دوشنبه  25  آذر  1398
Print Short Link
Zoom In
Zoom Out

روایتی از قتل‌های زنجیره‌ای در کتاب «گور سفید»

يكشنبه 12 خرداد 1398 ساعت 07:20
داستان بلند «گور سفید» آخرین اثر مجید قیصری است که در حال و هوای دهه هفتاد به روایت شهروندانی که با قتل‌های زنجیره‌ای در ارتباط هستند، می‌پردازد.

به گزارش خبرنگار حوزه ادبیات و کتاب گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا، مجید قیصری در گور سفید داستان دو برادر را روایت می‌کند؛ یکی خشکه‌مقدس و رهبر گروهی افراطی؛ دیگری برادری که دل به دختری فقیر و بی‌کس باخته و سودایی دیگر در سر دارد. صالح برادر بزرگ‌تر، رهبر گروه افراطی است که خودشان را بالاتر از قانون می‌دانند، در محکمه‌‌های غیابی برای متهمان حکم صادر می‌کنند و خودشان هم دست به اجرای حکم می‌زنند و می‌خواهند به هر وسیله‌ای فساد را از روی زمین محو کنند.

داستان با روایت برادر کوچک‌تر آغاز می‌شود، از همان چند سطر اول مشخص می‌شود صالح برادر بزرگ مرده است. این شروع شوکه‌کننده و بهت‌آور از همان ابتدا خواننده را برای کشف دلیل درگذشت این شخصیت به دنبال خود می‌کشاند و با خود همراه می‌کند.

قهرمان و ضدقهرمان این داستان افرادی هستند که جنگ تحمیلی را تجربه کرده و حالا پس از جنگ به شهر بازگشته‌اند. بازگشتی که با دوران پر تب‌وتاب دولت سازندگی و شاخصه‌های ویژه این دوران همراه است. شخصیت‌های داستان موج افرادی که به دنبال پیشرفت مالی هستند، را می‌بینند. در این میان مواجهه هر کدام از شخصیت‌های داستان با این اوضاع اجتماعی پیش آمده می‌تواند برای خواننده امروز درس‌های بسیاری داشته باشد.

زمان داستان مربوط به دهه هفتاد و مکان آن شهر تهران است. انتخاب تهران به‌عنوان محل وقوع داستان با موضوع داستان هم‌خوانی دارد، چون بیشترین تحولات و تأثیرات دولت سازندگی در زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در تهران به‌وقوع می‌پیوندد.

داستان دهه هفتاد و دولت سازندگی را که نقطه آغاز تغییر چهره تهران به‌عنوان نماد و پایتخت ایران را به همراه معضلات و مشکلاتی که این تغییرات به‌دنبال خود دارد را با داستانی جذاب و خوش‌خوان مطرح می‌کند. 

در بخشی از این کتاب آمده است: «با ترس داد زدم: «این چیه؟»

باور نمی‌کردم آنچه می‌دیدم.

گفت: «ترس نداره».

دوباره داد زدم: «این چیه؟ از کجا اومده؟»

خون‌سرد انگار که کار هر روزش باشد، گفت: «باید بسپاریمش به خاک پاک، به خاطر خودش. نذر که می‌گفتم همینه».

و رفت طرف گودال. سرم را بردم پایین تا صورت جنازه را ببینم با دست موهای جنازه را پس زدم. لیلی بود!».

انتهای پیام/4072/4028/

http://ana.ir/i/381967
انیمیشن «آخرین داستان» برنده جایزه جشنواره EACG  آمریکا شد

انیمیشن «آخرین داستان» برنده جایزه جشنواره EACG آمریکا شد

داستان آدم‌های امیدوار در رمان «آفتاب دار»

داستان آدم‌های امیدوار در رمان «آفتاب دار»

«گچ پژ» مجموعه‌ای طنز با زبان قجری

«گچ پژ» مجموعه‌ای طنز با زبان قجری

اسطوره‌ها و کهن‌الگوهای بومی مورد غفلت واقع شده است

اسطوره‌ها و کهن‌الگوهای بومی مورد غفلت واقع شده است

نقد جامعه و انسان‌ها با «واژه‌های بازیگوش»

نقد جامعه و انسان‌ها با «واژه‌های بازیگوش»

سفر به قرن نوزدهم با «اعترافات یک کودک زمانه»

سفر به قرن نوزدهم با «اعترافات یک کودک زمانه»

فروش صدهزارتایی کتاب خاطرات کوتاه امام خامنه‌ای

فروش صدهزارتایی کتاب خاطرات کوتاه امام خامنه‌ای

برترین کتاب‌های جهان در صف انتشار نشر ستاک

برترین کتاب‌های جهان در صف انتشار نشر ستاک

ایستادن میان خوش‌بختی و بدبختی در «کاندید یا خوش‌باوری»

ایستادن میان خوش‌بختی و بدبختی در «کاندید یا خوش‌باوری»

شرح اضطراب انسان مدرن در «ماهی‌ها نگاهم می‌کنند»

شرح اضطراب انسان مدرن در «ماهی‌ها نگاهم می‌کنند»

نمایشگاه فرانکفورت تا جام ملت‌های اروپا در «مونیخ به افق تهران»

نمایشگاه فرانکفورت تا جام ملت‌های اروپا در «مونیخ به افق تهران»

آلفونس دوده در آیینه کتاب «مرد کوچک»

آلفونس دوده در آیینه کتاب «مرد کوچک»

اختلاف روسیه و اوکراین در «زنبورهای خاکستری»

اختلاف روسیه و اوکراین در «زنبورهای خاکستری»

افق دید شهید مطهری فراتر از زمانه‌اش بود

افق دید شهید مطهری فراتر از زمانه‌اش بود