گفت و گوی ویژه با مربی پرتغالی چادرملو از جنگ، ساپینتو و کی روش تا تیم‌های مدعی قهرمانی

کوکو: ساپینتو رفیق صمیمی پدرم بود، جای کی روش را پر می‌کنم/فوتبال ایران دچار فقر زمین خوب است

ادسون ماردن
کوکو
ویتائو
مربی پرتغالی تیم فوتبال چادرملو در گفت و گویی متفاوت از دلایل حضورش در ایران و شرایطی که در جنگ تحمیلی تجربه کرد به صحبت پرداخت.

به گزارش خبرگزاری آنا، ژوزه موریرا مربی پرتغالی 43 ساله که از فصل گذشته به چادرملو اضافه شده است، توانسته محبوبیت ویژه‌‌ای بین بازیکنان خارجی این تیم داشته باشد. موریرا که لقبش کوکو است، پیش از حضور در ایران سابقه کار با پژمان منتظری را داشته و حالا هم تجربه جدیدی پس از کار در پرتغال، عربستان و قطر تجربه می‌کند.

گفت‌وگوی ویژه خبرنگار آنا با او را در ادامه می‌خوانید:

*پژمان منتظری در دوران بازی‌اش هم یک رهبر بود

*ساپینتو دوست صمیمی پدر من است و او را یک‌بار در زمانی که مصدوم بودیم، ملاقات کردم

*اگر کسی می‌داند کدام تیم قهرمان می‌شود را به من معرفی کنید تا با هم شرط ببندیم

*ژوزه مورینیو و رونالدو بهترین در تاریخ هستند

* تراکتور از دیگر مدعیان کمی بالاتر است

*شما ایرانی‌ها برنج زیاد می‌خورید

کوکو: ساپینتو رفیق صمیمی پدرم بود/ جای کی‌روش در این جام جهانی را من پر می‌کنم

آنا: خب از نام مستعار شما شروع کنیم، ژوزه موریرا ملقب به کوکو.

انتظار چنین سوالی را نداشتم (باخنده) ولی بله، نام مستعار من در پرتغال کوکو است. این نام مستعار خانوادگی پدر من بود و من هم با این نام به یاد آورده شدم.

آنا: پیش از حضور در ایران، چه شناختی از کشور ما داشتید؟

اطلاعات زیادی از ایران نداشتم. البته اطلاعاتی کسب کردم فقط نه چیزهایی که از رسانه‌های اروپایی دیدم چرا که در اروپا، رسانه‌ها نسبت به کشور شما خیلی مهربان نیستند. خوشبختانه مدیر برنامه‌های من با ایران سالیان زیادی بود که کار می‌کرد و او ایران را خیلی خیلی خوب می‌شناخت. او از خیلی وقت پیش در مورد ایران با من صحبت کرد. او به من گفت که ایران یک کشور بسیار زیبا است و من هم ذهنیتم را نسبت به ایران با صحبت‌های او تغییر دادم چرا که به او اطمینان کامل داشتم. به او این فرصت را دادم که به ایران بیایم و از این موضوع که به ایران آمدم، خیلی خوشحالم.

آنا: با پژمان منتظری در قطر کار کردی، با او صحبتی در مورد ایران انجام دادید؟

 پژمان منتظری یکی از حرفه‌ای‌ترین بازیکنانی بود که من با او کار کردم. آن هم نه فقط به خاطر توانایی‌های فنی او به عنوان یک فوتبالیست، بلکه به خاطر شخصیت بالای او. ما رابطه خیلی خوبی با هم داریم، قبل از اینکه به ایران بیایم می‌دانستم که پژمان منتظری تماس‌هایی دریافت خواهد کرد تا اطلاعاتی از من به ایرانی‌ها بدهد. بنابراین احتمال دارد که دلیل حضور من در اینجا صحبت‌های پژمان منتظری باشد؛ بنابراین می‌گویم ممنون پژمان!

آنا: حتما خبر داری که منتظری وارد دنیای مربیگری شده است...

پژمان منتظری زمان بازیگری هم یک مربی بود چرا که برخی بازیکنان ذاتا رهبر هستند. او رهبر اصلی تیم ما بود و نگاهی که او به بازی داشت مانند یک مربی بود. بنابراین برای من، اصلاً تعجب برانگیز نبود که او مربی شود. با او در ارتباط هستم و مرتب در تماس هستیم.

آنا: تو در زمانی که در تیم ب اسپوتینگ بودی، ساپینتو کاپیتان تیم اصلی بود، با او برخوردی داشته‌ای؟

بله، یک‌بار در اسپورتینگ و زمانی که هر دوی ما مصدوم بودیم، هر دو در یک اتاق برای درمان بودیم ولی او یک مربی در اوج بود و من جوانی در آکادمی. در برخوردمان به او گفتم سلام مستر ریکاردو ساپینتو ولی  قابل تشخیص بود که او من را نمی‌شناسد چرا که او کاپیتان تیم اصلی بود و من جوانی در تیم ب. متاسفانه فرصت این فراهم نشد که با او در ایران صحبت و دیداری داشته باشم ولی او دوست صمیمی پدر من بود.

کوکو: ساپینتو رفیق صمیمی پدرم بود/ جای کی‌روش در این جام جهانی را من پر می‌کنم

آنا: تفاوت فوتبال ایران با دیگر کشورهایی که کار کردی، چیست؟

سرعت فوتبال در ایران متفاوت است. بازیکنان ایرانی خیلی شجاع و غیور هستند. در کشورهای دیگر این موضوع را مشاهده نکردم ولی وقتی به ایران آمدم و اینجا کار کردم دیدم که چه بازیکنان شجاعی دارد. موضوع ناراحت کننده‌ای که در فوتبال ایران وجود دارد و البته اسم آن را مشکل نمی‌گذارم؛ بحث زمین‌ها و کیفیت چمن‌ها و همینطور زمین‌های تمرین است. وقتی شما تمرین مناسبی نداشته باشید، برای بهبود و پیشرفت در دیگر مسائل دچار مشکلات و سختی‌های بیشتری خواهید بود. در کشورهای دیگری که من کار کردم، کیفیت زمین‌های چمن بهتر بود. من نمی‌خواهم گله‌ای در مورد باشگاه داشته باشم چرا که باشگاه ما بهترین است اما زمین‌های چمن ایران به طور کلی خیلی خوب نیست. بنابراین اگر بخواهیم در سبک بازی پیشرفت کنیم برای آن باید شرایط بهتری داشته باشیم.

آنا: نظر شما در مورد داوری در ایران و به خصوص VAR جیست؟

من پرتغالی هستم، سیستم VAR در تمام دنیا در حال حاضر بی نقص و خیلی خوب نیست. VAR برای کمک به فوتبال آمده است، شاید در برخی زمان‌ها خیلی خوب نباشد اما آن را پذیرفته‌ایم. VAR در ایران اشکالاتی دارد که باید برطرف شود. مشکلاتی در ایران مانند همه جاهای دنیا در مورد VAR وجود دارد.

آنا: کدام تیم قهرمان ایران می‌شود؟

امیدوارم چادرملو قهرمان شود و رویای من این است اما در حال حاضر، این هدف ما نیست. تیم‌های دیگر مشغول کار خودشان هستند و ما متمرکز روی تیم خودمان هستیم. اینکه کدام تیم قهرمان خواهد شد را کسی نمی‌داند. اگر کسی می‌داند او را به من معرفی کنید تا با او برای قهرمانی یک تیم شرط ببندیم!

آنا: بهترین بازیکن و مربی تاریخ از نظر تو چیست؟

برای من بهترین مربی تاریخ ژوزه مورینیو است، نه فقط برای اینکه او پرتغالی است، بلکه دوران حرفه‌ای او خود معرف ژوزه مورینیو است و او برای من یک مرجع است. او برای افتخاراتی که کسب کرده است، کاراکتری که دارد و نوع برخوردی که با رسانه‌ها و بازیکنان دارد، همیشه نفر اول در تاریخ است و برای همیشه نفر اول خواهد ماند. در مورد بهترین بازیکن، بهترین بازیکن تاریخ کریستیانو رونالدو است و نه فقط برای اینکه پرتغالی است. هیچ کلمه‌ای نمی‌تواند کاری که او انجام می‌دهد را توصیف کند. حتی الان که در سن ۴۱ سالگی است، ادامه می‌دهد و همینطور به راه خود ادامه می‌دهد چرا که ذهنیت و قدرت ذهنی او از همه بازیکنان دیگر بالاتر است.

کوکو: ساپینتو رفیق صمیمی پدرم بود/ جای کی‌روش در این جام جهانی را من پر می‌کنم

آنا: نظرت در مورد مردم و فرهنگ ایرانی‌ها چیست؟

مردم ایران، مهم‌ترین چیزی است که من از ایران دوست دارم و آن‌ را ستایش می‌کنم. مردم ایران خوشایندترین چیزی بودند که من در ایران دیدم. فرهنگ ایرانی، خیلی زیبا است. فرهنگ ایران قدمت بسیار زیادی دارد و فرهنگی خیلی غنی است. بنابراین من تلاش می‌کنم که از حضور در ایران لذت ببرم و امیدوارم که از فرهنگ شگفت‌انگیز ایران لذت ببرم. در مورد مردم یزد، آن‌ها با همه‌ی ما بسیار مهربان هستند.

آنا: غذای مورد علاقه ایرانی تو چیست؟

غذای مورد علاقه من شیشلیک و گوشت است. برنج را هم دوست دارم ولی فکر می‌کنم ایرانی‌ها خیلی خیلی زیاد برنج می‌خورند.

آنا: بهترین تیم ایران کدام تیم است؟

همه تیم‌ها قدرتمندند و سبک بازی خاص خودشان را دارند اما معتقدم تراکتور مقدار کمی بالاتر از دیگران است. چرا که آن‌ها با برد و قهرمانی از فصل پیش به این فصل گام گذاشته‌اند و اگر قرار باشد یک تیم را انتخاب کنم من تراکتور را انتخاب می کنم. سپاهان نیز تیم بسیار قوی‌ای در این فصل است و بازی‌های خیلی خوبی انجام می‌دهد. استقلال هم تیم بسیار قوی‌‍ای است البته پرسپولیس نیز تیم خوبی دارد.

آنا: نظرت در مورد تیم ملی ایران با توجه به شناختی که از دوران حضور کی‌روش در ایران داری، چیست؟

من نتایج تیم ملی ایران را از سه جام جهانی پیش تا به امروز دنبال می‌کنم. همیشه نگاهم به ایران، نگاه ویژه‌ای بود چرا که پروفسور کارلوس کی‌روش سرمربی تیم ملی ایران بود و بنابراین، من از ایران حمایت می‌کردم. الان او اینجا نیست اما من در ایران حاضر هستم. بنابراین در کنار حمایت از پرتغال تیم ملی ایران را نیز حمایت می‌کنم و جای کی‌روش را من پر می‌کنم.

آنا: به عنوان یک مربی پرتغالی، نظرت در مورد روبن آموریم و شرایطی که برای او در منچستریونایتد رخ داد، چیست؟

واقعیت فوتبال این است. آموریم سال گذشته یکی از پرافتخارترین مربی‌های پرتغال بود و اینکه او با استعدادترین مربی حال حاضر پرتغال است، یک فکت است. او در اسپورتینگ درخشان کار کرد. او مربی خیلی خوبی است و این را نشان داده است ولی واقعیت الان چیز دیگری است. سرمربیان فوتبال باید چمدانشان همیشه آماده و در کنارشان باشد. امیدوارم که او به موفقیت‌های زیادی برسد چرا که راه بسیار زیادی و طولانی در دوران مربیگری خود دارد.

آنا: پس از آغاز جنگ تحمیلی، از ایران چگونه خارج شدید و چه حس و حالی داشتید؟

داشتیم صبحانه می‌خوردیم و از اخبار فهمیدیم که حملاتی به تهران شده است. برنامه دیگر معنایی نداشت. تمرین لغو شد، حریم هوایی بسته شد، دیگر امکان بازگشت هوایی به تهران وجود نداشت. بعضی‌ها شبانه در خرم‌آباد صدای جنگنده‌هایی را شنیده بودند. کسانی که شنیده بودند گفتند صدای خیلی دوری بود، خیلی واضح نبود اما مطمئن بودند که شنیده‌اند. از آن لحظه تیم پراکنده شد. مسئولان باشگاه خارجی‌ها را در یک ون به سمت تهران فرستادند. دیگر بازیکنان ایرانی با تاکسی به تهران یا شهرهای دیگر بازگشتند. منظره در سطح جاده هیچ نشانه‌ای از جنگ نداشت. باید به آسمان نگاه می‌کردی تا بفهمی شنبه چه خبر است. در مسیر خرم‌آباد به تهران موشک‌های زیادی در آسمان دیدیم. می‌دانستیم اهداف آن موشک‌ها از بالا دقیقاً مشخص است، خوب می‌دانند کجا حمله می‌کنند. استراتژی حفظ آرامش، احتیاط و کم اهمیت جلوه دادن چیزی بود که بیش از حد جدی بود. در طول هشت ساعت سفر، با خودم بازی‌های ذهنی انجام می‌دادم و حملات خارجی را مانند یک موشک منحرف پیش‌بینی می‌کردم. انگار ایرانی‌ها لباسی درونی از آرامش عجیبی تن داشتند. 

آنا: حتما شرایط عجیبی را تجربه کردید...

مردم با سبکی در مورد آن صحبت می‌کردند اما واقعاً همین‌طور است، این روشی است که آنها احساس می‌کنند. چون چندین بار چنین موقعیت‌هایی را تجربه کرده‌اند. مردم در ماشین عکس می‌گرفتند، فیلم می‌گرفتند. برای آن‌ها عادی است، برای ما دیگر خیلی عادی نیست. مدیرعامل باشگاه سعی کرد مرا آرام کند و می‌گفت چیزی اتفاق نمی‌افتد. اگر لازم باشد، تضمین می‌کند مرا از کشور خارج کند و همان اتفاق افتاد و او به قولش عمل کرد. وقتی از خرم‌آباد خارج شدیم، فورا چند صدای صوتی برای خانواده فرستادم تا سریع‌تر باشد. وقتی به تهران رسیدیم، مدیرعامل به خانه‌هایمان آمد تا با خانواده صحبت کنیم. ابتدا مدیرعامل باشگاه می‌خواست بازیکنان به منطقه دیگری بروند، علی‌رغم اینکه محله بازیکنان نسبتاً امن بود. بابایی اصرار داشت که بازیکنان شنبه شب در تهران نخوابند. به خارجی‌های تیم، علیرضا بابایی اقامت در دو ویلا در کردان را تضمین کرد. سپس  در زمان مناسب خارج شدیم. صبح روز بعد، خارجی‌های چادرملو با چمدان‌های زیاد به سمت کردان حرکت کردند. آمریکای جنوبی‌های تیم با ۴۰ تا ۵۰ چمدان از ایران خارج می‌شدند و مجبور شدند ستونی از سه ون تشکیل دهند - سومی برای چمدان‌ها. گروه شامل من، هفت بازیکن، همراه با سه همسر و چهار کودک کوچک بود. ۴۸ ساعت از حمله اولیه گذشته بود. 

روایت مربی پرتغالی چادرملو از سفر

بابایی دستور داد ون‌ها به سمت ترکیه حرکت کنند و اعضای خارجی چادرملو برای ۱۲ ساعت سفر تا مرز حرکت کردند. حدود ۹۰۰ کیلومتر از راه زمینی از مسیری که از تبریز در شمال ایران می‌گذشت تا مرز. سفری بدون هیچ نقطه تنش بود. در مرز، که صبح سه‌شنبه رسیدیم، صف نبود و بزرگ‌ترین خستگی لجستیکی بود. در مورد چمدان‌هایی صحبت می‌کنیم که نه کوچک هستند و نه سبک، و همه از آن طرف مرز رد شدند. در آن طرف مرز، سه ون دیگر آماده بود تا این گروه کوچک را به شهر وان ترکیه ببرد و از آنجا با هواپیما به استانبول. در نهایت به هر شکلی بود از ایران خارج شدیم. با این وجود جنگ همواره برای همه مردم بد است، چه در ایران و چه در هر کجای دنیا. من برای مردم ایران ارزوی سلامتی، زندگی پر از آرامش و صلح و دوستی آرزو می کنم.

آنا:  ممنون از توضیحات شما. به  عنوان سوال آخر شرایط چادرملو برای فصل بیست‌‍وششم لیگ برتر چطور است؟

امیدوارم تیم ما بتواند عملکرد و جایگاه بهتری در جدول نسبت به فصل گذشته داشته باشد. کار سختی خواهد بود چون تغییرات زیادی انجام داده ایم اما غیرممکن نیست؛ بنابراین امیدوارم بتوانیم این کار را بهتر از فصل گذشته انجام دهیم.

 

انتهای پیام/

ارسال نظر