تجمعهای مردمی؛ نسخهای جدید از یک تجربه کهن/ مقاومت ریشه در تاریخ این خاک دارد
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، این شبها و در پی تجاوز وحشیانه دشمن آمریکایی صهیونیستی به خاک پاک کشورمان، علاوه بر دفاع جانانه و حملات متقابلی که از جانب نیروهای مسلح صورت میگیرد، شاهد حضور حماسی و تحسین برانگیز مردم در خیابانها و میادین در قالب تجمعهای شبانه نیز هستیم. این اتفاق بزرگ، صحنههایی خاطرهانگیز و غرورآفرین را رقم زده و باعث شد تا تمام رویاهای شوم دشمن برای ایجادشکاف بین مردم و نظام به کابوس تبدیل شود.
اما این روند مقاومت مردمی در برابر قدرتهای خارجی عمری طولانی دارد. از دو قرن پیش و از همان ابتدای نفوذ قدرت های استعماری روس وانگلیس که در نهایت به اشغال خاک ایران در جریان جنگ جهانی دوم انجامید، شاهد حرکتهای مردمی و تقابلی در برابر این زیادهخواهیها بودهایم.حرکتهایی که عموماً به رهبری روحانیون و مراجع تقلید و با تکیه بر آموزههای دینی صورت گرفت. در ادامه به تعدادی از این وقایع تاریخی که در دوران قاجار رقم خورده است اشاره خواهیم کرد.
در دوران قاجار ارتباط ایران با دول انگلیس و روس افزایش یافت. ارتباطی نابرابر که به استثمار اقتصادی و سیاسی ایران در قرن نوزدهم انجامید. از این رو، مقاومتهای خودجوش مردمی شکلی نمایانتر به خود گرفت. چرا که جنگهای نابرابر و امتیازات برتریجویانه خشم مردم را علیه این دولتهای خارجی برمیانگیخت.
ماجرای قتل گریابیدوف
نخستین مقاومتهای مردمی در زمان قاجار در جریان جنگهای ایران و روس و همزمان با سلطنت فتحعلیشاه قاجار آغاز شد. چنانچه پس از سقوط گنجه و خبر قتل عام مسلمانان در دربار فتحعلی شاه، غوغایی به پا شد. علمای تهران فتوای جهاد با کفار روس را صادر کردند. پس از آن قریب به ۵۵ هزار نفر سوار و پیاده از افواج و دستههای مسلح و مختلط ایالات و ولایات ۱ برای نبرد با روس¬ها راهی شدند.

اما عیانترین مقاومت مردمی در برابر سلطه یک قدرت خارجی پس از عهدنامه ترکمانچای و در ماجرای قتل گریبایدوف رخ داد. گریبایدوف فرستاده دولت روس برای اجرای این عهدنامه در ایران، دو زن گرجی را بر خلاف میل خودشان به سفارت روس برده بود.۲
در پی انتشار این خبر، میرزا مسیح استرآبادی مجتهد معروف با صدور فتوایی گفت تکلیف هر مسلمان است تا هم مذهبان خود را از دست کافران نجات دهد. مردم نیز در مسجدی که او امام جماعتش بودند شوریدند و غوغا کردند. فتوای روحانیت به سرعت انتشار یافت و در تهران غوغایی به پا شد. سفیر روس، اما از استرداد دو زن اجتناب ورزید؛ بنابراین بازارها تعطیل شد. جمعیت عظیمی به سوی سفارت روس حرکت کردند و در نهایت گریبایدوف دستور آزادی آن دو زن را صادر کرد.۳
ولی بین جمعیت و مستخدمین سفارت کشمکشی درگرفت و یکی از جمعیت به ضرب گلوله کشته شد. همین موجب افزایش نارضایتیها شد. نارضایتی که پیشتر در اثر شکست¬های ایران در جبهه قفقازیه و انتشار مفاد عهدنامه ترکمانچای ایجاد شده بود. در نهایت بازاریان و مردم به سفارت روسیه که تجلی آن نارضایتی بود حمله کردند و گریبایدوف و ۳۵ تبعه روسیه را کشتند.۴
جنبش تنباکو
از دیگر مصادیق مقاومتهای مردمی میتوان به جنبشهایی اشاره کرد که در مقابل اعطای امتیازات به بیگانگان رخ داد و معروفترین آن جنبش تنباکوست. این جنبش سلطه خارجی و داخلی را با هم نشانه گرفته بود. هر چند اگر ادامه مییافت میتوانست به اعتراض علیه هر نوع امتیازی تبدیل گردد، اما سرانجام به لغو امتیاز واگذاری انحصار تنباکو به شرکت انگلیسی محدود ماند.۵
در فوریه سال ۱۸۹۱ (بهمن-اسفند ۱۲۶۹) در پی ورود تالبوت برای تاسیس شرکت و اعلام رسمی واگذاری امتیاز تالبوت صدای اعتراضات بلند شد. نخست تاجران در حرم عبدالعظیم بست نشستند. اما در آوریل ۱۸۹۱ برابر با فروردین و اردیبهشت ۱۲۷۰، مخالفتهای جدی در شیراز با ورود نماینده رژی به این شهر آغاز شد و موجب تبعید سیدعلیاکبر روحانی از رهبران این اعتراض به بوشهر گردید. وی در آنجا با سیدجمال-الدین اسدآبادی دیدار کرد. اسدآبادی طی نامه¬ای انتقادی از ناصرالدین شاه به دلیل اعطای امتیاز به اروپاییان انتقاد کرد. روحانی، نامه را به میرزاحسن شیرازی مجتهد بزرگ شیعه در سامره تسلیم کرد. میرزا نیز فتوای تحریم استعمال تنباکو را صادر کرد. در نهایت، این جنبش به تبریز، مشهد و اصفهان نیز کشیده شد.۶ مقاومت در برابر امتیاز رویترز و شورش در کمپانی هاتز اصفهان از دیگر نمونههای مقاومتهای مردمی است که در پی فتوای علما علیه امتیازات به دولتهای خارجی ایجاد شدند.
جنگ با انگلیسیها
در زمان ناصرالدین شاه پس از تصرف هرات توسط ایران و قطع روابط بین ایران و انگلیس، جنگی بین دو کشور در سواحل جنوبی ایران آغاز گردید و بندر خارک تصرف و بندر بوشهر توسط انگلیسیها بمباران شد. آنها حتی نیروهای خود را به آبهای بوشهر فرستادند. در این میان مردم تنگستان به میدان آمدند. باقرخان تنگستانی و شیخ حسین چاهکوتاهی به ویژه احمدخان پسر باقرخان در این جنگ، رشادتها کردند. اما دلیریهای بینظیر سران تنگستانی و «چاه کوتاهی» که داوطلبانه برای نبرد با نیروی بیگانه حاضر شده بودند راهی از پیش نبرد، چون توان مقاومت آنان به علت بدی آلات جنگی و تفوق سربازان انگلیسی از بین رفت چنانچه در روضه الصفای ناصری آمده تنگستانیها تفنگهای فتیله¬ای داشتند. در نهایت نیز بوشهر در سال ۱۸۵۷ میلادی مطابق با ۱۲۷۳ هجری قمری به تصرف انگلیسیها در آمد.۷

ماجرای مشروطه
در ماجرای توطئه محمدعلی شاه و به ویژه در به توپ بستن مجلس یا محاصره تبریز به دلیل نقش مستقیم روسها، مقاومت مردم به مقابله با روسها بدل شده بود. چنانچه سفیر روسیه با تایید کاردار سفارت انگلیس طی اعلامیهای به مردم هشدار داده بود اقدامات ضد سلطنت را تحمل نخواهد کرد.۸ در این میان، مردم تهران و تبریز، مقاومت جانانهای داشتند. وقتی لیاخوف روسی به همراه نیروهای قزاق در بهارستان مجلس را محاصره کرد، مجاهدین، بازاریان و مردم نیز به سمت بهارستان و مجلس حرکت کردند. گروه انبوهی از مردم در پی سیدجمالالدین افجهای، روانه بهارستان شدند و، چون به هشدار روسها متوقف نشدند تیری گشوده شد و جنگ درگرفت. انجمن آذربایجان، میرزاصالح خان و تعدادی دیگر بسیار ایستادگی کردند، اما روسها همه را به توپ بستند. پس از چهار ساعت انجمن آذربایجان و دستگاه میرزاصالح خان نیز خاموش شد و روسها تاراج خویش را آغاز کردند.۹
در تبریز نیز نیروهای روس در کنار نیروهای دولتی در مقابل آزادیخواهان قرار گرفتند. مجاهدین به سرکردگی ستارخان و باقرخان چندین هفته مقاومت کردند. حتی پس از تصرف تبریز ستارخان و آزادیخواهان دیگری، چون علی مسبو، حاجی میرزا علینقی گنجه¬ای، حاجی محمد بالا و کربلایی حسین فشنگچی همچنان در سنگرهای خود در حال دفاع بودند.۱۰ پس از تصرف تبریز توسط روس¬ها ثقه الاسلام تبریزی یکی از مشروطه-خواهان و نگارنده رساله لالان که در کنار مردم جانانه در مقابل روس¬ها ایستاده بود دستگیر شد. روس¬ها از او خواستند تا گواهی دهد که جنگ را ابتدا مجاهدین شروع کردند. او راضی به انجام این امر نشد و اعدام گردید.۱۱
در این مقطع، روس¬ها در شهرهای شمالی به هر اقدام دلخواسته¬ای دست می¬زدند. آنها گذشته از آذربایجان، به خراسان و استرآباد سپاه بردند و در بندر انزلی نیز کشتی جنگی داشتند. در خراسان نیز سربازان روس (سالدات¬ها) به منظور پشتیبانی از محمدعلی شاه و مقابله با مشروطه خواهان مستقر شدند. در این منطقه، ججوخان سردار ملی کرمانج تصمیم گرفت تا حکومت محلی کرمانج را به شهر کرمانج منتقل و حکومت ایالتی ولایتی مشروطه منطقه کرمانج را اعلام نماید تا بدین¬صورت مردم و نیروهای قومی و ملی را در برابر روس¬ها متحد نماید و روس¬ها را ناگزیر به ترک ایران کند. ججوخان پس از حمله روس¬ها به حرم امام رضا توسط ستون پنجم روس¬ها دستگیر شد، اما فرار کرد. پس از آن نیز بارها با نیروهای خود به نیروهای روس حمله کرد در نهایت نیز با همکاری ستون پنجم روس، ججوخان دستگیر و توسط روس¬ها کشته شد.۱۲
جنگ جهانی اول
با آغاز جنگ جهانی اول، مردم ایران که دل خوشی از روس و انگلیس نداشتند و تا آن زمان از آلمان، آسیبی ندیده بودند در تقابل با روس و انگلیس، فعالیت نیروهای آلمانی را تسهیل می¬کردند. همچنین در خلال جنگ در غالب شهرستان¬ها که در محور عملیات جنگی متحدین و متفقین قرار داشتند داوطلبان مردمی در کنار دسته¬های ژاندارم با واحدهای روسی در حال نبرد و زد و خورد بودند.۱۳

از سویی نیز در این دوره یعنی از آغاز ویرانگری¬های جنگ جهانی اول تا کودتای ۱۲۹۹ ه. ش، میان دولت، جنبش¬های داخلی و قدرت¬های بیگانه کشمکش¬های فزاینده¬ای شکل گرفته بود. در گیلان، آذربایجان، خراسان و سایر نقاط ایران در برابر سلطه خارجیان و دولت قاجار مقاومت¬های قدرتمندی شکل گرفته بود که شاید مهمترین آن توسط میرزاکوچک خان جنگلی رهبری می¬شد. نهضت جنگل که منشا اقداماتش ضد روسی و ضد انگلیسی بود جنبشی جدی در جریان جنگ جهانی اول بود.۱۴ میرزا که در مبارزه با حکومت بلشویکی گیلان در مقابل روس¬ها ایستاده بود و تا قزوین نیز پیشروی کرده بود؛ در کشاکش جنگ جهانی اول کمیته اتحاد اسلام را با هدف تأسیس حکومتی مستقل از هر گونه نفوذ بیگانه در گیلان به وجود آورد. عده زیادی از مردم در گیلان و رشت نیز از او حمایت کردند.۱۵، اما در نهایت با خیانت و دسیسه روس¬ها او نیز از پادرآمد.
در آذربایجان نیز شیخ محمد خیابانی و در نواحی دیگر کسانی، چون ماشاءالله خان و نایب حسین کاشی قیام کرده و یا سر به طغیان برداشته بودند. علاوه بر این، چون انگلیسی¬ها در اثر ضعف دولت مشروطه، به جنوب ایران تجاوز و بخش عمده¬ای از بنادر و منطقه نفتخیز را تصرف کرده بودند نیروهای چریک دشستانیان دلیر و مبارز پیوسته بر نیروهای پلیس جنوب حمله می¬بردند و دقیقه¬ای انگلیسی¬ها را آسوده نمی¬گذاشتند.۱۶ چنانچه؛ وقتی نیروهای انگلیس در اوایل شوال ۱۳۳۳ هجری قمری، بندر دلوار در نزدیکی بوشهر را به تصرف خود در آوردند؛ مجاهدین به رهبری رئیسعلی دلواری، زایر خضرخان اهرمی و شیخ حسین چاهکوتاهی در یک عملیات با شش شهید، پانصد تن از نیروهای انگلیسی را از پا در آوردند و مقدار زیادی از مهمات آنها را غنیمت گرفتند. همچنین آنها را تعقیب و با یک عمل کمین در ۱۶ شوال پانصد نفر دیگر را نیز از بین بردند.۱۸ توانمندی نیروهای رئیسعلی به گونه¬ای بود که حتی سفیر انگلیس آن را با ذکر یکی از عملیات¬های آنان گزارش می¬دهد.۱۹، اما در نهایت نیروهای انگلیسی با خرید یکی از نیروهای مجاهدین در شب ۱۳ شوال، رئیسعلی را به شهادت رساندند.
مورد دیگر از مقاومت¬ها در این مقطع در شیراز رخ داد. قشقایی¬ها به رهبری صولت¬الدوله و با کمک نیروهای دشتی، تنگستانی و کازرونی برای فتح شیراز و راندن انگلیسی¬ها و انحلال پلیس جنوب بسیج شده بودند. در شیراز و نواحی دیگر فارس نیز اعلامیه¬هایی از زبان روحانیون منتشر می¬شد و مردم را به قیام علیه بیگانگان تشویق می¬کرد. این مبارازت بار دیگر با خیانت یکی از خان¬های قشقایی پایان یافت.۲۰
دوران پس از جنگ جهانی اول
خیابانی که در جریان مراحل نهضت مشروطه و مبارزه با نیروهای استبداد در کنار ستارخان و باقرخان قرار داشت و در امتیاز نفت جنوب (۱۹۱۹) به مقابله با انگلیسی¬ها پرداخته بود، در ماجرای قیام خود (۱۹۲۲ میلادی-۱۳۳۸ هجری قمری) در مقابله حکومت مرکزی، بار دیگر در مقابله با دولت روس قرار گرفت. چنانچه خیابانی در برابر شرارت قزاق¬ها در تبریز به صراحت اعلام کرد که از این پس هر قزاقی به مردم تعدی یا دست درازی نماید کشته می¬شود؛ بنابراین قزاق¬ها هنگام ورود به شهر باید غیرمسلح باشند و در کاروانسراهای داخل شهر اقامت نکنند. همین مقدمه حمله قوای روس به خیابانی و پیروانش گردید؛ بنابراین آنان در کنار نیروهای دولتی قیام خیابانی را سرکوب کردند و در نهایت خیابانی به ضرب گلوله قزاق¬ها کشته شد.۲۱ در مجموع اغلب مقاومت¬های مردمی با دسیسه دول خارجی و خیانت درونی شکست خورد و پایان یافت. اما همین مصادیق نیز شیرینی تجاوز و استعمارگری را برای این دولت¬ها تلخ می¬کرد.
منابع
۱. علی اصغر شمیم، ایران در دوره سلطنت قاجار، تهران:بهزاد، ۱۳۸۷، صص ۷۹-۸۰،
۲. همان، ص ۹۸،
۳. پیتر آوری، تاریخ معاصر ایران از تأسیس تا انقراض سلسله قاجار، ترجمه محمد رفیعی مهر آبادی، تهران:انتشارات عطایی، ۱۳۷۳، صص ۱۰۵-۱۰۶،
۴. علی اصغر شمیم، همان، صص ۹۷-۹۹،
۵. جان فوران، مقاومت شکننده، تاریخ تحولات اجتماعی ایران از صفویه تا سال¬های پس از انقلاب اسلامی، ترجمه احمد تدین، تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۷، ص ۲۵۰،
۶. همان، ص ۲۵۲،
۷. علی اصغر شمیم، همان، صص ۲۱۴-۲۱۵،
۸. جان فوران، همان، ص ۲۶۳،
۹. احمد کسروی، تاریخ مشروطه ایران، تهران:انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۸، صص ۶۲۶-۶۲۷،
۱۰. علی اصغر شمیم، همان، ص ۵۰۳،
۱۱. رحیم نیکبخت، دو روایت از حیات و شهادت شهید میرزا علی ثقه الاسلام تبریزی، پیام بهارستان، دوره دوم، سال سوم، شماره یازده، بهار ۱۳۹۰، ص ۸۶۳،
۱۲. علی کشوری و شهرام گیل آبادی، بازتولید ظرفیت¬های روایتی داستان¬های فولکلور «بخشی¬ها» در قالب مناسب برنامه سازی تلویزیونی، فصلنامه رایو تلویزیون، سال ده، شماره ۲۲، بهار ۱۳۹۳، صص ۷۸-۷۹،
۱۳. علی اصغر شمیم، همان، صص ۵۴۱-۵۴۲،
۱۴. جان فوران، همان، صص ۲۹۷-۲۹۸،
۱۵. علی اصغر شمیم، همان، ص ۶۰۶،
۱۶. همان، ص ۵۵۹،
۱۷. احمد فرامرزی، شیخ حسین چاهکوتاهی، به کوشش سیدقاسم یاحسینی، چاپ شیرازیه، ۱۳۷۷، صص ۲۳ ـ ۳۳،
۱۸. محمدقلی مجد، انگلیس و اشغال ایران در جنگ جهانی اول، ترجمه مصطفی امیری، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ص ۲۳۹،
۱۹. علی اصغر شمیم، همان، صص ۵۵۹-۵۶۰،
۲۰. همان، ص ۵۸۹
انتهای پیام/