زنان وقتی خفته‌اند...

رمان عباس مهیاد با نام «زنان وقتی خفته‌اند» یکی از تازه‌های انتشارات نخبه‌سازان است.

به گزارش خبرنگار فرهنگی آنا، رمان «زنان وقتی خفته‌اند، که با قلم عباس مهیاد منتشر شده، 151 صفحه دارد و به ماجرای زنی می‌پردازد که خود را این گونه وصف می‌کند:


«من بسیار زود شوهر کردم. به اصرار خاله‌ مهربانم که زن دومِ پدر امیرهوشنگ بود و خیلی زود جوانمرگ شد. خاله مثل مسیح بود. مثل بودا. همه را دوست می‌داشت بی‌آن که به گناهکار بودن و نبودن و به شرارت‌ آن‌ها کار داشته باشد. خاله همیشه از پسر ناتنی‌اش تعریف می‌کرد. می‌گفت امیرهوشنگ بسیار با استعداد است. هم خوش‌هیکل است، هم خوش صورت، هم مرد کار. راست می‌گفت این‌ها را. امیرهوشنگ زیباترین مردی بود که من دیده بودم به چهره. کاری هم بود. به ازدواج با او تن دادم. مصیبت آغاز شد.»


نویسنده درباره این رمان می‌گوید: «کتاب را در سال 84 تمام کردم ... این رمان درباره زنی است صبور و سردرگم به نامِ دریا. با زیبایی متوسط و حسّاسیت‌هایِ بسیار. زنی که در همان نخستین سطر‌هایِ رمان تا چشم باز می‌کند می‌بیند که به میان زندگی پرتاب شده و آبستن است و نمی‌داند که چه گونه زندگی با همسرش امیر هوشنگ را تحمّل کند:


نمی‌دانم چرا، اما هروقت کلمه «من» را می‌نویسم احساس خفگی می‌کنم. این کلمه آشکارا زن صفت است. هم آرامش می‌آورد، هم ویران می‌کند. به بدنِ پریِ دریایی می‌ماند. جذّاب است، امّا هیچ وقت نمی‌شود تصاحبش کرد.»



مهیاد پیش از انتشار این رمان، مجموعه‌ای از سروده‌های خود را نیز از سوی نشر بوتیمار و زیر عنوان «از توفان پرستو» منتشر کرده است.


انتهای پیام/

ارسال نظر