پیشنهاد سردبیر
از تنگه هرمز تا فضای مجازی در همایش ملی مهندسی کامپیوتر

دبیر ششمین همایش پژوهش‌های نوین در مهندسی کامپیوتر عنوان کرد

رصدخانه مراغه؛ احیاکننده علم در دل ویرانی‌های مغول

یک استاد تاریخ و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد در گفت‌وگو با آناتک:

قادر باستانی*

اغراق در تاثیرگذاری مناظرات بر رای مردم/ از سوالات کلی تا فقدان جاذبه‌های تلویزیونی

درباره نقش و تأثیر مناظره‌های تلویزیونی بر سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری اغراق می‌کنند. در انتخابات موارد مهم‌تری هست که شاید تأثیر آن از مناظره‌ها بیشتر است؛ اما این حرف به معنای آن نیست که مناظره بی‌تأثیر یا کم‌تأثیر است. اثرگذاری مناظره بر رأی مخاطبان، در طول موضوعات دیگر است. آنچه مناظره را جذاب می‌کند، زنده بودن و رویکرد تقابلی و تهاجمی نامزدهاست.


در فرهنگ سیاسی ما ایرانیان، سیاستمداران معمولاً روراست نیستند و پیچیده و مُغلق صحبت می‌کنند. آن‌ها اغلب حق به جانب حرف می‌زنند و خودشان هم می‌دانند که آنچه می‌گویند و آنچه در واقعیت جریان دارد، فرسنگ‌ها با هم فاصله دارد. در مناظره، چنین فضایی که بی‌محابا داد سخن برانند، محدود است و آن‌ها چشم‌در‌چشم، خلاف گفته دیگری را می‌گویند و سخنان مطرح شده را به چالش می‌کشند؛ برای همین برای مخاطب ایرانی که از صدا وسیما، چنین صحنه‌های بدیعی را چهار سال به چهار سال مشاهده می‌کند، جالب توجه است؛ اما اینکه نتیجه انتخابات را دگرگون کند، حرف دقیقی نیست.



معمولاً اشاره به انتخابات سال 1392 می شود که حسن روحانی در نظرسنجی ها جایگاه پایینی داشت و بعد از درخشش در مناظره ها و به کار بردن اصطلاح «گازانبری» و جمله معروف «من حقوقدانم، سرهنگ نیستم»، نتیجه را به نفع خود برگرداند. البته درست است که حضور موفق روحانی در آن مناظره ها اثرگذار بود، اما نباید از یاد برد که ردصلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی و متعاقب آن، توصیه اکید ایشان بر انتخاب روحانی و همچنین انصراف محمدرضا عارف به نفع روحانی و چند اتفاق دیگر، در کنار هم بود که حسن روحانی را در دور قبل راهی پاستور کرد.


بنابراین در این دوره نیز، چشم دوختن و دخیل بستن به مناظره‌ها و انتظار معجزه از آن، ساده‌اندیشی است. در رسانه‌های امروز، مخاطب‌مداری جریان دارد. در علم ارتباطات، مبحثی هست که به نقش مخاطبان در فرایند اثرگذاری رسانه می‌پردازد. درک گزینشی مخاطب، نقش مهمی در هرنوع ارتباط دارد. معنی درک گزینشی این است که افراد مختلف، می‌توانند نسبت به پیام مشابه، به گونه‌های متفاوتی واکنش نشان دهند. هیچ رسانه‌ای نمی‌تواند فرض را بر این بگذارد که پیام برای همه‌ گیرندگان، معنی مورد نظر را خواهد داشت یا حتی برای همه گیرندگان معنی مشابهی خواهد داشت.


درک، فرآیند پیچیده‌ای است که طی آن مخاطبان یک رسانه، محرک‌های حسی را گزینش می‌کنند، سازمان می‌دهند و به تصویری معنی‌دار و منسجم تفسیر می‌کنند. به بیان دیگر، درک تحت تأثیر شماری از عوامل روان‏شناختی، شامل تصورات استوار بر تجربه‌های گذشته که اغلب در سطح ناآگاهانه عمل می‌کند، انتظارات فرهنگی، انگیزش (نیازها)، خُلقیات و نگرش‌ها انجام می‌شود.


در مناظره تلویزیونی، چهار حلقه دفاعی از طرف مخاطب وجود دارد که مواجهه گزینشی، بیرونی‌ترین حلقه است و در پی آن توجه گزینشی، درک گزینشی و سرانجام نگهداشت گزینشی قرار می‌گیرد. مواجهه گزینشی، تمایل مخاطب است به اینکه خود را در معرض ارتباطی قرار می‌دهد که با نگرش‌های موجود وی سازگار است و از ارتباطاتی که با نگرش‌های وی سازگار نیست، پرهیز می‌کند. پس خود تشخیص می‌دهد که پای برنامه مناظره بنشیند یا تلویزیون را خاموش کند.


توجه گزینشی، گرایش مخاطب است به اینکه به بخش‌هایی از پیام نامزدها در مناظره توجه می‌کند که با نگرش‌ها، عقاید و رفتارهای ریشه‌دار او هماهنگ است و از بخش‌هایی از آن که برخلاف این نگرش‌ها، عقاید و رفتارهاست، دوری می‌کند. نگهداشت گزینشی هم تمایل به یادآوری اطلاعاتی است که مخاطب در زمان رأی دادن، تحت تأثیر خواست‌ها، نیازها، نگرش‌ها و دیگر عوامل روانشناختی قرار بگیرد.


همچنین در تماشای یک برنامه مناظره، دو بخش ارتباط کلامی و ارتباط غیرکلامی وجود دارد که مخاطبان براساس آن با مناظره‌کنندگان، ارتباط برقرار می‌کنند. ۹۳ درصد ارتباط مخاطب از طریق ارتباط غیرکلامی است و فقط ۷ درصد آن ارتباط کلامی است. یعنی مخاطب فقط به حرف نامزدها توجه ندارد، بلکه توجه اصلی و ناخودآگاه او به ارتباط غیرکلامی است؛ مواردی همچون نحوه لباس پوشیدن کاندیدا‌ها، نحوه نشستن، شکل نگاه کردن، نحوه حرف زدن، به دوربین خیره شدن و حتی نحوه ادای کلمات، تأکید بر کلمات، بغض کردن، فریاد کشیدن، پوزخند زدن و نظایر آن به عنوان ارتباط غیرکلامی است که مخاطب، فارغ از محتوای حرفی که نامزد می‌زند، بدان توجه دارد. در ارتباط غیرکلامی، افراد بیشتر به صورت ناخوداگاه عمل می‌کنند، مگر آن که از قبل آموزش‌های لازم را دیده باشند.


مناظره نامزدهای ریاست جمهوری، در مقایسه با استانداردهای جهانی که در کشورهای مختلف برگزار می‌شود، ضعیف است. سوالات کلی و غیرچالشی و اجرای کلیشه‌ای و محافظه کارانه و گسست محتوایی و زمانبندی غیرحرفه‌ای آن، جای تردید باقی نمی‌گذارد که سازمان صداوسیما، لازم است، اجرای آن را به یک مجموعه آکادمیک حرفه‌ای بی‌طرف بسپارد و در بسیاری از کشورهای پیشرفته، شبکه تلویزیونی صرفا پخش مناظره را انجام می‌دهد.


مخاطبان مناظره‌های انتخاباتی انتظار دارند اطلاعات بکر و دست اول، آمارهای دقیق و نظرات کارشناسانه و برنامه‌های منطقی و مشخص از کاندیداها بشنوند. به نظر می‌رسد، مطالب بیان شده توسط دو گروه اصولگرا و اعتدالی در مناظره، تأثیر چندانی بر آرای خاکستری نداشته باشد. آنهایی که تصمیم خود را گرفته‌اند که به چه کسی رای دهند، این مناظره آن‌ها را منصرف نمی‌کند، بلکه مطمئن‌تر می‌شوند.


برنامه مناظره، از دید فنی، فاقد جذابیت‌های دیداری و تلویزیونی است و اگر کسی این مناظره را از رادیو گوش کند، چیز زیادی از دست نمی‌دهد. باید برنامه تلویزیونی خوب کارگردانی شود و از تصویر به خوبی برای رساندن بهتر پیام استفاده کند. مجری برنامه مسلط و خوب اجرا می‌کند، اما قدرت مانور ندارد و عملاً به جذابیت برنامه، نمی‌تواند کمکی کند.


* نویسنده و مدرس علوم ارتباطات اجتماعی


انتهای پیام/

ارسال نظر