لبخند کودکان استثنایی به روی تلخ زندگی + تصاویر
آرزو میرزاخانی، گروه اجتماعی- راهروهای مرکز توانبخشی «عمل» روشن است و نزدیکیهای بخش نگهداری صدای کودکانی به گوش میرسد.
مرکز توانبخشی «عمل» وابسته به موسسه خیریه عمل در سال ۱۳۷۵ با حمایت مسئولان وقت و مردم نیکوکار، در محله زعفرانیه تهران تاسیس شد و از آن زمان تاکنون خدمات این مرکز در سه حیطه درمان، آموزش و نگهداری از معلولان ذهنی به نیازمندان ارائه میشود.
پرده اول: امان از درد بیپولی
سعیدی، مدیر مرکز توانبخشی عمل اولین کسی است که با چهرهای گشاده میهمانان بیمارستان را تا بخش نگهداری کودکان استثنایی همراهی میکند. با ورود او همه بچههای بخش متوجه حضورش میشوند. انگار پدری آمده تا به فرزندانش سلام دهد.
همچنان که دست نوازشش را بر سر حسین، پسر چهارساله یتیم استثنایی بخش میکشد، از مشقات و سختیهای نگهداری از این کودکان که خود او نامشان را «فرشته» گذاشته میگوید. اینکه ماهانه چه هزینههای سرسامآوری صرف تهیه غذا، لباسهای مخصوص و پنبهریز آنان میشود، دغدغه همه کسانی است که در نگهداری از کودکان این بخش فعالیت دارند. با این وجود کمک خیران و پدر و مادرهای بعضی از این کودکان باعث شده تا هنوز این بیمارستان سرپا بماند و به فعالیت خود ادامه دهد.
هرچند به گفته سعیدی شرایط پذیرفته شدن در این مرکز توانبخشی داشتن سنی کمتر از 14 سال است اما دلشان نیامده از پذیرش مریم 30 ساله که پدر و مادرش او را به بهزیستی سپرده بودند، امتناع کنند. دختری با روحیهای شاد که ترجیح میهد تمام روز را در تخت خود بنشیند و به صدای موسیقی شادی که از ضبط صوت کوچکی، پخش میشود، گوش دهد.
مدیر مرکز توانبخشی عمل البته میگوید که در تامین هزینههای بچهها با مشکلات بسیاری مواجه هستیم و کمکی که از سوی بهزیستی به ما میشود، بسیار ناچیز است.
بین شلوغی و سر و صدای بچهها، دختربچه 15 سالهای خودنمایی میکند که به گفته مادریارش (بانوانی که از کودکان استثنایی در بیمارستان نگهداری میکنند) نامش را پونه گذاشتهاند. در نگاه اول تصورش هم نمیرود که پونه زیبا و مهربان دچار مشکلات مغزی باشد. پونه شیفته عروسک و زیورآلات دخترانه است و انصافا مادریاران بخش هم هرچه دوست داشته برایش خریدهاند تا حداقل لذت داشتن دستبند یا گردنبندی در زندگی از او گرفته نشود. چیزهایی که شاید برای برخی از انسانهای سالم کوچکترین ارزشی ندارند برای این دختر 15 ساله همانند گنجی میمانند که هیچ کس یارای جدا کردن آنها از او نیست.
پرده دوم: غفلت مادری که زندگی عادی فرزندش را گرفت
کفاشیان، سرپرستار بخش نگهداری از کودکان استثنایی در پاسخ به نگاههایی که به دنبال یافتن علت بیماری کودکان بخش هستند، توضیح میدهد: بچههای ما به دلایل مختلفی به این روز افتادهاند. از بیماریهای ژنتیکی گرفته تا اختلال کروموزومها یا نحوه زایمان مادر اما اصلیترین علتی که بچههای این بخش را برای تمام زندگیشان به دالان تاریکی در ذهنشان انداخته است، تب و تشنجهای شدید در نوزادی است. مادرانی که از سر بیتفاوتی فرزند خود را در خواب غفلتشان رها کرده و صبح که بیدار شدهاند تازه متوجه عمق فاجعهای که دامنگیر فرزندشان شده میشوند.
فاطمه یکی از همین کودکان است. چهرهای تقریبا عادی دارد اما گریههای طولانی و بیقراریاش تمامی ندارد. تا جایی که گاهی مادریاران بخش نگهداری مجبور میشوند ساعتها او را در آغوش گرم خود بگیرند تا خوابش ببرد. آغوش گرم... چیزی که مهمترین نیاز کودکان این بخش است. به خصوص آنانی که هرگز رنگ پدر و مادر به خود ندیدهاند. یا سر راه مانده یا در سطل زباله رها شدهاند.
پرده سوم: انسانی که میخواست زنده بماند
امینی، از مادریاران بخش نگهداری کودکان استثنایی بیمارستان عمل میگوید که کودکان این بخش سرنوشتهای تلخی دارند. به گفته او یکی از آنان به محض اینکه به دنیا آمده و خانوادهاش متوجه عقبماندگیاش شدهاند، با بیرحمی او را در سطل زباله رها کردهاند تا بمیرد اما با گذشت یک روز صدای گریه نوزاد چند روزه از خورده شدن گوشتش توسط گربهها، همسایهها را مطلع کرده و توانستهاند نوزاد را یافته و به بهزیستی تحویل دهند. هرچند سرنوشت این کودک که قرار بود زنده نماند تا خار چشم خانوادهاش شود، چیزی جز زندگی ابدی در بیمارستان عمل نبود.
پرده آخر: شادی که در لحظه نصیب کودکان استثنایی میشود
«کودکان استثنایی هم میتوانند لحظات شادی را تجربه کنند»، بابک توتونچی، موسس انجمن «حرمت حیات» بر این باور است. او تاکید میکند که کودکان استثنایی در لحظه شادند چون متوجه نقصهایشان نیستند و مانند ما افراد عادی، به مشکلاتی که دارند، توجهی نمیکنند. او با اعضای انجمن خود هرچند وقت یکبار سری به این کودکان میزند و با بخشیدن عروسکی یا هدیهای هرچند کوچک به آنان، دلشان را شاد میکند و لذت زندگی به آنان میبخشد.
مدیر انجمن حرمت حیات میگوید: همه آفریدگان خداوند حق دارند به بهترین نحو و با دلی آکنده از شادی بر روی زمین زندگی کنند و اگر برخی چنین توانایی را ندارند ما وظیفه انسانیمان حکم میکند که به آنان کمک کنیم؛ هرچند کوچک باشد.
آمنه، تنها کودک مرکز توانبخشی عمل است که موقع خداحافظی دستی تکان میدهد و تا دم در همراهی میکند؛ به جز او دیگر بچهها در رویایی به سر میبرند که هرگز از آن بیدار نخواهند شد.


انتهای پیام/