مردم محلی بهترین حافظان حیات وحش و محیط زیست
به گزارش خبرنگار اجتماعی آنا، در مورد درصد کاهش جمعیت حیات وحش ایران اعداد و ارقام گوناگونی از 40 درصد تا 90 درصد وجود دارد. این جمعیت رو به کاهش حیات وحش با تهدیداتی چون تجاوز انسان به زیستگاهها با جاده و سدسازی، گسترش مناطق زندگی انسان، شکار و همچنین کاهش منابع غذایی روبرو هستند.
به جای خصوصیسازی، جوامع محلی حافظ محیط زیست شوند
جمشید منصوری، پرندهشناس و کارشناس حیات وحش، درباره وضعیت حیوانات کشور به آنا میگوید: چه در میان پرندگان و چه در میان پستاندارن شاهد کاهش روز به روز جمعیت هستیم. جمعیت حیات وحش ایران نسبت به 20 سال پیش 40 تا 50 درصد کاهش پیدا کرده است.
او ممنوعیت صدور مجوز شکار توسط سازمان محیط زیست را اینگونه به نقد میکشاند: ممنوعیت شکار زمانی معنی پیدا می کند که فشنگ نفروشند. اما محیط زیست اجازه صدور پروانه فشنگ و خرید و فروش آن را صادر میکند. تا پیش از این عدهای دنبال مجوز شکار بودند حالا متخلفان به شکار میروند و سازمان حفاظت محیط زیست هم آن قدر نیرو ندارد که بتواند جلوی شکار را بگیرد.
او راهحل را در مشارکت مردمی میبیند: چاره این وضعیت این است که مردم در این مسائل دخیل بشوند و امکانات و فضا در اختیار آنها قرار بگیرد. نیاز داریم که شوراهای محلی صید و شکار تشکیل شود تا شکارچیان ساکن در مناطق دارای حیات وحش برای شکار اقدام نکنند. حتی وزارتخانهها هم دنبال بهرهبرداری صرف هستند و فقط مردم هستند که میتوانند منافع خودشان را که در حفظ محیط زیست است حفظ کنند.
این کارشناس حیات وحش نمونه رویدادهای سه دهه پیش را برای کنترل صرف دولتی مثال میزند: دههها پیش وقتی سازمان حفاظت محیط زیست تاسیس شد و با تشکیلات خیلی منظمی کار پیش میرفت ولی مردم فکر میکردند این سازمان به ضرر آنها عمل میکند و وقتی انقلاب شد حتی برخی پاسگاههای محیطبانی توسط مردم به آتش کشیده شد چون مردم فکر میکردند محیطبانی دشمن آنهاست. دلیل این موضوع این بود که این شیوه عمل مردمی نبود، اما اگر خود مردم محلی محافظان طبیعت باشند چنین نگاهی اصلا به وجود نمیآید.
جمشید منصوری درباره گزینه واگذاری مناطق حفاظت شده به بخش خصوصی میگوید: این کار چوب حراج زدن به محیط زیست است. با این کار نه تنها جایی چون آشوراده از بین میرود بلکه تالاب میانکاله و دیگر مناطق همسایه آشوراده نیز از بین میرود.
او درباره گزینه واگذاری یک منطقه به شکارچیان به شرط عدم شکار مانند نمونهای که در منطقه حفاظت شده 120 هزار هکتاری در رفسنجان روی داده نیز گفت: این کار که شکارچیان حفاظت کنند تا در آینده در آنجا به شکار بپردازند هم معنی نمیدهد. گزینه شکارگاه خصوصی از نظر من ایده غلطی است. از سوی دیگر اگر حتی حفاظت را به تشکیلات نظامی بزرگی که نیروی کافی هم دارد بدهیم بازهم نمیتوان به طور حتم گفت که آنها به درستی حفاظت خواهند کرد و دست به بهرهبرداری نمیزنند. تنها گزینه علمی، حفاظت توسط جوامع محلی است.
جمشید منصوری درباره نمونههای تجربه موفق حفاظتی میگوید: مثلا در مالزی این کار درباره دریا و ماهیگیری انجام شد. در آنجا در برنامهای که مورد حمایت سازمان ملل و IUCN نیز بود صیادان به همراه کارشناسان محیط زیست دریایی به دریا میرفتند کسانی که میدانستند چه گونههای دریایی و گیاهی نباید نابود شوند. مالزی در این پروژه چنان موفق بود که بسیاری از گونهها از فهرست در معرض خطر نابودی خارج شدند و حتی در حال حاضر امکان بهرهبرداری صید از آن گونههای دریایی ممکن شده است.
آمارها نشاندهنده برخورد جدی با تخلفات
حمیدرضا خیلدار، فرمانده یگان حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست، درباره وضعیت حیات وحش ایران در سال گذشته میگوید: از آمارها و ارقام میتوان هم برداشت منفی داشت و هم برداشت مثبت. از نگاه منفی میتوان به مساله آمار بالای کشتار پرداخت اما همین آمار نشاندهنده برخورد جدی و فعال سازمان حفاظت محیط زیست با تخلفات و بالا رفتن آمار کشف جرم است. مساله کشتن حیات وحش هم نیاز جدی به فرهنگسازی دارد انسان باید متوجه این موضوع بشود که وجود گونههای حیات وحش برای حیات خود انسان نیز ضروری است.
خیلدار ادامه میدهد: حتی کشتن یک پشه به خاطر نقشی که در گردهافشانی گیاهان میتواند داشته باشد تاثیرگذار است. همین که کسی گرگی را به بهانه ایجاد مزاحمت از سوی آن میکشد باید بداند که گرگ گونههای دیگر را که مزاحمتهای دیگری دارند شکار میکند. بحث تعادل را باید به خود حیات وحش بسپاریم و دخالت بشر نتیجه منفی خواهد داشت. همه اینها باید به تدریج وارد کتابهای مدارس و دانشگاهها شده و تدریس شوند.
فرمانده یگان حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست درباره فعالیت یگان تحت مدیریتش و کنترل شکار میگوید: بحث جرم شاید هیچگاه به صفر نرسد. همین طور که در کشور به خاطر مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم، دزدی و خلافکاری افزایش یافته در مساله شکار هم این مسائل باعث افزایش تخلفات میشود. این موضوع باعث میشود تعداد شکارچیهای متخلف افزیش پیدا کند. یگان حفاظت در این باره با جدیت وارد عمل میشود اما بالا رفتن آمار جرم نیاز به برنامههای پیشگیری جدی دارد.