تهران؛ مصلی امام خمینی(ره)، روایتی از آغاز آخرین وداع

وداع
هزاران نفر از مردم از نخستین ساعات بامداد و در امتداد صبح، خود را از شهرها و استان‌های مختلف به مصلای امام خمینی(ره) تهران رساندند تا در مراسم وداع با پیکرها حضور یابند. اجتماع اقوام گوناگون ایرانی، حضور خانواده‌ها، استقرار گسترده نیروهای امدادی و خدماتی، فعالیت خبرنگاران و عکاسان داخلی و خارجی و نظم حاکم بر مراسم، تصویری از روزی را رقم زد که مصلی تهران به کانون حضور و سوگواری جمعیت تبدیل شده بود.

به گزارش خبرنگار آنا؛ از نخستین ساعات بامداد، خیابان‌های منتهی به مصلای امام خمینی (ره) مملو از جمعیتی بود که از دورترین و نزدیک‌ترین نقاط کشور خود را به تهران رسانده بودند تا در آخرین وداع با رهبر شهید حضور داشته باشند. هنوز هوا کاملاً روشن نشده بود که صف‌های طولانی عزاداران از ورودی‌های مصلی فراتر رفت و هر لحظه بر خیل مشتاقانی که برای ادای احترام آمده بودند افزوده می‌شد. بسیاری از مردم شب را در مسیر گذرانده بودند و برخی دیگر پس از ساعت‌ها سفر از استان‌های مختلف، بی‌درنگ راهی محل برگزاری مراسم شدند تا در این بدرقه تاریخی سهیم باشند.

از ایستگاه‌های مترو و خیابان‌های اطراف مصلی، سیل جمعیت به سمت ورودی‌ها در حرکت بود. خادمان مراسم در طول مسیر با راهنمایی مردم، توزیع آب و پذیرایی از عزاداران، تلاش می‌کردند تا بخشی از خستگی راه را از تن آنان بزدایند. تابلو‌های راهنما، مسیر‌های مشخص ورود و خروج و حضور مستمر عوامل اجرایی، باعث شده بود با وجود انبوه جمعیت، تردد عزاداران با آرامش و نظم انجام شود.

از جای‌جای ایران برای یک وداع

در میان انبوه جمعیت، جلوه‌ای از ایران به چشم می‌خورد. ترک، کرد، لر، بلوچ، عرب، فارس، ترکمن، گیلک، مازندرانی و دیگر اقوام ایرانی، هر یک با گویش، فرهنگ و گاه با لباس‌های محلی خود، در کنار یکدیگر ایستاده بودند. تفاوت لهجه‌ها و پوشش‌ها در میان این جمعیت عظیم، تنها یک پیام داشت؛ اینکه سوگ، مرز جغرافیا و قومیت نمی‌شناسد و امروز همه با یک احساس مشترک در مصلی گرد آمده‌اند.

در میان عزاداران، حضور خانواده‌ها بیش از هر چیز به چشم می‌آمد. پدرانی که فرزندان خردسال خود را بر دوش گرفته بودند تا لحظه آخرین وداع را ببینند، مادرانی که دست کودکانشان را در میان ازدحام جمعیت رها نمی‌کردند، سالمندانی که با عصا یا ویلچر خود را به مصلی رسانده بودند و جوانانی که ساعت‌ها در صف ایستاده بودند، تصویری از حضور نسل‌های مختلف ایران را در این مراسم رقم زده بودند.

لحظه‌ای که پرده کنار رفت

با کنار رفتن پرده از مقابل پیکر‌های مطهر رهبر شهید و خانواده مطهرشان، حال و هوای مصلی رنگ دیگری گرفت. نگاه هزاران عزادار به یک نقطه دوخته شد و اشک‌هایی که تا آن لحظه در سکوت جاری بود، بی‌اختیار بر گونه‌ها نشست. بسیاری از حاضران دستان خود را به نشانه سلام و وداع بالا بردند و صد‌ها تلفن همراه برای ثبت این لحظه تاریخی در میان جمعیت به چشم می‌خورد. برخی زیر لب دعا می‌خواندند، برخی با چشمانی اشکبار تنها نظاره‌گر بودند و عده‌ای نیز بی‌اختیار اشک می‌ریختند. در آن لحظه، گویی زمان برای دقایقی در مصلی متوقف شده بود و همه نگاه‌ها به پیکر‌های مطهری دوخته شده بود که مردم برای آخرین دیدار و ادای احترام به آنان گرد آمده بودند. برای بسیاری، این تنها یک مراسم رسمی نبود؛ لحظه‌ای بود که تا سال‌ها در حافظه آنان باقی خواهد ماند.

در جای‌جای مصلی، صحنه‌هایی از احساسات ناب مردمی به چشم می‌خورد؛ پیرمردی که با چشمانی اشکبار زیر لب دعا می‌خواند، مادری که قاب عکس را در آغوش گرفته بود، نوجوانی که پرچم ایران را بر دوش داشت و کودکی که از روی شانه پدر، با کنجکاوی به جمعیت چشم دوخته بود. این تصاویر، روایتگر اندوه مشترک مردمی بود که از اقصی نقاط کشور آمده بودند تا در آخرین دیدار، سهمی از این بدرقه تاریخی داشته باشند.

روایت دوربین‌ها از یک روز تاریخی

در گوشه و کنار مصلی، حضور گسترده خبرنگاران، عکاسان و تصویربرداران ایرانی و خارجی نیز به چشم می‌خورد. جایگاه رسانه‌ها از نخستین ساعات مراسم مملو از خبرنگارانی بود که با دوربین، لپ‌تاپ و تجهیزات ارتباطی خود، لحظه‌به‌لحظه این اجتماع کم‌نظیر را ثبت و برای مخاطبانشان مخابره می‌کردند. عکاسان نیز در میان جمعیت و در نقاط مختلف مصلی، قاب‌هایی از اشک، انتظار، همدلی و حضور گسترده مردم را ثبت می‌کردند؛ تصاویری که روایتگر یکی از مهم‌ترین روز‌های تاریخ معاصر ایران بود.

امداد، خدمت و نظمی مثال‌زدنی

در کنار این جمعیت عظیم، حضور نیرو‌های امدادی و خدماتی نیز کاملاً مشهود بود. تیم‌های اورژانس، کادر درمان، نیرو‌های جمعیت هلال احمر و دیگر عوامل امدادی در نقاط مختلف مصلی مستقر بودند و با آمادگی کامل، خدمات لازم را به عزاداران ارائه می‌کردند. آمبولانس‌ها، پایگاه‌های امدادی، تیم‌های درمانی سیار و نیرو‌های خدماتی با هماهنگی کامل در آماده‌باش بودند تا در صورت بروز هرگونه مشکل، در کوتاه‌ترین زمان ممکن به مردم خدمات‌رسانی کنند.

یکی از نکات قابل توجه مراسم، نظم حاکم بر فضای مصلی بود. با وجود حضور گسترده مردم، ورود و خروج عزاداران با هدایت نیرو‌های اجرایی، خادمان، نیرو‌های انتظامی و گروه‌های راهنما به‌صورت منظم انجام می‌شد. مسیر‌های تردد، جایگاه خبرنگاران، بخش‌های مختلف شبستان، محل استقرار تیم‌های امدادی و خدماتی و همچنین گیت‌های ورودی به‌گونه‌ای ساماندهی شده بود که ازدحام جمعیت، خللی در روند برگزاری مراسم ایجاد نکند. همکاری مردم با عوامل اجرایی نیز نقش مهمی در حفظ این نظم داشت و سبب شد مراسم با آرامش و انسجام برگزار شود.

بدرقه‌ای که در حافظه تاریخ می‌ماند

با گذشت ساعت‌ها، نه از حجم جمعیت کاسته شد و نه از داغی که بر چهره‌ها نقش بسته بود. هر لحظه گروه دیگری از مردم از شهر‌ها و روستا‌های مختلف وارد مصلی می‌شدند؛ مردمی که آمده بودند تا با حضور خود، آخرین ادای احترام را به جا آورند.

امروز اما در اولین روز وداع با رهبر شهید، مصلی امام خمینی (ره) تنها میزبان یک مراسم نبود؛ تصویری از همبستگی، همدلی و حضور یکپارچه مردمی بود که با قلب‌هایی اندوهگین، آخرین سلام و آخرین خداحافظی خود را زمزمه می‌کردند. شاید سال‌ها بعد، تصاویر این روز در قاب دوربین‌ها ثبت شده باشد، اما آنچه در ذهن حاضران ماندگار خواهد شد، حس همراهی ملتی بود که از هر گوشه ایران، در کنار یکدیگر ایستادند تا آخرین برگ از یک فصل مهم تاریخ معاصر را با چشمانی اشکبار ورق بزنند.

انتهای پیام/

ارسال نظر