این مسیر به جای دیگری میرسه این مسری نبوده که به علم مدرن برسه اینه که مولانا شناخت حقیقی عالم را خارج از شناخت حقیقی خود و شناخت حقیقی خداوند جدا نمیدونه و ما نمیدونیم علم جدید براساس همین تقابل سوژه و ؟؟ آغاز میشه یعنی آدم از عالم از مبدا عالم جداست. نتیجهگیری میکنم اول اینکه عرفای ما با قیمت هیچ کدوم از دینی و غیردینی انکار نمیکنه ولی حق هر کدام را در مرتبه و محدودیت خویش به اجرا میارن. در واقع مخالفتش نه با خود علم بلکه با توهم علم و دانایی است. که باعث میشه هر یک از عالمان علم خویش را علم حقیقی بدانن. و با این کار از رسیدن به حقیقت علم محجوب ماندن حول آنها مبنی بر اینکه علم ایجاد اکبر است بدین معناست اما نتیجه کل بحث میخوام بگم الان گروهی از مسلمانان با مجاهدین ضعف و ناتوانی عالم اسلام در تمنای اینکه به خود مدرن شوند با وجود تفاوت اصولی مبانی علوم جدید با مباحث علم علما و عدما به سبب سحطینگری خواسته یا ناخواسته حصول تکنولوژی و علوم جدید را به عنوان مقصود اصلی و کمال مکتوب تجدید تفکر اسلامی گمشده آن میدانند و سخن عرفانان را تصور بکنید به عنوان مانع پیشرفت علم در تمدن اسلامی میشن. اینها غافل از آن هستند با توجه به اینکه تفکر اصولا از سنخ تفکر علمی نیست پشت کردن به حکمت بر تفکر عرفانی هیچگاه نمیتواند هموار کننده راه به جلو بردن علم باشد چنانچه همین غفلت از مبانی علوم در یک علوم جدید باعث شده در آرزوی گسترش همین علوم جدید نیز دچار سردرگمی و پریشانی شوند و و مثلا تکثر رشته دانشگاهی و آمار فارغالتحصیلان را دلیل پیشرفت علم در ایران میدانند. آقای دکتر میپرسن بیشتر از همه میدانه وضعیت وخیمی داره دانشگاهها از این حیث. دوم اینکه مفاهیم تمدن پشیرفت عقل علم تکنولوژی همه بر اساس مبادی و مبانی فلسفی تفکر مدرن اجرا شده و اصالت یافته مبانی فلسفه عالمی در نگاه جدیدی است که به وجود عالم و انسان شده است همین نگاه منشا پیدایش علم و تکنولوژی مدرن جامعه مدنی سیاست مدرن اقتصاد مدرن و حتی مذهب مدرن یعنی پروتستان در اروپا شده و مقدمات و تحقق آنها را فراهم کرده است. این امور که ارتباط ماهوی و ارگانیک با همدیگر دارند. و از هم جدا نیستند این نکته مهمی است. اینکه دکارت و گالایه جز تقریبا معاصر دیگرند هر کدام از مبادی یکی از مسیرهای تفکر مدرن هستند بیجهت نیست نکته بعدی این قضاوت سخیف و نادرست در واقع این جور قضاوت کردن ورود به عالم آنان است یعنی علمای عرفای ما نه چنان که خود میاندیشند و برای ایشان قیمتی داشت بلکه چنان که ما میاندیشیدیم و براساس مفاهیم و معیارهایی که خود ما برایش اعتبار قائلیم آنچه که در عالم اسلام رخ داده رکود و خمودگی علم تفکر است به نسبت به وضعیت تازه با نگرش مدرن در هم پیدا شده و به سرعت تمام توسعه پیدا یافته عقب مانده است در واقع اینجوره که یکی برسر حقایق متوقف شده و به خواب رفته دیگری در دل برآوردههای نظری و عملی مدرن درست یا ندرست به سرعت تمام میجنبد و میخروشد و حرکت میکند. این شعر مولانا وصف حال ماست. گفت با خود گنج در خانه من است/ پس مرا آنجا چه فقر و شیون است/ بر سر گنج از گدایی مردهام/ وانگه از غفلت و در پردهام/
نکته آخر دیر زمانی است که کل جهان به دنبال مدرن شدن و عقب نماندن از عالم مدرن است. این تمنا در چند دهه اخیر با عنوان جهانی شدن ارگانیزیشن عالم گیر شده است اما ما که اکنون مدتهاست در وضعیت ؟؟؟؟ تفکر و مباحث عدما و مانده از فهم عمیق تفکر مدرن هستیم باید بپرسیم که چه کسانی می توانند مبانی این رکود را برطرف کنند و خبرنگان را بیدار و متذکر کنند آیا باید به شعارهای اون گروه از اهل سیاست و علم توجه کرد که صرفا به ظواهر عالم مدرن توجه دارن و ؟؟ علم و تکنولوژی آن از مبادی و مبانیش غافلاند و با تجویز گامهای مسکن میخواهند این به اصطلاح بیماری عقبافتادگی و احساس ضعف را صرفا از طریق حوزه علم و تکنولوژی دنبال کنند و شفا بخشند آیا آنها هیچ وقت به این موضوع فکر کردهاند که در تاسیس عالم مدرن کسانی به یک باره به قصد و اراده قبلی مصمم بر این کار نشدند که عالم مدرن را بنا کنند و مدرن شوند که ما هم به حکم یا تمنای بخواهیم چنین کنیم مدرن شدن اروپا با نفع میراث گذشته به و اکنون بر الان آغاز شده که اندیشه مدرن امروز مدرنوس در زمان ؟؟؟؟ با تفسیر جدید و نوعی که انسان و هستی آغاز گردید اما آیا نو شدن و تجدید به معنای مدرن شدن است آیا نباید به اصحاب حکمت و عرفان که منشأ تفکر در عالم اسلام در ابعاد نظری و کسانی که از ظاهر به باطن عالم درون رسوخ کرده و متوجه مبانی آن هستند را آورد و مشکل خویش را از آنان پرسید ؟؟ ما میتوانیم در گوشهای از جهان که گریز و از مدرن شدن در آن نیست به سر ببریم در حالی که متوجه آن حکمت و عرفانی باشم که متعاقب آن حال ما در خاکی قرار داشته باشد که ریشه در آن داریم و سرمان رو به آسمانی صاف باشد به جایگاه حقیمان را در عالم و نسبت به مبدا عالم روشن میکند.
انتهای پیام/