در گفت‌‌‌وگوی تفصیلی آنا با خسرو معتضد بررسی شد

ماجرای قتل‌عام عشایر به دست قصاب لرستان/ فصل سیاه تاریخ پهلوی اینجا رقم خورد

لرها را به سمت «تخته قاپو» منتقل کردند، سپس دولت مرکزی تحت امر رژیم پهلوی عشایر لرستان را به سمت سمنان و خراسان فرستادند، جایی که بسیاری از آن‌ها از بین رفتند و در ادامه عشایر را یک به یک به طرز فجیعی به قتل رساندند.

خبرگزاری آنا ـ حسین بوذری؛ دوران رضاخان به دوران تنش حکومت مرکزی با استان‌ها، عشایر و گروه‌های مختلف قومی تبدیل شد.

قدرت حکومت در ایران در پهلوی اول به شکل خاصی بود که «پالتریمونیالی» نام داشت و این نوع قدرت، به خاطر شرایط خاصی که در جامعه‌ ایران وجود داشت، موجب شده بود که حکومت‌های مرکزی همواره با حکومت‌های محلی، گروه‌هایی که دنبال استقلال بودند و گروه‌های قومی و ایلات و عشایر برخورد کنند.

یکی از اقوام و عشایر که در ایران آن زمان (سال ۱۳۰۸) مورد حمله دولت مرکزی و مشخصاً رژیم پهلوی اول قرار گرفت و بیش از ۱۵ نفر از عشایر آن زمان به قتل رسیدند اقوام و عشایر لرستان بودند.

سیاستی که رضاشاه،‌ در قبال ایلات و عشایر ـ که جمعیت کثیری از نفوس مولد مملکت را تشکیل می‌دادند ـ اعمال و اجرا کرد؛ فوق‌العاده خشن،‌ ستمگرانه و بی‌رحمانه بود.

سیاست عشایری رضاشاه،‌ تمام «هستی» عشایر را هدف قرار داده بود و مقصود اصلی، نابودی نهایی و کاملِ بخش وسیعی از مردم مملکت ایران بوده است.

بسیاری از مجریان اقدامات رضاشاه، نظامیانی ـ همچون او ـ خشن، متعدی و متجاوز بودند؛ و در بسیاری مواقع، از هر دشمن غداری، بیرحم‌تر و سنگدل‌تر بودند.

سیاست عشایری رضاشاه بر سه پایه تخته قاپو، خلع‌سلاح و تهاجم فرهنگی استوار شده بود و این سه پایه دقیقاً در تعارض با ارکان سه گانه زندگی عشایر بود.

خبرنگار آنا برای واکاوی ماجراهای عشایر لرستان که مورد سرکوب دولت مرکزی و رژیم پهلوی اول قرار گرفت گفت‌و‌گویی را با خسرو معتضد استاد تاریخ ایران، تاریخ‌نگار و تاریخ‌نویس ترتیب داده است.

گپ و گفت آنا با معتضد در پی می‌آید:

عشایر لرستان چگونه به دار آویخته شدند؟

آنا: در سالگرد سرکوب قیام عشایر لرستان توسط  رضاخان در سال 1307 و سرکوب آن توسط رضاخان و سرهنگ امیراحمدی قرار داریم، لطفاً کمی در این باره صحبت کنید.

معتضد: قیام عشایر لرستان در سال ۱۳۰۷ و سرکوب آن توسط رضاخان و امیراحمدی، موضوعی پیچیده و چندوجهی است. لرستان همواره منطقه‌ای با قدرت‌های محلی بوده‌اند.

کلنل ویلسون که بعدها رئیس شرکت نفت انگلیس و ایران شد، در سفرنامه‌ای از لرستان نوشته که در آنجا مورد آزار و اذیت قرار گرفته و آنجا چوب خورده است، چراکه اجنبی بوده، چراکه منطقه لرستان همواره دارای قوانین خاص خود بوده، چراکه شیخین، علیمردان و دیگران در آن منطقه زیست می‌کردند.

قققققققققق

این نشان‌دهنده وجود قدرت‌های محلی و قوانین خاص در آن منطقه بود. شیخ علی‌مردان و دیگران، در پی تلاش دولت مرکزی برای اعمال نفوذ، نظارت و فشار بیشتر دچار زد و خوردهایی شدند.

سپهبد امیراحمدی در نوشته‌های خود در سال ۱۳۰۸ به این موضوع اشاره می کند نه ۱۳۱۸ که در برخی نوشته‌های امروز آمده، چراکه آن زمان خبری نبود. امیراحمدی به‌عنوان امیر لشکر غرب هم شهرت داشت.

همچنین در سال ۱۳۰۷، سرلشکر امیر طهماسبی وزیر پیشه و هنر در گردنه رنگرزان مورد حمله قرار گرفت و کشته شد. 

این حمله توسط گروهی از لرها صورت گرفت که بدون اطلاع از هویت فرد مورد حمله، به او شلیک کردند.

امیر احمدی در نوشته‌های خود و ابراهیم خواجه نوری در کتاب «بازیگران عصر طلایی»، به این موضوع اشاره کرده‌اند.

آن‌ها معتقد بودند که هدفشان آزادی لرستان است و دولت مرکزی نیز قصد داشت جاده‌ای به خوزستان با نام «شوسه احمدی» احداث کند.

یک اقدام نامناسبی که شد اینکه سرلشکر خزایی ۱۵ تن از روسای عشایر لر و معین‌السلطنه حکمران بروجرد را به دارآویخت و این اقدام موجب بدنامی دولت مرکزی شد. 

سپهبد امیراحمدی مدعی شد که این کار را او انجام نداده و سرلشکر حسین خان خزائی مسئول آن بوده است، داخل پرانتز عرض کنم که سرلشکر خزائی به ظاهر زهد، تقوا و نماز ظاهری داشت.

فضای موجود، ظاهراً فضایی از سهل‌انگاری و بی‌توجهی بود و همانطور که گفتم خزائی فردی با ظاهری متدین و زاهدانه بود که به این افراد گفته بود تا خرم‌آباد، مرکز دولتی، همراه او باشند.

آنا: دولت مرکزی آن زمان به دستور رضاخان پهلوی عشایر را اسکان اجباری دادند، چرا رضاخان دست به چنین وحشیگیری زد؟

معتضد: در آنجا، عشایر لر به دار آویخته شدند و این اقدام، تأثیر منفی زیادی بر جای گذاشت و لرها را به سمت «تخته قاپو» منتقل کردند (به دستور رژیم پهلوی اول عشایر لرستان اسکان اجباری داده شدند) و سپس دولت مرکزی عشایر لرستان را به سمت سمنان و خراسان فرستادند، جایی که بسیاری از آن‌ها از بین رفتند.

سرهنگ غلامرضا مصور رحمانی می‌گوید که بسیاری از زنان و کودکان لر در مسیر این انتقال جان خود را از دست دادند.

جدایی خوزستان از ایران عامل تحرکات ویلیام گالاس آمریکایی در ایران

آنا: آقای دکتر، نویسنده آمریکایی به نام ویلیام داگلاس در سفرنامه خود با عنوان «سرزمین شگفت‌انگیز و مردمی دوست‌داشتنی»، به این موضوع اشاره کرده است، البته ظاهراً این کتاب فاقد دقت و اعتبار لازم است.

معتضد: ویلیام داگلاس مأمور سیا (CIA) بوده، بنابراین به نوشته‌های او نمی‌توان اعتماد کرد که چندین بار به ایران سفر کرد، ازجمله در تاریخ ۲۷، ۲۸ و ۲۹ مردادماه سال ۱۳۳۲ و در زمان‌ مصدق. 

قشقایی‌ها پس از ۲۸ مرداد، به ویلیام داگلاس دل بسته بودند و مراجعه می‌کردند و از او خواستند تا از آن‌ها حمایت کند و وقتی محمدحسین خان قشقایی به آمریکا سفر می‌کند خطاب به  ویلیام داگلاس عنوان می‌کند که شما همواره از عشایر تعریف و تمجید می‌کردید چرا از ما حمایت نمی‌کنید و داگلاس پاسخ داد که هیچ وظیفه‌ای در قبال عشایر ایران ندارم و هیچ‌کاره هستم و شما بهتر است با آمریکا درنیفتید!

ماجرای قتل‌عام عشایر به دست قصاب لرستان/ فصل سیاه تاریخ پهلوی اینجا رقم خورد

بنابراین کتاب ویلیام داگلاس با عنوان «ایران شگفت‌انگیز با مردمانی دوست‌داشتنی» با واقعیات فاصله دارد و ویلیام داگلاس مأمور (CIA) بود و هر زمان به ایران سفر می‌کرد اتفاقاتی رخ می‌داد.

عشایر لرستان سال‌ها به زندگی آزادانه عادت کرده بودند و با این حال، مشکلی که وجود داشت، جدایی خوزستان از ایران بود. دولت مرکزی قصد داشت جاده‌ای به خوزستان به‌نام شوسه احمدی به‌منظور اتصال خوزستان به ایران، احداث کند. عشایر لرستان انسان‌های بسیار شجاع، خوب و توانمندی بودند و نژاد آنان دست‌نخورده بود و اعراب، مغول و ... نتوانسته بودند در لرستان به خاطر کوه های بلند نفوذ کنند.

عشایر لرستان سال‌ها به زندگی آزادانه عادت کرده بودند و با این حال، مشکلی که وجود داشت، جدایی خوزستان از ایران بود. دولت مرکزی قصد داشت جاده‌ای به خوزستان به‌نام شوسه احمدی احداث کند به‌منظور اتصال خوزستان به ایران، عشایر لرستان انسان‌های بسیار شجاع، خوب و توانمندی بودند و نژاد آنان دست‌نخورده بود و اعرا، مغول و ... نتوانسته بودند در لرستان به خاطر کوه های بلند نفوذ کنند.

استفانی کرونین، استاد دانشگاه آکسفورد و متخصص در حوزه شرق‌شناسی در کتاب ارتش و حکومت پهلوی به یکی از جنایات ارتش رضاخان اشاره کرده و می‌نویسد: «با وجود اینکه پس از انجام مصالحه بین سران عشایر و ارتش و تسلیم بخشی از اسلحه به ارتش و پذیرش تسلط آن، امیراحمدی فرمانده لشکر غرب و از جمله جبهه لرستان، دستور قتل تعدادی از سران لر را که خود به منزله گروگان تسلیم وی شده بودند صادر کرد، امیر احمدی قول داده بود که آنان را عفو کند و این قول خود را روی یک قرآن نوشته و آن را نیز مهر کرده بود.

آن زمان به‌دلیل مسئله خوزستان دولت مرکزی قصد داشت از لرستان به خوزستان «شوسه» بکشد که به «شوسه» احمد نام گرفت و خیلی هم تندی کردند.

این اقدام موجب فرار بسیاری از لرها به عراق شد که سال‌ها در آنجا اقامت کردند و علی‌مردان‌خان چهارلنگ  و دیگران از این دسته بودند که به عراق پناهنده شدند و کار بد و نامناسب رژیم پهلوی و دولت مرکزی اعدام پانزده نفر از لرها بود که تأثیر منفی زیادی بر جای گذاشت، کاری که سرتیپ البرز در بلوچستان انجام داد.

آنا: ویلیام داگلاس ادعای مشابهی درمورد آذربایجان داشته؛ با این مضون که بعد از جدایی آذربایجان از ایران مردم از این اقدام راضی بودند! 

معتضد: این ادعا توسط افراد سودجو همچون داگلاس مطرح شده که آذربایجان که از ایران جدا شده بود، مردم آن از وضعیت راضی بودند، درحالی که خیر. مردم ناراضی بودند و این افراد، به‌دلیل نارضایتی از وضعیت دنبال ایجاد آشوب بودند. 

در زمان حاضر ببینید. ترامپ احمق مدام ایران را تهدید به حمله نظامی و مدام تکرار می‌کند که «گرینلند»، «کانادا»، «مکزیک» و ... برای آمریکاست و باید جزء استان و ایالت آمریکا باشد و این موجب شده تا تمام دنیا ترامپ را مسخره کنند یا در حمله به ونزوئلا رئیس جمهور قانونی این کشور را دزدیده و زندانی کرده است.

آمریکایی‌ها مردمان جالبی نیستند و یکی از بلایای بزرگ ما این بود که شاه به آمریکا اعتماد کرد و پدر خودش را درآورد و از سال۱۳۲۱ تا ۱۳۳۲ شاه بسیار محبوب بود، اما از زمانی که خود را به دامان آمریکا انداخت بلاهای متعددی سرش آمد.

رزم‌آرا فردی ساده‌لوح بود که به افرادی همچون ویلیام داگلاس اعتماد می‌کرد تا به نخست‌وزیری برسد و در نهایت موجب مرگ خود رزم‌آرا شد.

خانواده قشقایی، خاطرات خود را منتشر کرده‌اند و یکی از این خاطرات، مربوط به محمدحسین خان قشقایی است. همچنین، خاطرات ناصرخان قشقایی، خسروخان قشقایی و حسینخان قشقایی نیز منتشر شده است.

انتهای پیام/

ارسال نظر