عربستان سیاست منطقی ندارد/ ایران برنده تحولات منطقه است
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری آنا، تنش و اختلاف اخیر میان قطر و برخی کشوهای عربی شامل عربستان، مصر، امارات و بحرین به یکی از بحرانهای مهم منطقه تبدیل شده است، بحرانی که میتواند بر روندهای آتی منطقه تاثیرگذار باشد، از این رو برای بررسی ریشه تنشهای اخیر، بررسی سیاست خارجی و منطقهای عربستان و چشمانداز تحولات منطقه گفتوگویی با دکتر مهران کامروا، مدیر مرکز منطقهای سرویس خارجی دانشگاه جورج تاون آمریکا در قطر انجام دادیم که متن این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
ریشه و علل اصلی تنش و اختلافات اخیر میان قطر و چهار کشور عربی شامل عربستان، مصر، امارات و بحرین را در چه میدانید؟
برای درک بهتر تنش میان کشورهای همکاری شورای خلیج فارس باید به مشکلات ساختاری این شورا نگاه کرد، این اختلافات موضوع جدیدی نیست و در سال 2014 هم اختلافی میان قطر به عنوان یکی از اعضای شورای همکاری خلیج فارس و برخی دیگر از اعضا از جمله عربستان، امارات و بحرین رخ داد، ریشه این تنشها و اختلافات به مشکلات اساسی و بنیادین شورای همکاری خلیج فارس بر میگردد، چرا که در این شورای یک سری کشورها با اوضاع نامتوازن و نابرابر عضو هستند، از سویی کشوری بزرگ و قوی به لحاظ اقتصادی، نظامی و جمعیتی با ادعای رهبری جهان عرب یعنی عربستان قرار دارد و در طرف دیگر پنج کشور که به لحاظ اقتصادی و جمعیتی و نظامی کوچکتر از عربستان هستند.
عربستان به طور طبیعی خود را هژمون منطقه میداند و میخواهد این کشورها در راستای سیاستهای آن عمل کنند، اما میبینیم این نگاه عربستان و عدم همسویی نگاه دیگر اعضا با این رویکرد باعث اختلاف شده است. چنانکه هر کدام از این پنج عضو کوچک نگاه و مشی سیاسی خاص خود را دارند، چنانکه عمان سیاست خارجی مستقل خود را دنبال میکند و به خاطر چهره تاریخی و بینالمللی سلطان قابوس پادشاه این کشور، عربستان نتوانسته کنترلی بر سیاست خارجی عمان اعمال کند، کویت هم رابطه تاریخی و خاص خود را با عربستان دارد، امارات هم بر سر برخی موضوعات به ویژه موضوعات اقتصادی دارای اختلاف نظر با عربستان است، که برای نمونه میتوان اختلاف آنها را بر سر مقر بانک مرکزی شورای خلیج فارس بیان کرد، زیرا باوجود اینکه در اساسنامه این شورا به تاسیس بانک مرکزی اشاره شده است، اما میبینیم به علت اینکه عربستان و امارات هر کدام میخواهند میزبان این بانک باشند هنوز چنین بانکی شکل نگرفته است، البته این دو بر سر موضوعات سیاسی مانند موضوع یمن همسو هستند، درباره بحرین نیز باید گفت بحرین اصلا سیاست خارجی و امنیتی مستقلی ندارد و بیشتر پیرو عربستان است.
در واقع شما ریشه تنش اخیر را در پیروی نکردن قطر از سیاست خارجی عربستان میدانید؟
بله، این یکی از عوامل اصلی است، چرا که از سال 1995 تاکنون قطر زیر بار سیاست خارجی عربستان نرفته است و عربستان هرگاه به لحاظ منطقهای و بینالمللی فرصتی پیش آمده (مانند تحولات اخیر یعنی حضور ترامپ به عنوان رئیسجمهوری آمریکا و سفرش به عربستان) برای فشار به قطر استفاده کرده است.
با توجه به این اوضاع، چشمانداز این تنش و بحران را چگونه میبینید؟
عربستان و امارات فکر میکردند که در مدت یک و یا در نهایت دو هفته قطر به خاطر تحریمهای اقتصادی، هوایی و دریایی و بستن تنها مرز زمینیاش به زانو دربیاید، اما قطر با گسترش روابط تجاری خود با ایران و مناسبات اقتصادی، تجاری و نظامی با ترکیه آلترناتیوهای جدیدی پیدا کرد و تاکنون توانسته مقاومت کند. از طرف دیگر مقاومت تمیم بن حمد آلثانی، امیر قطر در مقابل تهدیدهای عربستان باعث شده که او در میان خود قطریها و نیز خارجیهای قطر بسیار محبوب شود، که موضوعی بیسابقه است و نشان میدهد شخصیت رهبری برای آنها بسیار مهم است، اینجا باید یادآوری کنم قبل از این در قطر خلاف بسیاری از کشورهای منطقه که عکس رجال سیاسی همه جا بر روی دیوارها و مکانهای مختلف دیده میشود، وجود نداشت، اما امروز در قطر بهطور خودجوش میبینیم عکس امیر قطر بر روی بسیاری از دیوارها و حتی ماشینها نصب میشود.
از این رو باید تاکید کرد تا زمانی که این محبوبیت داخلی امیر قطر وجود داشته باشد و تا زمانی که قطر با گسترش آلترناتیوهای داخلی و خارجی خود بتواند به گسترش مسیرهای جهانی خود ادامه دهد قطر مقاومت خواهد کرد و این وضعیت و اختلاف تداوم خواهد داشت.
سیاست عربستان و امارات در مقابل قطر و تحریمهای آنها علیه این کشور باعث شده ادامه تنش به ضرر خود آنها باشد چرا که به لحاظ اعتبار بینالمللی و بازتاب دیپلماتیک، این موضوع برای عربستان و امارات گران تمام خواهد شد.
با توجه به اقدامات و موضعگیریهای سیاسی اخیر عربستان، سیاست خارجی عربستان را چگونه ارزیابی میکنید؟
عربستان سیاست منطقی ندارد، چرا که سیاستمداران کلیدی عربستان فاقد تجربه دیپلماسی، سیاسی و امنیتی هستند که در این زمینه میتوان محمد بنسلمان، ولیعهد و وزیر دفاع این کشور را بیان کرد که به خاطر بیتجربگیاش مشکلات بسیاری را برای عربستان ایجاد کرده است.
حال با توجه به این موضوع مهمترین اهداف سیاست خارجی عربستان را چه میدانید؟
پس از تحولات عربی در سال 2011، خلاء رهبری جهان عرب بهشدت احساس میشد، پیش از این تحولات کشورهایی مثل مصر، عراق و تا حدی لیبی ادعای رهبری جهان عرب را داشتند، اما بعد از این تحولات به علت مشکلات داخلی و ضعف آنها، عربستان خواست این نقش را ایفا کند اما میبینیم بسیاری از کشورهای کوچک منطقه مانند قطر نیز قائل به چنینی نقش برای عربستان نیستند و همین موضوع به چالش و تنش اخیر میان دو کشور منجر شده است.
آیا نزدیکی عربستان به اسرائیل و همکاریهای این دو کشور را در همین راستاست؟
بدون شک، چرا که رهبریت جهان عرب از نگاه عربستان دو شرط لازم دارد؛ نخست، اینکه با توجه به خصومت عربستان و اسرائیل با ایران، همکاری، دوستی و اتحاد میان این دو از دید عربستان ضروری است. دوم، اینکه عربستان فکر میکند اگر میخواهد رهبری جهان عرب را داشته باشد به حمایت آمریکا نیاز دارد و یک راه نزدیکی به آمریکا و دریافت حمایت این کشور همکاری چه پنهان و چه آشکار با اسرائیل است.
با توجه اوضاع کنونی منطقه روندهای پیش رو را چگونه ارزیابی میکنید؟
وجود بحرانها و مشکلات مختلف که منطقه درگیر آنهاست پیشبینی روندهای منطقه را مشکل میکند، اما چند نکته که در این زمینه میتوان بیان کرد این است که شورای همکاری خلیج فارس در کوتاه مدت و حتی شاید میان مدت ادامه خواهد یافت ولی این شورا به شدت از آنچه امروز میبینیم ضعیفتر خواهد شد، چرا که اعتماد همه جانبه به عنوان زیربنای اصلی آن از بین رفته است، حتی اگر شورای همکاری خلیج فارس بتواند از این بحران جان سالم به در ببرد، بی معناتر و کمرنگتر خواهد شد.
روند دیگری که البته احتمال آن ضعیف است شکلگیری دستهبندیهای منطقهای است که در یک سمت آن کشورهایی مانند ایران، ترکیه و قطر قرار داشته و در سمت مقابل کشورهای مانند عربستان، مصر امارات و بحرین میباشند، هر چند این روند ضعیف به نظر میرسد اما آنچه مشخص است این است که رابطه ایران و قطر بهتر شده و این بر روندهای آتی منطقه تاثیرگذار است به نحوی که می بینیم با درک این موضوع سیگنالهایی از ریاض ارسال شده که مشتاق کاهش تنش با تهران است.
علت این تغییر رویکرد عربستان چیست؟
علت این است که به خاطر حوادث اخیر، شورای همکاری خلیج فارس که عربستان میخواست از آن به عنوان یک قطب مخالف برای فشار بر ایران استفاده کند تضعیف شده و از سوی دیگر ایران تقویت شده و به نوعی برنده تحولات منطقه است. از این رو عربستان نمیخواهد بیش از این در موضع ضعف قرار گیرد.
انتهای پیام/