برای ثبت در تاریخ جنایت‌های جنگی در جهان؛

قتل عام کودکان مدرسه میناب در آینه پروپاگاندا؛ تحلیل رسانه‌ای یک تراژدی

آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها، جنگ تحمیلی بر علیه ایران را با جنایت جنگی و حمله به غیرنظامیان در روشنایی روز آغاز کردند؛ حمله‌ای تراژیک و تکان دهنده به کودکان معصوم در مدرسه شجره طیبه میناب که قربانی خشونت جنگی و قدرت طلبی بی‌پایان ترامپ و نتانیاهوی جنایتکار شدند.

شیما عباس‌زاده، کارشناس رسانه، در یادداشتی برای خبرگزاری آنا نوشت: مدرسه‌ای که باید محل امنیت و آینده‌سازی کودکان باشد، به صحنه مرگ و کودک کشی تبدیل شد. قربانیان این حمله نه سرباز بودند و نه بخشی از یک هدف نظامی؛ آنان کودکانی بودند که در کلاس درس نشسته بودند؛ همین واقعیت ساده کافی است تا این واقعه نفسگیر را به یکی از تکان‌دهنده‌ترین نماد‌های خشونت در جنگ‌های تاریخ جهان تبدیل کند.

آنچه باقی ماند تصویر مدرسه‌ای ویران بود، کیف‌های مدرسه‌ای که بر زمین مانده و نام دانش‌آموزانی که دیگر به خانه بازنمی‌گردند؛ بیش از ۱۷۰ دانش آموز خردسال که مورد هدف موشک‌های هدایت شونده "دوربرد و بسیار قوی" تاماهاک نیروی دریایی آمریکا با هدف برنامه ریزی شده برای حمله به پایگاه نظامی شهرستان میناب در استان هرمزگان قرار گرفتند.

با وجود انکه ترامپ، رییس جمهور آمریکا، حمله به مدرسه را انکار و پیت هگست، وزیر دفاع امریکا اعلام کرد، علت این حمله در حال بررسی است، اما بازتاب رسانه‌ای فراوانی در جهان یافت و افکار عمومی دنیا را جریحه دار کرد و واکنش‌های بسیاری از سوی چهره‌های تاثیرگذار، سیاستمداران و هنرمندان در سراسر جهان در پی داشت؛ علاوه بر اینکه رسانه‌های همچون نیویورک تایمز (The New York Times) و سی ان ان (CNN (Cable News Network))، گزارش‌های تحقیقی با استناد به مجموعه‌ای از شواهد از جمله تصاویر ماهواره‌ای، ویدیو‌های موقعیت‌یابی جغرافیایی و ارزیابی کارشناسان مهمات، منتشر کردند که ثابت می‌کند، آمریکایی‌ها عامل پرتاب موشک‌هایی بودند که مدرسه را ویران و بر سر کودکان آوار شد.

حال پروپاگاندای جنگی که آمریکایی‌ها به رهبری ترامپ در شبکه‌های اجتماعی بر علیه ایرانی‌ها راه انداخته بودند یقه خودشان را گرفته و تا مرز خفگی پیش برده است؛ "تبلیغات بی رحمی" که در میدان روایت برای برانگیختن نفرت عمومی، بسیج افکار عمومی و مشروعیت‌بخشی به جنگ بهره بردند؛ خودشان را نشانه گرفته است.

لازم به ذکر است، یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های تبلیغات در جنگ جهانی اول، انتشار داستان‌هایی درباره «بی‌رحمی‌های دشمن» بود؛ روایاتی که با هدف بی‌اعتبار کردن دشمن و برانگیختن احساسات عمومی منتشر می‌شدند. این نوع تبلیغات که گاه «تبلیغات نفرت» نیز نامیده می‌شد، معمولاً بر سه نوع روایت تمرکز داشت: نخست، کشتار‌های گسترده مانند کشتار ارامنه در امپراتوری عثمانی؛ دوم، روایت‌هایی درباره مثله کردن یا آسیب رساندن به بدن قربانیان؛ و سوم، توصیف رفتار‌های وحشیانه با سربازان و غیرنظامیان از طریق گرسنگی دادن، شکنجه یا بدرفتاری.

آمریکا در این جنگ تحمیلی بر علیه ایران در میدان رسانه برای بسیج افکار عمومی ایرانی‌ها و مردم کشورش در حمایت از جنگ، افزایش نفرت مردمش نسبت به ایرانی ها، مشروعیت بخشی به اقدامات نظامی و جلب حمایت‌های بین المللی با استفاده از هنر رسانه، تلاش کرد، اما حالا خود به نماد کودک کشی و بی رحمی دشمن تبدیل شده است.

با بررسی گزارش‌های تحقیقی رسانه‌های آمریکایی و انگلیسی همچون بی بی سی (BBC)، سی ان ان (CNN)، نیویورک تایمز (The New York Times) و رویترز (Reuters) درباره حمله شوکه کننده به غیرنظامیان و کودکان بی گناه مدرسه میناب، می‌توان دریافت که این رسانه‌ها با بکارگیری عباراتی همچون "  اصابت احتمالی موشک آمریکایی به یک مدرسه ابتدایی ایرانی"، "آسیب دیدن ساختمان مدرسه ابتدایی شجره طیبه در اثر یک حمله دقیق همزمان با حملات به پایگاه نیروی دریایی" و " پنتاگون در حال بررسی است" در حال تاثیرگذاری بر افکار عمومی جهان برای فرار از مسوولیت اخلاقی و حقوقی بین المللی، جلوگیری از تثبیت فوری مسوولیت و باز نگهداشتن فضای تردید است تا جامعه بین الملل و ملت ایران به یک جمع بندی قطعی برای مقصران این حادثه هولناک نرسند و عملیات نظامی آمریکا را مشروع قلمداد کنند، ضمن آنکه این رسانه‌ها خود را مستقل معرفی می‌کنند و باید به فشار افکار عمومی دنیا پاسخ بدهند.

این واقعه که به تعبیر چهره‌های تاثیرگذار جهانی و و نهاد‌های حقوقی بین المللی از آن تعبیر‌هایی همچون " محکوم شدن قتل عام دختران مینابی در سازمان ملل"، " شهادت عامدانه تعداد زیادی از دانش آموزان بی گناه و تخریب مراکز آموزشی ایران" و " فاجعه بار خواندن بمباران مدرسه میناب در ایران" " توصیف هدف قرار دادن عمدی زیرساخت‌های غیرنظامی به مثابه جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت" یاد شده، ممکن است اهداف بی رحمانه تری از منظر علم رسانه و در چارچوب جنگ روانی را دنبال کرده باشد.

ایجاد رعب و وحشت در میان غیرنظامیان، قتل‌عام مردم بی‌گناه، وارد آوردن حداکثر تخریب و رنج و در نهایت هدف قرار گرفتن مدرسه، خوانشی از یک حمله در چارچوب جنگ روانی آمریکایی‌ها و رژیم صهیونیستی بر علیه ایرانی هاست.

اگر حمله به مدرسه شجره طیبه در میناب اقدامی آگاهانه بوده باشد، آن‌گاه این رخداد را باید در چارچوب نظریه‌های جنگ روانی و ارتباطات سیاسی تحلیل کرد؛ در این چارچوب، حمله به یک فضای کاملاً غیرنظامی ـ آن هم مدرسه‌ای مملو از کودکان ـ صرفاً یک عملیات نظامی نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از راهبردی گسترده‌تر برای اثرگذاری روانی، سیاسی و رسانه‌ای باشد.

نخستین هدف احتمالی چنین حمله‌ای می‌تواند ایجاد ترس و شوک اجتماعی باشد؛ مدرسه در هر جامعه‌ای نماد امنیت، آینده و معصومیت است؛ هدف قرار گرفتن چنین مکانی، پیام هولناکی به جامعه منتقل می‌کند؛ اینکه حتی امن‌ترین فضا‌های اجتماعی نیز از خشونت جنگ مصون نیستند. در ادبیات جنگ روانی، این نوع ضربه‌ها می‌تواند برای شکستن احساس امنیت عمومی و ایجاد اضطراب جمعی به کار رود؛ وضعیتی که روحیه اجتماعی را تضعیف می‌کند و فضای روانی جامعه را متأثر می‌سازد.

دومین محور قابل تحلیل را می‌توان در قالب ارسال پیام بازدارندگی شدید معنا کرد؛ در برخی راهبرد‌های نظامی، عملیات‌هایی که بار نمادین و شوک‌آور دارند به‌عنوان نمایش قدرت تعبیر می‌شوند؛ پیامی که می‌کوشد نشان دهد طرف مهاجم برای پیشبرد اهداف خود از اقدامات بسیار سخت نیز ابایی ندارد. در این نگاه، خشونت افراطی می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای ایجاد هراس در طرف مقابل و وادار کردن او به عقب‌نشینی تلقی شود.

نتیجه آنکه آمریکا و رژیم صهیونیستی با این جنایت جنگی تلاش داشتند به نمایش قدرت آمریکا و بازدارندگی و فشار روانی بر اذهان مردم ایران وارد کنند، اما تاریخ نشان داده است که چنین جنایت‌هایی نه تنها ملت ایران را به تسلیم وادار نمی‌کند، بلکه حافظه جمعی آنان را بیدارتر و اراده‌شان را استوارتر می‌سازد.

خون کودکانی که در کلاس درس جان باختند، تنها یک فاجعه انسانی نیست؛ این خون‌ها به نمادی از مظلومیت و در عین حال به سندی ماندگار از خشونت و بی‌رحمی جنگ آمریکایی‌ها بر علیه مردم صلح طلب ایران تبدیل شده‌اند و نام فرشتگان میناب، نه در میان آوار‌های یک مدرسه، بلکه در وجدان بیدار انسانیت ثبت خواهد شد.

انتهای پیام/

ارسال نظر