دکتر غلامعلی افروز

چالش‌های خانواده و ازدواج - قسمت سوم

/

چرا بعد از ازدواج بین برخی از زوج‌ها شک و دودلی و تردید و بعضاً حتی متأسفانه بی‌اعتمادی به وجود می‌آید؟


چه در نگاه سنتی، چه در مدرنیته، انتخاب کننده خود فرد است.


فردی را که می‌خواهیم بعداً عقد کنیم، حالا بیشتر بشناسیم. یک کلیاتی معرفی شده، من خوشم آمده، حالا بیاییم به مؤلفه‌های خصیصه‌های شخصیتی‌شان، آیا می‌تواند آرامشگر و رامشگر من شود؟ تا به جایی برسند که نگرش مثبت است، هر دو فکر کنند می‌توانند یک مسیر مشترکی را با هم طی کنند.


اینکه حداقل 10 جلسه 14 ساعته را مطرح می‌کنم، دلیل دارد. در واقع آن چرخه زیستی آقا و مخصوصاً خانم‌ها در این 10 هفته متفاوت می‌شود. هم‌دیگر را در شرایط مختلف، ببینند. چون بسیاری از درگیری‌ها، تعارض‌ها، بگومگوها و تشنج‌های زن و شوهرها در آن یک هفته‌ای که خانم‌ها دوران قاعدگی دارند ممکن است رخ دهد. خدا در این دوران می‌گوید که باید استراحت کنند، آرامش داشته باشند و حمایت شوند، آقا باید اینها را متوجه شده و درک کند. حالا وارد این مقوله نمی‌خواهم بشوم. تمام دنیا این‌جوری است. 70 درصد بزهکاری دختران بزهکار در این یک هفته است، 30 درصد در آن سه هفته دیگر است.


اینها در جهان مطالعات علمی شده است. این 10 هفته را که می‌گوییم ممکن است 15 یا 20 هفته شود. ما عدد نمی‌گوییم. اصلاً در این مدت عقد هم نکنند. من صیغه محترم را وقتی که انتخاب کردند و حداکثر یک هفته قبل از عقد رسمی می‌توانند محرم شوند. این توصیه من بر اساس هم یافته‌های علمی و هم ریشه‌های طلاق است. ما حدود 5 تا 6 هزار نفر دختر و پسری که متقاضی جدایی در دادگاه‌های مختلف بودند در این 25 سال گذشته مطالعه کردیم، مصاحبه بالینی مفصل کردیم. به چه دلیل؟ ریشه‌هایش چیست؟ چرا دچار دافعه‌های روانی، روفتاری و جنسی شده‌اند؟


بحث شده، من بر اساس این بررسی‌ها عرض می‌کنم. ممکن است در هر موقعیتی قرار بگیرند. در سفر ببینند. آقا دارد رانندگی می‌کند، عصر است و ناهار هم نخورده، یک موتور می‌آید جلویش، می‌گوید اَه! پدرسوخته فلان! این آدمی که نمی‌تواند خویشتنداری کند، نمی‌تواند آرامشگر باشد.


دختری که می‌خواهد استکان بشورد، یک رفع معطل می‌کند، وسواس دارد، این تا درمان نشود، نمی‌تواند. پسر یا دختری که می‌رود حمام، سه ساعت در آنجا گیر کرده، اینها باید درمان شوند، بعداً سراغ ازدواج بروند.


کسی که اختلال پارانوئید دارد، اصلاً به هیچ‌کس اعتماد ندارد و می‌گوید همه دزد و فاسد هستند ولی یک آدم خوشگل و خوش‌تیپ و پولداری هم هست.


این پدیده‌ها و رگه‌های رفتاری در این فرآیند شناخت مشخص می‌شود.


یکی به من می‌گفت آقا در این 10 جلسه نقش بازی خواهد کرد! اتفاقاً اگر 36 هزار و 525 روز نقش بازی کند، می‌شود 100 سال! اتفاقاً همسری نقش است. نقشِ زیباست. باید یاد بگیریم چطور همسر آرامشگر باشیم.


ازدواج مدرن موفق‌تر است؟


ازدواج دو مرحله دارد؛ انتخاب دقیق، عروسی آسان. مهر و تشریفات و ... اصلاً مهم نیست. اگر نگاه سنتی، نگاه مدرنیته، هر نگاهی، نگاه سوم، نگاه هفتم، تأکید کند بر انتخاب دقیق، در موقعیت‌های مختلف، به طور طبیعی، مشاهده طبیعی بهترین مشاهده برای رگه‌های شخصیت است. اتفاق زیاد می‌افتد. انتخاب دقیق! عروسی آسان! برای اینکه ازدواج ماندگار داشته باشیم. حالا اینجا می‌خواهد نگاه مدرنیته باشد، نگاه سنتی باشد، هر نگاهی را شما معطوف به این مسئله کنید، تقویت‌کننده این مسئله باشد، موفق می‌شود. در حالی‌که اگر بگوییم مدرنیته، مثلاً در آمریکا آمار رسمی و علنی است و محرمانه هم نیست که تا دو سال 80 درصد ازدواج‌ها منجر به جدایی می‌شود؛ مدرنیته هم هست. 80 درصد ازدواج‌های آمریکایی ظرف دو سال، در ایران متأسفانه بالای 50 درصد دارد می‌شود.


در تهران ما هم هست. مثلاً در بعضی مناطق تهران طلاق خیلی بیشتر است. از پنج دختر و پسری که در دو سال گذشته ازدواج کرده‌اند، دوتایشان جدا شده‌اند. یکی‌شان درگیرند، یکی‌شان بی‌تفاوتند، یکی‌شان راضی هستند.


بنابراین اگر بگوییم مدرنیته، مثلاً مثل اروپا و آمریکا شود، جواب نمی‌دهد. یعنی هر ازدواج در جهان، چه ژاپن، چه آلمان، چه ایران، اگر تأکید کند، هر که می‌خواهد داماد یا عروس به دیگران معرفی کند، اگر نگاهش تأکید بر عجله نکنید، همدیگر را بیشتر بشناسید، بدون صیغه محرمیت، در موقعیت‌های مختلف، صبح بروید شب برگردید، با خانواده و تنهایی، یعنی با هم، هم‌دیگر را بشناسید، بعد اگر به یک جمع‌بندی خوبی رسیدی، دل‌تان آرام شد، یقین داشتید که طرف می‌تواند آرامشگر باشد، به طرف عقد بروید، این ازدواج موفق است.


؟؟؟


جمله قشنگی مطرح کردند. فرمایش‌شان این است که اگر کِشش‌های نفسانی، عشق نفسانی و شهوت در فرآیند شناخت حاکم باشد، شناخت مغفول می‌شود. خانواده‌ها باید دقت کنند که با رهایی از کِشش‌های نفسانی، من عاشقم! من این را می‌خواهم زودتر! با رهایی و آزاد بودن از کِشش‌های نفسانی بتواند در یک بستر منطقی و عقلانی، شناخت لازم را حاصل کند.


؟؟؟


شناخت باید صورت بگیرد و پدر و مادر هم باید یک چتر آرامش‌بخشی را بر سر دو طرف نگه دارند تا هم‌دیگر را بشناسند، منتهی تأکیدم بر این است که فرآیند شناخت با یک هدفی است. مثلاً ما آسمان را نگاه می‌کنیم و دنبال ستاره زحیل هستیم یا ببینیم ستاره عطارد کجاست یا دنبال دنب اکبر می‌گردیم؛ دنبال چه می‌خواهید بگردید؟ آسمان خیلی بزرگ است. اگر می‌خواهی شناخت پیدا کنی، راجع به چه چیز می‌خواهی شناخت پیدا کنی؟ بدون محرمیت. تأکید کنیم چون هدف اصلی و غایی ازدواج در همه جای دنیا رسیدن به آرامش است. آرامش هم تجربه خوشبختی است. آرامش هم مسیر است و مقصد نیست. آن‌وقت با این هدف، ببینیم این می‌تواند به من آرامش دهد؟ آن‌وقت خود خانواده‌ها و خود این جوان‌ها بحث کنند. روانشناسان و مشاوران بصیر بگویند مؤلفه‌های آرامشگری چیست. شخصیت آرامش‌آفرین و رامش‌آفرین در طول 100 سال بخواهیم در همه موقعیت‌ها زندگی کنیم، چه خصیصه‌های شخصیتی و چه باورهایی را باید داشته باشد که ما بگوییم طرف آرامشگر است.


گاهی اوقات ما حرف می‌زنیم، تست هم می‌دهیم اما خودمان عصبی می‌شویم، داد می‌زنیم و به دیگران توهین می‌کنیم. این نشان می‌دهد که آرامش در وجود ما نهادینه نشده است. باور به آرامش داشته باشیم. همه‌جای دنیا سؤال کنیم آقا چرا می‌خواهی ازدواج کنی؟ هیچ‌کس حتی اروپایی‌ها هم نمی‌گویند برای سکس، هیچ‌کس نمی‌گوید برای بچه، می‌گویند برای آرامش.


اتفاقاً آقای دکتر، بعضی‌ها ازدواج می‌کنند فقط برای بچه!


آنها نتیجه را می‌اندیشیند. اشتباه می‌کنند. نتیجه قهری‌اش است. هدف غایی ازدواج، خدا در قرآن می‌گوید، در انجیل، در تورات، همه آدم‌های دنیا، همه روانشناسان بصیر می‌گویند به آرامش برسیم.


آن‌وقت سؤال این است، من می‌خواهم ببینم با اینکه می‌خواهم آشنا شوم، صحبت کنیم، مراوده داشته باشیم، در صدها موقعیت هم‌دیگر را ببینیم، دیگر نمی‌شود در همه موقعیت‌ها طرف نقش بازی کند. وقتی می‌خواهد دستشویی برود و مجبور است چون چندتا لیوان آبمیوه خرده دیگر معلوم می‌شود. اصلاً خیلی اختلالات شخصیتی به طور طبیعی پدیدار می‌شود. گرسنه می‌شود، قند خونش پایین می‌آید، پرخاشگری می‌کند.


اتفاقات می‌افتد، خیلی مهم است، به اینها می‌گویم یادداشت کنید.


تأکیدم در این قسمت این است که اول ما باید بازشناسی کنیم، بگوییم که شما می‌خواهید ببینید طرف می‌تواند آرامشگر شما شود یا نشود. اگر بتواند آرامشگر شما شود،‌دنبال چه صفات و خصیصه‌های شخصیتی هستید؟ چه رگه‌هایی را باید دقت کنید و با ذره‌بین نگاه کنید؟


یک مثال بزنم. چند وقت پیش یک آقا و خانم در ایالت کانزاس سه، چهار ماه پیش ازدواج کرده بودند. من اینها را رصد می‌کنم و بعضی از دوستانم چون می‌دانند من علاقه دارم، برای من می‌فرستند که مثلاً این اتفاق افتاد. اینترنت هم هست و نوشته‌اند. یکشنبه‌ها خانم می‌رفته کلیسا و برمی‌گشته. آقا می‌گوید حالا نرو ولی می‌گوید نه، من آنجا گروه مثلاً سرود هم هستم و سرپرستم. نهایتاً یک روز آقا از خواب بیدار می‌شود می‌بیند خانم نیست. در را قفل می‌کند، خانم نمی‌تواند بیاید تو، هوا هم سرد بوده. داد و بیداد که من یکشنبه‌ها دوست دارم با هم صبحانه بخوریم اما تو می‌روی کلیسا! یعنی یک مثال ساده، این هم‌اندیشی در باورهای عرشی، اخلاقی و دینی است. همه جای دنیا وجود دارد. باور عرشی داشته باشیم، ‌آقا عقد کرده، خانم یواشکی بلند می‌شود سحری بخورد روزه بگیرد یا بالعکس. اینجا اتفاق افتاده. یعنی هم‌اندیشی در باورهای عرشی است. این خیلی مهم است. پاک بودن طرف است. کُفّیّت. یعنی هر دو پاک باشند. پنج اصل را من الان دیگر نمی‌خواهم باز کنم. اگر صحبت شد فقط محورهایش را می‌گویم.


این پنج اصل را باید در مراودات و بحث‌هایمان در نظر داشته باشیم. آیا ما می‌توانیم به هم آرامش دهیم؟ در آمریکا سر رفتن خانم به کلیسا، دعوا شده و جدا شده‌اند! تمام شد و رفت. یعنی اینجا هم باید این باورهای عرشی چک شود. ببینیم با هم می‌توانیم؟


آنجاهایی که دختر و پسر، هر دو آلودگی جنسی دارند، 80 درصد ازدواج‌ها در دنیا و در ایران جدا می‌شوند. دختر و پسرانی که آلودگی جنسی دارند در جهان، 80 درصدشان اولین فرصت جدا می‌شوند. آنجایی که یکی‌شان آلودگی دارد تا 50 درصد است.


مستند است. یک وقت دوست دارم بگویید آقا مستندات را بیاور!


آنجایی که دختر و پسر، هر دو آلودگی جنسی ندارند، طهارت نفسانی دارند، الطیّبات و لِطیّبین هستند، خبثیثَ لِلخبیثین نیستند. خدای زوج‌آفرین معیارهای کفّیّت را مطرح می‌کند. اصلاً طلاق زیر یک درصد است. در ژاپن، در آلمان، در آمریکا در کانادا.


مثلاً قرار است آقا ساعت 8 برود دمِ در، خانم بیاید سوار شود بروند مثلاً 11 شب برگردد. این قرار گذاشته 9 صبح برود. این خانم یک ذره دیر در را باز می‌کند. اینجا می‌گویم یک‌ خرده صبر کنید، مثلاً سه، چهار دقیقه دیر در را باز کنید. مرتب زنگ می‌زند، اینها در را دیر باز کنند.


خب این عصبانی کردنش است دیگر!


نه! واکنش است! نه عصبانی کردن. شاید هم عصبانی نشود. بعد وقتی که دیر در را باز می‌کند، به خانم می‌گوید از حالا بدقولی می‌کنی؟ مگر قرار نبود ساعته 9 بیایم، چرا در را باز نمی‌کنی؟


من می‌گویم چرا عصبانی شدی در را دیر باز کرد آقا؟ می‌گوید آخر من رفتم مثلاً‍! خب بگو نازنین خانم من نگران شدم. نکند اتفاقی افتاده. گفت آره، فشار خون مادرم آمده بود پایین داشتم کمک می‌کردم.


یعنی نگران این فرد باید شویم. نه اینکه من را چرا معطل کردی؟! ریشه‌های دعوا همین‌هاست. یا مثلاً طرف دیر می‌آید، یا زود می‌آید. می‌خواهم بگویم یک موقعیت‌هایی پیش می‌آید، واکنش فرد خوب است.


آقا دوتا چرخش پنچر شده، به جای ساعت 9، ساعت 10 رفته. در را می‌کوبد که از حالا دیر می‌آیی؟! نه! ماشین پنچر شد یا مادرم را بردم بیمارستان دیر شد.


دختر بگوید من نذر کردم، دیر آمدی نگران شما شدم. نه که عزت مرا شکستی، نه که من را تحقیر کردی با دیر آمدنت. از منیت خارج شوند.


اتفاقاً در این فرآیند شناخت، در موقعیت‌ها اینها اتفاق می‌افتد.


نظر من این است آنهایی که طهارت نفسانی دارند، در ژاپن، در همین تهران، در بین اقلیت‌های مسیحی، اقلیت‌های کلیمی، در اروپا، آنهایی که هیچ تجربه آلودگی جنسی ندارند، دختر پاک، پسر پاک، زبان قرآنی الطیّبات لِطیّبه است، ازدواج می‌کنند طلاق ندارند. زیر یک درصد است. آنجا که آلودگی جنسی است، فراوان است.


تجسس نداریم. بحث نکنیم. از پسر سؤال نکنیم که تو این را داشتی یا نداشتی. تجسس لازم نیست اما وقتی که بحث می‌کنیم، اتفاق می‌افتد.


یک خانمی بیان می‌کرد، طرف دویده بود رفته بود دستشویی. بعد از چند دقیقه‌ای با دمپایی دستشویی فرار کرده بود، گوشی‌اش را برداشته بود. آقا! چرا با این دمپایی آمدی توی اتاق ما؟! گفت نه، منتظر تلفن بودم.


خب اینها گذشتند ولی دفعه‌های بعد که مثلاً تلفن زنگ زد نگاه کردند که یک اسمی افتاد آنجا، اسم آقا بود، مثلاً اسم فرامرز بود، عکس یک خانم با تیشرت بود.


می‌خواهم بگویم که این‌قدر اتفاقات می‌افتد، طرف هنوز از دیگران نبریده، در فرآیند شناخت این فرد قرار گرفته.


جمع‌بندی؛ برای کدامیک از ازدواج مدرن یا سنتی اهمیت بیشتری قائل هستید و کدام‌یک موفق‌تر بوده است؟


در ازدواج‌های سنتی هم، سنت یعنی سبک زندگی و  روش. وقتی پیامبر خدا(ص) می‌گوید دخترم خودش باید نظر دهد، این سنتی است یا مدرن؟ می‌گوید دخترم حق انتخاب دارد. پیامبر خدا(ص) و سنت اسلامی ما، وقتی ما می‌گوییم از سنت رسول خدا، از سبک زندگی رسول خدا، اصلاً «شیعه» از «شَیَعَ» می‌آید، یعنی پای‌مان را بگذاریم جای پای پیامبر خدا(ص). چون حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) بهتر از همه این جای پا را شناختند به ما می‌گویند شیعه حضرت علی(ع)، در حقیقت ما شیعه پیامبر خدا(ص) هستیم. پیغمبر خدا به ما گفته که شما اگر خواستید معرفی کنید، نظر بدهید، دختر و پسر می‌توانند نظر پدر و مادر را هم بپرسند چون حضرت زهرا(س) هم پرسیدند ولی خودشان انتخاب کنند.


شما لباس را نهایتاً انتخاب می‌کنید و تن‌تان می‌کنند یا پدر و مادر؟ خدا می‌گوید زن و شوهر لباس هم هستند. هُنَّ لباسٌ لَکُم؛ انتُم لباسٌ لَهُن. زن و شوهر تن‌پوش روانی و جنسی هم‌دیگر هستند. لباسی باید بپوشند که عیب‌ها و کاستی‌ها را بپوشاند، گرما و صمیمیت بدهد، همیشه آنها را فاخر نشان دهد، رازدارشان شود، در آغوش روانی هم‌دیگر باشند، همسفر شوند تا بهشت. لباس را نهایتاً خود فرد انتخاب می‌کند ولی پدر و مادر کمک و معرفی می‌کنند.


ما می‌توانیم معرفی کنیم، موقعیت ایجاد کنیم. اگر با مثال عرض کنم، ما یک رسالتی هم داریم که پیام‌مان ابلاغ شود. من دوست دارم پسرم یکی را انتخاب کند، مرتب گریز می‌رود. انتخاب خیلی هزینه دارد، هزینه فکری دارد نه اقتصادی. ممکن است یکی از دوستان من دختر خیلی خوبی دارد، من می‌گویم اگر بشناسد، ببیند و صحبت کند، آماده می‌شود برای شناخت بهتره. خب ممکن است آنها را به عنوان مهمان به خانه خودم دعوت کنم، بدون اینکه بگوییم به خاطر آشنایی با آن دختر است. یعنی غیرمستقیم، موقعیت‌هایی را قرار دهیم. یا در خانه نفر سوم، آنها هستند، من هم با بچه‌هایم هستم. اجازه دهیم اینها آشنا شوند. در گردهمایی خانوادگی. دوستان و فامیل‌ها و گردهمایی‌هایی که اخلاقی است و موازین رعایت می‌شود، هم‌دیگر را در حد ابتدایی بشناسند. بعد به من بگوید که بابا می‌شود من بیشتر ببینم، آشنا شوم، صحبت کنیم؟


ماها رسالت داریم موقعیت‌ها را فراهم کنیم، بچه‌هایمان انتخاب بهتر داشته باشند. ولی فرصت انتخاب را هم با نظارت و حمایت به آنها بدهیم ولی انتخاب نهایی را فرد باید انجام دهد چون مسئولیت خودشان است. هیچ اجباری در انتخاب بچه‌هایمان نداشته باشیم.


********


شما نزدیک‌ترین یک‌دیگر هستید. یعنی اول باید نیازهای هم‌دیگر را تأمین کنید. نیازهای روانی، نیازهای عاطفی، نیازهای زیستی، نیازهای معیشتی همسر، واجب‌تر از از پدر و مادر است؛ این آیه دارد این را می‌گوید، صریح!


*********


خانواده مثل باغ است. مادرها باغبان هستند، شوهرها باغ‌دار و سنگربان باغ هستند. شوهر سنگربان باغ است. رسالت ایجاد امنیت روانی، آرامش درونی و دلارامی برای همسر که با غایت ازدواج هم‌سو است، بر عهده شوهر است.


انتهای پیام/

ارسال نظر