در گفت‌وگو با آنا مطرح شد

بازگشت به آیین‌های بومی در شرایط امروز مهم است/«چهل گیس»؛ روایت مادری در مرز ایمان و ترس

زهره محمودی، بازیگر نقش «بی‌بی» و «مادر کهن» در نمایش آیینی «چهل‌گیس»، با تأکید بر ریشه‌های این اثر در فرهنگ جنوب و خلیج فارس، مهم‌ترین مؤلفه آیینی نقش خود را «باور به حضور نادیدنی‌ها» می‌داند و معتقد است آیین، حافظه جمعی و بازگشت به هویت فراموش‌شده ماست.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، زهره محمودی، متولد ۲۵ فروردین ۱۳۵۶، لیسانس روانشناسی بالینی، هنر آموخته مدرسه بازیگری ارجمند از سال ۱۳۹۸
کارنامه  هنری، تئاترهای:خواب، صوراسرافیل، هل پوک، آهو، افسانه تتل خان،هفت سنگ دانته، قربانی خانه عشق، پیچ تند، لباسی برای مهمانی،به وقت خوب مردن،.... و دور اول چهل گیس را اجرا کرده و اکنون دور دوم اجرای چهل گیس را در تئاتر شهر روی صحنه دارد.

محمودی در گفت‌وگو با آنا درباره مهم‌ترین مؤلفه آیینی نمایش «چهل‌گیس» که در بازی او نمود دارد، گفت: برای من، مهم‌ترین مؤلفه آیینی، «باور به حضور نادیدنی‌ها» است. در فرهنگ جنوب، جهان فقط آن چیزی نیست که می‌بینیم؛ صداها، بادها، زار‌ها و دریا همگی جان دارند. مادر در این نمایش میان زمین و غیب ایستاده و بدنش محل عبور باور است. آیین در بازی من یعنی تسلیم شدن به ریتمی که از من بزرگ‌تر است؛ ریتمی که از خاک و نمک و موج می‌آید.

وی درباره پژوهش و تجربه شخصی‌اش برای نزدیک شدن به فضای فرهنگ جنوب و خلیج فارس افزود: برای نزدیک شدن باید گوش می‌دادم؛ به نوای نی‌انبان، به کوبش دمام و به لالایی‌های بندری. اما مهم‌تر از تحقیق، زیستن آن حال بود؛ نفس کشیدن در گرمای جنوب و فهمیدن اینکه چرا سوگ در آنجا گاهی به رقص می‌رسد. مادر «چهل‌گیس» فقط یک شخصیت نیست، ادامه همان زنانی است که در آیین‌های زار، میان درد و درمان ایستاده‌اند.

محمودی با اشاره به عناصر پررنگ‌تر این نمایش تصریح کرد: برای من، بدن مهم‌تر است؛ چون در آیین، بدن اولین راوی است. پیش از کلمه، لرزش دست‌هاست و پیش از دیالوگ، تکان شانه‌ها. مادر با بدنش دعا می‌کند، نفرین می‌کند و التماس می‌کند. موسیقی در او می‌تپد، نه بیرون از او.

وی درباره نسبت این نقش با باور‌ها و آیین‌های جنوب بیان کرد: این نقش برای من نوعی بازگشت بود؛ بازگشت به زن آیینی، زنی که هم مادر است و هم واسطه جهان‌های پنهان. پیش از این نیز تجربه‌هایی در فضای آیینی و رئالیسم جادویی داشته‌ام، اما این بار پیوند با جنوب و اسطوره‌هایش عمیق‌تر و جسمانی‌تر بود. مادر «چهل‌گیس» در مرز ایمان و ترس راه می‌رود.

این بازیگر درباره شیوه کار گروهی در این اثر گفت: کار بیشتر بر بدن و موسیقی استوار است. دیالوگ‌ها ادامه ریتم‌اند، نه نقطه آغاز آن. ما ابتدا با نفس و ضرب به هم متصل می‌شویم و سپس با کلمه.

محمودی در پاسخ به این پرسش که چرا بازگشت به آیین‌های بومی امروز اهمیت دارد، اظهار کرد: ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که ریشه‌هایمان را فراموش کرده‌ایم. آیین، حافظه جمعی ماست. وقتی به آیین برمی‌گردیم، به هویت خود بازمی‌گردیم؛ به اینکه پیش از مدرنیته، پیش از شتاب و پیش از فراموشی چه بوده‌ایم. آیین یادمان می‌دهد انسان فقط عقل نیست؛ لرزش است، راز است و پیوند.

وی درباره ارتباط مخاطب شهری امروز با جهان فرهنگی جنوب گفت: اگر اثر صادقانه اجرا شود، مخاطب بسیار ارتباط برقرار می‌کند؛ زیرا درد جهانی است، مادر جهانی است و سوگ فرزند زبان مشترک همه شهرهاست. حتی اگر مخاطب آیین زار را نشناسد، لرزش مادر را درک می‌کند.

این بازیگر همچنین درباره امکان اجرای اثر در کشور‌های حاشیه خلیج فارس بیان کرد: مخاطب غیرایرانی احتمالاً ریتم را زودتر از روایت می‌فهمد، چون در فرهنگ‌های حاشیه خلیج فارس، دریا و آیین مشترک است. شاید زبان را کامل درک نکنند، اما بدن و موسیقی را می‌فهمند؛ چراکه آیین پیش از آنکه ملی باشد، انسانی است.

محمودی در معرفی کوتاه این نمایش گفت: «چهل‌گیس» سوگ مادری است که میان دریا و باد ایستاده و نمی‌گذارد فرزندش را تاریکی ببرد.

انتهای پیام/

ارسال نظر