ترک مخاصمه باید مرحلهبهمرحله و با تضمین اجرایی انجام شود/ آمریکا به دنبال خروج آبرومندانه از جنگ
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، نشانهها حاکی از تمایل دونالد ترامپ برای خروج از جنگی است که دلایل قانعکنندهای برای شروع آن ارائه نداد و حتی از سوی متحدان اروپاییاش به بیبرنامگی چه در طول کارزار نظامی و چه برای فردای پس از جنگ متهم شد.
سکاندار کاخ سفید جمله «جنگ با ایران به زودی تمام میشود» را در حالی به زبان میآورد که تردیدهای زیادی درباره رسیدن او به اهدافش وجود دارد.
اگر جنگ در همین نقطه تمام شود؛ برای ایران که در مقابل دو ارتش تا بن دندان مسلح و مجهز به فناوری روز نظامی دوام آورده، پیروزی بزرگی محسوب میشود؛ چراکه همچنان ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده دارد، اقتدارش را در هرمز به رخ جهان کشیده و موشکهایش آسمان و زمین تلآویو را به هم دوخته است.
با این حال، تهران به صراحت میگوید دنبال آتشبس نیست و هرگونه میانجیگری باید به توقف کامل جنگ منجر شود. ایران میخواهد چرخه باطل جنگ-مذاکره-آتشبس را بشکند تا سایه شوم تهدید را برای همیشه از سر تمامیت ارضی خود دور کند. برای همین هم کاظم غریبآبادی معاون حقوقی وزارت خارجه میگوید «شرط پذیرش آتشبس، عدم تکرار تجاوز است».
برای بررسی این موضوع، خبرنگار آنا گفت و گویی با «کوروش احمدی» دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل متحد و تحلیلگر روابط بینالملل داشته است.
ترک مخاصمه یک فرایند گام به گام است
احمدی با اشاره به مطالبه ایران مبنی بر توقف کامل جنگ گفت: در اینجا با دو موضوع متفاوت روبهرو هستیم که شامل بحث «توقف جنگ» و بحث «وضعیت بعد از توقف جنگ» است.
وی در توضیح داد: به هر حال، در هر جنگی، از همان لحظه آغاز، در ذهن هر دو طرف درگیری و میانجیگران احتمالی، بحث آتشبس یا توقف جنگ مطرح است. برای رسیدن به توقف درگیری هم لازم است در گام اول، یک به اصطلاح وقفه حاصل شود تا طرفین مشخص کنند حاضرند تحت چه شرایطی جنگ را متوقف کنند و در واقع، در گام بعدی است که درباره شرایط برقراری یک صلح احتمالی مذاکره انجام میشود.
شرط لازم برای موفقیت تلاشهای دیپلماتیک
دیپلمات پیشین کشورمان درخصوص «تضمین عدم تکرار تجاوز» به عنوان پیششرط آتشبس، اظهار کرد: این به نوعی یک بحث ذهنی است که باید ترتیبات مربوط به تحقق آن مورد مذاکره قرار بگیرد و به سوالات پیرامون آن پاسخ داده شود؛ سوالاتی مانند اینکه آیا برای موافقت با آتشبس، خواستار تضمین کتبی هستیم یا بیان شفاهی یک مقام عالی رتبه طرف مقابل هم کفایت میکند؛ و آیا برای یک تضمین فرضی توسط یک دولت، ضمانت اجرایی هم میتواند وجود داشته باشد؟ اینها موضوعاتی است که باید بعد از وقفه اولیه درباره آنها تصمیم گیری شود. به عبارت دیگر، طرفین میتوانند وقفه را بپذیرند و بعد در مورد شرایط ادامه و تمدید آن صحبت کنند؛ بنابراین برخی بحثها پیرامون آتشبس، دوام آتشبس و بازگشت دوباره به جنگ، یک بحث انتزاعی و تجریدی است.
احمدی در پاسخ به این سوال که «آیا در مرحلهای هستیم که کشورهایی بخواهند به طور جدی نقش مصلح را ایفا و آمریکا را به پایان جنگ ترغیب کنند» گفت: بحث روابط عمومی مرتبط با توقف جنگ و ایجاد وقفه مطرح است و از قضا بحث مهمی است. مثلا ما از اندونزی و پاکستان، همین طور روسیه و گهگاه از چین میشنویم که برای ارائه نوعی میانجیگری آماده هستند. ولی پیشبرد این روند در درجه اول به این بستگی دارد که همه طرفین درگیری از جمله ایران به سهم خود از تلاشی که میانجیگران انجام میدهند؛ استقبال کنند. این فرایند میتواند هم به صورت علنی و هم از کانالهای دیپلماتیک انجام شود، اما آنچه که تعیینکننده است این است که طرفین یا حداقل یکی از طرفین به این واقعیت برسد که توقف جنگ یک امر ضروری است.
واقعیت تلخ جنگ
این تحلیلگر روابط بینالملل گفت: صرف نظر از بحثهای انتزاعی و تجریدی که در مورد مسئله آتشبس و همینطور ابعاد به اصطلاح روابط عمومی آن وجود دارد؛ قضیه مهمتر واقعیت جنگ مخوفی است که جریان دارد.
وی با اشاره به اینکه جنگ فعلی هواپایه و مبتنی بر آخرین فناورهای نظامی است، ادامه داد: مقاومت در جنگ هواپایه متفاوت از جنگهای کلاسیک است. به عنوان مثال در جنگ ایران و عراق که دو طرف هم مرز بودند؛ عمده بار جنگ را نیروی زمینی سپاه و ارتش و همچنین بسیج به دوش میکشیدند. ولی جنگ فعلی بین دو طرفی است که در فاصله هزاران کیلومتری از یکدیگر قرار دارند و تکیه آنها بر نیروی هوایی، موشک و پهپاد است. اینجا شهروندان غیرنظامی به طور مستقیم درگیر مصیبت جنگ میشوند و مسئله حراست از زیرساختهای حیاتی و کنترل دامنه جنگ مطرح است.
چرا ترامپ اهل عقب نشینی است؟
احمدی در پاسخ به این سوال که «آیا با توجه به هشدارهای منطقهای مبنی بر غیرقابل کنترل شدن دامنه جنگ، این احتمال وجود دارد که آمریکا سطح تنش را کاهش دهد» گفت: بله، اما مواضع آمریکا و اسرائیل تا حدی با هم فرق میکند. رژیم صهیونیستی به دنبال این هست که تا حد بی نهایت، یعنی تا جایی که فکر میکند برای پیشبرد استراتژی منطقهایش لازم است، جنگ را ادامه دهد.
وی به وسعت و جمعیت کم اسرائیل به عنوان یک موجودیت ژئوپولیتیک شکننده اشاره کرد و افزود: برای همین رژیم صهیونیستی همیشه دنبال این بوده که موجودیتهای ژئوپولیتیک مقتدر محیط پیرامونی خود را تضعیف کند و این برنامه را در قبال ایران هم دنبال میکند. حمله به زیرساختها و صنایع دفاعی و نظامی ایران از همین چشمانداز و با هدف تضعیف بنیه استراتژیک کشور قابل تحلیل است. اما واشنگتن ملاحظات اسرائیل را ندارد چراکه آمریکا یک قدرت نظامی جهانی است، بودجه دفاعیاش ۹۰۰ میلیارد دلار است و قلمرو اصلیش از منطقه فاصله زیادی دارد.
احمدی گفت: ترامپ دنبال امتیاز سیاسی است که عمدتا در ارتباط با سیاست داخلی (نزدیک بودن فرایند انتخابات میان دورهای کنگره) قابل ارزیابی است و به همین دلیل انگیزه موافقت با پایان جنگ از جانب او وجود دارد.
وی افزود: این به نوبه خود میتواند فرصت تلقی شود؛ در غیر این صورت، تهدید حمله به زیرساختهای ایران جدیتر خواهد شد.
تصمیم با کلیت نظام است
احمدی در واکنش به سوالی درباره «ادعای ویتکاف مبنی بر آمادگی آمریکا برای گفتوگو آن هم در شرایطی که ملت ایران بیاعتماد به واشنگتن و درگیر ترومای ناشی از شهادت آیتالله سیدعلی خامنهای است» گفت: بحث رهبری یا به اصطلاح لیدرشیپ در همین مواقع معنا پیدا میکند و این طور نیست که نظام بر اساس عواطف تصمیم بگیرد یا فقط نظر بخشی از جامعه را در تصمیم گیریهای خود لحاظ کند. رهبری خصلت هدایتگرانه دارد و حاکمیت هر جا که لازم باشد، باید اقتدار اجرایی نشان دهد و ازجمله نمایندگان اقشار مختلف جامعه را از طریق استدلال و اقناع توجیه و هدایت کند. بنابراین، بحث رهبری و هدایتگری در باب تصمیمهایی مثل ادامه یا توقف جنگ بسیار مهم است.
چرا شبیه عراق نمیشویم؟
دیپلمات پیشین کشورمان در خصوص گمانه زنیها مبنی بر احتمال توسل آمریکا به نیروی زمینی نیز گفت: به طور قطع، بحث وارد کردن نیرو به آن سبکی که در عراق و افغانستان دیدیم، مطرح نیست. اما با توجه به ظرفیت لجستیکی ارتش آمریکا، استفاده از نیروهای ویژه ۱۰۰ تا ۲۰۰ نفری و خروج آنها به محض انجام یک ماموریت خاص، امر محتملی است.
وی تأکید کرد: حتی در چنین شرایطی نیز، دورنمای حضور آنها چند ساعته است و نه چندین ساله. اما نکته مهمی که ایران باید نسبت به آن هوشیار باشد، اصل غافلگیری در چنین عملیاتهایی است.
احمدی در خصوص گستره جغرافیایی حملات دشمن که بر نیمه غربی و جنوبی کشور و تهران متمرکز است، بیان کرد: دکترین نظامی ایران از زمان قبل از انقلاب تاکنون متمرکز بر تامین امنیت مناطق غربی کشور و خلیج فارس بوده است؛ چراکه تهدیدها بیشتر از سمت این مناطق است. برای مثال، پیش از انقلاب، خطر اصلی از جانب دولت بعث عراق بود که بعدها در قالب جنگ تحمیلی هشت ساله بروز کرد.
وی ادامهداد: در طول ۴۷ سالی که از پیروزی انقلاب میگذرد، اهمیت خلیج فارس، مسائل منطقهای و مقابله با اسرائیل باعث شد که تمرکز دفاعی و تهاجمی ایران به غرب کشور معطوف شود.
این کارشناس مسائل بینالملل در تکمیل مطلب، یادآوری کرد: فراموش نکنید که از بعد صفویان که ایران از ناحیه ازبکان مورد تهدید بود، هیچ گاه از سوی همسایگان شرقی مثل پاکستان یا افغانستان یا حتی ترکمنها تهدید آنچنانی نداشتیم که تمرکز دفاع را روی نیمه شرقی کشور بگذاریم.
انتهای پیام/