استاد دانشگاه تهران در گفت‌وگو با آنا مطرح کرد

از زور تا گفتگو: چرا مذاکره با دشمنِ بی‌قید، فقط تسلیم است؟/ دشمنان جز منافع خود چیزی را نمی‌بینند

استاد دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران در گفت‌و‌گو با خبرنگار آنا، حملات اخیر به ایران را نشانه‌ای از فقدان هرگونه ضابطه اخلاقی و انسانی در دشمن دانست و تأکید کرد که مذاکره با طرفی که تنها زبان زور را می‌فهمد، چیزی جز تسلیم و از بین رفتن هویت ملی به همراه ندارد. در چارچوب یک رابطه‌ غیرعقلانی که در آن طرف مقابل تنها زبان زور را می‌فهمد، هرگونه تفاهم پیش از اثبات قدرت، به معنای پذیرش شکست است.

به گزارش خبرگزاری آنا، به منظور واکاوی ابعاد گوناگون و پیامدهای اقدام تروریستی اخیر علیه رهبر معظم انقلاب و همچنین تبیین مبانی فکری موضع ایران در برابر فشارهای بین‌المللی، با دکتر حسین غفاری، استاد دانشکده ادبیات و علوم انسانی و عضو گروه آموزشی فلسفه دانشگاه تهران، به گفتگو نشستیم. وی در این مصاحبه، ترور رهبری را اشتباهی احمقانه از سوی دشمن دانسته و بر این نکته تأکید می‌کند که این حرکت، نه تنها مسیر ملت را متوقف نمی‌سازد، بلکه با لغو فرضی فتوا، می‌تواند منجر به تغییر معادله در موضوع سلاح هسته‌ای شود. همچنین، غفاری به تحلیل ریشه عدم پایبندی دشمنان به اخلاق و قوانین بین‌المللی، فلسفه مذاکره در برابر زبان زور، و نقش کلیدی علم و دانش در حفظ اقتدار و استقلال ایران در دنیای امروز پرداخت. در ادامه مشروح این مصاحبه را می خوانید:

با توجه به اینکه آمریکا و رژیم صهیونیستی در ساعات شلوغی روز و هنگام باز بودن مدارس و دانشگاه‌ها به ایران حمله کردند و مدرسه‌ای در میناب هدف قرار گرفت، ارزیابی شما از این اقدام چیست؟

به طور کلی وقتی انسان با موجوداتی مواجه است که هیچ رابطه‌ای از اخلاق، انسانیت و منش انسانی برای خودشان - چه در سطح فردی و چه در سطح جمعی- به عنوان هیئت حاکمه قائل نیستند و تنها به منافع خودشان فکر می‌کنند، دیگر هیچ گونه سوالی در رابطه با ضابطه اخلاقی یا اجتماعی معنا ندارد. آنها فقط می‌خواهند هدف خودشان را محقق کنند و برای تحت فشار قرار دادن ما، از هیچ حرکتی مضایقه نمی‌کنند؛ چه قتل عام بچه‌ها باشد، چه حمله به دانشگاه یا بیمارستان و هر چیز بدتر از آن؛ بنابراین ما در مقابل افرادی قرار داریم که به هیچ ضابطه‌ای از روابط انسانی و اخلاقی و قواعد بین‌المللی مقید نیستند و تنها ضابطشان منافع خودشان و تنها معیارشان برای انجام یک عمل، قدرت و توانایی انجام آن است.

با توجه به فرمایش رهبر انقلاب که مذاکرات با آمریکا چیزی را حل نمی‌کند، آمریکا زمانی با ایران کاری ندارد که ایران به آمریکا باج دهد؛ نظر شما در این خصوص چیست؟

مذاکره وقتی معنا دارد که انسان بخواهد با طرف مقابل برای رسیدن به منظوری، به صورت عقلایی به تفاهم برسد. وقتی شخص مقابل اساساً هیچ ضابطه‌ای جز منافع خودش را در نظر نمی‌گیرد و فقط زبان زور را می‌فهمد، استفاده از غیر زبان زور به معنای نابودی و تسلیم و از بین رفتن همه هویت و منافع شما خواهد بود. اگر بعد از اینکه نشان دادیم از زبان زور تسلیم نمی‌شویم و طرف را به جایی رساندیم که بخواهد خارج از ضوابط حیوانی و قانون جنگل رفتار کند، آن‌جا مذاکره معنا دارد. ولی فعلاً طرف ما کسی است که همه چیز را برای خودش مجاز می‌داند و هزار بار هم مذاکره کنید، به محض احساس توانایی برای تأمین منافعش از طریق زور، مضایقه نخواهد کرد. باید این دندان فاسد را بکنیم و دشمن را از این تفکر که با زور می‌شود با ملت ایران رفتار کرد، ناامید کنیم. وقتی ببینند استفاده از قدرت بدون تأمین منافع ما، هزینه‌های گزافی برایشان دارد چه جانی، چه مالی و چه اعتباری آن وقت سر در می‌آورند به عقلانیت و مذاکره عقلانی. والا مذاکره قبل از این، به معنای تسلیم شدن و از بین بردن وقت و توان ملت است.

هدف دشمن از ترور رهبر معظم انقلاب چه بود و وظیفه مردم در این روز‌ها چیست؟

هدف دشمن مشخص است. آنها تشخیص دادند که آنچه سبب استقامت ملت ایران از ۴۷ سال پیش تاکنون شده، بهره‌مندی از رهبری حکیمانه و الهی است؛ ابتدا حضرت امام خمینی و سپس حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که برای هدایت ملت و استقلال و کسب هویت مستقل، از هیچ چیزی فروگذار نکردند. دشمنان به این نتیجه رسیدند که تا ایشان هستند نمی‌توانند خود را به ما تحمیل کنند و فکر کردند و بسیار فکر احمقانه‌ای که با از میان بردن ایشان، جاده برایشان باز می‌شود.

اشتباه بزرگ آنها این است که نفهمیدند این تفکر که در رهبر انقلاب باعث استقامت و پایداری ملت شد، تفکر نظام اسلامی و شیعی بود. آنها فکر کردند با از بین بردن فرد، مسئله از بین می‌رود، در حالی که در این ۵۰ سال اخیر، ملت ایران متوجه ارزش‌های نظام اسلامی و ارزش رهبران الهی شده است. ملت دریافته که فقط در سایه یک فکر معنوی و مستقل غیرمادی که صلاح و استقلال و عزت ملت را در نظر داشته باشد، می‌شود در این دنیای آشفته زندگی شرافتمندانه داشت؛ بنابراین این حرکت مذبوحانه، اعتقاد ملت به راه رهبر و صحت دریافت‌های او از نظام حکومتی را بیشتر کرد و ملت به هیچ وجه از این راه عدول نخواهد کرد. خوشبختانه از ابتدای انقلاب تمهیداتی اندیشیده شده بود که اگر اتفاقی بیفتد، خلل در تصمیم‌گیری و قانونی پیدا نشود و الان هم دارد عمل می‌شود؛ بنابراین نه آشفتگی قانونی و هدایتی خواهیم داشت و استقامت فکری در مردم کاملاً پدیدار شده است.

بزرگ‌ترین اشتباه این احمق‌ها این است که اگر راست بگویند که نمی‌گویند هدفشان از این ترور، هموار کردن مسیر خودشان به بهانه جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بوده است. اولاً ما هنوز به این مرحله وارد نشده بودیم و ثانیاً مذاکره می‌کردیم.

اگر راست بگویند، باید بدانند که در تمام جمهوری اسلامی تنها کسی که به لحاظ شرعی فتوا داده بود که صلاح نیست از سلاح هسته‌ای استفاده کنیم، ایشان بودند. والا اگر این فتوا نبود، تا به حال بار‌ها به این سلاح دست پیدا کرده بودیم و مشکل علمی و تکنولوژیک در این نداشتیم. مشکل اصلی دشمن این نیست، مشکل آنها این است که ما باید تابع باشیم و در مقابل قدرت مطلقه آنها مثل سایر کشور‌ها بایستیم. منتها سلاح هسته‌ای را بهانه کرده بودند. اگر این بهانه‌شان درست باشد، خودشان آمدند مانع فکری و عقیدتی را از سر راه ما برداشتند. یعنی با شهادت ایشان، دیگر آن فتوا از نظر شرعی منتفی می‌شود. اینها یا نمی‌فهمند که البته نمی‌فهمند یا دروغ می‌گویند که البته دروغ می‌گویند.

با توجه به تأکید رهبر انقلاب بر علم و دانش، وظیفه جامعه دانشگاهی چیست؟

این مطلب خارج از ضوابط عقلانی و دینی نیست. این منطق درست عقل و هدایت دینی است که جامعه برای پیشرفت باید در قله علم باشد، چون قدرت امروز در کنار علم است. از نظر ضوابط دنیایی، هر کسی علم داشته باشد قدرت دارد و هر کسی علم نداشته باشد از گردونه قدرت عقب می‌رود. علم اگر به معنای اعم شامل همه معارف انسانی باشد، هر کسی علم داشته باشد اخلاق دارد، معنای استقلال را می‌فهمد و زندگی با شرافت را به بهره‌های زودگذر نمی‌دهد.

وظیفه اصلی ما از نظر منطق پیشرفت، رسیدن به اوج قله علم است و در این تردیدی نیست. الحمدلله در دهه‌های اخیر با همت و نفس گرم ایشان در جوانان و دانشمندان جوان، این حرکت به شدت صورت گرفته و انشاءالله ادامه خواهد داشت. همه توانمندی‌هایی که امروز داریم در اثر پیروی از همین توصیه است که باید با علم به قدرت برسیم. ولی یک لحظه نباید غافل شویم، چون در علم اگر انسان متوقف شود عقب می‌افتد. باید این حرکت را بیشتر از پیش و قوی‌تر از گذشته ادامه دهیم تا انشاءالله قدرت و معرفت و حکمت با هم برای ملت ایران حاصل شود.

انشاءالله که خداوند این فتنه‌ها را با تقدیر و حکمت و رحمت خودش از سر ملت ایران دور می‌کند. ما همانطور که در این ۵۰ سال اخیر خودمان نبودیم که این طرح را به حرکت درآوریم این عنایات خداوند بود که در دل مردم این قدرت و ایمان و حرکت را ایجاد کرد و شرور و آفات را در جا‌هایی که می‌توانستند خارج از اراده ما بر ما وارد شوند، خداوند خودش دفع کرده است. انشاءالله بعد از این هم همینطور خواهد بود.

انتهای پیام/

ارسال نظر