برچسب ها - محمد رهسپار
همراه با همکلاسیهای مدرسه بهشت/۱۳
زمانی که حسین میخواست با مادرم و عمههایش (خواهرانم) خداحافظی کند، رفتار عجیبی داشت. او مدام تکرار میکرد: «خداحافظ، من دیگر برنمیگردم، خداحافظ!» او از خودرو پیاده میشد، خداحافظی میکرد و دوباره بازمیگشت. به خاطر دارم تنها در همان شب، او 4 مرتبه از ماشین پیاده شد و برای آخرین بار رفت تا با اعضای خانواده خداحافظی کند.
کد خبر: ۱۰۹۵۵۸۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۸/۱۶