شبِ خون در خیابان اتابک؛ تروریستها میخواستند زنده زنده مأموری را بسوزانند
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا؛ در اغتشاشات دیماه، کشور شاهد یکی از تلخترین و پرهزینهترین مقاطع ناامنی شهری در سالهای اخیر بود؛ حوادثی که نه تنها به شهادت بیش از دوهزار و مصدومیت گسترده شهروندان و نیروهای امنیتی انجامید، بلکه خسارات سنگینی به زیرساختها، اموال عمومی و داراییهای شخصی مردم وارد کرد.
بر اساس آمارهای رسمی، در این ناآرامیها مجموعاً ۳ هزار و ۱۱۷ نفر جان خود را از دست دادند؛ از این میان، ۲ هزار و ۴۲۷ نفر شهروندان و نیروهای حافظ امنیت بودند و ۶۹۰ نفر نیز از عوامل تروریستی و عناصر آشوبطلب گزارش شدهاند. حجم تخریب نیز کمسابقه بود: ۳۵۰ مسجد، ۷۵۰ بانک، ۴۱۴ ساختمان دولتی، ۷۴۹ کلانتری، ۷۰۰ فروشگاه محلی، ۳۰۰ واحد مسکونی، ۲۰۰ مدرسه، ۱۲۰ مرکز بسیج، ۲۴ جایگاه سوخت، ۱۵ کتابخانه، ۲ کلیسای ارامنه، ۲۵۳ ایستگاه اتوبوس، ۶۰۰ دستگاه خودپرداز، ۳۰۵ آمبولانس و اتوبوس، و حدود ۸۰۰ خودروی شخصی در این حوادث آسیب دیدند؛ آماری که از عمق خشونت، سازمانیافتگی و هدفگذاری زیرساختی این اغتشاشات حکایت دارد.
اما پشت این اعداد، انسانهایی ایستادهاند که هرکدام روایت زخم، خون، وحشت و رنجاند. یکی از مأموران پلیس که در عملیات تأمین امنیت خیابان اتابک حضور داشته، تصویری زنده و تکاندهنده از آن شب ارائه میدهد؛ شبی که به گفته او، به معنای واقعی کلمه «جنگ خیابانی» بود.
از روی موتور کشیدنم پایین؛ دیگر چیزی نفهمیدم
او میگوید مأموریتش روز پنجشنبه آغاز شد؛ برای پاکسازی خیابانی که توسط اغتشاشگران مسدود شده بود. مأموران با موتورسیکلت وارد خیابان شدند، اما از همان لحظه اول، زیر بارانی از خشونت قرار گرفتند.
«از بالای ساختمانها و اطراف، سنگ و بلوک پرتاب میکردند. ناگهان چند نفر از پشت من را از روی موتور کشیدند پایین و به داخل جمعیت بردند. دیگر چیزی نفهمیدم؛ فقط دمر افتادم روی زمین و سرم را گرفتم.»
او روایت میکند که در همان حالت بیدفاع، بارها با چاقو مورد حمله قرار گرفت: حدود ۲۵ ضربه چاقو به کمر و پایینتنهام زدند. گوش سمت راست من را بریدند. سرم را زخمی کردند.
اما خشونت به همینجا ختم نشد. مهاجمان روی لباس و موتورش بنزین ریختند تا او را زندهزنده بسوزانند موتور آتش گرفت و اگر مداخله اطرافیان یا شرایط محیطی نبود، میتوانست به پایان زندگی او و آتش گرفتنش ختم شود.
قرنیه چشمم شکست؛ تعادلم از بین رفت
او با صدایی آرام، اما سنگین ادامه میدهد: ضربه به سر و صورتم باعث شکستگی قرنیه چشم چپ شد. الان دوبینی دارم. تعادلم به هم خورده. آب مغزم تکان خورده و نمیتوانم درست راه بروم. به گفته این پلیس، پس از رها شدن در وسط خیابان، یکی از رهگذران او را به کنار پیادهرو منتقل میکند. او حدود ۳۰ تا ۴۰ دقیقه در همان وضعیت، خونآلود و بیپناه، منتظر رسیدن اورژانس میماند.
در نهایت، با موتورسیکلت به کلانتری منتقل میشود و سپس با خودرو به بیمارستان اعزام میشود؛ مسیری که آغاز دورهای طولانی از درمان و نقاهت برای او بوده است.
از پنجشنبه شب تا شنبه صبح؛ میان مرگ و زندگی
او میگوید حادثه پنجشنبه ساعت ۱۰ شب رخ داده و تا صبح شنبه، میان بیمارستانها سرگردان بوده است. در نهایت، با هماهنگی بهداری فاتب، آمبولانسی فراهم میشود و او را به بیمارستان امام سجاد ناجا منتقل میکنند؛ جایی که بالاخره روند درمان تخصصی آغاز میشود. من فقط گفتم به همراهم زنگ بزنید بیاید. همسرم که رسید، تازه فهمید چه اتفاقی افتاده. من را بردند اتاق عمل، اما یک ساعت بعد دوباره بیرون آوردند و گفتند این اولویتدار نیست.
زخمهایی که هنوز باز است
امروز، این مأمور با گوش بریده، قرنیه شکسته، اختلال تعادل، آسیب مغزی و دهها جای زخم چاقو، هنوز با پیامدهای جسمی و روحی آن شب زندگی میکند؛ شبی که تنها یکی از صدها شب خونین اغتشاشات دیماه بود. روایت اونمونهای از آن چیزی است که در آن روزها بر نیروهای حافظ امنیت و بسیاری از شهروندان عادی گذشت؛ انسانهایی که در میانه آشوب، قربانی خشونت سازمانیافته، نفرت کور و بیرحمی خیابانی شدند.
انتهای پیام/
- مشاوره حقوقی
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس