ضربان قلب انسانها در فاصله نزدیک هماهنگ میشود
به گزارش خبرگزاری آنا؛ پژوهشگران این پدیده را «همزمانی فیزیولوژیک بینفردی» (Interpersonal Physiological Synchrony) مینامند؛ وضعیتی که در آن برخی فرآیندهای بدن دو یا چند نفر، بدون آنکه آگاهانه تلاشی برای این کار انجام دهند، بهتدریج الگوهای مشابهی پیدا میکنند.
این هماهنگی ممکن است در «ضربان قلب» (Heart Rate)، الگوی تنفس، فعالیت مغز، فعالیت هورمونها یا حتی تغییرات هدایت الکتریکی پوست مشاهده شود. البته این موضوع به معنای یکسان شدن کامل واکنشهای بدن نیست، بلکه منظور این است که تغییرات این شاخصهای زیستی در طول زمان به شکل مشابهی نوسان پیدا میکنند.
مطالعات پیشین نشان داده بودند که چنین هماهنگیهایی میتواند هنگام گفتوگو، همکاری، تجربه احساسات مشترک، تماس فیزیکی یا انجام فعالیتهای گروهی شکل بگیرد، اما مشخص نبود آیا این اتفاق در شرایط طبیعی زندگی روزمره نیز رخ میدهد یا خیر.
آزمایش در خیابانهای نیویورک، نه در آزمایشگاه
برای پاسخ به این پرسش، پژوهشگران دانشگاه فنی دانمارک مطالعهای را روی ۷۲ دانشجو انجام دادند که در قالب سه سفر چهارروزه به شهر نیویورک شرکت کرده بودند. شرکتکنندگان عضو گروههایی بودند که پیشتر در رقابتی مرتبط با فناوریهای شنوایی حضور داشتند و برخی از آنها از قبل یکدیگر را میشناختند. این موضوع به پژوهشگران امکان داد تأثیر آشنایی اجتماعی را نیز بررسی کنند.
در طول سفر، از ساعت ۹ صبح تا ۱۰ شب، اطلاعات مختلفی بهصورت مداوم ثبت شد. شرکتکنندگان دستبندهایی بر دست داشتند که ضربان قلب آنها را اندازهگیری میکرد. تلفنهای همراه نیز موقعیت جغرافیایی افراد را ثبت میکردند تا فاصله آنها از یکدیگر مشخص شود. همچنین سمعکهای ویژهای که در اختیار افراد قرار گرفته بود، هر ۲۰ ثانیه ویژگیهای محیط صوتی اطراف را ثبت میکرد. این مجموعه دادهها به پژوهشگران اجازه داد بدون ایجاد محدودیت در فعالیتهای روزانه افراد، تعاملات طبیعی آنها را بررسی کنند.
نزدیکی بیشتر، ضربانهای هماهنگتر
نتایج نشان داد هر زمان افراد در فاصله نزدیک از یکدیگر قرار میگرفتند، الگوی ضربان قلب آنها نیز بیشتر با هم هماهنگ میشد. این یافته نشان میدهد که تنها قرار گرفتن در یک محیط مشترک میتواند زمینه شکلگیری این همزمانی را فراهم کند. با این حال، شدت این هماهنگی در همه افراد یکسان نبود.
افرادی که از قبل با یکدیگر آشنا بودند و در یک گروه فعالیت میکردند، همزمانی بیشتری را در ضربان قلب خود نشان میدادند. این هماهنگی زمانی پررنگتر میشد که افراد علاوه بر نزدیکی فیزیکی، توجه خود را نیز به یک موضوع مشترک معطوف میکردند؛ برای نمونه هنگام تماشای یک سخنرانی یا دنبال کردن یک رویداد واحد. این موضوع نشان میدهد که صرف حضور در کنار دیگران کافی نیست و تمرکز مشترک نیز میتواند نقش مهمی در شکلگیری این پدیده داشته باشد.
محیط صوتی هم در این هماهنگی نقش دارد
پژوهشگران علاوه بر فاصله افراد، شرایط صوتی محیط را نیز بررسی کردند. نتایج نشان داد زمانی که شدت صدا در محیط پایین یا متوسط بود و افراد میتوانستند صداهای مهم اطراف خود را بهوضوح بشنوند، میزان همزمانی ضربان قلب بیشتر میشد. در مقابل، در محیطهای بسیار شلوغ و پر سر و صدا، این هماهنگی کاهش پیدا میکرد. به نظر میرسد افزایش نویز محیط، تمرکز مشترک افراد را دشوارتر میکند و همین موضوع از شدت هماهنگی واکنشهای فیزیولوژیک میکاهد.
این یافته چه اهمیتی دارد؟
نتایج این مطالعه منتشر شده در «سای پست» (Psypost) نشان میدهد همزمانی فیزیولوژیک بینفردی تنها پدیدهای محدود به آزمایشگاه نیست، بلکه در تعاملات طبیعی انسانها نیز به شکل قابل اندازهگیری رخ میدهد.
آنها معتقدند این هماهنگی میتواند بهعنوان یکی از «نشانگرهای زیستی» (Biomarker) تعاملات اجتماعی واقعی مورد استفاده قرار گیرد و در آینده به درک بهتر نحوه شکلگیری ارتباطات انسانی، همکاریهای گروهی و حتی طراحی محیطهای اجتماعی کمک کند. البته پژوهشگران تأکید میکنند که این هماهنگی همیشه به معنای وجود احساسات مثبت یا صمیمیت نیست. مطالعات گذشته نشان دادهاند چنین پدیدهای حتی در موقعیتهای تنشزا یا تعارض نیز ممکن است مشاهده شود و بنابراین نباید آن را تنها نشانهای از ارتباط عاطفی دانست.
پژوهش هنوز همه پاسخها را نداده است
پژوهشگران نتوانستند در هر لحظه مشخص کنند شرکتکنندگان دقیقاً چه نوع تعاملی با یکدیگر داشتهاند؛ بنابراین هنوز روشن نیست که عامل اصلی ایجاد این هماهنگی، صرفاً نزدیک بودن افراد به یکدیگر بوده یا فعالیت مشترکی که همزمان انجام میدادند. همچنین مشخص نیست کاهش همزمانی در محیطهای پر سر و صدا مستقیماً ناشی از ویژگیهای صوتی محیط بوده یا به دلیل نوع فعالیتهایی که معمولاً در چنین محیطهایی انجام میشود.
این پژوهش تصویری تازه از شیوه ارتباط انسانها ارائه میدهد؛ تصویری که نشان میدهد تعاملات اجتماعی تنها در رفتار، گفتار یا احساسات خلاصه نمیشود، بلکه بدن نیز به شکلی ناخودآگاه با حضور دیگران هماهنگ میشود. اگر تحقیقات آینده بتوانند سازوکارهای این پدیده را با دقت بیشتری روشن کنند، «همزمانی فیزیولوژیک بینفردی» شاید به یکی از ابزارهای مهم برای مطالعه کیفیت تعاملات انسانی و درک عمیقتر ارتباط میان ذهن، بدن و جامعه تبدیل شود.
انتهای پیام/