«بستور سپهسالار کوچک»؛ روایت اسطوره‌ای همبستگی در روزهای جنگ/ جهان اسطوره‌های ایرانی هنوز برای امروز حرف دارد

تئاتر
نمایش «بستور سپهسالار کوچک» با زبانی خلاقانه، ترکیب نور و تصویر و بهره‌گیری از شیوه‌ای نو در نقالی، قصه‌ای حماسی از میراث ایرانی را به تجربه‌ای زنده و امروزی تبدیل می‌کند. نمایشی شاد و پرشور که در کنار سرگرم کردن مخاطب، بر ایرانی بودن، هویت ملی و ایستادگی در برابر دشمن خارجی تأکید دارد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، محدثه چیذری کارشناس ارشد مشاوره خانواده و پژوهشگ  درباره نمایش نمایش «بستور سپهسالار کوچک» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی نیلوفر رفیعی که در مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان اجرا می شود ، این یادداشت را تقدیم خبرگزاری آنا کرد:

نمایش «بستور سپهسالار کوچک» با زبانی خلاقانه، ترکیب نور و تصویر و بهره‌گیری از شیوه‌ای نو در نقالی، قصه‌ای حماسی از میراث ایرانی را به تجربه‌ای زنده و امروزی تبدیل می‌کند. نمایشی شاد و پرشور که در کنار سرگرم کردن مخاطب، بر ایرانی بودن، هویت ملی و ایستادگی در برابر دشمن خارجی تأکید دارد.

با زبانی خلاقانه، ترکیب نور و تصویر و بهره‌گیری از شیوه‌ای نو در نقالی، قصه‌ای حماسی از میراث ایرانی را به تجربه‌ای زنده و امروزی تبدیل می‌کند. نمایشی شاد و پرشور که در کنار سرگرم کردن مخاطب، بر ایرانی بودن، هویت ملی و ایستادگی در برابر دشمن خارجی تأکید دارد.

در روز‌هایی که جنگ، امنیت و آرامش مردم را تهدید می‌کند، چنین روایت‌هایی معنایی فراتر از بازگویی قصه‌های کهن پیدا می‌کنند. آنها پرسش‌هایی را پیش روی ما می‌گذارند که پاسخشان را نمی‌توان تنها در تاریخ و جغرافیا جست‌و‌جو کرد: ایران کجاست و ایرانی کیست؟ چه چیزی مردمان یک سرزمین را به یکدیگر پیوند می‌دهد و در روز‌های دشوار، به آنها توان ایستادگی می‌بخشد؟

شاید نقطه‌ اوج نمایش، نه صرفاً پیروزی بستور، بلکه لحظه‌ی یکی‌شدن او با شبرنگ، اسب پدرش، و تبدیل آن دو به سیمرغ باشد؛ لحظه‌ای که معنای پیروزی از غلبه‌ی یک قهرمان فراتر می‌رود و به تصویر نیرویی بدل می‌شود که از پیوند پدید می‌آید.

سیمرغ، این چهره‌ ماندگار اسطوره‌های ایرانی، در آن لحظه می‌تواند نمادی از همبستگی باشد؛ از امکانی که در آن، پیوند میان دو وجود، نیرویی فراتر از توانایی‌های فردی آنها می‌آفریند. شاید به همین دلیل است که این تصویر، در روز‌های جنگ، معنایی چنین معاصر پیدا می‌کند.

سخن گفتن از اتحاد در روزگار بحران ضروری است، اما همبستگی با تکرار شعار تحقق نمی‌یابد. اتحاد به معنای یکسان اندیشیدن نیست؛ به معنای شناخت پیوند‌هایی است که با وجود تفاوت‌ها، سرنوشت انسان‌ها را به یکدیگر گره می‌زند. جامعه زمانی به نیرویی مشترک تبدیل می‌شود که اعضای آن بتوانند رنج یکدیگر را ببینند و امنیت و کرامت انسانی را مسئله‌ای مربوط به همگان بدانند.

از این منظر، هویت ایرانی نیز فراتر از افتخار به گذشته و قهرمانان تاریخی است. این هویت در مسئولیت ما نسبت به اکنون و آینده معنا پیدا می‌کند؛ در اینکه چگونه از زندگی و کرامت مردمان این سرزمین پاسداری می‌کنیم و چه جهانی برای نسل‌های بعد به یادگار می‌گذاریم.

آشنایی کودکان و نوجوانان با اسطوره‌های ایرانی، فرصتی برای انتقال همین میراث فرهنگی است؛ به شرط آنکه قصه‌های حماسی صرفاً روایت پیروزی بر دشمن نباشند، بلکه زمینه‌ای برای اندیشیدن به شجاعت، مسئولیت و همبستگی نیز فراهم کنند. نسل آینده باید ایران را نه فقط از دریچه‌ی جنگ و تهدید، بلکه از خلال تاریخ، ادبیات، هنر و پیوند‌های انسانی آن بشناسد.

نمایش «بستور سپهسالار کوچک» از این منظر، پلی میان اسطوره و زندگی امروز می‌سازد. اجرایی که نشان می‌دهد روایت‌های کهن هنوز می‌توانند با دغدغه‌های معاصر سخن بگویند و معنا‌هایی تازه بیافرینند.

بستور و شبرنگ یکی شدند و سیمرغ را آفریدند. شاید این تصویر، در روز‌هایی که ایران از جنگ می‌گذرد، یادآور حقیقتی باشد که بیش از همیشه به آن نیاز داریم: هیچ‌کس به‌تنهایی تمام یک سرزمین نیست؛ نیروی یک ملت در پیوند میان مردمانی نیز نهفته است که با وجود تفاوت‌هایشان، خواهان حفظ خانه‌ی مشترک خود و ساختن آینده‌ای امن‌تر هستند.

شاید پیروزی بر تاریکی، پیش از آنکه در تصویر باشکوه یک قهرمان معنا پیدا کند، از همین‌جا آغاز شود؛ از لحظه‌ای که «من» به «ما» می‌رسد.

انتهای پیام/

ارسال نظر