آخرین اخبار:

مغز کینه را به دوستی ترجیح می‌دهد

مغز
مغز انسان شیفته دشمنی‌هاست. زمانی که مغز در حال شناخت روابط میان افراد است، تعارض‌ها، رقابت‌ها و خصومت‌ها را بسیار دقیق‌تر از دوستی‌ها ثبت می‌کند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند مغز برای درک روابط اجتماعی، ابتدا به سراغ نقاط اختلاف و تنش می‌رود؛ موضوعی که می‌تواند نگاه دانشمندان به نحوه پردازش روابط انسانی را تغییر دهد و نشان دهد چرا تعارض‌ها نقش مهمی در تصمیم‌گیری و قضاوت‌های ما دارند.

به گزارش خبرگزاری آنا؛ پژوهشگران برای بررسی این موضوع، به جای استفاده از آزمایش‌های رایج و ساده علوم اعصاب، روشی متفاوت را برگزیدند. آنها داوطلبان را در دل یک روایت داستانی قرار دادند و سپس با بررسی تغییرات فعالیت مغز، مشاهده کردند که چگونه شناخت روابط میان شخصیت‌ها، نقشه‌های عصبی مغز را بازآرایی می‌کند. نتیجه شگفت‌انگیز بود؛ روابط خصمانه بسیار دقیق‌تر از روابط دوستانه در مغز رمزگذاری می‌شدند. این یافته می‌تواند علاوه بر گسترش شناخت ما از عملکرد مغز، در طراحی سامانه‌های هوش مصنوعی، تحلیل شبکه‌های اجتماعی و حتی درک بهتر نحوه روایت داستان‌ها نیز کاربرد داشته باشد.

مغز تنها افراد را نمی‌شناسد؛ روابط میان آنها را نیز ثبت می‌کند

زندگی اجتماعی انسان بر پایه شناخت افراد شکل نمی‌گیرد، بلکه به درک روابط میان آنها وابسته است. مغز باید بتواند تشخیص دهد چه کسانی به یکدیگر اعتماد دارند، چه افرادی رقیب هم هستند، چه کسانی با یکدیگر همکاری می‌کنند و چه روابطی بر پایه خصومت یا رقابت شکل گرفته است.

در سال‌های گذشته، بسیاری از پژوهش‌های علوم اعصاب تلاش کرده بودند سازوکار شکل‌گیری این نقشه اجتماعی را توضیح دهند. بیشتر این مطالعات، شبکه‌های اجتماعی را بر اساس تعداد ارتباطات افراد یا جایگاه آنها در یک گروه بررسی می‌کردند. اما پژوهشگران معتقدند روابط انسانی تنها مجموعه‌ای از اتصال‌ها نیستند؛ هر رابطه بار احساسی خاص خود را دارد و همین ویژگی، شناخت آن را برای مغز پیچیده‌تر می‌کند.

دوستی، اعتماد، همکاری، رقابت، حسادت و دشمنی، همگی کیفیت‌هایی هستند که مغز باید آنها را به‌صورت هم‌زمان پردازش کند تا بتواند رفتار دیگران را پیش‌بینی کند.

چرا پژوهشگران سراغ یک سریال تلویزیونی رفتند؟

در بسیاری از پژوهش‌های علوم اعصاب، شرکت‌کنندگان تنها تصاویر ثابت یا موقعیت‌های بسیار ساده را مشاهده می‌کنند؛ شرایطی که شباهت چندانی به زندگی واقعی ندارد. در مطالعه‌ای منتشر شده در «نیچر» (Nature)، پژوهشگران از شرکت‌کنندگان خواستند شش قسمت از مجموعه تلویزیونی «سوتس» (SUITS‌) را تماشا کنند؛ مجموعه‌ای که روابط میان شخصیت‌های آن دائماً میان اعتماد، اتحاد، رقابت و خیانت تغییر می‌کند.

پیش از آغاز تماشای مجموعه و پس از پایان آن، از مغز داوطلبان با استفاده از «تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی» (Functional Magnetic Resonance Imaging یا ‌fMRI‌) تصویربرداری شد؛ روشی که با اندازه‌گیری تغییرات جریان خون، فعالیت بخش‌های مختلف مغز را نشان می‌دهد.

شرکت‌کنندگان در هر دو مرحله تصاویر چهره هشت شخصیت اصلی را مشاهده کردند. تفاوت این بود که در مرحله دوم، آنها اکنون روابط میان این شخصیت‌ها را می‌شناختند. در پایان نیز میزان دوستی یا دشمنی میان تمام شخصیت‌ها را ارزیابی کردند تا این اطلاعات با داده‌های مغزی مقایسه شود.

تعارض‌ها پررنگ‌تر از دوستی‌ها در مغز ثبت می‌شوند

نتایج پژوهش‌ها نشان داد پس از یادگیری روابط میان شخصیت‌ها، مغز شرکت‌کنندگان الگو‌های مشخصی برای نمایش این روابط ایجاد کرده است؛ اما همه روابط جایگاه یکسانی نداشتند. روابط خصمانه و رقابتی با دقت بسیار بیشتری در مغز بازنمایی شدند، در حالی که روابط دوستانه تحت همان معیار‌ها اثر قابل توجهی بر فعالیت مغز نداشتند. به بیان دیگر، مغز هنگام ساختن نقشه‌ای از روابط اجتماعی، دشمنی‌ها را به‌عنوان نقاط کلیدی این نقشه انتخاب می‌کند؛ نقاطی که سایر روابط پیرامون آنها معنا پیدا می‌کنند.

ردپای دشمنی در کدام بخش‌های مغز دیده شد؟

تصاویر مغزی نشان داد دو ناحیه بیش از سایر بخش‌ها در پردازش روابط خصمانه نقش دارند. یکی از این نواحی «شکنج فوق‌حاشیه‌ای قدامی چپ» (Left Anterior Supramarginal Gyrus) است؛ بخشی که در پردازش احساسات اجتماعی، مرزبندی میان خود و دیگران و درک دیدگاه افراد نقش دارد.

ناحیه دوم «قشر پیش‌پیشانی میانی راست» (Right Medial Prefrontal Cortex) بود؛ منطقه‌ای که یکی از مهم‌ترین مراکز «شناخت اجتماعی» (Social Cognition) و «ذهن‌خوانی» (Mentalizing) محسوب می‌شود. ذهن‌خوانی به توانایی مغز برای استنباط افکار، احساسات و نیت دیگران گفته می‌شود.

فعال شدن این دو ناحیه نشان می‌دهد مغز تنها چهره افراد را به خاطر نمی‌سپارد، بلکه کیفیت رابطه میان آنها را نیز به‌صورت دقیق در شبکه‌های عصبی خود ثبت می‌کند.

مغز کینه را به دوستی ترجیح می‌دهد

نواحی مغزی که نمایانگر روابط خصمانه انسانی هستند. منبع: تامامی ناکانو

این یافته با آنچه درباره مغز می‌دانیم همخوانی دارد

اگرچه این پژوهش مستقیماً به بررسی روند تکامل انسان نپرداخته است، اما یافته‌های آن با یکی از شناخته‌شده‌ترین مفاهیم روان‌شناسی و علوم اعصاب همسو است؛ «سوگیری منفی» (Negativity Bias).

مطالعات متعددی در دهه‌های گذشته نشان داده‌اند که مغز انسان معمولاً اطلاعات منفی را سریع‌تر پردازش می‌کند و مدت بیشتری به خاطر می‌سپارد. تهدیدها، خطر‌ها و تعارض‌ها از دیدگاه تکاملی اهمیت بیشتری برای بقا داشته‌اند و به همین دلیل، مغز نسبت به آنها حساس‌تر شده است. به همین علت، دشمنی‌ها ممکن است به نقاط مرجع نقشه اجتماعی تبدیل شوند؛ زیرا دانستن اینکه چه کسی تهدید محسوب می‌شود یا چه افرادی با یکدیگر در تعارض هستند، برای پیش‌بینی رفتار دیگران اهمیت زیادی دارد.

چرا شخصیت‌های منفی داستان‌ها ماندگارتر هستند؟

نتایج می‌تواند توضیح دهد چرا بسیاری از افراد شخصیت‌های منفی فیلم‌ها و سریال‌ها را بهتر از شخصیت‌های مثبت به خاطر می‌آورند. زمانی که مخاطب داستانی را دنبال می‌کند، مغز او تنها رویداد‌ها را ثبت نمی‌کند، بلکه شبکه‌ای از روابط میان شخصیت‌ها می‌سازد. از آنجا که تعارض‌ها نقش پررنگ‌تری در این شبکه دارند، احتمال دارد شخصیت‌هایی که عامل ایجاد بحران، رقابت یا دشمنی هستند، جایگاه برجسته‌تری در حافظه پیدا کنند.

به همین دلیل است که در بسیاری از روایت‌های موفق، نقطه اوج داستان نه در دوستی‌ها، بلکه در تعارض‌ها شکل می‌گیرد؛ زیرا مغز انسان به‌طور طبیعی به این نقاط حساس‌تر است.

این پژوهش چه کمکی به هوش مصنوعی می‌کند؟

یکی از مهم‌ترین کاربرد‌های این پژوهش، توسعه سامانه‌های هوش مصنوعی اجتماعی است. در حال حاضر، بسیاری از مدل‌های هوش مصنوعی می‌توانند تشخیص دهند چه افرادی با یکدیگر در ارتباط هستند، اما هنوز در درک کیفیت این روابط، مانند اعتماد، رقابت، خصومت یا اتحاد، عملکرد محدودی دارند.

پژوهشگران معتقدند اگر الگوریتم‌ها بتوانند همانند مغز انسان به روابط خصمانه توجه بیشتری داشته باشند، در تحلیل داستان‌ها، تعاملات انسانی، مذاکرات، شبکه‌های اجتماعی و حتی پیش‌بینی رفتار گروه‌ها دقت بیشتری خواهند داشت. چنین رویکردی می‌تواند نسل جدیدی از سامانه‌های هوش مصنوعی را شکل دهد که روابط انسانی را نه صرفاً بر اساس اتصال میان افراد، بلکه بر پایه معنای اجتماعی آنها تحلیل می‌کنند.

توجه و علاقه مغز به کینه

مغز انسان هنگام ساختن نقشه‌ای از روابط اجتماعی، بیش از دوستی‌ها به تعارض‌ها و دشمنی‌ها توجه می‌کند. روابط خصمانه در بخش‌های مشخصی از مغز با دقت بیشتری رمزگذاری می‌شوند و به نظر می‌رسد ستون فقرات نقشه اجتماعی ذهن را تشکیل می‌دهند. این یافته، علاوه بر آنکه شناخت ما از سازوکار «شناخت اجتماعی» را عمیق‌تر می‌کند، می‌تواند به درک بهتر روایت‌های داستانی، رفتار‌های انسانی و طراحی نسل آینده هوش مصنوعی کمک کند. شاید مغز انسان از همان آغاز تکامل آموخته است که برای شناخت جهان پیرامون، پیش از هر چیز باید بداند چه کسی در برابر چه کسی ایستاده است.

انتهای پیام/

ارسال نظر