۱۰ اصل سیاست خارجی در اندیشه رهبر شهید؛ دیپلماسی بر مدار عزت، حکمت و مقاومت
به گزارش خبرگزاری آنا، سید رسول موسوی معاون امور بینالملل دانشگاه آزاد اسلامی در یادداشتی با مرور سخنان و رهنمودهای امام شهید آیتالله سید علی خامنهای در همایشهای سفرا و رؤسای نمایندگیهای جمهوری اسلامی ایران، تأکید کرد که سیاست خارجی در منظومه فکری ایشان بر اصولی، چون «عزت، حکمت و مصلحت»، مقاومت در برابر نظام سلطه، اولویت همسایگان و کشورهای مستقل، دیپلماسی فعال و قدرت درونزا استوار بوده و در عین پذیرش انعطاف تاکتیکی، هیچگاه از اصول و منافع راهبردی جمهوری اسلامی عدول نمیکند.
دیدگاههای امام شهید آیتالله سید علی خامنهای در سیاست خارجی، منظومه بههمپیوستهای از مبانی اعتقادی، اصول ثابت و راهبردهای عملی است که در طول دههها رهبری، در صدها سخنرانی، پیام و خطمشیگذاری تبیین شده است. در بین مطالب بسیار زیادی که امام شهید درباره موضوعات سیاست خارجی داشتند، سخنرانیهای ایشان در همایشهای سفرا و روسای نمایندگیهای جمهوری اسلامی ایران که تقریبا سالانه یا دوسالانه برگزار میشد بطور مشخصتر درباره سیاست خارجی متمرکز بود.
اینجانب از سال ۱۳۷۵ که به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران عازم تاجیکستان شدم تا سال ۱۴۰۳ که در وزرات امورخارجه بازنشسته شدم در تمام سمینارهای سالانه سفرا و روسای نمایندگیهای جمهوری اسلامی ایران شرکت داشتم و از نزدیک شاهد فرمایشات معظمله درباره سیاست خارجی، سیاست بینالملل، وزارت امورخارجه، دیپلماسی و شرایط و صفات دیپلماتها بودهام. آنچه در ادامه میخوانید جمعبندی اینجانب از یاداشتهای خود از سخنرانیهای ایشان در این همایشهاست. البته در همینجا این نکته را خاطرنشان میسازم که آنچه مینویسم استنباطی است که ازسخنرانیهای معظمله دارم و ممکن است علیرغم تلاشی که برای فهم دقیق مطالب ایشان داشتهام با منظور نهایی ایشان تفاوتهایی داشته باشد لذا با این توضیح مطالب خود را ادامه میدهم. مبانی و اصول بنیادین سیاست خارجی از دیدگاه آیتالله خامنهای را میتوان در سرفصلهای ذیل مورد مطالعه قرار دارد:
۱– تفکیک ناپذیری سیاست خارجی از سیاست داخلی
یکی از مهمترین مسائلی که حضرت آیت الله خامنهای در تمام سمینارهای سفرا بدون استثناء به آن توجه داشتند و حتما درباره آن صحبت میکردند توجه به خانوادههای سفرا و دیپلماتها و مامورین جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور بود و همیشه نصایح پدرانهای را در لزوم توجه به خانوادهها، تربیت فرزندان بخصوص آموزش آنان و لزوم برخوردار بودن آنها از مدارس ایرانی در محل ماموریت مطرح مینمودند. به یاد ندارم سالی باشد که ایشان به مسائل خانوادههای و تربیت فرزندان و مسآئل آموزشی آنان را مطرح ننموده و سفرا و مامورین را به رعایت آموزههای دینی نصیحت نکرده باشند.
همین موضوع توجه خاص به خانوادهها، تربیت فرزندان و لزوم توجه به موضوعات فکری و عقیدتی در محیط ماموریتهای خارجی دلیل و نشانه مهمی است که نتیجهگیری کنیم سیاست خارجی از نگاه ایشان، ادامه منطقی مبانی انقلاب اسلامی است و ایشان سیاست خارجی را امری جدای از سیاست داخلی و مبانی فکری و نظری دینی و انقلابی که جمهوری اسلامی ایران بر آن استوارشده بود، نمیدانستند. چنانچه در سمینار سفرای سال ۱۳۹۰ فرمودند: عرصه دیلماسی، عرصه مبارزه است. در این مبارزه باید قوی باشید و اگر میخواهید قوی باشید ارتباط با خدا را مستحکم کنید، هم خودتان، هم خانوادهتان. خانواده را مهم بشمرید، چه خانواده بزرگ دیپلماسی، چه خانواده شخصی خودتان.
۲- مفهوم سازی
یکی از ویژگیهای برجسته آیتالله خامنهای ابتکارات خاص ایشان در مفهوم سازی در همه عرصههای سیاستگذاری بود. ایشان در ابتکاری خاص سه مفهوم «عزت»، «حکمت» و «مصلحت» را در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مطرح نمودند که گفتمان قالب و اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی گردید و این سهگانه، چارچوب هر تصمیم و اقدام سیاست خارجی شد.
«عزت» به معنای نفی وابستگی، ایستادگی بر اصول و عدم پذیرش تحمیل و زورگویی قدرتهای جهانی. «حکمت» به معنای رفتار خردمندانه، پرهیز از شتابزدگی و دشمنسازی بیمورد و شناخت صحنهی جهانی و «مصلحت» به معنای در نظر گرفتن منافع ملی و انعطافپذیری تاکتیکی در چارچوب اصول برای دفع ضرر یا جلب منفعت. نفی سلطهگری و سلطهپذیری مفهوم دیگری است که در موارد متعددی مورد توجه ایشان بوده است. این مفهوم برگرفته از اصل قرآنی «نفی سبیل» است که از نظر ایشان سیاست خارجی جمهوری اسلامی نباید به هیچ قدرت خارجی اجازهی نفوذ و سلطه بدهد و در عین حال به دنبال سلطه بر دیگران هم نیست. این اصل، مبنای شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» است.
۳- دشمن شناسی
در منظومه فکری رهبر شهید، شناخت ماهیت طرف مقابل، محور اصلی تنظیم روابط است. ایشان کشورها را ذیل یک تقسیمبندی صریح تحلیل میکردند:
آمریکا: دشمن سرسخت و غیرقابل اعتماد. از منظر آیتالله خامنهای، آمریکا «شیطان بزرگ» و نماد نظام سلطه است که ماهیت استکباری، فریبکارانه و مداخلهگر آن با انقلاب اسلامی در تضاد ذاتی است. هرگونه تماس و مذاکره با آمریکا، جز در مسائل مشخص و با رعایت دقیق عزت، بیفایده و مضر است. ایشان بارها تأکید داشتند که مشکل با آمریکا، صرفاً سیاسی یا هستهای نیست، بلکه مشکل از آنجا ناشی میشود که ایران زیر بار نظم آمریکایی نمیرود و به همین دلیل «دشمنی آمریکا با اصل نظام و هویت انقلابی آن تمامنشدنی است». ایشان وعدههای آمریکا را کاملاً بیاعتبار میدانستند و به تجربههای تاریخی از جمله برجام استناد مینمودند که «آمریکا نقض عهد کرد و اروپا هم با او همراهی کرد». راهبرد در برابر آمریکا، «مقاومت فعال» و خنثیسازی تحریمها با تکیه بر درونزا کردن اقتصاد است، نه التماس و انتظار برای رفع تحریم از سوی دشمن. ایشان هرگونه مذاکرهی مجدد با آمریکا را که با اعمال فشار و تهدید همراه باشد، «تسلیم» و حرام میدانستند.
اسرائیل: غده سرطانی و نامشروع. رژیم صهیونیستی نه یک کشور، که یک پایگاه نظامی و ابزار سلطه غرب در منطقه است که ماهیتش بر اشغال، تجاوز و آپارتاید بنا شده. در دیدگاه آیتالله خامنهای هرگونه شناسایی، عادیسازی روابط و مذاکره با رژیم صهیونیستی حرام و گناهی کبیره است. ایشان راهحل فلسطین را نه «سازش» یا «دو دولت»، بلکه برگزاری همهپرسی با شرکت همه ساکنان اصلی فلسطین (اعم از مسلمان، مسیحی و یهودی) دانسته و حمایت همهجانبه از مقاومت فلسطین را یک تکلیف شرعی و راهبردی اعلام داشتند.
اروپا: غیرقابل اعتماد و دنبالهرو. اروپا به عنوان یک کل، در نگاه ایشان استقلال راهبردی از آمریکا ندارد و در بزنگاهها همان موضع خصمانه را علیه ایران تکرار میکند. وعدههای اروپا (مانند اینستکس پس از خروج آمریکا از برجام) را «دروغ و فریب» ارزیابی میکردند. از نظر ایشان رابطه با اروپا تنها در صورت رعایت احترام متقابل، عدم مداخله در امور داخلی و عمل به تعهدات قابل تصور بود و هرگز نمیشود روی آن به عنوان یک شریک راهبردی حساب کرد.
۴- همسایگان و کشورهای همسو
همسایگان در اندیشه سیاسی آیت الله خامنهای جایگاه ویژهای در سیاست خارجی داشت. ایشان در مناسبتهای مختلف با طرح این موضوع که ایران با داشتن پانزده همسایه با راهبردهای مختلف ظرفیتهای بسیار زیادی برای گسترش همکاریهای بینالمللی دارد، دستگاه دیپلماسی کشور را به پیگیری سیاست همسایگی تشویق میکردند.
کشورهای آسیایی و مستقل: اولویت راهبردی. در مقابل تمرکز بر غرب، ایشان سیاست «نگاه به شرق و همسایگان» را یک راهبرد اساسی میدانستند، نه یک تاکتیک موقت. توسعه روابط با قدرتهای در حال ظهور (چین، روسیه)، کشورهای همسایه و جهان اسلام، و بلوکهای مستقل (مانند اعضای بریکس و شانگهای) میتواند زمینهساز شکلگیری یک «نظم جهانی غیرغربی» و پایاندهنده یکجانبهگرایی باشد. البته همزمان ایشان تأکید داشتند که رابطه با این کشورها نیز باید متوازن، هوشمندانه و بدون خوشبینی سادهانگارانه باشد و ایران نباید از یک سلطه به سلطهی دیگر برود.
۵- دکترین مقاومت
سیاست خارجی آیتالله خامنهای با مفهوم «مقاومت» گره خورده است. مقاومت در این گفتمان، صرفاً یک اقدام تدافعی نیست، بلکه یک «گفتمان تهاجمی نرم و سخت» برای تغییر معادلات منطقهای و جهانی است. در شاکله بندی این دکترین مفاهیمی مانند محور مقاومت، اقتصاد مقاومتی، مقاومت فرهنگی و رسانه در مقابل تهاجم فرهنگی شایان توجه است.
محور مقاومت: شبکهای از دولتها و گروههای مردمی (حزبالله لبنان، حماس و جهاد اسلامی، انصارالله یمن، حشد شعبی عراق و...) که حول محور «مقابله با اشغالگری و نفوذ آمریکا و اسرائیل» شکل گرفته و عمق راهبردی ایران را تشکیل میدهد. ایشان این محور را یک «جبههی هویتی و عقیدتی» میداند.
اقتصاد مقاومتی: این نظریه، بازوی داخلی سیاست خارجی است. معنایش این است که کشور باید چنان از درون قوی شود که فشارهای خارجی (تحریمها) نه تنها فلجکننده نباشند، بلکه به فرصتی برای شکوفایی تبدیل شوند. این مهم با تکیه بر تولید داخل، حمایت از دانش بنیانها، مدیریت هوشمندانه منابع و قطع وابستگی به نفت ممکن میشود. ایشان حل مشکلات اقتصادی را پیشنیاز اقتدار در سیاست خارجی دانسته و ضعف اقتصادی را عامل طمع دشمن اعلام میکردند.
مقاومت فرهنگی و رسانهای: ایشان با طرح بحث تهاجم فرهنگی دشمن جنگ اصلی را جنگ روایتها میدانستند و معتقد بودند که قدرتهای استکباری به دنبال تغییر باورها، تحقیر ملت و ناکارآمدنمایی نظام هستند؛ لذا از نظر ایشان مقاومت در این عرصه از طریق جهاد تبیین، به همان اندازهی مقاومت نظامی اهمیت دارد.
۶- پرونده هستهای
در طول دوران ۳۷ ساله رهبری آیت الله خامنهای هیچ موضوعی، چون پرونده هستهای در بین موضوعات مختلف سیاست خارجی و امنیتی کانون توجه نبوده است. ایشان با فتوای مشهور خود در مورد تحریم سلاح هستهای همزمان با ضرورت برخورداری کشور از فناوری صلح آمیز هستهای، نظریه منحصر بفردی را در عرصه جهانی در فعالیتهای هستهای بنیانگذاری نمودند. رویکرد ایشان به موضوعات مرتبط با فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران از جمله مذاکرات هستهای، نمونهای عینی از ترکیب «عزت، حکمت، مصلحت» و دکترین مقاومت میباشد:
اصل مذاکره: ایشان هرگز با اصل مذاکره برای حل یک موضوع خاص (مانند هستهای) مخالفتی نداشتند البته به شرطی که از موضع برابر و بدون باجدهی باشد و در این چارچوب مفهوم «نرمش قهرمانانه» بهترین نمونه عملگراینهای است که ایشان مطرح نمودند. ایشان در مقطعی از مذاکرات هستهای، از این اصطلاح استفاده کردند. این به معنای عقبنشینی از اصول یا تسلیم نبود، بلکه به معنای «انعطاف تاکتیکی در میدان دیپلماسی برای پیشبرد اهداف و عبور از موانع بود، مانند یک کشتیگیر ماهر که گاهی برای زمین زدن حریف، نرمش نشان میدهد». این نرمش هرگز به معنای دست برداشتن از صنعت هستهای بومی یا اعتماد به دشمن نبود.
درسهای برجام: برجام برای ایشان به یک تجربهی تاریخی و عبرتآموز تبدیل شد که نشان داد «آمریکا حتی با امضای خودش و قطعنامهی شورای امنیت هم مخالفت میکند و تحریمها را به گروگانی برای باجخواهیهای جدید تبدیل میکند». بر همین اساس این تجربه، ایشان مذاکرهی مجدد با آمریکا در شرایط فشار و تهدید را «غیرعاقلانه، غیرهوشمندانه و ننگین» توصیف کرده و تأکید داشتند که رفع تحریمها باید راستیآزمایی عملی شود، نه صرفاً روی کاغذ. همچنین، بدعهدی برجام این اصل را تقویت کرد که نباید اقتصاد کشور را به مذاکرات گره زد (همان راهبرد اقتصاد مقاومتی).
در همین ارتباط ایشان در سخنرانی خود در همایش سفرای سال ۱۴۰۲ تاکید نمودند: حفظ اصول منافاتی با مصلحت به معنای داشتن انعطاف در موارد لازم برای دور زدن موانع سخت و صخرهای و ادامه دادن مسیر ندارد. ایشان اضافه کردند: البته چند سال قبل که مفهوم «نرمش قهرمانانه» مطرح شد، در خارج و برخی در داخل برداشت غلط کردند؛ چرا که مصلحت یعنی یافتن راهی برای گذشتن از کنار موانع دشوار وادامه دادن راه برای رسیدن به هدف.
۷- بیداری اسلامی
آیتالله خامنهای تحولات جهان را ذیل یک گذار بزرگ تاریخی از «نظم تکقطبی آمریکایی» به «نظم چندقطبی» تحلیل میکند. از نگاه ایشان، جهان در آستانهی یک دگرگونی بنیادین است و جبههی مقاومت اسلامی یکی از محرکهای اصلی این تغییر است. شکستهای آمریکا در منطقه (عراق، افغانستان، سوریه و یمن) و خیزش قدرتهای جدید (چین، روسیه و قدرتهای منطقهای) نشانههای افول هژمونی آمریکا هستند. ایشان از تعابیری مانند «پیچ تاریخی» و «تغییر آرایش جهان» برای توصیف این وضعیت استفاده کرده معتقد بودند که سیاست خارجی ایران باید با درک این تحولات، نقش فعالی در شکلدهی به نظم جدید ایفا کند، نه آنکه منفعلانه در انتظار بنشیند.
۸- وحدت جهان اسلام:
وحدت جهان اسلام یک اصل ثابت در نگاه سیاست خارجی ایشان است. ایشان تفرقه شیعه و سنی را بزرگترین حربه دشمنان اسلام دانسته، همواره بر وحدت امت اسلامی حول محور «فلسطین» و «مقابله با رژیم صهیونیستی و نفوذ آمریکا» تأکید مینمودند. از این رو، در سیاست خارجی، جمهوری اسلامی ایران از جنبشهای آزادیخواهانه و ضدصهیونیستی در سراسر جهان اسلام، فارغ از مذهب، حمایت سیاسی و معنوی میکند. ایشان عادیسازی روابط برخی کشورهای عربی با اسرائیل را «خیانت به امت اسلام» و «حرکت برخلاف مصالح ملتهای مسلمان» دانسته و معتقد بودند که در نهایت چنین رویکرد به ضرر خود آن حکومتها تمام خواهد شد.
۹- دیپلماسی عمومی و قدرت نرم
ایشان به موازات دیپلماسی رسمی، همواره بر اهمیت تسخیر افکار عمومی جهان تأکید داشتند. گسترش زبان فارسی، تبیین گفتمان انقلاب اسلامی برای نخبگان و مردم جهان، ارتباط مستقیم با ملتها (بهویژه در کشورهای اسلامی و حتی افکار عمومی غرب) و استفاده هوشمندانه از رسانههای نوین، بخشی از این راهبرد است. نامههای مستقیم ایشان به جوانان غربی و اروپایی، نمادی از این دیپلماسی عمومی است که بهدنبال شکستن کلیشههای رسانهای و ارائه تصویری دستاول از اسلام و ایران است.
۱۰- ساختار وزارت امورخارجه
ایشان همزمان با طرح مباحث کلان سیاست خارجی و مفهوم بندی آن توجه ویژهای به ساختار وزارت خارجه داشتند و نقش کارگزار را در پیگیری اهداف سیاست خارجی تعیین کننده میدانستند. ایشان در مناسبتهای مختلف توصیههای مختلفی را به وزرای خارجه در خصوص توجه به نیروهای انسانی وزرات خارجه و تربیت آنها همزمان با توجه به ساختاری کارا و توانمند داشتند.
چنانچه در همایش سفرای سال ۱۴۰۲ معظم له به صراحت به مسئله «کیفیت و کمیّت نیروی انسانی در وزارت امور خارجه و جذب عناصر کارآمد و قابل اعتماد توجه کرده و اظهار داشتند: وزارت امور خارجه باید نیروهایی جذب کند که عمیقاً و از بُن دندان به مبانی فکری و سیاسی انقلاب و جمهوری اسلامی باور داشته باشند، و با انگیزه کافی و ارادهای قوی و تحرک و فعالیت در مقابل طوفانهای فکری و تبلیغاتی بیگانگان بایستند و خم نشوند. ایشان نمایندگان ایران در خارج از کشور را نماینده مردم و نوع رفتار آنها را نشاندهنده هویت و ماهیت ملت ایران خواندند و گفتند: دیپلمات ایرانی باید نماد ایمان، عشق به ایران عزیز، غیرت، عزم و اراده و تحرک و پر کاری باشد و گفتار و رفتارشان برای ملت ایران هم احترامبرانگیز باشد.
البته ایشان به نکته ظریفی هم توجه داشتند که تصمیم گیری در عرصه سیاست خارجی خارج از اختیارات وزرات امورخارجه و در اختیار شورای امنیت ملی است و نقش وزرات امورخارجه عمدتا در عرصه سیاست سازی است. چنانچه ایشان در سخنارنی عمومی که به مناسبت روز معلم در ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰ داشتند اظهار نمودند: همه بدانند که سیاست خارجی در همه جای دنیا مربوط به مجامع بالادستی است، مسئولین عالی رتبه کشور تصمیم میگیرند. لکن اینطور نیست که تصمیم گیریها تابع وزرات امورخارجه باشد. وزرات امور خارجه مجری است. در کشور ما هم همینطور است.
جمعبندی:
در مجموع، سیاست خارجی در اندیشهی آیتالله خامنهای، «سیاستی مبتنی بر مبارزه دائمی با نظام سلطه، عدم اعتماد راهبردی به غرب، اولویتدهی به همسایگان و شرق، فعالسازی عمق راهبردی از طریق محور مقاومت، و درونزا کردن قدرت ملی بر پایه اقتصاد مقاومتی و پیشرفت علمی است.» در این منظومه، «انعطاف تاکتیکی» مجاز و گاه ضروری است، اما «عقبنشینی راهبردی» و «واگذاری اصول» خط قرمز محسوب میشود. این نگاه، یک چارچوب منسجم فکری است که همه تحولات منطقهای و جهانی را از روزنه «تقابل جبههی حق و باطل» تحلیل میکند و برای جمهوری اسلامی ایران نقشی فراتر از یک دولت-ملت، یعنی «امالقرای جهان اسلام» و «پرچمدار مبارزه با استکبار» قائل است.
حضرت آیتالله خامنهای، سیاست خارجی خوب و دستگاه دیپلماسی کارآمد را رکنی اساسی برای اداره موفق کشور دانسته و معتقد بودند یک سیاست خارجی موفق باید دارای شش شاخص برجسته باشد که رعایت این شاخصها، نشانه سیاست خارجی موفق است و اگر این ضابطهها مشاهده نشد، یا در نظریه سیاست خارجی و یا در کارکرد و عملیات دیپلماسی دچار مشکل هستیم. توانایی تبیین اقناعکننده منطق رویکردهای کشور در مسائل مختلف، اولین ضابطه یک سیاست خارجی موفق به شمار میرفت. «حضور اثرگذار و جهتبخش در پدیدهها، حوادث و جریانهای مختلف سیاسی-اقتصادی جهان»، «رفع و کاهش سیاستها و تصمیمات تهدیدآمیز علیه ایران»، «تضعیف کانونهای خطرآفرین»، «تقویت دولتها و مجموعههای متحد و همراه با ایران و توسعه عمق راهبردی کشور» و «قدرت تشخیص لایههای پنهان در تصمیمات و اقدامات منطقهای و جهانی»، پنج ضابطه دیگری بود که ایشان در تشریح یک سیاست خارجی موفق و افتخارآمیز در همایش سفرای سال ۱۴۰۲ بیان کردند.
انتهای پیام/