عرفان خالقی در گفت‌و‌گو با آنا؛

وقتی «زبان» موضوع یک نمایش می‌شود

عرفان خالقی کارگردان نمایش «نسبیت خاص» گفت: زبان در این نمایش فقط ابزار ارتباط نیست، خودش موضوع است. بازی با کلمات، تکرارها، مکث‌ها و گاهی سکوت‌ها، بخش بزرگی از بار معنایی و احساسی نمایش رو حمل می‌کنند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، نمایش نسبیت خاص به نویسندگی بهار کاتوزی و طراحی و کارگردانی عرفان خالقی از بیست و هشتم فروردین ماه اجرایش را در خانه نمایش دا آغاز کرده است. این نمایش تک نفره را مارال هاشمی بازی می کند.

عرفان خالقی کارگردان این نمایش در گفت وگو با آنا گفت: این متن، به دلیل ریتم و فرم و محتوای ملموسی که دارد، به نظرم برای مخاطب حال حاظر جذاب است و فکرمی‌کنم مخاطب بتواند احساسات درون متن را احساس کند. نکته دیگر چون برگرفته از اتفاقی مستند است که من در آن دوره در اخبار حادثه را دنبال می کردم، برای شخص من ویژه تر است.

وی عنوان کرد: در طول هشت ماه ، حدود چهار ماهش را فشرده تمرین کردیم. سعی کردیم به طور گروهی تمرینات تجسمی و بدن رو اول کار مدنظر قرار بدهیم و کم کم با تسلط روی متن شروع به اتود‌های نمایشی و ترکیبشان با میزانسن و ساخت کلی رسیدیم.

وی درباره تک پرسوناژ بودن کار گفت: نمایش اساساً با حضور یک بازیگر اجرا می‌شود. تمام بار روایت، تغییر لحن، حس و درگیری‌های درونی روی دوش همان یک بازیگر است. این ساختار باعث می‌شود که مخاطب کاملاً درگیر دنیای ذهنی شخصیت اصلی بشود.

خالقی با بیان اینکه زمان در این نمایش حالت خطی ندارد، گفت: پرش‌هایی بین خاطره، خیال، واقعیت، و آینده اتفاق می‌افتد.. مخاطب مثل کسی هست که وارد ذهن یک فرد شده و افکارش را بدون ترتیب خاصی تجربه می‌کند.

وی توضیح داد: زبان در این نمایش فقط ابزار ارتباط نیست، خودش موضوع است. بازی با کلمات، تکرارها، مکث‌ها و گاهی سکوت‌ها، بخش بزرگی از بار معنایی و احساسی نمایش رو حمل می‌کنند.

این کارگردان یادآور شد: عنوان نمایش به «نسبیت خاص» فیزیک آلبرت انیشتین اشاره دارد، اما این نظریه به‌صورت استعاری به روابط انسانی، گذر زمان، و درک شخصی از جهان تعمیم داده می‌شود.نورپردازی ساده، صحنه‌ خالی یا بسیار محدود، و تمرکز کامل روی بدن و صدای بازیگر از عناصر کلیدی اجرا هستند. این ساده‌سازی باعث می‌شود تمرکز کامل روی محتوا و بازی صورت بگیرد.

وی درباره دیگر ویژگی های این نمایش گفت: غیر از موارد بالا که در اثر تلاش شد به آنها برسیم ، سعی شد به درون مایه‌های متن هم نگاه قوی تری داشته باشیم مثل تنهایی و خودکاوی، درک زمان و حافظه، بحران هویت، مرز خیال و واقعیت و البته تلاش کردیم با استفاده از گویش بوشهری و جنوبی گرمای نفس آن خطه را به کار اضافه کنیم و از ریتم و جذابیت اصطلاحات این گویش استفاده داشته باشیم.

وی در پایان گفت: کارکردن در شرایط تئاتر ما به شدت سخت شده و اگر حمایت لازم به عمل نیاید، نفس‌های آخرش را می‌کشد. ما یعنی گروه آئورا با تکیه بر تمرینات و زیست گروهی شکل گرفته و اعضا‌ی علاقه‌مند به این رشته در هر سطحی و هر تخصصی را دور هم فارغ از ساخت یک اثر جمع کرده است.

انتهای پیام/

ارسال نظر