احمدیوفا: یک سال فشار رویم بود؛ حتی از غذایی که دوست داشتم هم لذت نبردم/گفتم قهرمان جهان شدم؛ تایم دوم بدنم مثل سنگ شد
به گزارش خبرگزاری آنا، قهرمان نوجوانان جهان، قهرمان جوانان جهان و قهرمان امیدهای جهان؛ او یک مدال بزرگسالان کم داشت که آن را هم در ۲۱ سالگی در جهانی آستانه گرفت: علی احمدیوفا. بچهی خوب ایذه.
او سال گذشته جهانی زاگرب را بدون مدال تمام کرده بود، از بار روانی آن مسابقه و یک سال سختش میگوید که حتی یک لحظه خوشی و خوشحالی هم نداشت. مدال او یک جور دیگر ارزشمند است، چون در وزن المپیکی به دست آمده، همان وزنی که آخرین مدالش را علیرضا نجاتی سال ۲۰۱۹ گرفت و حالا علی احمدیوفا یک سکو برنز ۷ سال قبل نجاتی را ارتقا بخشیده و بعد از این هم به سکوی اولی این وزن المپیکی سخت فکر میکند.
گفتوگوی خبرنگار ورزشی خبرگزاری آنا با فرنگیکار ایذهای و نایبقهرمان جهان را در زیر بخوانید:
آنا: اول از همه دوست دارم از حست بشنوم. چون میدانم چقدر دنبال این مدال بودی.
از سال قبل که در زاگرب باختم، باور کنید یک لحظه آرام نداشتم. خیلی بعد از آن باخت اذیت شدم. از همان لحظه که مسابقه برایم تمام شد، تا همین جهانی، یک روز هم استراحت نکردم، همهاش درگیر تمرین و فکر مسابقه بودم. فشار خیلی زیادی رویم بود، خودم و خانواده خیلی اذیت شدیم. حالا فقط احساس میکنم بار روی دوشم سبکتر شده، مدالم را گرفتم و انگیزهام برای سال بعد بیشتر است.
آنا: همین حسی که امسال کشتکار داشت، سال قبل برای تو و علیرضا عبدولی بود. تیم سال گذشته در ۸ وزن مدال گرفت و فقط شما دو نفر روی سکو نرفتید.
اصلا باور کنید هیچ چیزی به من حال نمیداد. در یک سال گذشته نه تفریح، نه حتی یک غذایی که دوست داشتم، هیچ چیزی مزه قبل را نداشت. هیچ تفریحی به من مزه نمیداد.
**بدنم نسبت به قبل پر شده بود، اردوهایمان هم امسال زودتر شروع شد
آنا: یک موضوع هم این بود که آدم با خودش فکر میکند نکند بعد از طلای ردههای سنی، در بزرگسالان نتیجه نگیرم.
آدم یک سال بار سنگینی را روی دوشش احساس میکند تا جبران کند. من خیلی اذیت بودم، اما بدنم در این یک سال نسبت به سال قبل پر شده بود، خوب هم تمرین کرده بودم. اردوهای ما زودتر از سال قبل هم شروع شد. همه چیز خوب پیش رفت و درنهایت به مدال منتهی شد.
آنا: مدال تو از این حیث هم خیلی اهمیت داشت که در وزن المپیکی بود و ما سالها در آن ناکام بودیم.
۶۰ کیلو وزن خیلی سنگینی است، امسال هم همه مدعیان المپیک و جهان بودند، جز شارشنبکوف که او هم اگر آماده بود، میآمد.
**دوست داشتم اول مدال بزرگسالانم را بگیرم و بعد به ۶۰ کیلو بروم
آنا: قبل از آنکه کشتی به کشتی پیش برویم، این را میخواهم در موردش صحبت کنی که تو میتوانستی بعد از امیدهای جهان در همان ۵۵ کیلوگرم بمانی و ۲۰۲۵ هم راحت مدال بگیری، اما به ۶۰ کیلو برده شدی که آن وقت خود من فکر میکردم این شاید اشتباه باشد.
من مدال طلای جوانان جهان را گرفتم و بعد هم در امیدهای جهان به طلا رسیدم. دکتر دبیر در آلبانی بودیم همان وقت گفت باید به ۶۰ کیلو بروی.
آنا: من آن زمان معتقد بودم شاید بهتر بود تو در ۵۵ کیلو مدال بزرگسالانت را بگیری و بعد به ۶۰ کیلو بروی.
خودم هم همین را دوست داشتم، اما نظر دکتر این بود که باید حتما به ۶۰ کیلو بروم. آن موقع احساس میکردم بار روانی کمتری روی دوشم خواهد بود وقتی یک مدال بزرگسالان داشته باشم.
آنا: ولی حالا من فکر میکنم دید علیرضا دبیر درست بود و خوب بود به ۶۰ کیلو رفتی، حالا دیگر در این وزن جا افتادی و خیالمان بابت المپیک تا حدودی راحت است. درحالیکه اگر در ۵۵ مانده بودی، دیرتر در وزن المپیکی جا میافتادی.
چون دید دکتر دبیر المپیکی است، این را همیشه میگوید. سال گذشته حی خودشان بعد از باختی که در زاگرب داشتم گفتند که انتظار نداشتیم سال اول نتیجه بگیری. بدنت حالا جا میافتد. شاید من هم اگر پارسال در ۵۵ کیلو میماندم و مدالم را میگرفتم حالا در ۶۰ کیلو به مشکل میخوردم، درحالیکه نزدیک به المپیک هستیم.
**پاپی کشتیگیر خوبی است؛ دلم روشن بود که گانییف را میبرم
آنا: کشتی اولت با عبدالمحمد پاپی از آلمان بود. کشتی گرفتن با یک ایرانی، که تو را میشناسد و شبیه به خودت هم کشتی میگیرد فکر میکنم سختی خودش را دارد.
یک دور استراحت کرده بودم، اتفاق قبل از کشتی با پاپی، با مربیام آقای بویری هم گفتم که اگر کشتی اول را رد کنم، بدنم اوکی خواهد شد و بعد دیگر خوب پیش خواهم رفت. پاپی هماستانی و همشهری خودم بود، حالان سنش کمی بالا رفته ولی خیلی تجربه دارد. سالیان سال است که در آسیاییها و جهانیها حضور دارد و کشتیگیر خوبی است.
آنا: یکی از بهترین کشتیهایت را مقابل علیشیر گانییف ازبک گرفتی. او کشتیگیر خیلی خوبی است.
بعد از دو دور کشتی با پاپی و حریف رومانی، در نیمهنهایی به گانییف خوردم. قبلا در مسابقات کشورهای اسلامی و همان سال اول جوانانم به او خورده و باخته بودم. پارسال هم که نایبقهرمان جهان شده بود. من دو کشتی گرفته بودم و بدنم کاملا برای مبارزه با او سرحال بود. قبل از مسابقه هم در خودم میدیدم که او را میتوانم ببرم. دلم کاملا روشن بود. یک موقعهایی خیلی بدنت سرحال است و خودت میدانی خوب میتوانی از پس حریف بربیایی و این هم از همان موقعها بود.
**تایم دوم فینال چشمانم دیگر سالن را نمیدید؛ بدنم کپ کرده بود
آنا: و فینال. تو ۷-یک جلو بودی، حفظ آن نتیجه هم در توانت بود، خودت بگو در مصاف با کوتو گومی چه اتفاقی افتاد.
۷-یک که جلو افتاده بودم فقط در ذهنم این میگذشت که من قهرمان جهان شدم. حتی یک درصد هم به این فکر نمیکردم که نتیجه تغییر کند و کشتی برگردد. در خودم هم میدیدم که خیلی راحت همین را حفظ کنم، اما یک اتفاق خیلی عجیب برایم افتاد. تایم دوم بدنم مثل سنگ شده بود، دم کرده بود، چشمانم دیگر سالن را نمیدید. مغزم خوب کار نمیکرد. انگار خوب گرم نکرده بودم و بدنم کُپ کرد.
آنا: داور هم خیلی زود سوت را زد. کمتر دیده بودیم به این سرعت ضربه اعلام کنند. در کشتی آزاد در یک مبارزه تایم بسیار زیادی کشتیگیر ضربه کرده بود، اما داور نمیگرفت.
خب نمیخواستند کل طلاها را به یک تیم بدهند، به محض اینکه فن را خوردم، ضربه اعلام شد، درحالیکه ضربه باید مکث داتشه باشد. میخواهند طلاها پخش شود.
**بویری مثل کوه پشت تک تک ماست؛ پیگیر همهی امور زندگیمان است
آنا: درست است که فینال به کامت تلخ شد، اما درمجموع اینکه امسال مدالت را گرفتی خیلی خوب بود.
همه آن فشارها از رویم برداشته شد. حالا با اعتماد به نفسی که از این مدال پیدا کردهام خیلی بهتر از قبل تمرین میکنم. با فکر آزادتر و قطعا سال آینده برای بهتر شدن رنگ مدالم تلاش خواهم کرد.
آنا: فشار روی مربیات هم بود. سال قبل ملکمحمد بویری خیلی ناراحت بود که یک سال دیگر باید برای مدال صبر کنی. امسال همه شاگردانش مدال گرفتند.
آقا ملک مثل کوه پشت تک تک ماست و خیلی برایمان زحمت میکشد. نه فقط کشتی، که او در زندگی روزمره هم پیگیر همهی ماست. هر روز زنگ میزند و کارهایمان را دنبال میکند. در تمرینات هم خیلی زحمت میکشد.
**دبیر خیلی پشتیبانم بود، فینال که رفتم گفت ژاپنی را راحتتر از گانییف میبری
آنا: فکر میکنم آن باور و اعتمادی هم که علیرضا دبیر به تو داشت، واقعا استثنایی بود.
دکتر دبیر برای کشتیمان همه کار میکند، همه جوره حامی بچههاست. هر آن چیزی که تیمهای ملی احتیاج دارند را مهیا میکند. من دو سال است که در تیم ملی بزرگسالان هستم و از نزدیک میبینم. در مورد خود من هم او خیلی پشتیبانم بود و خیلی هم دوست داشت که مدال بگیرم. از این بابت هم این مدال خیلی خوشحالم کرد که توانستم جواب حمایتهای او را بدهم.
آنا: بعد از مدال چه حرفی به تو زد؟
وقتی به فینال رفتم، خیلی خوشحال شده بود و انرژی بهم داد. گفت حریف ژاپنی را خیلی راحتتر میبری و واقعا هم همین بود. گانییف به مراتب حریف سختترین نسبت به کوتو گومی بود ولی خب آن اتفاق افتاد.
**خیالم بابت ایابوذهاب راحت شده؛ برای پدر و مادرم خانه خریدم
آنا: وضعیت اشتغالت را هم حتما رئیس فدراسیون پیگیری کرده.
بله، سال گذشته در پتروشیمی ماهشهر استخدام شدم. بار زیادی هم از دوشمان برداشته شد. پتروشیمی علاوه بر حقوق و بیمه، هزینه ایابوذهاب اردوهایمان را هم میدهد و این برایم خیلی خوب است. دکتر پیگیر است که استخدام رسمی شویم.
آنا: در این چند سالی که مدال طلای جهانی ردههای سنی را گرفتی، توانستی بخشی از زحمات پدر و مادرت را جبران کنی؟
با جوایز و قراردادهای این چند سال توانستم در ایذه برایشان یک خانه بخرم که راحت شوند.
آنا: حالا جوایز فدراسیون برای مدالآوران بزرگسان خیلی هم بهتر است.
تا دکتر دبیر هست خیالمان از این بابت راحت هست، او هوای همه کشتیگیران را دارد.
**همه جا برای قهرمانان سنگ تمام گذاشتند؛ ایذه حتی بنر هم نزد
آنا: دیدم از عدم استقبال ایذهایها گلهمند بودید. مردم ایذه که کشتیدوستند، آنها هم نیامده بودند؟
گله ما از مسئولان ایذه و استان خوزستان بود. اصلا اطلاعرسانی نشده بود. یک بنر هم در سطح شهر نزده بودند که مردم لااقل بدانند. حالا مراسم استقبال از بچهها در مازندران و اندیمشک را دیدیم، چه سنگ تمامی گذاشتند. شهرداری یکی از شهرها به یکی از قهرمانان، ۱۰ سکه پاداش داده بود، درحالیکه اصلا بعید میدانم شهرداری ما بداند ما به جهانی رفتهایم چه برسد به اینکه مدال گرفتهایم. خیلی از مردم هم اصلا نمیدانستند چه اتفاقی افتاده، شاید کل مراسم استقبال ما ۳۰۰ نفر هم نبودند.
آنا: مسئولان استان چطور؟
آنها هم هر سال فقط وعده میدهند و هیچوقت هم عملی نمیشود. پارسال آمدند قول دادند و رفتند. هیچ اتفاقی هم نیفتاد. من خودم فکر میکردم بعد از مدال بزرگسالانم وضعیت اینجا بهتر شود و یک اتفاق ویژه بیافتد، اما فکر میکنم درنهایت فقط خود علیرضا دبیر است که برای بچهها پاداش تعیین کرده و حمایتشان میکند.
**به خاطر بیماری پدرم همیشه استرسش را دارم موقع کشتی من حالش چطور است
آنا: در لیگ هم که برای استقلال قم کشتی میگیری.
بله پیش از جهانی قرارداد بسته بودم و قرار است در مرحله پایانی لیگ کشتی بگیرم.
آنا: وقتی مدالت را گرفتی، اولین چیزی که خوشحالت کرد و جلوی چشمت آمد چه بود، یا که بود؟
پدرم، او مریض است، تشنج میکند و خیلی هم اذیت میشود. همیشه استرس این را دارم که حالش چطور است وقتی کشتی من را میبیند. وقتی رفتم فینال، عشق کردم که پدرم را خوشحال کردم و او از کشتیام لذت برده و میداند که حالا دیگر مدالم را میگیرم. بعد هم به این فکر کردم که حالا میتوانم بعد از یک سالِ سخت که از هیچ چیزی نمیتوانستم لذت ببرم، یک نفس راحت بکشم. قبلا فکر میکردم اگر در ۵۵ میماندم، با نصف این تمرین طلایم را میگرفتم، فقط کافی بود سر وزن برسم، ولی الان این مدال دوباره اعتماد به نفس را برگرداند.
انتهای پیام/