در گزارش آنا بخوانید:

حبیبِ شهدای اقتدار ملی؛ جبارزاده و شب دفاع از امامزاده حسن(ع)

ماجرا کوتاه است؛ در شب‌هایی که هیاهوی اغتشاشگران در هوا می‌پیچید، جمشید جبارزاده با دلاوری خود تلاش کرد تا از حرم امامزاده حسن (ع) و جان شهروندان محافظت کند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا؛ شب پنج‌شنبه، هجدهم دی‌ماه، سرمای زمستان سنگ‌فرش‌های خیابان‌های اطراف امامزاده حسن (ع) را در آغوش گرفته بود. هوا گرفته و دل‌ها نگران بود. جمعیتی در اطراف حرم جمع شده بودند و صدای شعار‌ها در فضا می‌پیچید. در میان این هیاهو،  جمشید جبارزاده، مردی از نسل انقلاب و فرمانده دیرین پایگاه بسیج «شهدای کربلا»، آرام و قرار نداشت؛ برای او، ناامن شدن بیت خدا زخمی بزرگ بر دل بود.

جمشید، متولد سال ۱۳۴۵، بزرگ‌ترین برادر خانواده‌ای پنج‌پسری بود؛ برای همه نه فقط یک برادر که پناه و تکیه‌گاه. مردی با مهری ماندگار، قلبی سرشار از ایمان و دستی همیشه گره‌گشا. او در آستانه شصت‌سالگی، پیش از آنکه به سن مولایش امام حسین (ع) برسد، برات شهادتش امضا شد؛ گویی خداوند او را، چون حبیبِ شهیدان، «فریاد غیرت» این روزگار قرار داده بود.

حبیبِ شهدای اقتدار ملی؛ جبارزاده و شب دفاع از امامزاده حسن(ع)

پس از هشت سال دفاع مقدس، به زندگی ساده بازگشت؛ مغازه‌ای کوچک در منطقه ۱۱ داشت، اما دلش همیشه در مسجد موسی بن جعفر (ع) و کنار هیئت «ممقانی‌ها» آرام می‌گرفت؛ همان‌جایی که از سال ۱۳۶۵ فرماندهی پایگاه بسیج را بر عهده داشت.

با این وجود جمشید تنها مرد میدان دفاع نبود؛ مرد میدان مردم هم بود. سال‌ها در جمع‌آوری، بسته‌بندی و توزیع بسته‌های حمایتی برای خانواده‌های مستضعف منطقه نقش فعال داشت. دغدغه‌اش تنها دفاع از مقدسات نبود؛ دغدغه معیشت مردم را هم با تمام وجود حس می‌کرد. از گرانی‌ها دل‌نگران بود، همصدا با مردم گلایه می‌کرد و در کسب‌وکارش، در قیمت‌گذاری و حاشیه سود، رعایت حال مردم را اصل می‌دانست؛ برای او نان مردم حرمت داشت.

آغاز ماجرا در همان شب، با فراخوان دشمنان و حضور اغتشاشگران در خیابان‌ها رقم خورد؛ وقتی هتک حرمت به اماکن مقدس هدف گرفته شد. تماس اضطراری از امامزاده حسن (ع) رسید: «اوضاع نگران‌کننده است، جمعیت زیاد شده، نیرو کم داریم…»

جمشید لحظه‌ای درنگ نکرد. وضو گرفت، نماز مغربش را در مسجد موسی بن جعفر (ع) خواند و راه افتاد. چند قدم بالاتر از حرم ایستاد؛ تلاش می‌کرد مردم و رهگذران را از محل درگیری دور کند تا جانشان حفظ شود. اما وقتی خطر مستقیماً متوجه صحن امامزاده شد، خودش همراه جمعی از بسیجیان دلیر وارد میدان شد.

حبیبِ شهدای اقتدار ملی؛ جبارزاده و شب دفاع از امامزاده حسن(ع)

آن‌سوی خیابان، اغتشاشگران از سنگ‌پاره‌های کنار معابر در حال تعمیر استفاده می‌کردند و بارانی از سنگ و شعله بر حرم می‌بارید. در میانه این آشوب، جمشید جبارزاده با دلسوزی و شجاعت، جوان‌تر‌ها را به سوی حرم سوق داد تا از جان آنها حفاظت کند. در اینجا چشمانش پر از مهر بود و صدایش سرشار از ایمان.

اما در اوج درگیری، گلوله‌ای مستقیم به پیشانی‌اش نشست. لحظه‌ای کوتاه از درد گذشت… و سپس، خاموش شد. زمینی شد که سال‌ها برایش ایستاده بود. برخی می‌گویند تیر مستقیم جانش را گرفت، برخی معتقدند ضربات سلاح سرد اغتشاشگران کار او را تمام کرد، اما حقیقت روشن است: او فدایی آرمان و ایمانش شد. البته در میان دود، اغتشاش و التهاب، اغتشاشگران کوشیدند پیکر نیمه‌جانش را به خیابان بکشانند، اما چند بسیجی دلیر با خطر جان آن را بازپس گرفتند. در چهره‌هایشان اشک جاری بود؛ اشک‌هایی از جنس غم، خشم و افتخار.

جمشید جبارزاده، مردی که سال‌ها در کسوت بسیجی سینه سپر کرده بود، حالا در دفاع از بیت‌الله و حرم امن الهی به شهادت رسیده بود. او نمونه کامل شور و شعور حسینی بود؛ هم در هیئت زنجیر می‌زد و اشک می‌ریخت، هم در آشپزخانه مسجد بی‌ادعا خدمت می‌کرد. برایش عزاداری مسئولیت بود، عمل بود، خدمت بود.

در همان لحظات، آهنگ گوشی‌اش ـ که بعد‌ها دوستانش گفتند انگار برای خودش خوانده شده بود ـ در ذهن‌ها ماندگار شد: «چه مکه رفته‌ها که حاجی هم نمیشن/و چه کربلا نرفته‌ها که کربلایین/یه عده پای حق که می‌رسه فراری/و یه عده پای حق که می‌رسه فدایین»؛ جمشید از همان «فدایین» بود.

حبیبِ شهدای اقتدار ملی؛ جبارزاده و شب دفاع از امامزاده حسن(ع)

از او دو دختر به یادگار مانده و دومین نوه‌ای که تازه به دنیا آمده است؛ نوه‌ای که گرمای آغوش پدربزرگش را نخواهد دید. پیکر مطهر شهید جمشید جبارزاده در صحن امامزاده حسن (ع) آرام گرفته و در همین چند روز، مأمنی برای عاشقان شهادت شده است.

نام جمشید جبارزاده، این شهید اقتدار ملی ایران، برای همیشه در صفحه‌های درخشان تاریخ و در حافظه مردم ماندگار خواهد ماند؛ گواهی روشن بر آنکه دفاع از آرمان‌ها ــ هر چند دشوار و پرخطر ـ رسالت مؤمنان است و آنان که جان خویش را در این راه نثار می‌کنند، بهشتیان زمین و آسمان‌اند.

انتهای پیام/

ارسال نظر