۰۹/ اسفند /۱۴۰۳
همراه با جشنواره فیلم فجر؛

«صیاد»؛ روایت بیم و امید در زمانه‌ای سخت

«صیاد»؛ روایت بیم و امید در زمانه‌ای سخت
«صیاد» تلاشی قابل تحسین از جواد افشار است که چهره قهرمان خود یعنی «علی صیاد شیرازی» را در بستر شرایطی سخت و ملتهب به مخاطب معرفی می کند.

گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، سید مرتضی حسینی ـ ما فرماندهان و قهرمانان دوران دفاع مقدس را چگونه می‌شناسیم؟ با ویژگی‌های شخصیتی مثل تدبیر، شجاعت، قدرت فرماندهی، صبر، دوراندیشی، یا شیوه‌ی ارتباط آنها با سربازان و سایر فرماندهان، افکار عمومی، اهالی سیاست، اعضای خانواده و ...؟

«صیاد» تلاشی قابل تحسین از جواد افشار است تا چهره قهرمان خود یعنی «علی صیاد شیرازی» را در قامت فرمانده‌ای با این ویژگی‌ها و درارتباط با چنین فضا‌هایی به مخاطب معرفی کند. دراین‌میان برشی از زندگی و انتخاب‌شده که با ملتهب‌ترین روز‌های پس‌از انقلاب و حتی تاریخ معاصر ایران متناظر است؛ سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۱ که نظام نوپای جمهوری اسلامی در معرض تهدیدات بی‌شمار داخلی و خارجی است که هر یک به‌تنهایی برای براندازی یک نظام انقلابی کافی است. دراین‌میان صیاد شیرازی خود را یک سرباز حامی مردم، انقلاب اسلامی و زعیم آن یعنی امام‌خمینی (ره) می‌داند که می‌کوشد با حفظ جایگاه ارتش که خاستگاه اوست از این اصول دفاع کند.

دوگانه‌هایی جذاب که در سطح باقی ماندند

فیلم با ناآرامی‌های سنندج و سردشت در نیمه دوم سال ۵۸ آغاز می‌شود و خیلی زود با صحنه‌های جنگ شهری که حاوی سکانس‌هایی با تمپوی تند است مخاطب را به دل التهاب می‌برد. با این‌حال صیاد بیش‌از آن‌که یک فیلم جنگی زندگی‌نامه‌ای باشد، اثری است که ایام التهاب و تنش‌های سیاسی را روایت می‌کند. این موضوع در خط سیر اصلی داستان به‌وضوح دیده می‌شود. جایی‌که تقابل دوگانه‌ها محوریت دارند؛ دوگانه‌هایی همچون شیوه‌های جنگی فرماندهان سپاه/ فرماندهان ارتش، تفکر و شیوه عمل صیاد شیرازی/ ابوالحسن بنی‌صدر و اطرافیانش و سرانجام تفاوت گفتمانی صیاد و سایر فرماندهان ارتش.

با این‌حال به‌نظر می‌رسد حسین تراب‌نژاد که در مقام فیلم‌نامه‌نویس ید طولایی در نگارش سوژه‌های ملتهب تاریخ انقلاب دارد، در بیان این تقابل‌ها در سطح مانده و به عمق نرفته است. در نتیجه مخاطبان عادی به‌ویژه جوانان و نوجوانان که اطلاعات چندانی از تحولات آن دوره ندارند تصویر درستی از استدلال‌های بنی‌صدر و اختلاف میان فرماندهان سپاه و ارتش را درک نخواهند کرد. عدم همکاری بنی‌صدر با نیرو‌های سپاه و سنگ‌اندازی‌های او در فرایند تجهیز و ارسال مهمات به آنها، موضوع تازه‌ای نیست. اگرچه این موضوع یک از محور‌های موضوعی فیلم است، اما درعین‌حال به‌سرعت از آن عبور می‌شود و سکانس‌های معرف این وضعیت، صرفاً تکرار مواضع بنی‌صدر و گلایه‌های فرماندهان است.

گوشتیران
قالیشویی ادیب

«صیاد»؛ روایت بیم و امید در زمانه‌ای سخت

فیلم «صیاد» همچنین راوی جان‌فشانی‌های نیرو‌های ارتش و تلاش برای تداوم فعالیت این نهاد مهم در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی است. در چند سکانس صیاد شیرازی به‌وضوح از لزوم بازیابی توان ارتش و حفظ حیثیت این نهاد می‌گوید، اما در این‌جا هم فیلم‌ساز اراده رفتن به عمق ماجرا را نداشته و صرفاً به کد‌هایی همچون مواضع برخی روحانیون در مجلس در راستای انحلال ارتش و یا مخالفت نیرو‌های چپ و البته اختلاف فرماندهان ارتش و سپاه بسنده می‌کند در سکانس گفتگوی دوطرفه فرماندهان سپاه و ارتش در سنگر (که دو شخصیت صیاد شیرازی و محسن رضایی در جایگاه حکم قرار گرفته‌اند) شاهد هستیم که این دوگانه فکری و عملی صرفاً در حد دیالوگ‌های ابتدایی همچون اختلاف بر سر نام عملیات و پوشیدن کتونی به‌جای پوتین باقی می‌ماند و درنتیجه فضای حساس و ملتهب آن دوران برای مخاطب چندان ملموس نخواهد بود.

بازی‌هایی استاندارد و انتخابی که از دست رفت

علی سرابی پس‌از تجارب ارزنده روی صحنه تئاتر به‌خوبی توانسته شخصیت صیاد شیرازی بربیاید و با یک بازی درونی و با اکت‌های محدود، اما مؤثر، احساسات درونی این فرمانده را منعکس کند. او در بازی خود، عناصری همپون خستگی‌ها، بیم و امیدها، دل‌شکستگی، صبوری، تردید و انتخاب را به‌خوبی نشان داده تا بتواند همدلی مخاطب را برانگیزد.

انتخاب مارال بنی‌آدم (همسر علی سرابی) برای ایفای نقش همسر صیاد شیرازی انتخابی هوشمندانه و دقیق بود؛ به‌ویژه این‌که بنی‌آدم سال گذشته با سیمرغ بلورینی که به‌خاطر بازی در فیلم «پروین» گرفت نشان داد که توانایی‌هایی فراتر از صحنه تئاتر و ایفای نقش‌های فرعی سینمایی دارد. با این حال در کمال تعجب این فرصت و این توانایی‌ها صرفاً در حد داشتن مجوزی برای لمس فیزیکی و نوازش‌های متقابل شخصیت زن و شوهر فیلم (شهید صیاد و همسرش) خلاصه شدند. در نتیجه این فرصت، به استفاده ابزاری (در معنای مثبت آن) از یک بازیگر حرفه‌ای برای تکمیل شخصیت اصلی تنزل یافت از ظرفیت‌های بازیگری بنی‌آدم استفاده نشد.

«صیاد»؛ روایت بیم و امید در زمانه‌ای سخت

هومن برق‌نورد با گریم و طراحی لباس قابل‌قبول و البته ریزه‌کاری‌های خاصی همچون تغییر تُن صدا تا حد امکان به شخصیت بنی‌صدر نزدیک شده، اما شاید این از بدشانسی او باشد که اصولاً تصویر بیرونی بنی‌صدر برای افکار عمومی یک شخصیت سیاسی اتوکشیده و شق‌ورق با لحن شمرده صحبت و همراه با تأنی است که قدرت دمانور بیشتر را از بازیگر می‌گیرد.

تنوع تفکر فرماندهان ارتش که نقش آنها توسط «نادر سلیمانی»، «ایوب آقاخانی» و محمدرضا هدایتی ایفا می‌شود و البته نگاه پرشور فرماندهان سپاه که شخصیت رحیم‌صفوی (خیام وقار کاشانی) نماینده آن است هم رنگ و بوی خوبی به فیلم داده هرچند همان گونه که اشاره شد، اینشخصیت پردازی در سطح مانده و به عمق نرفته است. نباید از موسیقی مسعود سخاوت‌دوست هم غافل شدکه با درون مایه‌ای که هم‌زمان تعلیق، تردید، حماسه و امید را ترکیب کرده، به‌خوبی روی کار نشسته است.

این فیلم را در سینما ببینید

معمولا بسیاری از مخاطبان (حتی علاقه‌مندان سینمای دفاع مقدس) با این استدلال که به‌زودی فیلم‌ها را در قاب تلویزیون خواهند دید از رفتن به سینما پرهیز می‌کنند، اما به‌واقع «صیاد» از آن دست آثاری است که حتماً باید روی پرده‌ی عریض سینما دیده شود. به این ترتیب مخاطب از هنر فیلم‌برداری داوود محمدی و سکانس‌های جنگی فیلم والبته تصویر احساسات درونی قهرمان اثر یعنی شهید «علی صیاد شیرازی» در زمانه‌ای پر شرو شور لذت بیشتری خواهد برد.

انتهای پیام/

ارسال نظر