در گفتگو با آنا مطرح شد

دانشنامه جانبازان شیمیایی را تدوین و موزه شهدای شیمیایی را تأسیس کنیم

لوح موسوی
جانبازان شیمیایی دفاع مقدس پس از گذشت چهار دهه همچنان با عوارض ناشی از سلاح‌های شیمیایی دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ سید کمال لوح موسوی، دبیرکل جمعیت حمایت از مصدومین شیمیایی، از ضرورت ثبت و روایت مظلومیت این قهرمانان و مطالبه برای تدوین دانشنامه و ایجاد موزه برای آنان گفته است.

سید کمال لوح موسوی، جانباز ۷۰ درصد شیمیایی و دبیرکل جمعیت حمایت از مصدومین شیمیایی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری آنا با تشریح فعالیت‌های این جمعیت در حوزه‌های سلامت، فرهنگ و بین‌الملل، هدف اصلی این نهاد را تبیین مظلومیت جانبازان شیمیایی و کشور ایران دانست و گفت: «هدف اصلی فعالیت‌های این نهاد، تبیین مظلومیت جانبازان شیمیایی و همچنین مظلومیت کشور عزیزمان است که مورد تهاجم گسترده سلاح‌های شیمیایی قرار گرفت؛ تهاجمی که در قرن معاصر، پس از جنگ جهانی اول، کم‌نظیر بود.»

موسوی افزود: «این مسئله باعث شد کشور ما موضوع سلاح‌های شیمیایی را در سطح جهان و در سازمان منع گسترش سلاح‌های شیمیایی دنبال کند. علت اصلی ایجاد این سازمان، به‌کارگیری وسیع و همه‌جانبه سلاح‌های شیمیایی از سوی عراق در جنگ تحمیلی بود. در آن زمان این سلاح‌ها به‌صورت گسترده مورد استفاده قرار گرفتند و این مسئله دنیا را به تعجب واداشت و باعث شد سازمانی تشکیل شود تا از تکرار چنین اتفاقاتی جلوگیری کند. از آن سال تاکنون این روند ادامه داشته است و ایران نیز عضو این سازمان است و هر سال در برنامه‌های آن شرکت می‌کند.»

روایت یک جانباز از والفجر ۸

این جانباز شیمیایی درباره نحوه مجروحیت خود در دوران دفاع مقدس عنوان کرد: «من در سال ۱۳۶۴ در عملیات والفجر ۸ و در منطقه فاو، در محدوده اروندرود و منطقه‌ای که در نزدیکی آبادان بود، حضور داشتم. در آن عملیات به‌عنوان کارشناس آزمایشگاه وارد بیمارستان حضرت زهرا (س) در آبادان شدم و به مداوا و رسیدگی به مجروحان مشغول بودم؛ زیرا در واقع به‌عنوان امدادگر جنگی نیز فعالیت می‌کردم. در آنجا کار‌های مربوط به بانک خون را انجام می‌دادم. روز ۸ اسفند ۱۳۶۴، آن بیمارستان به‌شدت بمباران شیمیایی شد. پیش از آن نیز بمباران‌های مختلفی انجام شده بود و هواپیما‌ها به‌شدت تلاش می‌کردند بیمارستان و فعالیت آن را متوقف کنند، اما موفق نشده بودند. در روز ۸ اسفند، بمباران بسیار شدیدی انجام شد و بیمارستان برای مدتی تعطیل شد و در همان‌جا بود که من شیمیایی شدم.»

موسوی با اشاره به نقش بیمارستان‌های صحرایی در دوران دفاع مقدس گفت: «ما در چند نقطه از مناطق مرزی، بیمارستان صحرایی داشتیم. مجروحانی را که از خط مقدم منتقل می‌کردند، ابتدا به این بیمارستان‌ها می‌بردند و عملیات‌های جراحی، اقدامات اولیه، امدادرسانی و احیای مجروحان در آنجا انجام می‌شد. پس از آن، هر مقدار که وضعیت مجروح اجازه می‌داد، آنها را به عقب منتقل می‌کردند و به بیمارستان‌های استان‌ها و شهر‌های مختلف می‌فرستادند تا ادامه درمان در آنجا انجام شود. بیمارستان‌های صحرایی در واقع نقش امداد اولیه در خط مقدم جنگ را داشتند.»

وی با بیان اینکه روز‌های جنگ، روز‌های سختی بود، افزود: «هر روز هزاران حادثه رخ می‌داد که انسان را به تحمل وامی‌داشت. جنگ در نهایت امر پدیده‌ای نامطلوب است، اما آنچه در دوران دفاع مقدس برای ما جنبه انسان‌پروری داشت، همان دانشگاه انسان‌سازی بود که در آن دوران شکل گرفت. این یکی از خوبی‌های آن دوران بود و بهترین انسان‌ها در همان دوره، در کوره داغ آن دانشگاه انسان‌سازی پرورش یافتند.»

جانبازان شیمیایی نباید گمنام بمانند / تدوین «دانشنامه و موزه جانبازان شیمیایی» و موزه شهدا هنوز به نتیجه نرسیده است

موسوی درباره شرایط بیمارستان حضرت زهرا (س) در روز بمباران شیمیایی اظهار کرد: «در روز ۸ اسفند ۱۳۶۴، من در بیمارستان و در بخش بانک خون مشغول خون‌رسانی به مجروحان بودم. آن روز حمله وسیعی انجام شده بود و حدود ۱۴۰ مجروح را به بیمارستان آورده بودند. اصلاً فرصت کافی وجود نداشت که بتوانیم به‌صورت معمول و با آرامش به تک‌تک آنها رسیدگی کنیم و زمان بسیار محدود بود. یکی از مجروحان دچار ایست قلبی شده بود؛ پزشک آمد، سینه او را باز کرد و با دست قلبش را ماساژ داد تا قلب دوباره به کار بیفتد. مجروح دیگری خونریزی شدیدی داشت و پایش قطع شده بود. من پای او را با پارچه‌ای بستم تا از ادامه خونریزی جلوگیری شود و او را با هلیکوپتر به عقب فرستادم.»

این جانباز شیمیایی ادامه داد: «شرایط به‌گونه‌ای بود که فرصت زیادی برای انجام اقدامات بیشتر وجود نداشت. چشم‌های من نیز دیگر به‌درستی نمی‌دید و خودمان هم در معرض گاز شیمیایی قرار گرفته بودیم، اما با شرایط بسیار سخت ایستادیم و به مجروحان رسیدگی کردیم. دوستان خودم نیز یکی‌یکی دچار آسیب می‌شدند و من آنها را هم به عقب منتقل می‌کردم. پس از حدود پنج ساعت که آنجا ماندم، لباس‌هایم را عوض کردم، زیرا شیمیایی شده بودم و دیگر توان ادامه کار را نداشتم.»

وی با تشریح وضعیت خود پس از انتقال از بیمارستان گفت: «همراه یکی از پزشکانی که در اتاق عمل بود و حال او نیز نامساعد شده بود، سوار آمبولانس شدیم. او مرا داخل آمبولانس گذاشت و زمانی که به محدوده بندر اروند و بهمنشیر رسیدیم، دیگر چشم‌هایم نمی‌دید و حالم بسیار بد بود. وقتی چشم‌هایم را باز کردم، دیدم در اهواز هستم. در آنجا شست‌وشو شدم و پزشکی که همراه من بود، بسیار به من رسیدگی کرد و آمپول‌های مختلفی به من زد. چند روزی نیز در آنجا بودیم تا اینکه با هواپیما ما را به تهران منتقل کردند و پس از آن، در بیمارستان‌های مختلف بستری بودم.»

موسوی تصریح کرد: «شرایط بسیار سخت و وخیمی داشتم. تمام بدنم تاول زده بود، نفسم بالا نمی‌آمد و چشم‌هایم نیز نمی‌دید، اما به لطف خداوند زنده ماندم. عوارض اصلی بیشتر پوستی و تنفسی بود. عوارض چشمی هم وجود داشت و این سه مورد، یعنی دستگاه تنفسی، چشم و پوست، بیشترین درگیری را داشتند. عوارض گوارشی نیز وجود داشت که بخشی از آن به واسطه خوردن غذا‌های موجود در آن محیط بود. علاوه بر این، گاز خردل تا حدودی می‌تواند بر مغز نیز اثر بگذارد و عوارض عصبی ایجاد کند.»

از درمان تا تأسیس جمعیت

این جانباز ۷۰ درصد شیمیایی درباره ادامه فعالیت‌های خود پس از مجروحیت گفت: «من در آن زمان کارشناس آزمایشگاه بودم و کار آزمایشگاهی و امور مربوط به بانک خون را انجام می‌دادم. پس از آن نیز چندین سال در حوزه درمان و بیمارستان فعالیت کردم، اما شرایط جسمی‌ام به‌گونه‌ای نبود که بتوانم در بیمارستان بمانم. به همین دلیل مطالعاتم را به سمت علوم سیاسی بردم. در ادامه تحصیلات دانشگاهی، کارشناسی علوم سیاسی را گرفتم، سپس در رشته روابط بین‌الملل تحصیل کردم و بعد نیز دکترای تاریخ اسلام را دریافت کردم.»

جانبازان شیمیایی نباید گمنام بمانند / تدوین «دانشنامه و موزه جانبازان شیمیایی» و موزه شهدا هنوز به نتیجه نرسیده است

موسوی درباره شکل‌گیری جمعیت حمایت از مصدومین شیمیایی گفت: «وقتی دیدیم وضعیت عمومی بچه‌ها چندان مناسب نیست و از نظر رفاهی، سلامت، دارو و درمان با مشکلات زیادی مواجه هستند، پیگیری برای حل مشکلات آنها را آغاز کردیم. مدتی به‌عنوان مشاور بنیاد فعالیت کردیم، اما دیدیم نیاز است تشکلی وجود داشته باشد که بتواند از حقوق این افراد حمایت کند؛ زیرا برخی افراد واقعاً نمی‌توانند حتی حقوق اولیه خودشان را مطالبه و دریافت کنند. به همین دلیل، در سال ۱۳۹۲ این جمعیت را تأسیس کردیم.»

وی افزود: «همه اعضایاین جمعیت، جانبازان شیمیایی هستند و فعالیت خود را با پیگیری مسائل مربوط به سلامت، رفاه و فرهنگ آغاز کردیم. پس از مدتی توانستیم در استان‌های مختلف شعبات متعددی تشکیل دهیم و در حوزه‌های فرهنگ، سلامت و بین‌الملل فعالیت کنیم. اکنون در ۲۳ استان شعبه داریم و در حدود ۷۰ شهرستان نیز دفتر فعال است.»

فعالیت‌های فرهنگی و سلامت

دبیرکل جمعیت حمایت از مصدومین شیمیایی گفت: «حدود هفت، هشت سال است که عضو سازمان منع گسترش سلاح‌های شیمیایی هستیم. هر سال نماینده جمعیت در کنفرانس سالانه این سازمان شرکت می‌کند و تلاش می‌کند از مظلومیت قربانیان سلاح‌های شیمیایی ایران دفاع کند. در حوزه سلامت نیز ابتکاری داشتیم و آن برگزاری دوره‌های آموزش خودمراقبتی بود. دوره‌های سه‌روزه آموزش خودمراقبتی را در ۱۲ استان، بدون هزینه بنیاد و با استفاده از ظرفیت‌های استانی برگزار کردیم.»

موسوی ادامه داد: «در این دوره‌ها ۹ بخش آموزشی ارائه می‌شود؛ از جمله آموزش مراقبت از پوست، مراقبت از چشم، برنامه تغذیه مناسب، طب سنتی، اصلاح سبک زندگی، آموزش سلامت و آموزش‌های مرتبط با قرآن. این آموزش‌ها برای جانبازان و همسران آنان ارائه می‌شود و آنها در این دوره‌ها شرکت می‌کنند. تاکنون در هر استان حدود ۲۰۰ نفر در این دوره‌ها شرکت کرده‌اند و استادان نیز از دانشگاه‌های مطرح همان استان‌ها انتخاب شده‌اند.»

وی با اشاره به برنامه‌های تکریم جانبازان عنوان کرد: «در حال حاضر حدود شش سال متوالی است که در مشهد مقدس یا قم، برنامه‌های تکریم جانبازان شیمیایی را برگزار می‌کنیم و از جانبازان استان‌های مختلف تجلیل می‌کنیم. سال ۱۴۰۳ در قم، از ۲۳ استان، ۵۰ جانباز شیمیایی را به این برنامه بردیم و مورد تکریم قرار گرفتند. همچنین سال کذشته برنامه‌ای در مشهد داشتیم که در آن حدود ۴۰۰ جانباز شیمیایی را از نقاط مختلف کشور به مشهد بردیم و تولیت آستان قدس رضوی از آنان تجلیل کرد. این برنامه سه‌روزه بود و همایش تکریم نیز برگزار شد و هدایایی به جانبازان تقدیم شد.»

این افراد قهرمانان ملی و قهرمانان ایثارند

موسوی با تأکید بر ضرورت معرفی جانبازان شیمیایی به نسل جدید گفت: «در حوزه فرهنگ تلاش کردیم شأن و مقام این جانبازان را در حوزه اجتماعی مطرح کنیم و حرمت آنها را، به‌ویژه در میان جامعه جوانان، حفظ کنیم. متأسفانه در زمینه ترویج فرهنگ شهادت، کار کمی در جامعه انجام شده است و ما باید اقدامات بیشتری انجام دهیم. تکریم این افراد نیز بخشی از همین ترویج فرهنگ است. هرچه این افراد بیشتر در جامعه معرفی شوند، اندیشه و ارزش‌های آنان نیز بیشتر مطرح خواهد شد.»

وی با اشاره به ضرورت ثبت و انتقال تجربه جانبازان شیمیایی افزود: «به‌کارگیری سلاح‌های شیمیایی اقدامی بود که همین کشور‌های غربی در شکل‌گیری و تولید آن نقش داشتند و این سلاح‌ها را در اختیار عراق قرار دادند و عراق نیز از آنها استفاده کرد. ما باید مظلومیت مردم و جوانان خودمان را برای جوانان امروز و نسل حاضر و همچنین برای افکار عمومی بین‌المللی تبیین کنیم. باید کتاب‌های این افراد را منتشر کنیم، درباره زندگی آنها فیلم بسازیم و مصاحبه‌های مستندی با آنها تولید کنیم تا در مقاطع مختلف پخش شود.»

این جانباز شیمیایی تصریح کرد: «من می‌توانم به شما بگویم جوانانی که حدود ۴۰ سال پیش شیمیایی شدند و نزدیک به ۴۰ سال است که رنج می‌کشند، استوانه‌های ملی و نماد‌های غرور و صبوری هستند. این افراد قهرمانان ملی و قهرمانان ایثارند و باید ملت، قهرمانان خودش را بشناسد. نباید کاری کنیم که این افراد مهجور بمانند و در گمنامی از دنیا بروند.»

جانبازان شیمیایی نباید گمنام بمانند / تدوین «دانشنامه و موزه جانبازان شیمیایی» و موزه شهدا هنوز به نتیجه نرسیده است

مطالبه برای دانشنامه و موزه جانبازان شیمیایی

موسوی در پایان گفت: «هدف من این است که کاری کنیم این عزیزان در گمنامی به سر نبرند و عزت و شخصیت خود را حفظ کنند. کسانی که برای این آب و خاک و برای این ارزش‌ها جان خود را در معرض خطر قرار دادند، عمر گران‌بهای خود را در این راه گذاشتند و آسیب‌های جدی دیدند، باید همیشه مورد احترام ملت ایران قرار بگیرند و فراموش نشوند. ما به دنبال این هستیم که این فراموشی از بین برود و این افراد در جایگاه شایسته خود قرار بگیرند.»

وی افزود: «در این زمینه، یک‌سری اقدامات باید برای مطرح شدن مظلومیت جانبازان شیمیایی در کشور انجام شود که ما خواهان آن بوده‌ایم و هستیم، اما تاکنون به نتیجه نرسیده‌ایم. یکی از این موارد، تدوین «دانشنامه جانبازان شیمیایی» است. موضوع دیگر، ایجاد یادمان و موزه شهدا و جانبازان شیمیایی است. همچنین باید فیلم‌های مرتبط با این عزیزان، اعم از فیلم‌های سینمایی و مستند، تولید شود و مصاحبه‌ها و مستندات لازم از زندگی آنها تهیه و ثبت شود.»

دبیرکل جمعیت حمایت از مصدومین شیمیایی خاطرنشان کرد: «بسیاری از این افراد اکنون دیگر در میان ما نیستند و هیچ سند و مدرک کافی از عمق مظلومیت و رنج‌های آنان وجود ندارد. بنابراین، صرفاً برگزاری یک همایش نمی‌تواند این مظلومیت را به‌طور کامل تبیین کند. این همایش باید به‌نوعی زمینه‌ساز و بستر فراهم‌کننده چنین اقداماتی باشد.»

انتهای پیام/

ارسال نظر