پیشنهاد سردبیر
سکوت در برابر ترور، فریاد برای استعفا؛ چرا رگ سلبریتی‌ها گزینشی می‌جنبد؟

واکاوی استاندارد‌های دوگانه در مواجهه با تهدیدات امنیت ملی 

کدام شیوه کالابرگ به نفع شماست؟

جزئیات جدید از توزیع سبد کالای رایگان درب منزل 

آقای موسوی! دقیقاً کجای تاریخ ایستاده‌اید؟

از نخست‌وزیری امام (ره) تا پژواک پهلوی| بیانیه‌ای برای «هیچ»

شاخه زیتون در دست، انگشت روی ماشه؛ دکترین جدید تهران

پیام صریح تهران به کاخ سفید از کانال آنکارا

فیلم‌های فجر ۴۴ از نگاه آنا؛

خیابان جمهوری؛ گذار جسورانه، اما ناکامل منوچهر هادی به جهان درام اجتماعی

فیلم «خیابان جمهوری» به کارگردانی منوچهر هادی، در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، نمایانگر تلاش این کارگردان شناخته‌شده کمدی‌ساز برای ورود به عرصه درام اجتماعی است. این فیلم که زندگی یک زن ترکزبان را در حاشیه تهران روایت می‌کند، با وجود صحنه‌های قدرتمند و بازی متعهد الناز ملک، در رسیدن به وحدت روایی و عمق‌بخشی به شخصیت اصلی، با چالش‌های آشکاری روبه‌رو شده است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، منوچهر هادی که پیش‌تر با آثاری مانند «من سالوادور نیستم» و «رحمان ۱۴۰۰» در ژانر کمدی شناخته می‌شد، این‌بار در «خیابان جمهوری» به سراغ موضوعی اجتماعی رفته است.

این فیلم شب گذشته در حوزه هنری برای اهالی رسانه اکران شد. زندگی زن ترک‌زبانی به نام آیلار (با بازی الناز ملک) که در حاشیه تهران، با فقر، تنهایی و تلاش برای حفظ شرافت خود دست‌وپنجه نرم می‌کند. این تغییر ناگهانی ژانر، هم جسورانه است و هم ریسکی بزرگ، چرا که هادی را به عرصه‌ای می‌کشاند که سینماگران بزرگی، چون رخشان بنی‌اعتماد و سعید روستایی در آن تثبیت شده‌اند.

نقاط قوت؛ اجرای صادقانه و توجه به جزئیات

فیلم در بخش‌هایی موفق عمل می‌کند. بازی متعهدانه الناز ملک، طراحی لباس و گریمی که فرسودگی ناشی از زندگی سخت را به خوبی منتقل می‌کند، و تلاش برای باورپذیرسازی لهجه و فضای زندگی شخصیت اصلی، از نقاط مثبت کار هستند. صحنه‌های تنهایی آیلار در خیابان‌های شلوغ یا تقابل او با مأموران شهرداری، در لحظاتی توانسته حال‌وهوای درام اجتماعی را به خوبی القا کند.

نقد ساختاری؛ آشفتگی در بیان و عدم وحدت روایی

با این حال، فیلم در سطح کلان با ضعف‌های آشکاری روبه‌روست. به نظر می‌رسد فیلمنامه در تلاش است همزمان چندین لایه روایی را پیش ببرد: رنج شخصی آیلار، مسائل اجتماعی مهاجران، و حتی اشاراتی به حوادثی مانند «جنگ دوازده روزه». اما این لایه‌ها به خوبی درهم تنیده نشده و در نهایت، روایت از انسجام لازم برخوردار نمی‌شود. پایان‌بندی مبهم فیلم نیز که می‌خواهد «باز» باشد، بیشتر شبیه به درماندگی نویسنده در یافتن یک پایان منطقی می‌ماند تا انتخاب آگاهانه هنری.

بازی الناز ملک؛ فرصتی نیمه‌تمام

اگرچه الناز ملک با تمرین لهجه و فرو رفتن در ظاهر شخصیت، تلاش قابل تقدیری کرده، اما به نظر می‌رسد کارگردانی هادی نتوانسته است از ظرفیت کامل او برای خلق شخصیتی عمیق و چندبعدی استفاده کند. بازی ملک گاه به نمایش کلیشه‌ای از یک «زن مظلوم، اما مقاوم» نزدیک می‌شود، در حالی که می‌توانست انسانی پیچیده با تناقضات درونی باشد. این ضعف در هدایت بازیگران در مورد شخصیت‌های فرعی، که اغلب تک‌بعدی و نمادین هستند، بیشتر به چشم می‌آید.

سایه سنگین اسلاف و مسئله هویت مستقل فیلم

یکی از مشکلات اصلی «خیابان جمهوری»، مقایسه ناخواسته‌ای است که با آثار درخشان پیشین در همین حوزه ایجاد می‌کند. وقتی فیلم به موضوع زن مهاجر، فقر و مبارزه برای حیثیت می‌پردازد، ناخودآگاه یاد سینمای رخشان بنی‌اعتماد می‌افتیم و وقتی فضای خشن حاشیه شهر را نشان می‌دهد، سینمای سعید روستایی تداعی می‌شود. متأسفانه این مقایسه به نفع فیلم هادی نیست. «خیابان جمهوری» فاقد عمق جامعه‌شناختی آثار بنی‌اعتماد و فاقد انرژی سینمایی و شخصیت‌پردازی پیچیده‌ای است که در آثار کارگردانانی مانند روستایی دیده می‌شود.

تلاشی درخور تقدیر، اما نیازمند بلوغ بیشتر

«خیابان جمهوری» را باید به عنوان مهمترین گام منوچهر هادی در عرصه درام اجتماعی جدی گرفت؛ گامی که با همه ضعف‌هایش، حاوی صداقت و دغدغه است. این فیلم نشان می‌دهد هادی می‌خواهد از حاشیه امن کمدی‌سازی پا فراتر بگذارد، اما هنوز بر ابزار‌های دراماتیک لازم برای پرداختن به چنین موضوعات سنگینی مسلط نیست. موفقیت این فیلم در نهایت، نه در تحقق کامل آرمان‌هایش، که در جرأت تغییر و زمینه‌سازی برای تجربه‌های جدی‌تر آینده است. شاید بزرگترین دستاورد «خیابان جمهوری» این باشد که نشان دهد منوچهر هادی آماده است مخاطبان خود را به سفری جدید، هرچند ناهموار دعوت کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر