توسعه تجدیدپذیرها؛ از ناترازی برق تا بن‌بست صنعت و بازار

برق انرژی
تمرکز سیاست‌گذار بر تأمین مقطعی برق، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر را در سطح پروژه‌های منفرد متوقف کرده است. عدم شکل‌گیری بازار واقعی و انقطاع زنجیره میان دانشگاه، شرکت‌های دانش‌بنیان و صنعت، ساخت تجهیزات نوآورانه را فاقد توجیه اقتصادی کرده است. گذار از ناترازی مستلزم تغییر رویکرد از «تولید صرف برق» به «ایجاد صنعت تجدیدپذیر» است.

به گزارش خبرگزاری آنا، سیاست‌گذاری انرژی در کشور سال‌هاست که تحت تأثیر فشار‌های کوتاه‌مدت و پاسخ به ناترازی‌های فصلی قرار دارد. تمرکز دستگاه‌های اجرایی بر تأمین برق در روز‌های ذروه مصرف، فرصت نگاه راهبردی به توسعه پایدار را سلب کرده و تجدیدپذیر‌ها را صرفاً در حد پروژه‌های رفع تکلیف یا خرید چند مگاوات برق محدود نگه داشته است. این رویکرد روزمره، مانع اصلی شکل‌گیری یک صنعت متکامل و خوداتکا در حوزه انرژی‌های نو است. 
نگاه پروژه‌محور باعث شده تا ظرفیت علمی دانشگاه‌ها و توان فنی شرکت‌های دانش‌بنیان خارج از زنجیره ارزش قرار گیرند. در حال حاضر، دانشگاه و شرکت‌های دانش‌بنیان نه به عنوان بازیگران فعال در صنعت، بلکه در انتهای مسیر و بدون اتصال مستقیم به بازار مصرف رها شده‌اند. بدون وجود دستی در ابتدای زنجیره برای تضمین تقاضا و هموارسازی مسیر ورود به بازار، ایده‌های فناورانه توان تجاری‌شدن پیدا نمی‌کنند.

گره کور عدم شکل‌گیری بازار و توجیه اقتصادی

تحلیل مسئله نشان می‌دهد چالش اصلی ساخت داخلی تجهیزات تجدیدپذیر، کمبود دانش فنی یا توان مهندسی نیست، بلکه نبود «بازار پایدار» است. بومی‌سازی فناوری‌های پیچیده‌ای مانند توربین‌های بادی که حوزه‌های متنوعی از برق قدرت، مکانیک، متالورژی و سیستم‌های کنترل را درگیر می‌کند، نیازمند سرمایه‌گذاری سنگین بخش خصوصی است. سرمایه‌گذار بخش خصوصی تنها زمانی وارد بومی‌سازی قطعات می‌شود که از تقاضای قطعی، تضمین خرید و بازگشت سرمایه اطمینان داشته باشد.

تجربه‌های ناموفق پیشین، از جمله توقف پروژه‌های صنعتی تجهیزات توربین به دلیل نبود تقاضا، گواهی بر این مدعاست که تولید بدون بازار، محکوم به شکست است. وقتی تضمین خریدی وجود ندارد، تبدیل شرکت‌ها به مجموعه دانش‌بنیان یا تخصیص زمین و زیرساخت، منجر به ساخت صنعت نخواهد شد. این در حالی است که اکثر قطعات و اجزای فنی نیروگاه‌های تجدیدپذیر در صورت وجود توجیه اقتصادی، قابلیت تولید در داخل را دارند.

اثرات منطقه‌ای و توسعه متوازن

توسعه صنعت تجدیدپذیر‌ها فراتر از تولید انرژی، ابزاری برای بازتوزیع ثروت و پایداری منطقه‌ای است. استان‌هایی مانند سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی از بالاترین پتانسیل‌های بادی و خورشیدی بهره‌مند هستند. هدایت سرمایه‌ها به این مناطق و ایجاد صنایع وابسته، علاوه بر خلق اشتغال تخصصی، زیرساخت‌های اقتصادی را تقویت کرده و با کاهش فاصله‌های منطقه‌ای، ضریب امنیت ملی را ارتقا می‌دهد.

اقدامات جزیره‌ای و تصمیمات مقطعی نمی‌تواند ایران را به سهم واقعی خود در بازار تجدیدپذیر‌ها برساند. تحقق خودکفایی علمی و اقتصادی در این حوزه تنها زمانی ممکن می‌شود که سیاست‌گذار با ایحاد بازار مطمئن، امکان پیوند میان دانشگاه، بخش خصوصی و صنعت را فراهم سازد و پروژه‌های تولید برق را به یک زنجیره صنعتی کامل و ثروت‌آفرین تبدیل کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر