی اهمیت داشت و آن سم‌شناسی بود. هندی‌ها از قدیم در ساخت سم و مقابله با سم شهرت داشتند و این موضوع در دوره اسلامی نیز کم‌وبیش ادامه پیدا کرد.

اگر پزشکان هندی شناخته‌شده در دوره اسلامی را با پزشکان یونانی مقایسه کنیم، تعداد آنها بسیار کمتر است. از جمله نام‌هایی که در منابع آمده، پزشکی است که او را شاناق می‌نامیدند و احتمال داده شده نام او چاناکیه بوده باشد. نام مشهور دیگر «سیدهساره» است که در برخی نسخه‌های خطی معمولا به صورت «سندهشار» نوشته شده است؛ این تفاوت احتمالا به نحوه نقطه‌گذاری در خط عربی و فارسی مربوط می‌شود.

در مجموع، اگر بخواهیم نقش پزشکی هند باستان را در سنت پزشکی دوره اسلامی خلاصه کنیم، می‌توان گفت تأثیر آن محدود بود و بیش از همه در حوزه دارو‌ها و به‌ویژه سم‌شناسی دیده می‌شد.

انتهای پیام/

ارسال نظر