آنا گزارش می‌دهد

۱۴ خرداد؛ سالروز عروج مردی که معادلات سلطه را برهم زد/ از «ما نمی‌توانیم» تا ایران مقتدر

بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر سه مؤلفه «ایمان»، «مردم» و «استقلال»، نه‌تنها رژیم وابسته پهلوی را سرنگون کرد، بلکه روح خودباوری و مقاومت را در ملت ایران احیا کرد؛ رویکردی که امروز نیز در مواجهه جمهوری اسلامی با فشار‌ها و تقابل‌های جبهه آمریکایی ـ صهیونیستی، به عنوان یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت و انسجام ملی شناخته می‌شود.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، چهاردهم خرداد در حافظه تاریخی ملت ایران صرفاً سالروز ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران نیست؛ این روز، نقطه‌ای تعیین‌کننده برای بازخوانی یکی از اثرگذارترین منظومه‌های فکری و سیاسی جهان معاصر است؛ منظومه‌ای که توانست در میانه قرنی مملو از سلطه‌گری قدرت‌های جهانی، وابستگی سیاسی دولت‌ها و فروپاشی هویت ملت‌ها، الگویی تازه از حکمرانی، مردم‌سالاری و مقاومت را پیش روی ملت ایران و بسیاری از ملت‌های منطقه قرار دهد.

امام خمینی (ره) تنها رهبر یک انقلاب سیاسی نبود؛ او احیاگر نوعی نگاه تمدنی بود که «دین»، «مردم»، «استقلال»، «عدالت» و «مقاومت» را در یک چارچوب منسجم گرد هم آورد و از دل آن، انقلابی را پدید آورد که نه‌تنها معادلات داخلی ایران، بلکه نظم سیاسی منطقه غرب آسیا را نیز دگرگون کرد. به همین دلیل، بازخوانی اندیشه امام در سالگرد ارتحال ایشان، صرفاً رجوع به گذشته نیست؛ بلکه تلاشی برای فهم نسبت آن اندیشه با مسائل امروز و آینده جمهوری اسلامی ایران است.

یکی از مهم‌ترین چالش‌ها در مواجهه با اندیشه امام خمینی (ره)، تقلیل آن به خاطره، مناسک یا مجموعه‌ای از نقل‌قول‌های تاریخی است. در حالی که حقیقت اندیشه امام، در پویایی و امتداد آن در متن تحولات اجتماعی و سیاسی معنا پیدا می‌کند. اگر اندیشه امام صرفاً در قالب روایت‌های نوستالژیک یا آیین‌های سالانه محصور شود، به مرور از ظرفیت تحول‌آفرین خود فاصله می‌گیرد و به گفتمانی نمادین و غیرکنشگر تبدیل می‌شود.

در حالی که امام خمینی (ره) اساساً برای شکستن همین سکون تاریخی و خروج جامعه ایرانی از وضعیت انفعال ظهور کرد. جامعه‌ای که در دوران پهلوی، دچار نوعی احساس حقارت تاریخی، وابستگی مزمن به قدرت‌های خارجی و بی‌اعتمادی به ظرفیت‌های درونی خود شده بود. ساختار سیاسی و فرهنگی رژیم پهلوی تلاش می‌کرد مردم را از متن سیاست حذف کرده و آنان را به تماشاگرانی منفعل در برابر اراده قدرت‌های داخلی و خارجی تبدیل کند.

در چنین فضایی، امام خمینی (ره) مهم‌ترین تحول را در «بازگرداندن اراده» به مردم رقم زد. او نهضتی را آغاز کرد که جوهره اصلی آن، احیای عزت ملی و اعتماد به نفس تاریخی ملت ایران بود. فرهنگ «ما می‌توانیم» که بعد‌ها به یکی از پایه‌های هویتی جمهوری اسلامی تبدیل شد، در حقیقت از همین نقطه آغاز شد؛ از لحظه‌ای که مردم ایران دریافتند می‌توانند بدون اتکا به شرق و غرب، سرنوشت خود را تعیین کنند.

امام خمینی (ره) در شرایطی نهضت اسلامی را رهبری کرد که بسیاری از نخبگان سیاسی آن دوران، تغییر رژیم پهلوی را ناممکن می‌دانستند. وابستگی عمیق حکومت به آمریکا، قدرت گسترده دستگاه امنیتی ساواک و سیطره رسانه‌ای و فرهنگی غرب، فضایی ساخته بود که هرگونه سخن از تحول بنیادین را خیال‌پردازانه جلوه می‌داد. اما امام با اتکا به ایمان دینی، اعتماد به مردم و باور به سنت‌های الهی، معادلات رایج قدرت را برهم زد.

شاید مهم‌ترین ویژگی اندیشه امام، پیوند میان «معرفت» و «کنش» بود. او دین را از حاشیه اجتماع به متن زندگی سیاسی و اجتماعی بازگرداند و نشان داد اسلام نه‌تنها توانایی اداره جامعه را دارد، بلکه می‌تواند موتور محرک یک تحول بزرگ تمدنی باشد. در نگاه امام، اسلام صرفاً مجموعه‌ای از مناسک فردی نبود؛ بلکه مکتبی برای ساخت جامعه، تحقق عدالت، مقابله با ظلم و حفظ کرامت انسان بود.

از همین منظر، اندیشه ولایت فقیه در مکتب امام نیز صرفاً یک نظریه انتزاعی فقهی نبود؛ بلکه تلاشی برای احیای مفهوم «امامت» در عصر جدید به شمار می‌رفت. مفهومی که در طول دهه‌ها و قرن‌ها، عمدتاً در لایه‌های نظری و تاریخی محدود شده بود، اما امام آن را به تجربه‌ای اجتماعی و سیاسی تبدیل کرد. تجربه‌ای که در آن، رابطه میان مردم، دین و رهبری دینی در قالب یک نظام سیاسی بازتعریف شد.

یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های این نگاه، شکل‌گیری نوعی مردم‌سالاری دینی بود که در آن، «رأی مردم» و «هویت اسلامی» در تقابل با یکدیگر تعریف نمی‌شدند. امام خمینی (ره) در نخستین ماه‌های پس از پیروزی انقلاب، با برگزاری همه‌پرسی جمهوری اسلامی نشان داد که حتی در اوج محبوبیت اجتماعی نیز مشروعیت سیاسی را بدون حضور و اراده مردم کامل نمی‌داند.

همین اعتماد به مردم، یکی از وجوه تمایز اساسی امام با بسیاری از رهبران سیاسی قرن بیستم بود. در منظومه فکری امام، مردم نه ابزار قدرت، بلکه صاحبان اصلی انقلاب بودند. او بار‌ها تأکید می‌کرد که این مردم بودند که انقلاب را به پیروزی رساندند و بقای جمهوری اسلامی نیز وابسته به حضور و حمایت مردم است.

در واقع، امام خمینی (ره) توانست شکاف تاریخی میان «مردم» و «سیاست» را در ایران ترمیم کند. پیش از انقلاب، بخش بزرگی از جامعه تصور می‌کرد سیاست امری متعلق به دربار، قدرت‌های خارجی یا نخبگان محدود است و مردم نقشی در تعیین سرنوشت خود ندارند. اما انقلاب اسلامی این معادله را تغییر داد و مردم را به بازیگران اصلی صحنه سیاسی تبدیل کرد.

قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ یکی از نخستین جلوه‌های این تحول بود؛ روزی که پیوند میان مردم و روحانیت در سطحی گسترده آشکار شد و نشان داد هر نهضتی که به مردم متکی باشد، قابلیت ماندگاری و پیروزی خواهد داشت. ۱۵ خرداد در حقیقت نقطه آغاز تبدیل اعتراض دینی به یک حرکت اجتماعی فراگیر بود؛ حرکتی که سرانجام در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید.

اما اندیشه امام تنها در عرصه داخلی متوقف نماند. یکی دیگر از ابعاد مهم مکتب امام خمینی (ره)، نفی سلطه و مقابله با نظام استکباری بود. امام در دورانی که بسیاری از دولت‌های منطقه وابسته به قدرت‌های جهانی بودند، شعار «نه شرقی، نه غربی» را مطرح کرد و استقلال را به یکی از ارکان اصلی جمهوری اسلامی تبدیل ساخت.

این نگاه، بعد‌ها در قالب گفتمان مقاومت در منطقه غرب آسیا امتداد پیدا کرد. امروز بسیاری از جریان‌های مقاومت در منطقه، خود را متاثر از همان اندیشه‌ای می‌دانند که امام خمینی (ره) بنیان گذاشت؛ اندیشه‌ای که بر حفظ عزت ملت‌ها، ایستادگی در برابر سلطه و اتکا به ظرفیت‌های بومی تأکید دارد.

در حقیقت، امام خمینی (ره) نوعی «خودآگاهی تاریخی» را در ملت ایران احیا کرد. او تلاش کرد تصویر تحریف‌شده‌ای را که رژیم پهلوی و جریان‌های وابسته از هویت ایرانی ـ اسلامی ساخته بودند، دگرگون کند. پیش از انقلاب، نوعی خودکم‌بینی فرهنگی و سیاسی در جامعه ایرانی تزریق شده بود؛ این تصور که ملت ایران بدون وابستگی به غرب، توان پیشرفت و اداره کشور را ندارد.

امام این معادله را برهم زد و بار دیگر روح عزت ملی را در جامعه زنده کرد. همین خودباوری بود که بعد‌ها در عرصه‌های مختلف علمی، دفاعی، سیاسی و اجتماعی خود را نشان داد و ایران را به کشوری تأثیرگذار در معادلات منطقه‌ای تبدیل کرد.

از سوی دیگر، یکی از ویژگی‌های برجسته اندیشه امام، پیوند عمیق میان اخلاق و سیاست بود. در نگاه امام، سیاست بدون معنویت و عدالت، به ابزاری برای سلطه و فساد تبدیل می‌شود. به همین دلیل، او همواره بر ساده‌زیستی مسئولان، توجه به محرومان و حفظ ارتباط با مردم تأکید داشت.

امام خمینی (ره) معتقد بود هرگونه فاصله گرفتن مسئولان از مردم، زمینه‌ساز آسیب به انقلاب خواهد بود. به همین دلیل، مفهوم «خدمت» در اندیشه سیاسی امام جایگاه ویژه‌ای داشت و مسئولیت سیاسی نه امتیاز، بلکه تکلیف تلقی می‌شد.

اکنون پس از گذشت دهه‌ها از رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، همچنان نام و اندیشه او در متن تحولات سیاسی و اجتماعی ایران حضور دارد. بسیاری از مفاهیمی که امروز به عنوان اصول بنیادین جمهوری اسلامی شناخته می‌شوند ـ از استقلال و مردم‌سالاری دینی گرفته تا مقاومت و عدالت‌خواهی ـ ریشه در همان منظومه فکری دارند که امام خمینی (ره) بنیان نهاد.

در آستانه سالگرد ارتحال امام نیز بار دیگر این پرسش پیش روی جامعه ایرانی قرار می‌گیرد که چگونه می‌توان این اندیشه را برای نسل‌های جدید بازخوانی کرد؛ نسلی که تجربه مستقیم انقلاب و دوران امام را ندارد، اما همچنان در متن هویتی زندگی می‌کند که برآمده از همان تحول تاریخی است.

پاسخ این پرسش را شاید بتوان در تحولات سال‌های اخیر و به‌ویژه در مواجهه جمهوری اسلامی ایران با فشار‌ها، تهدید‌ها و جنگ‌های ترکیبی جبهه آمریکایی ـ صهیونیستی جست‌و‌جو کرد؛ جایی که اندیشه امام خمینی (ره) از سطح نظریه و شعار عبور کرده و خود را در میدان عمل نشان داده است.

در سال‌های اخیر، جمهوری اسلامی ایران با شدیدترین فشار‌های سیاسی، امنیتی، رسانه‌ای و اقتصادی مواجه بوده است. از تحریم‌های گسترده اقتصادی گرفته تا جنگ شناختی و عملیات روانی، هدف اصلی دشمنان، شکستن اراده ملی و بازگرداندن ایران به همان نقطه وابستگی و انفعال پیش از انقلاب بوده است. اما آنچه مانع تحقق این هدف شد، صرفاً ابزار‌های نظامی یا سیاسی نبود؛ بلکه تداوم همان روحیه‌ای بود که امام خمینی (ره) در ملت ایران احیا کرد؛ روحیه‌ای مبتنی بر خودباوری، مقاومت و اعتماد به ظرفیت‌های درونی.

در جریان تقابل‌های منطقه‌ای و جنگ‌های مستقیم و غیرمستقیم با جبهه صهیونیستی و آمریکایی، بار دیگر این حقیقت آشکار شد که اندیشه امام صرفاً متعلق به تاریخ انقلاب نیست، بلکه همچنان قدرت تولید «کنش» و «انسجام» دارد. حضور گسترده مردم در صحنه‌های مختلف، حمایت افکار عمومی از جبهه مقاومت، پایداری کشور در برابر فشار‌های حداکثری و تبدیل شدن ایران به یکی از بازیگران تعیین‌کننده منطقه، همگی نشان‌دهنده زنده بودن همان منظومه فکری است که امام خمینی (ره) پایه‌گذاری کرد.

در واقع، جنگ امروز ایران با دشمن آمریکایی و صهیونیستی، تنها یک نبرد نظامی یا امنیتی نیست؛ بلکه تقابل دو نگاه به انسان، جامعه و آینده منطقه است. یک سوی این میدان، منطق سلطه، وابستگی و تحقیر ملت‌ها قرار دارد و در سوی دیگر، اندیشه‌ای ایستاده که امام خمینی (ره) آن را بر پایه عزت، استقلال و مقاومت بنا نهاد.

شاید به همین دلیل است که با گذشت دهه‌ها از ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی، همچنان نام امام در بزنگاه‌های تاریخی و در لحظات رویارویی ملت ایران با تهدید‌های خارجی، به عنوان نماد ایستادگی، اعتماد به نفس ملی و مقاومت زنده می‌شود؛ اندیشه‌ای که توانست ملتی را از حاشیه تاریخ به متن تحولات منطقه و جهان بازگرداند و هنوز نیز یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های راهبردی جمهوری اسلامی ایران در نبرد‌های بزرگ سیاسی و تمدنی به شمار می‌رود.

انتهای پیام/

ارسال نظر