چگونه مفهوم «جهاد» از مرزهای نظامی فراتر رفت و ستون فقرات مقاومت مدرن شد/ نقطه تلاقی شهادت و اقتدار
گروه فرهنگ خبرگزاری آنا ـ آزاده لرستانی: تجاوز اخیر به مرزهای ما و پاسخ مقتدرانه نیروهای مسلح بار دیگر مفاهیم بنیادین دفاع ملی و ایدئولوژیک را در کانون توجه قرار داد. این رویداد بخشی از یک سناریوی بزرگتر یعنی «جنگهای ترکیبی» دشمن بود، به همین خاطر اهمیت درک جامع از مفهوم «جهاد» را دوچندان کرد؛ جهادی که دیگر منحصر به میدان رزم نظامی نیست، بلکه لایههای مختلفی از حیات یک ملت را پوشش میدهد. اوج این تراژدی و در عین حال، نقطه عطف اقتدار، حادثه ترور و شهادت قائد امت، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی حسینی خامنهای (مدظلهالعالی)، در سنگر رهبری و در کنار فرماندهان نظامی بود. این گزارش به تشریح چرایی این چند بُعدی بودن جهاد با محوریت فداکاری تاریخی رهبر شهید میپردازد.
مبانی فقهی جهاد؛ فراتر از شمشیر و قتال
برای فهم عمق وقایع باید از دام تعاریف سطحی فاصله گرفت و به تمایز کلیدی میان «جهاد» و «قتال» بازگشت. در ادبیات فقهی «قتال» به معنای درگیری نظامی مستقیم و مسلحانه است که در شرایط تجاوز و ستم، یک فریضه عینی و فوری تلقی میشود. اما «جهاد» واژهای بسیار گستردهتر است که هرگونه تلاش صادقانه در مسیر حق را شامل میشود. متون دینی تأکید دارند که جهاد سه شکل اساسی دارد: جهاد با مال، جهاد با زبان (تبیین) و جهاد با نفس (که قتال بخشی از آن است).
ـ تأکید بر تقدم جهاد با مال: یکی از مهمترین نکات فقهی که در جنگهای مدرن نمود پیدا میکند، حدیث مشهور در خصوص تقدم جهاد مالی بر جهاد جسمانی است. این تقدم نشان میدهد که تضعیف پایههای اقتصادی دشمن و همچنین تقویت بنیه مالی داخلی برای استمرار مقاومت، هدفی است که به اندازه اعزام نیرو به جبهه اهمیت دارد. زیرا اگر اقتصادی سقوط کند، توان دفاعی نیز محو خواهد شد.
ـ جهاد دفاعی در بستر جنگهای ترکیبی: جهاد دفاعی (دفع تجاوز) یک تکلیف عینی است که هرگز ساقط نمیشود. در عصر حاضر، دشمن تعریف تجاوز را نیز گسترش داده است. به عبارتی دیگر تجاوز به معنای عبور تانکها از مرز نیست؛ بلکه شامل حمله سایبری، جنگ روانی و ابزارهای فشار اقتصادی است. باید در نظر داشت تا کنون پاسخ نظامی اخیر، واکنش به تجاوز فیزیکی است، اما بقای ملی در گرو پاسخ به این تجاوزات غیرفیزیکی نیز هست. اینجا است که مفهوم جهاد به صورت پویا خود را با مقتضیات زمان منطبق میکند.
جهاد رهبری؛ نقطه تلاقی شهادت، شجاعت و اقتدار
حادثه ترور و شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای (ره) نقطه عطفی در این تحلیل به شمار میآید که ابعاد فداکاری را به سطح اعلا رساند. این در حالی است که جهاد رهبری؛ تجلی عملی فقه ولایت فقیه است. با این وجود «ولایت فقیه» در تعریف نظری، به معنای هدایت و رهبری امت در تمام شئون است. از این سو شهادت معظمله در دفتر کارشان در کنار فرماندهان نشان داد که این جایگاه رهبری، میدانی است که رهبر در آن، حاضر به گذشتن از جان خود برای حفظ مسیر است. این حرکت، بالاترین تجلی تعهد به آموزههای دینی است که رهبر را از یک مرجع صرف، به یک مجاهد عملی تبدیل میکند.
تحلیل شجاعت و اقتدار در برابر تروریسم دولتی
دشمن با هدف قرار دادن رأس هرم به دنبال ایجاد خلاء قدرت و فروپاشی اراده جمعی بود. اما نتیجه، عکس آن شد:
ـ تثبیت اقتدار: شهادت در اوج شجاعت، ناتوانی دشمن در شکستن اراده مقاومت را نشان داد. این اقدام، اقتدار رهبری را نه تنها زنده نگه داشت، بلکه آن را در ذهن امت به یک اسطوره فداکاری تبدیل کرد.
ـ جهاد اکبر در کالبد رهبر: ترک تعلقات دنیوی و پذیرش شهادت در حالی که تمامی اختیارات اداره کشور و فرماندهی در دست ایشان بود، عمق «جهاد اکبر» (مبارزه با نفس و تعلقات) را به نمایش گذاشت. این شجاعت، پاسخی است به کسانی که رهبری دینی را تنها یک جایگاه تشریفاتی میدانند.
تجلی ابعاد نوین جهاد در استراتژی بقای ملی
شهادت رهبر فرزانه به جای ایجاد یأس، تبدیل به یک کاتالیزور نیرومند روحی شده است. این رویداد نشان داد که اگر رهبر حاضر به فداکاری نهایی است، دیگر هیچ شهروند یا رزمندهای نباید در تلاش برای حفظ عزت ملی کوتاهی کند. این شهادت، پیمان مجددی میان رهبری شهید و امت برای ادامه راه جهاد در تمامی عرصهها بست.
در این میان در تداوم راه رهبر شهید، ملت باید جهاد را در سه میدان عمل و به صورت یکپارچه ادامه دهد. این سه جبهه، امروز تعیینکننده بقای ملی در برابر جنگهای ترکیبی هستند.
۱ ـ جهاد دفاعی: تداوم بازدارندگی نظامی: هرچند شهادت رهبری ضربه بزرگی بود، اما وظیفه حفظ بازدارندگی نظامی همچنان پابرجا است. این بخش از جهاد، دیگر دفاع از مرزهای جغرافیایی نیست، بلکه دفاع از «عمق استراتژیک» و حفظ توان پاسخگویی است. تجربه اخیر نشان داد که قدرت نظامی ایران، تنها در صورت اتصال به عمق ایدئولوژیک و حفظ روحیه، کارآمد خواهد بود. هرگونه ضعف در جبهههای دیگر، به معنای تضعیف این بازدارندگی خواهد بود.
۲ ـ جهاد اقتصادی: در جنگهای ترکیبی، اصلیترین هدف، فلج کردن توان تولید و ایجاد نارضایتی داخلی است تا جامعه از درون دچار شکاف شود. جهاد اقتصادی، عملیاتی کردن اصل «تقدم جهاد با مال» است. در این میان مقاومت در برابر تحریم همانند جهاد است، به عبارتی دیگر هر اقدام فردی برای صرفهجویی، حمایت از کالای ایرانی و پرهیز از واسطهگریهای مخرب، در این چارچوب یک عمل جهادی است. هر چند نباید از مسئولیت نخبگان مالی غافل ماند. این بخش از جهاد، مسئولیت سنگینی را بر دوش فعالان اقتصادی میگذارد تا منافع شخصی را در راستای منافع کلان ملی تنظیم کنند. مبارزه با رانت و فساد نیز در این حوزه، در حکم پاکسازی میدان از عناصر نفوذی داخلی در جبهه اقتصادی است.
۳ ـ جهاد تبیینی؛ صیانت از قلب فرهنگی جامعه (جهاد با زبان): اگر دشمن بتواند روایت پیروزی نظامی را به شکست ایدئولوژیک تبدیل کند، تمامی تلاشهای دیگر بیهوده خواهد بود. برای همین جهاد تبیینی، سنگر اصلی نبرد روایتها است؛ بنابراین باید به طور مداوم تبیین شود که شهادت رهبر فرزانه انقلاب اوج نمایش ایمان و اقتدار است و شکستن سکوت روایتگرانه دشمن پیرامون این واقعه حیاتی است. همچنین مقابله با جنگ شناختی در این میان ضروری است؛ این جهاد شامل مقابله با شایعات، ارائه مستندات دقیق و آموزش سواد رسانهای به عموم مردم است تا ذهن جامعه در برابر امواج اطلاعات مسموم مقاوم شود. تبیین، حفظ سرمایه اجتماعی و جلوگیری از فرسایش اعتماد عمومی است.
حفظ میراث عزت از طریق استمرار جهاد همهجانبه
در نهایت اینکه شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، نقطه تلاقی نهایی میان تئوری جهاد و عمل فداکارانه است. این واقعه میراثی از عزت و شجاعت را برای امت به جا گذاشت که تنها از طریق ادامه دادن جهاد در هر سه عرصه (نظامی، اقتصادی، تبیینی) قابل حفظ و گسترش است. در این میان بقای ملت در جنگهای ترکیبی به معنای درک این نکته است که در عصری که تمامی ابعاد زندگی سیاسی شده است، وظیفه جهادی هر فرد نیز از مرزهای نظامی فراتر رفته و کل حیات اجتماعی را در بر میگیرد. این پایداری جمعی، ادای دین به فداکاری رهبر شهید و تضمینکننده آیندهای پرافتخار خواهد بود.
انتهای پیام/