زارعان: تقابل ایران و اسرائیل ماهیتی وجودی دارد/ انتخابات آمریکا سیاست ضدایرانی را عوض نمیکند
به گزارش خبرگزاری آنا، احمد زارعان، کارشناس مسائل سیاسی در نشست تحلیل نتایج انتخابات کنست زژیم صهیونیستی با تأکید بر راهبردی و وجودی بودن تقابل جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی اظهار کرد: تغییر دولتها و جابهجایی شخصیتهای سیاسی در سرزمینهای اشغالی، اصل دشمنی این رژیم با ایران را تغییر نمیدهد. ازاینرو، جمهوری اسلامی باید راهبردها و دکترین دفاعی و امنیتی خود را بر مبنای استمرار این تهدید تنظیم کند.
وی درباره نقش آمریکا در تحولات منطقه و تأثیر انتخابات میاندورهای کنگره بر سیاستهای دولت دونالد ترامپ نیز اظهار کرد: اختلافات داخلی جریانهای سیاسی آمریکا نباید به معنای تغییر رویکرد راهبردی واشنگتن در قبال ایران تلقی شود؛ زیرا هر دو حزب اصلی آمریکا در تضعیف قدرت و ظرفیتهای جمهوری اسلامی اشتراک نظر دارند.
تغییر دولتها، تاکتیکهای اسرائیل را عوض میکند نه دشمنی آن را
زارعان گفت: جمهوری اسلامی ایران در هر دولتی که در سرزمینهای اشغالی روی کار بیاید، همچنان با سطحی مشابه از تهدید مواجه خواهد بود؛ زیرا مسئله میان ایران و رژیم صهیونیستی، مسئلهای وجودی است. بنابراین، جابهجایی شخصیتهای سیاسی، تغییر دولتها و حتی تغییر ائتلافهای سیاسی در این رژیم، تأثیر قابلتوجهی بر اصل دشمنی آن با ایران ندارد.
وی افزود: بر همین اساس، راهبردها، دکترینها و سیاستهای کلان ایران در حوزه دفاعی و امنیتی بر مبنای این واقعیت تنظیم خواهد شد. البته ممکن است با تغییر دولتها، تاکتیکها و روشهای رژیم صهیونیستی تغییر کند.
این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: برای نمونه، ممکن است فردی مانند آیزنکوت ابتدا تلاش کند بحران مشروعیت و انزوای بینالمللی رژیم صهیونیستی را مدیریت کند و سپس تقابل با ایران را در دستور کار قرار دهد. بنابراین، تغییر در شیوهها و اولویتهای عملیاتی ممکن است، اما این تغییرات به معنای دگرگونی در ماهیت دشمنی اسرائیل با ایران نیست.
اسرائیل در سالهای گذشته راهبردهای مختلفی آزموده است
زارعان با اشاره به راهبردهای مختلف رژیم صهیونیستی گفت: در سالهای گذشته شاهد طرح دکترینها و راهبردهای گوناگونی از سوی این رژیم بودهایم. برای نمونه، دکترین «هزار خنجر» بر واردکردن ضربات متعدد و مستمر به جمهوری اسلامی ایران در طول زمان تأکید داشت؛ با این امید که این ضربات به تضعیف و فرسایش توان کشور منجر شود.
وی افزود: این طرحها نشان میدهد رژیم صهیونیستی ممکن است در روشها و تاکتیکهای خود تجدیدنظر کند و متناسب با شرایط جدید، شیوههای متفاوتی برای مواجهه با ایران در پیش بگیرد؛ اما در اصل دشمنی این رژیم با جمهوری اسلامی ایران تردیدی وجود ندارد.
تحلیل رفتار اسرائیل بدون آمریکا ممکن نیست
این کارشناس مسائل سیاسی با تأکید بر نقش آمریکا اظهار کرد: واشنگتن در شرایط کنونی حساب ویژهای روی رژیم صهیونیستی در تقابل با جمهوری اسلامی ایران باز کرده است. به همین دلیل، نمیتوان متغیر اسرائیل را بدون در نظر گرفتن متغیر آمریکا تحلیل کرد.
زارعان گفت: تا زمانی که آمریکا در منطقه حضور دارد و اهداف و سیاستهای خود را علیه جمهوری اسلامی ایران دنبال میکند، رژیم صهیونیستی نیز در چارچوب راهبردهای کلان واشنگتن در منطقه نقشآفرینی خواهد کرد.
وی ادامه داد: برای شناخت دقیق کنشگری رژیم صهیونیستی، باید طرحها، اهداف و راهبردهای آمریکا در منطقه را نیز در نظر گرفت. رفتار اسرائیل در بسیاری از معادلات منطقهای جدا از سیاستهای آمریکا قابل بررسی نیست.
انتخابات میاندورهای، قدرت مانور ترامپ را محدود میکند
زارعان درباره پیامدهای انتخابات میاندورهای آمریکا گفت: بر اساس نظرسنجیهای انجامشده، به نظر میرسد دموکراتها شانس قابلتوجهی برای کسب اکثریت مجلس نمایندگان دارند. در سنا نیز رقابت میان دموکراتها و جمهوریخواهان نزدیک است.
وی افزود: در صورت تحقق این پیشبینی، ساختار سیاسی یکدست کنونی آمریکا که در آن قوه مجریه و هر دو مجلس تحت کنترل جمهوریخواهان قرار دارند، تغییر خواهد کرد. در چنین شرایطی، دموکراتها با در اختیار گرفتن مجلس نمایندگان تلاش میکنند از طریق ابزارهای قانونی و نظارتی، دولت دونالد ترامپ را محدود و کنترل کنند.
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به موضع دموکراتها در قبال حمله آمریکا به ایران گفت: زمانی که ترامپ به نمایندگی از جمهوریخواهان به ایران حمله کرد، دموکراتها در ابتدا سکوت کردند و منتظر ماندند تا نتیجه اقدام نظامی مشخص شود. آنها زمانی انتقاد از ترامپ و سیاستهای دولت او را آغاز کردند که مشخص شد جنگ علیه ایران دستاورد مورد انتظار آمریکا را نداشته و هزینههای سنگینی به این کشور تحمیل کرده است.
وی ادامه داد: به بیان دیگر، دموکراتها پس از آشکارشدن ناکامیهای جنگ، انتقاد از سیاستهای ترامپ در قبال ایران و منطقه را به ابزاری برای فشار سیاسی علیه دولت او تبدیل کردند.
اختلاف دو حزب آمریکا، راهبرد ضدایرانی آنها را تغییر نمیدهد
زارعان تأکید کرد: با وجود اختلافات سیاسی میان دموکراتها و جمهوریخواهان، نباید تصور کرد این دو جریان در قبال جمهوری اسلامی ایران اختلافات بنیادین و راهبردی دارند. هر دو حزب در تضعیف جمهوری اسلامی، محدودکردن قدرت کشور و از بین بردن منابع و ظرفیتهای قدرت ایران اشتراک نظر دارند.
وی افزود: اگر ترامپ در جنگ علیه ایران به اهداف مورد نظر خود دست پیدا میکرد، این احتمال وجود داشت که دموکراتها نیز با رویکردی حمایتی از آن اقدام پشتیبانی کنند. اما هنگامی که جنگ با هزینهها و ناکامیهای جدی برای آمریکا همراه شد، دموکراتها از این موضوع برای انتقاد و اعمال فشار سیاسی بر دولت ترامپ استفاده کردند.
این کارشناس مسائل سیاسی گفت: اگر دموکراتها در انتخابات میاندورهای اکثریت مجلس نمایندگان را به دست آورند، بدون تردید در تصمیمات دولت ترامپ مداخله بیشتری خواهند کرد. ترامپ نیز اعلام کرده است که در چنین شرایطی از حق وتوی خود برای مقابله با مصوبات مجلس نمایندگان و احتمالاً تصمیمات کنگره استفاده خواهد کرد.
وی در جمعبندی این بخش اظهار کرد: تغییر ترکیب سیاسی کنگره میتواند بر شیوه تصمیمگیری و قدرت مانور دولت ترامپ تأثیر بگذارد، اما نباید این تحولات را به معنای تغییر بنیادین سیاستهای آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران دانست.
ترامپ تا آغاز به کار کنگره جدید آزادی عمل دارد
زارعان گفت: با توجه به تمرکز قدرت در نهاد ریاستجمهوری و قوه مجریه، ترامپ دستکم تا زمان آغاز به کار کنگره جدید میتواند اقدامات خصمانه خود علیه جمهوری اسلامی ایران را ادامه دهد. تا آن زمان، محدودیتهای ناشی از ترکیب جدید کنگره عملاً بر تصمیمات دولت او اعمال نخواهد شد و این دوره میتواند فرصت بیشتری برای پیگیری سیاستهای آمریکا فراهم کند.
وی افزود: جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده است که برای همه سناریوها و شرایط آمادگی دارد. نیروهای مسلح کشور در آمادگی کامل به سر میبرند و در کنار مسیرهای سیاسی و دیپلماتیک، ظرفیتهای دفاعی و امنیتی نیز فعال است.
این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: اگر آمریکا با همراهی رژیم صهیونیستی جنگی علیه ایران آغاز کند، مسئولیت شروع جنگ بر عهده آنها خواهد بود؛ اما جمهوری اسلامی ایران قواعد و دامنه جنگ را تعیین خواهد کرد. همانگونه که در جنگ چهلروزه، درگیری به جنگی منطقهای تبدیل شد و ایران توانست معادلات و قواعد میدان را تغییر دهد، در هر رویارویی احتمالی آینده نیز اجازه نخواهد داد آمریکا با تصور یک جنگ کوتاهمدت، سهروزه، یکهفتهای یا دوهفتهای وارد میدان شود و پس از واردکردن ضربهای محدود عقبنشینی کند.
زارعان تأکید کرد: جمهوری اسلامی ایران نشان داده است به وعدههای خود عمل میکند و در جنگی که آن را وجودی میداند، از همه ظرفیتهای خود برای مقابله با آمریکا و منافع این کشور در منطقه و فرامنطقه استفاده خواهد کرد.
دولت جدید اسرائیل، ماهیت تقابل با ایران را تغییر نمیدهد
در پاسخ به این پرسش که تشکیل چه دولتی در اسرائیل میتواند بر مناسبات با ایران اثر بگذارد، زارعان گفت: میان جریانهای اصلی سیاسی این رژیم در اصل دشمنی با جمهوری اسلامی ایران تفاوت تعیینکنندهای وجود ندارد. آنها با ایران دشمنی وجودی دارند و جمهوری اسلامی نیز این تقابل را ماهیتی و راهبردی ارزیابی میکند.
وی افزود: با این حال، دولتهای مختلف ممکن است در تاکتیکها، روشها و اولویتهای خود تفاوت داشته باشند. جمهوری اسلامی ایران نیز برای مواجهه با هر یک از این سناریوها و روشها آمادگی لازم را خواهد داشت.
ایران بانک اهداف خود را تقویت کرده است
زارعان با اشاره به ضرورت بهروزرسانی اهداف و اطلاعات نظامی گفت: در سالهای اخیر، رهبر انقلاب بر ضرورت بهروزرسانی اهداف نظامی و اطلاعات نظامی تأکید کردهاند. در همین چارچوب، باید گفت بانک اطلاعاتی دشمن در شرایط کنونی با ضعفها و کاستیهای جدی مواجه شده، در حالی که بانک اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران تقویت شده است.
وی ادامه داد: امروز ایران بانک اهداف قابلتوجهی در اختیار دارد که در صورت وقوع جنگ آینده میتواند برای واردکردن ضربه به دشمن مورد استفاده قرار گیرد. جمهوری اسلامی ایران در جنگهای گذشته، بهویژه جنگ دوازدهروزه و جنگ چهلروزه، تجربههای ارزشمندی به دست آورده و در هر مرحله از نظر عملیاتی و دفاعی قدرتمندتر شده است.
توان پدافندی ایران افزایش یافته است
این کارشناس مسائل سیاسی اظهار کرد: امروز یک سامانه یکپارچه پدافند هوایی در کشور مستقر است که توان رهگیری و انهدام بسیاری از پرندههای دشمن را دارد. تجربهها و توانمندیهای جمهوری اسلامی ایران در این حوزه طی یک سال گذشته به شکل فزاینده افزایش یافته است.
زارعان افزود: پیش از بیستوسوم خرداد ۱۴۰۴، ایران تجربه مستقیم جنگ با آمریکا و رژیم صهیونیستی را در این سطح نداشت؛ اما اکنون دو تجربه مهم و گرانسنگ پیش روی نیروهای مسلح قرار دارد. این تجربهها، در کنار ظرفیتهای دفاعی، ایمان و اراده مردم و مسئولان، موجب شده است جمهوری اسلامی ایران آمادگی بیشتری برای مقابله با هرگونه تهدید داشته باشد.
وی گفت: اگر دشمن بار دیگر دست به خطا بزند، با اتکا به این تجربهها و ظرفیتها، هزینه سنگینی پرداخت خواهد کرد و از اقدام خود پشیمان خواهد شد.
شکست روایت پیروزی نتانیاهو در جنگ با ایران؛ چرا دستاوردهای ادعایی اسرائیل به سرمایه انتخاباتی تبدیل نشد؟
کارشناس مسائل منطقه با اشاره به ناکامی نتانیاهو در تبدیل تحولات نظامی منطقه به دستاورد انتخاباتی گفت: جنگ ۴۰ روزه و ناتوانی رژیم صهیونیستی و آمریکا در تحقق اهداف راهبردی خود علیه ایران، نقطه عطفی در تضعیف روایت پیروزی اسرائیل بود.
حسین آجرلو، کارشناس مسائل منطقه، در ادامه نشست تحلیل نتایج انتخابات کنست زژیم صهیونیستی با اشاره به فاصله میان روایت رسانهای رژیم صهیونیستی از تحولات منطقه و بازتاب آن در فضای سیاسی و انتخاباتی این رژیم اظهار کرد: یک روایت رسانهای جدی در سطح بینالمللی وجود دارد که تلاش میکند این تصور را تثبیت کند که رژیم صهیونیستی با توجه به تحولات لبنان، سوریه، تغییر وضعیت جولان و ضرباتی که به ایران وارد کرده، توانسته است به پیروزیهای راهبردی دست پیدا کند و قدرت عملیاتی ایران و محور مقاومت را محدود سازد.
وی افزود: اگر این روایت به همان اندازهای که نتانیاهو و حامیانش ادعا میکنند، در واقعیت نیز تحقق پیدا کرده بود، انتظار میرفت نخستوزیر رژیم صهیونیستی به یک قهرمان ملی تبدیل شود و بتواند بدون نیاز به ائتلافهای شکننده، جایگاه انتخاباتی خود را بهطور قابل توجهی ارتقا دهد. با این حال، شواهد انتخاباتی نشان میدهد که چنین اتفاقی رخ نداده و نتانیاهو حتی در حفظ کرسیهای بلوک سیاسی خود نیز با دشواری مواجه شده است.
چرا روایت پیروزی نتانیاهو در داخل سرزمینهای اشغالی خریدار ندارد؟
آجرلو با بیان اینکه یکی از دلایل اصلی این وضعیت، عدم استقرار روایت پیروزی نتانیاهو در افکار عمومی داخلی رژیم صهیونیستی است، تصریح کرد: برخلاف تبلیغات رسانهای، جامعه صهیونیستی همچنان احساس ناامنی و تهدید جدی دارد. بهویژه ساکنان مناطق شمالی سرزمینهای اشغالی همچنان نسبت به توانمندی حزبالله و احتمال تداوم تهدیدات امنیتی نگران هستند.
وی ادامه داد: بررسی آرای مناطق شمالی و وضعیت جریانهای مخالف نتانیاهو نشان میدهد که شعارهای امنیتی نخستوزیر رژیم صهیونیستی نتوانسته است تأثیر مورد انتظار را بر افکار عمومی بگذارد. بنابراین، نمیتوان صرفاً با استناد به عملیات نظامی و تبلیغات رسانهای، از شکلگیری یک احساس عمومی پیروزی در جامعه صهیونیستی سخن گفت.
این کارشناس مسائل منطقه با اشاره به استفاده نتانیاهو از دوقطبیسازیهای انتخاباتی بیان کرد: نتانیاهو برای افزایش هیجان در میان حامیان خود به تاکتیکهایی از جمله برجستهسازی تقابل با اعراب و ایجاد دوقطبیهای سیاسی روی آورده است. این اقدامات نشان میدهد که او برای حفظ پایگاه اجتماعی خود به ابزارهای انتخاباتی و تحریک احساسات عمومی متوسل شده و نتوانسته است صرفاً بر دستاوردهای ادعایی نظامی تکیه کند.
جنگ ۴۰ روزه؛ نقطه عطف در شکست راهبرد نتانیاهو
آجرلو با اشاره به جنگ ۴۰ روزه علیه ایران اظهار کرد: شاید پیش از این جنگ، نتانیاهو میتوانست با اتکا به برخی تحولات منطقهای، روایت پیروزی و برتری راهبردی اسرائیل را مطرح کند؛ اما جنگ ۴۰ روزه این روند را تغییر داد. نتانیاهو تلاش زیادی کرده بود تا بسترهای سیاسی، امنیتی و بینالمللی لازم برای اقدام علیه ایران را فراهم کند و با روی کار آمدن ترامپ در کاخ سفید، شرایط را برای تحقق اهداف خود مساعد میدید.
وی افزود: نتانیاهو تصور میکرد با اجرای این عملیات میتواند به یک دستاورد تاریخی دست یابد و حتی در مدت کوتاهی، تحولات بنیادینی را در ایران رقم بزند. در واقع، طرحهای اولیه و برآوردهای آنها بر تحقق سریع اهداف نظامی و سیاسی استوار بود؛ اما طولانیشدن جنگ و نرسیدن به اهداف مورد نظر، این محاسبات را با شکست مواجه کرد.
این کارشناس مسائل منطقه تأکید کرد: اهمیت جنگ ۴۰ روزه صرفاً در خساراتی که به طرفین وارد شد خلاصه نمیشود؛ بلکه مسئله مهمتر، ناکامی آمریکا و رژیم صهیونیستی در دستیابی به اهداف راهبردی خود بود. دو قدرت دارای سلاح هستهای، یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی، علیه ایران وارد میدان شدند، اما نتوانستند به اهداف اصلی خود، از جمله تغییر نظام سیاسی ایران و تحقق خواستههای حداکثری در حوزه هستهای، دست پیدا کنند.
وی خاطرنشان کرد: اگرچه ایران در این جنگ متحمل خسارات و ضرباتی شد، اما طرف مقابل نیز نتوانست برتری مورد ادعای خود را به اثبات برساند. همین مسئله باعث شد تصویر شکستناپذیری رژیم صهیونیستی در افکار عمومی و حتی در داخل این رژیم با تردیدهای جدی مواجه شود.
کاهش حمایت از جنگ در داخل اسرائیل
آجرلو با اشاره به تغییر نگرش افکار عمومی رژیم صهیونیستی نسبت به جنگ گفت: پیش از جنگ ۴۰ روزه، حمایت از اقدامات نظامی رژیم صهیونیستی در داخل این رژیم بسیار بالا بود، اما پس از جنگ، این حمایت با کاهش مواجه شد. بخشی از این تغییر به دلیل آن است که رقبای سیاسی نتانیاهو بهصراحت درباره ناکارآمدی راهبرد نظامی او صحبت میکنند.
وی ادامه داد: برخی چهرههای سیاسی و امنیتی مخالف نتانیاهو، از جمله آیزنکوت، این دیدگاه را مطرح کردهاند که مسائل مربوط به ایران، از جمله موضوع هستهای، لزوماً از مسیر جنگ قابل حل نیست و باید روشهای دیگری برای مواجهه با آن در نظر گرفته شود.
این کارشناس مسائل منطقه افزود: در واقع، انتخابات رژیم صهیونیستی را میتوان از زاویه دیگری نیز تحلیل کرد؛ این انتخابات تا حد زیادی به نوعی ارزیابی عملکرد نتانیاهو در حوزه جنگ و امنیت تبدیل شده است. نتانیاهو تلاش داشت با طرح وعده اقدامات نظامی بیشتر، خود را بهعنوان فردی معرفی کند که قادر است بزرگترین تهدید امنیت ملی رژیم صهیونیستی را از میان بردارد، اما نتایج جنگ ۴۰ روزه نشان داد که این راهبرد به اهداف مورد نظر نرسیده است.
بحران مشروعیت بینالمللی؛ هزینه دیگر سیاستهای نتانیاهو
آجرلو با اشاره به پیامدهای بینالمللی اقدامات رژیم صهیونیستی اظهار کرد: یکی دیگر از عواملی که بر موقعیت نتانیاهو تأثیر گذاشته، پیوند خوردن اقدامات ضدحقوق بشری این رژیم در غزه با عملکرد آن در جنگ علیه ایران است. این روند موجب شده نگاه افکار عمومی و دولتهای مختلف جهان نسبت به اسرائیل بهشدت منفیتر شود.
وی افزود: موضعگیریهای انتقادی رهبران کشورهای مختلف، بهویژه در اروپا، نشان میدهد که شکاف میان رژیم صهیونیستی و بخش قابل توجهی از جامعه جهانی افزایش یافته است. این مسئله صرفاً یک موضوع دیپلماتیک نیست، بلکه به تدریج به یکی از نگرانیهای جامعه صهیونیستی نیز تبدیل شده است.
این کارشناس مسائل منطقه تصریح کرد: شهروندان اسرائیلی هنگام سفر به کشورهای دیگر با بازخوردهای متفاوتی نسبت به گذشته مواجه میشوند و این موضوع میتواند بر احساس آنها درباره جایگاه بینالمللی رژیم صهیونیستی تأثیر بگذارد. در حالی که نتانیاهو مدعی ارتقای جایگاه اسرائیل در جهان است، بخشهایی از جامعه این رژیم نتیجه معکوس سیاستهای او را مشاهده میکنند.
وی اضافه کرد: از سوی دیگر، دایره مخالفتهای منطقهای با رژیم صهیونیستی نیز گستردهتر شده است. در گذشته، ایران و محور مقاومت مهمترین بازیگران این عرصه محسوب میشدند، اما امروز کشورهایی مانند ترکیه نیز در سطح سیاسی و کلامی مواضع انتقادی جدیتری اتخاذ کردهاند. این تحولات برای جامعه صهیونیستی پیامدهای سیاسی و امنیتی دارد.
فشار اقتصادی و افزایش هزینههای زندگی در سرزمینهای اشغالی
آجرلو یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار بر وضعیت انتخاباتی نتانیاهو را مسائل اقتصادی دانست و گفت: اقتصاد رژیم صهیونیستی اقتصادی باز است و به همین دلیل، تحولات امنیتی و نظامی منطقه بهسرعت بر شاخصهای اقتصادی و زندگی روزمره شهروندان تأثیر میگذارد.
وی افزود: افزایش قیمت انرژی، رشد قیمت کالاها و گرانیهای ناشی از شرایط جنگی، فشار مستقیمی بر خانوارهای صهیونیستی وارد کرده است. همچنین بسیاری از طرحهای اقتصادی که دولت نتانیاهو، بهویژه با پیگیری وزیر دارایی این رژیم، بتسلئیل اسموتریچ، به دنبال تحقق آنها بود، تحت تأثیر شرایط موجود تضعیف شدهاند.
این کارشناس مسائل منطقه تأکید کرد: نمیتوان تحولات انتخاباتی رژیم صهیونیستی را صرفاً از دریچه مسائل امنیتی بررسی کرد. شهروندان این رژیم علاوه بر نگرانیهای امنیتی، با مشکلات اقتصادی و افزایش هزینههای زندگی نیز مواجه هستند و این موضوع در ارزیابی عملکرد دولت تأثیرگذار است.
تداوم قدرت محور مقاومت؛ فروپاشی تصویر تضعیف ایران
آجرلو در جمعبندی عوامل مؤثر بر تضعیف موقعیت نتانیاهو گفت: نقطه اصلی شکست روایت پیروزی رژیم صهیونیستی، جنگ علیه ایران و ناتوانی در دستیابی به اهداف مورد نظر بود. این جنگ نشان داد که برخلاف ادعاهای نتانیاهو، ایران و محور مقاومت همچنان از ظرفیت اثرگذاری برخوردارند و وارد کردن ضربه به آنها لزوماً به معنای تضعیف راهبردی یا از بین رفتن توانمندیهایشان نیست.
وی ادامه داد: در کنار ایران، اقدامات یمن نیز در این معادله تأثیرگذار بود. تحولات مربوط به یمن و استمرار اقدامات این جبهه نشان داد که محور مقاومت، با وجود ضرباتی که متحمل شده، همچنان از ظرفیت عملیاتی و سیاسی برخوردار است.
این کارشناس مسائل منطقه خاطرنشان کرد: در مجموع، نتانیاهو نتوانست دستاوردهای نظامی ادعایی خود را به یک سرمایه اجتماعی و انتخاباتی تبدیل کند. احساس ناامنی در جامعه صهیونیستی، ناکامی در تحقق اهداف جنگ علیه ایران، کاهش حمایت از سیاستهای جنگطلبانه، تشدید انزوای بینالمللی و فشارهای اقتصادی، مجموعه عواملی هستند که در تضعیف موقعیت سیاسی او نقش داشتهاند.
ائتلاف شکننده نتانیاهو و تناقضهای جریان راست اسرائیل
آجرلو در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ساختار سیاسی و انتخاباتی رژیم صهیونیستی گفت: انتخابات در اسرائیل به شکل فهرستی و حزبی برگزار میشود و همین مسئله موجب شده احزاب متعددی با گرایشهای سیاسی مختلف وارد رقابت شوند. در چنین ساختاری، تشکیل ائتلاف برای دستیابی به اکثریت پارلمانی اهمیت تعیینکنندهای دارد.
وی افزود: ائتلاف نتانیاهو در سالهای اخیر با تناقضهای جدی مواجه بوده است. حزب لیکود، بهعنوان یک حزب راستگرای سکولار، از نظر سنت سیاسی و رویکردهای اجتماعی با برخی احزاب و جریانهای حاضر در ائتلاف نتانیاهو تفاوتهایی دارد. برای مثال، احزابی مانند جریانهای نزدیک به آویگدور لیبرمن و نفتالی بنت، با وجود قرار گرفتن در طیف راست سیاسی، در برخی موضوعات با نتانیاهو اختلاف دارند.
این کارشناس مسائل منطقه در پایان خاطرنشان کرد: نتانیاهو در سالهای اخیر به دلیل رقابتها و تقابلهای سیاسی، حتی با برخی چهرههایی که زمانی در اردوگاه سیاسی او قرار داشتند، دچار اختلاف شده است. همین مسئله باعث شده ائتلاف او به مجموعهای از جریانهای ناهمگون تبدیل شود که حفظ انسجام و هماهنگی میان آنها دشوار است. بنابراین، وضعیت انتخاباتی نتانیاهو را باید حاصل مجموعهای از شکستهای راهبردی، فشارهای اقتصادی، بحران مشروعیت بینالمللی و تناقضهای درونی ائتلاف سیاسی او دانست.
بنبست ائتلافسازی؛ هیچیک از جریانها بهتنهایی قادر به تشکیل دولت نیستند
آجرلو در ادامه با اشاره به پیچیدگی معادلات ائتلافی در انتخابات رژیم صهیونیستی اظهار کرد: بر اساس نظرسنجیها و ارزیابیهای انتخاباتی، نتانیاهو به این جمعبندی رسیده بود که دیگر امکان دستیابی آسان به اکثریت حداقلی پارلمان را ندارد. برای تشکیل دولت در رژیم صهیونیستی کسب ۶۱ کرسی از مجموع ۱۲۰ کرسی کنست ضروری است، اما تجربه نشان داده که دولت متکی بر همین حداقل کرسیها، بهشدت در معرض فروپاشی قرار دارد.
وی افزود: معمولاً احزاب تلاش میکنند برای تشکیل کابینه به حدود ۶۷ یا ۶۸ کرسی دست پیدا کنند تا در صورت خروج یک یا دو حزب از ائتلاف یا استعفای برخی نمایندگان، دولت همچنان بتواند به فعالیت خود ادامه دهد. یکی از دلایل تداوم دولت قبلی نتانیاهو نیز دستیابی ائتلاف او به حدود ۶۷ کرسی بود که امکان حفظ اکثریت را فراهم میکرد.
این کارشناس مسائل منطقه ادامه داد: اکنون مسئله این است که هیچیک از جریانهای سیاسی بهتنهایی از ظرفیت لازم برای تشکیل یک ائتلاف باثبات برخوردار نیستند. حتی اگر احزاب مخالف نتانیاهو بتوانند با همکاری یکدیگر به اکثریت حداقلی برسند، همچنان مسئله پایداری دولت و اختلافات میان احزاب باقی خواهد ماند. بنابراین، معادله تشکیل دولت صرفاً به جمعکردن ۶۱ کرسی محدود نمیشود و مسئله اصلی، ایجاد یک ائتلاف سیاسی بادوام است.
آیزنکوت و دشواری ائتلاف با نتانیاهو
آجرلو با اشاره به موقعیت آیزنکوت در اردوگاه مخالفان نتانیاهو گفت: آیزنکوت نیز با محدودیتهای جدی برای ورود به یک ائتلاف سیاسی مواجه است. نخست اینکه او با شعار تغییر نتانیاهو وارد عرصه رقابت شده و تشکیل دولت مشترک با نخستوزیر فعلی میتواند با مبانی سیاسی و شعارهای انتخاباتیاش در تعارض قرار بگیرد.
وی افزود: مسئله دیگر، اختلافات مربوط به قانون سربازی و معافیت جریانهای مذهبی افراطی است. این موضوع یکی از چالشهای اصلی سیاست داخلی رژیم صهیونیستی محسوب میشود و هرگونه ائتلاف با احزاب مذهبی میتواند آیزنکوت را در برابر پایگاه سیاسی و شعارهای خود قرار دهد. به همین دلیل، حتی اگر فشارهایی برای تشکیل یک دولت مشترک میان جریانهای سیاسی مختلف وجود داشته باشد، اختلافات داخلی همچنان مانع مهمی خواهد بود.
سه سناریوی پیش روی تشکیل دولت در اسرائیل
این کارشناس مسائل منطقه با اشاره به سناریوهای مطرحشده برای عبور از بنبست سیاسی رژیم صهیونیستی تصریح کرد: یکی از سناریوها، تشکیل دولت مشترک با فشار نتانیاهو و حتی حمایت دونالد ترامپ است؛ به این معنا که آیزنکوت یا برخی دیگر از چهرههای مخالف نتانیاهو وارد ائتلاف کنونی شوند و زمینه تشکیل دولت را فراهم کنند.
وی ادامه داد: با این حال، چنین دولتی به دلیل اختلافات عمیق میان احزاب، بهویژه در موضوعات امنیتی، سیاسی و مسئله سربازی، با مشکلات جدی مواجه خواهد شد. در نتیجه، حتی اگر چنین ائتلافی شکل بگیرد، مسئله پایداری آن همچنان مطرح است.
آجرلو درباره سناریوی دوم گفت: احتمال دیگر، تشکیل دولت با مشارکت احزاب عربی است. البته این گزینه نیز با موانع سیاسی و ایدئولوژیک روبهروست؛ چراکه هر دو جریان اصلی، یعنی ائتلاف نتانیاهو و جریان مخالف او، مواضعی علیه تشکیل دولت با مشارکت احزاب عربی اتخاذ کردهاند.
وی افزود: حتی درباره همکاری با جریانهایی مانند فهرست متحد عربی به رهبری منصور عباس نیز محدودیتهایی وجود دارد. این جریان با برخورداری از هشت کرسی میتواند در معادلات پارلمانی اثرگذار باشد، اما احزاب صهیونیستی برای همکاری با آن با ملاحظات سیاسی و اجتماعی مواجه هستند. از سوی دیگر، خود برخی جریانهای عربی نیز اعلام کردهاند که تمایلی به ورود مستقیم به دولت ائتلافی صهیونیستی ندارند.
این کارشناس مسائل منطقه تأکید کرد: اگر احزاب مخالف نتانیاهو برای تشکیل دولت به سراغ احزاب عربی بروند، باید بخشی از شعارها و مواضع انتخاباتی خود را کنار بگذارند. چنین اقدامی میتواند از سوی رقبای سیاسی آنها بهعنوان عدول از وعدههای انتخاباتی و فرصتطلبی سیاسی مطرح شود و بر آینده سیاسی این جریانها تأثیر بگذارد.
دولت اقلیت؛ گزینهای برای عبور موقت از بنبست سیاسی
آجرلو در ادامه به سناریوی سوم، یعنی تشکیل دولت اقلیت، اشاره کرد و گفت: یکی دیگر از گزینههایی که در معادلات سیاسی رژیم صهیونیستی مطرح میشود، تشکیل دولت اقلیت است. در نظامهای پارلمانی، گاهی یک جریان سیاسی بدون برخورداری از اکثریت مطلق کرسیها، با اتکا به حمایت بیرونی برخی احزاب یا نمایندگان، دولت تشکیل میدهد.
وی افزود: در چنین شرایطی، دولت ممکن است در زمان رأی اعتماد یا رأیگیریهای مهم پارلمانی از حمایت احزاب خارج از ائتلاف برخوردار شود، بدون آنکه این احزاب رسماً در کابینه حضور داشته باشند. البته این الگو نیز به دلیل وابستگی دولت به حمایتهای موردی و شکننده، با چالشهای خاص خود روبهروست.
آجرلو در جمعبندی این بخش از تحلیل خود تأکید کرد: مسئله انتخابات رژیم صهیونیستی فقط رقابت میان نتانیاهو و مخالفانش نیست؛ بلکه مجموعهای از اختلافات ایدئولوژیک، شکافهای سیاسی، مناقشه بر سر قانون سربازی و دشواری همکاری با احزاب عربی، معادله تشکیل دولت را پیچیده کرده است. به همین دلیل، حتی دستیابی یکی از جریانها به اکثریت حداقلی نیز لزوماً به معنای پایان بحران سیاسی و تشکیل یک دولت باثبات نخواهد بود.
آجرلو در ادامه با اشاره به پیامدهای تحولات انتخاباتی بر ساختار سیاسی و اجتماعی رژیم صهیونیستی اظهار کرد: حتی اگر دولت آینده تلاش کند با استفاده از اقدامات امنیتی و عملیاتی، توان اطلاعاتی و امنیتی خود را حفظ کند، اختلافات داخلی همچنان بر عملکرد آن تأثیرگذار خواهد بود.
وی افزود: برخی از مخالفان نتانیاهو، از جمله جریانهای نزدیک به آیزنکوت، اعلام کردهاند که در صورت ورود به قدرت، تغییراتی در ساختار مدیریتی کنست و همچنین اصلاحات جدیدی در قانون قضایی دنبال خواهند کرد. این مسئله میتواند زمینهساز بازگشت اختلافات گستردهای شود که پیشتر تحت عنوان «کودتای قضایی» در جامعه رژیم صهیونیستی مطرح شده بود.
این کارشناس مسائل منطقه تصریح کرد: موضوع اصلاحات قضایی در سالهای گذشته به یکی از مهمترین عوامل شکاف اجتماعی و سیاسی در سرزمینهای اشغالی تبدیل شد و اعتراضات گستردهای را به دنبال داشت. بنابراین، بازگشت این مسئله به دستور کار دولت آینده میتواند بار دیگر جامعه صهیونیستی را با تنشهای داخلی مواجه کند. به عبارت دیگر، تغییر دولت لزوماً به معنای پایان اختلافات ساختاری در رژیم صهیونیستی نیست.
بحران هویت؛ مسئله بنیادین جامعه صهیونیستی
آجرلو با اشاره به یکی از ریشههای اصلی اختلافات در جامعه صهیونیستی گفت: صهیونیستها با یک مسئله جدی به نام بحران هویت مواجه هستند. این بحران هویتی در طول تاریخ سیاسی رژیم صهیونیستی، زمینهساز شکلگیری دوقطبیهای مختلف شده و در مقاطع گوناگون، دولتها تلاش کردهاند با برجستهسازی تهدیدات خارجی، توجه افکار عمومی را از اختلافات داخلی منحرف کنند.
وی ادامه داد: اگر روند تاریخی سیاست در رژیم صهیونیستی را بررسی کنیم، تا سال ۱۹۷۳ عمدتاً دولتهای چپگرا در قدرت بودند. پس از آن نیز تا دهههای بعد، رقابت اصلی در قالب دوقطبی چپ و راست ادامه داشت. این شکاف همچنان در جامعه وجود دارد؛ بهگونهای که بخشهایی از ارتش، نیروهای امنیتی و طبقات شهری همچنان گرایشهای چپگرایانه دارند، هرچند احزاب منتسب به این جریان در سالهای اخیر از قدرت و انسجام سیاسی گذشته برخوردار نیستند.
این کارشناس مسائل منطقه افزود: از دهه ۱۹۹۰ و با ورود نتانیاهو به عرصه اصلی قدرت، بهتدریج شکل دوقطبی سیاسی تغییر کرد و رقابت میان راست و راست میانه برجسته شد. اختلافات میان چهرههایی مانند آریل شارون و نتانیاهو نمونهای از این وضعیت بود. در ادامه، این شکاف به رقابت میان راست مذهبی و راست سکولار تبدیل شد که بخشی از ساختار ائتلافی دولتهای اخیر رژیم صهیونیستی نیز محصول همین اختلافات است.
وی خاطرنشان کرد: اکنون در کنار این دوقطبیهای تاریخی، شکاف دیگری نیز در حال برجستهشدن است؛ شکاف میان یهودیان و فلسطینیان ساکن سرزمینهای اشغالی ۱۹۴۸. این مسئله در تحولات انتخاباتی اخیر نمود بیشتری پیدا کرده و به یکی از موضوعات جدی رقابتهای سیاسی تبدیل شده است.
دوقطبی عربی و یهودی؛ تقویت انتقادات بینالمللی از اسرائیل
آجرلو با اشاره به پیامدهای سیاسی و رسانهای برخورد احزاب صهیونیستی با شهروندان عرب گفت: یکی از موضوعات مهم در انتخابات اخیر، نحوه مواجهه احزاب صهیونیستی با اعراب و فلسطینیان بود. سالها تلاش شده بود این روایت در سطح بینالمللی تثبیت شود که ناآرامیها و تنشهای داخلی ناشی از رفتار اعراب است و آنها مانع شکلگیری یک جامعه یکپارچه در اسرائیل هستند.
وی افزود: اما اظهارات و مواضع برخی جریانهای سیاسی در انتخابات اخیر، از جمله استفاده از تصاویر و شعارهایی با مضمون تهدید جمعیت عرب، باعث شد این مسئله بار دیگر در سطح بینالمللی مورد توجه قرار بگیرد. این رویکرد حتی روایت جریانهایی را تقویت کرد که برخلاف جریان مقاومت، اصل موجودیت اسرائیل را نفی نمیکنند، اما بر ضرورت همزیستی مسالمتآمیز فلسطینیان و اسرائیلیها تأکید دارند.
این کارشناس مسائل منطقه تصریح کرد: آنچه در این روند برجسته شد، این بود که مسئله صرفاً به اختلاف میان فلسطینیان و اسرائیلیها محدود نیست، بلکه نحوه مواجهه ساختار سیاسی رژیم صهیونیستی با شهروندان عرب نیز به یک موضوع مهم تبدیل شده است. به اعتقاد من، این رفتارها به تقویت انتقاداتی منجر شده که ساختار سیاسی اسرائیل را به تبعیض نژادی و فاصلهگرفتن از اصول دموکراتیک متهم میکنند.
وی ادامه داد: این مسئله علاوه بر تأثیرات داخلی، پیامدهای اجتماعی و بینالمللی نیز خواهد داشت و احتمالاً در آینده بیشتر درباره آن خواهیم شنید. رژیم صهیونیستی همواره تلاش کرده خود را نماینده دموکراسی، تمدن غرب و ارزشهای دموکراتیک معرفی کند؛ اما نحوه مواجهه برخی احزاب آن با شهروندان عرب، پرسشهای جدی درباره میزان پایبندی این ساختار به اصول ادعایی خود ایجاد کرده است.
آجرلو تأکید کرد: از منظر بینالمللی، این تحولات اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد که رژیم صهیونیستی نهتنها در حل مسالمتآمیز مسئله فلسطین با مشکلات جدی مواجه است، بلکه حتی در پذیرش سازوکارهای سیاسی و دموکراتیک برای مشارکت شهروندان عرب نیز با چالش روبهروست. به همین دلیل، این دوقطبی میتواند در آینده به یکی از محورهای اصلی مناقشات اجتماعی و سیاسی در سرزمینهای اشغالی تبدیل شود.
تغییر دولت در اسرائیل چه تأثیری بر راهبرد محور مقاومت دارد؟
آجرلو در ادامه در پاسخ به پرسشی درباره آینده انتخابات رژیم صهیونیستی، احتمال تشکیل دولت توسط چهرههایی مانند آیزنکوت و بنت و همچنین تأثیر تغییر دولت بر وضعیت محور مقاومت، اظهار کرد: باید توجه داشت که رویکرد امنیتیسازی در رژیم صهیونیستی به یک مسئله ساختاری تبدیل شده است. نتانیاهو طی حدود دو دهه حضور در رأس قدرت، توانسته است بخش مهمی از فضای سیاسی و افکار عمومی این رژیم را بر محور مسائل امنیتی سازماندهی کند.
وی افزود: به همین دلیل، نباید تصور کرد که با کنار رفتن نتانیاهو و روی کار آمدن چهرههایی مانند آیزنکوت، بنت یا لیبرمن، رویکرد کلی رژیم صهیونیستی در قبال محور مقاومت بهطور بنیادین تغییر خواهد کرد. همه این چهرهها در چارچوب نگرش امنیتمحور فعالیت میکنند و ممکن است در شیوه مواجهه نظامی و امنیتی با مقاومت تفاوتهایی داشته باشند، اما اصل مسئله همچنان پابرجا خواهد بود.
این کارشناس مسائل منطقه با اشاره به تفاوت رویکرد احتمالی آیزنکوت و نتانیاهو گفت: آیزنکوت به دلیل سابقه نظامی و امنیتی خود، ممکن است در مواجهه با تحولات منطقه رویکردی متفاوت و مبتنی بر محاسبات امنیتی داشته باشد. در مقابل، نتانیاهو در سالهای اخیر تلاش کرده است از ظرفیت قدرتهای خارجی، بهویژه آمریکا و دولت ترامپ، برای پیشبرد اهداف نظامی خود استفاده کند و هزینههای این اقدامات را صرفاً بر دوش رژیم صهیونیستی نگذارد.
وی ادامه داد: بنابراین، ممکن است در شیوه و سطح مواجهه نظامی و امنیتی این افراد تفاوتهایی وجود داشته باشد، اما از منظر راهبردی، تغییر نخستوزیر بهتنهایی به معنای تغییر ماهیت تقابل با محور مقاومت نیست. به همین دلیل، مقاومت باید تحولات سیاسی رژیم صهیونیستی را با دقت دنبال کند و متناسب با شرایط جدید، رویکرد هوشمندانه خود را حفظ کند.
سیاستهای نتانیاهو و تغییر موازنه منطقهای علیه اسرائیل
آجرلو با اشاره به پیامدهای منطقهای جنگ علیه ایران گفت: یکی از موضوعات مهم این است که اقدامات نتانیاهو، بهویژه جنگ علیه ایران و پیامدهای ناشی از آن، شرایطی را ایجاد کرده که موقعیت منطقهای رژیم صهیونیستی با چالشهای بیشتری مواجه شود.
وی افزود: رژیم صهیونیستی در گذشته از حمایت و اجماع قابل توجهی در میان کشورهای غربی برخوردار بود، اما امروز این حمایت با شکافها و اختلافات جدی مواجه شده است. به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران، سیاستهای نتانیاهو و جنگی که علیه ایران شکل گرفت، در کنار تحولات غزه، به تضعیف جایگاه بینالمللی اسرائیل کمک کرده است.
این کارشناس مسائل منطقه خاطرنشان کرد: مسئله مهم دیگر، نقش آمریکا در تحولات منطقه است. به نظر میرسد رژیم صهیونیستی و حامیان آن، شرایط فعلی را فرصتی برای پیشبرد اهداف نظامی خود ارزیابی میکردند؛ اما این فرصت محدود است. اگر آمریکا به هر دلیلی، چه از طریق توافق و چه در نتیجه تحولات نظامی و سیاسی، حضور و نقش مستقیم خود را در منطقه کاهش دهد، معادلات امنیتی غرب آسیا وارد مرحله جدیدی خواهد شد.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی، رژیم صهیونیستی با محیط منطقهای متفاوتی مواجه میشود؛ محیطی که در آن بازیگران مهم منطقهای هرکدام مطالبات و نگرانیهای امنیتی خاص خود را دارند و نمیتوانند برای همیشه نسبت به تحولات پیرامونی بیتفاوت باقی بمانند.
تهدید کشورهای اسلامی؛ شکلگیری نگرانی مشترک منطقهای
آجرلو با اشاره به گسترش دامنه تهدیدات رژیم صهیونیستی در منطقه اظهار کرد: یکی از پیامدهای اقدامات اخیر اسرائیل این بوده که مسئله فلسطین و تقابل با رژیم صهیونیستی از یک موضوع محدود به جغرافیای فلسطین فراتر رفته و به نگرانی امنیتی برخی کشورهای منطقه تبدیل شده است.
وی افزود: امروز در ادبیات برخی مقامات رژیم صهیونیستی، تهدیدات علیه کشورهای منطقه نیز برجستهتر شده است. ترکیه، عربستان سعودی و حتی پاکستان در مقاطع مختلف نسبت به برخی مواضع و تهدیدات مطرحشده از سوی مقامات اسرائیلی واکنش نشان دادهاند. این مسئله میتواند در شکلگیری نوعی احساس تهدید مشترک میان کشورهای اسلامی تأثیرگذار باشد.
این کارشناس مسائل منطقه تصریح کرد: اگر پیشتر میتوانستیم ساختار قدرت در غرب آسیا را با یک مثلث متشکل از ایران، ترکیه و کشورهای عربی توصیف کنیم، اکنون با ورود رژیم صهیونیستی به معادلات منطقهای، این ساختار پیچیدهتر شده است. با این حال، کشورهای مهم عربی از جمله مصر و عربستان سعودی همچنان نسبت به اقدامات و سیاستهای رژیم صهیونیستی حساسیتهای خاص خود را دارند؛ حتی اگر در مقاطعی به دلایل سیاسی و ملاحظات مقطعی، همکاریهایی میان آنها شکل بگیرد.
وی ادامه داد: ترکیه نیز نسبت به این تحولات حساسیت بیشتری پیدا کرده است. در مجموع، اقدامات نظامی رژیم صهیونیستی علیه کشورهای منطقه و گسترش دامنه تهدیدات، میتواند زمینه شکلگیری همگراییهای جدید امنیتی را فراهم کند.
امکان شکلگیری ائتلاف امنیتی میان کشورهای اسلامی
آجرلو با اشاره به طرحهای مطرحشده درباره همکاری امنیتی کشورهای منطقه گفت: یکی از موضوعاتی که در این شرایط اهمیت پیدا میکند، امکان شکلگیری سازوکارهای امنیتی منطقهای و حرکت به سمت امنیت درونزا است. در این زمینه، اظهارات برخی مقامهای ترکیه و پاکستان درباره ضرورت همکاری کشورهای منطقه قابل توجه است.
وی افزود: طرحهایی مانند ائتلاف مکه و ایده همکاری امنیتی کشورهای اسلامی میتواند در چارچوب تلاش برای ایجاد یک نظم امنیتی منطقهای مورد بررسی قرار بگیرد. البته تحقق چنین سازوکاری نیازمند توافق بر سر منافع مشترک، تعریف تهدیدات و ایجاد اعتماد میان بازیگران منطقهای است.
این کارشناس مسائل منطقه تأکید کرد: اگر کشورهای اسلامی بتوانند با وجود اختلافات سیاسی و رقابتهای موجود، بر سر اصول مشترک امنیت منطقهای به تفاهم برسند، امکان شکلگیری یک چارچوب همکاری جدید وجود خواهد داشت. طبیعتاً در چنین شرایطی، سیاستهای تهدیدآمیز رژیم صهیونیستی و اقدامات آن علیه کشورهای منطقه یکی از موضوعات اصلی مورد توجه خواهد بود.
آجرلو در پایان خاطرنشان کرد: یکی از پیامدهای مهم تحولات اخیر این است که رژیم صهیونیستی با اقداماتی که در منطقه انجام داده، دامنه نگرانیهای امنیتی را از مسئله فلسطین فراتر برده است. این روند میتواند زمینهساز شکلگیری بلوکبندیها و همکاریهای جدید در غرب آسیا شود؛ همکاریهایی که محور اصلی آن، حفظ امنیت منطقه توسط کشورهای منطقه و کاهش وابستگی به قدرتهای فرامنطقهای خواهد بود.
راهحل دو دولتی؛ گزینهای فاقد پشتوانه واقعی در میان طرفهای اصلی منازعه
آجرلو در پاسخ به پرسشی درباره آینده راهحل دو دولتی و تأثیر نتایج انتخابات رژیم صهیونیستی بر این موضوع اظهار کرد: در فضای سیاسی داخلی رژیم صهیونیستی، تقریباً هیچیک از جریانهای اصلی سیاسی و احزاب تأثیرگذار، اعتقاد جدی و عملی به تشکیل دو دولت مستقل فلسطینی و اسرائیلی ندارند. برخلاف شعارهایی که گاهی از سوی کشورهای اروپایی، آمریکا و برخی بازیگران منطقهای مطرح میشود، این ایده در میان جریانهای اصلی قدرت در اسرائیل از پشتوانه سیاسی کافی برخوردار نیست.
وی افزود: حتی جریانهایی که در ظاهر مواضع معتدلتری دارند، لزوماً از تشکیل دولت مستقل فلسطینی حمایت نمیکنند. از سوی دیگر، جریان مقاومت فلسطین نیز معتقد است راهحل دو دولتی نمیتواند حقوق تاریخی فلسطینیان را تأمین کند و بر ضرورت تشکیل یک دولت واحد فلسطینی در سراسر سرزمین تاریخی فلسطین تأکید دارد؛ دولتی که امکان حضور پیروان ادیان مختلف، از جمله یهودیان، را نیز فراهم کند.
این کارشناس مسائل منطقه ادامه داد: بنابراین، راهحل دو دولتی بیش از آنکه یک طرح عملیاتی مورد پذیرش طرفهای اصلی منازعه باشد، به یک ایده سیاسی و دیپلماتیک تبدیل شده است. مسئله فلسطین امروز ابعاد هویتی و وجودی پیدا کرده و اختلافات موجود صرفاً با توافقهای سیاسی و مرزبندیهای جغرافیایی قابل حل نیست.
طرح کلینبریک و تلاش برای بیاثر کردن راهحل دو دولتی
آجرلو با اشاره به سابقه مخالفت جریان راست اسرائیل با تشکیل دولت مستقل فلسطینی تصریح کرد: برای درک بهتر این مسئله باید به تحولات دهه ۱۹۹۰ و مذاکرات اسلو بازگردیم. در همان دوره، جریانهای نزدیک به نتانیاهو طرحهایی را دنبال میکردند که هدف آنها جلوگیری از تحقق واقعی راهحل دو دولتی بود. از جمله میتوان به طرح موسوم به «کلینبریک» اشاره کرد که در سال ۱۹۹۶ از سوی گروهی از مشاوران و سیاستگذاران نزدیک به جریان راست اسرائیل تدوین شد.
وی افزود: در واقع، روند تحولات سالهای بعد نیز نشان داد که بخشهایی از جریان سیاسی حاکم در اسرائیل به دنبال گسترش کنترل بر سرزمینهای فلسطینی و جلوگیری از شکلگیری یک دولت مستقل فلسطینی هستند. الحاق بخشهایی از کرانه باختری، تداوم کنترل بر غزه و اقدامات مربوط به جولان را نیز باید در چارچوب همین رویکرد بررسی کرد.
این کارشناس مسائل منطقه با اشاره به مواضع برخی چهرههای جریان راست افراطی گفت: اظهارات برخی سیاستمداران اسرائیلی، از جمله بتسلئیل اسموتریچ و ایتامار بنگویر، درباره فلسطینیان و آینده سرزمینهای اشغالی نشان میدهد که در بخشهایی از این جریان، حتی ایدههای مربوط به کوچ اجباری فلسطینیان نیز بهصراحت مطرح میشود.
وی تأکید کرد: در چنین شرایطی، نمیتوان بدون توجه به واقعیتهای میدانی و مواضع طرفهای اصلی، راهحل دو دولتی را یک گزینه قطعی و قابل اجرا دانست. مسئله فلسطین به یک منازعه عمیق هویتی تبدیل شده و هر یک از طرفها برداشت متفاوتی از آینده سرزمین و ساختار سیاسی آن دارند.
احزاب عربی و آینده مشارکت سیاسی فلسطینیان اراضی ۱۹۴۸
آجرلو در ادامه و در پاسخ به پرسشی درباره نقش احزاب عربی در معادلات انتخاباتی رژیم صهیونیستی اظهار کرد: احزاب عربی در سالهای اخیر تلاش کردهاند از طریق حضور در کنست و مشارکت در معادلات پارلمانی، بخشی از مطالبات شهروندان عرب را پیگیری کنند. البته این احزاب بهجز تجربه کوتاه مشارکت منصور عباس در ائتلاف دولت نفتالی بنت و یائیر لاپید، عموماً با محدودیتهای جدی برای ورود به ساختار دولت مواجه بودهاند.
وی افزود: تجربه حضور منصور عباس نشان داد که مشارکت احزاب عربی در ائتلافهای سیاسی میتواند امکان پیگیری برخی مطالبات، بهویژه در حوزه بودجههای عمرانی، خدمات عمومی و بهبود شرایط زندگی شهروندان عرب را فراهم کند. با این حال، تبعیض ساختاری همچنان یکی از مشکلات اصلی این شهروندان است.
این کارشناس مسائل منطقه تصریح کرد: اگر احزاب عربی بتوانند تعداد کرسیهای خود را افزایش دهند و در معادلات ائتلافی نقش مؤثرتری ایفا کنند، ممکن است بهتدریج تابوی همکاری احزاب صهیونیستی با جریانهای عربی شکسته شود. چنین اتفاقی میتواند انگیزه بیشتری برای مشارکت سیاسی فلسطینیان اراضی ۱۹۴۸ ایجاد کند.
وی ادامه داد: البته این روند به میزان پذیرش اجتماعی و سیاسی چنین مشارکتی نیز بستگی دارد. اگر احزاب عربی نتوانند دستاورد ملموسی برای شهروندان خود ایجاد کنند، احتمال تکرار سرخوردگی سیاسی و کاهش مشارکت انتخاباتی وجود دارد. در مقابل، اگر بتوانند در زمینه تأمین حقوق شهروندی، افزایش بودجه مناطق عربنشین و بهبود شرایط اقتصادی موفق شوند، احتمال افزایش مشارکت در انتخابات آینده وجود خواهد داشت.
آجرلو با اشاره به وضعیت شهروندان بدوی در سرزمینهای اشغالی گفت: بخشی از شهروندان عرب، بهویژه جمعیت بدوی ساکن مناطق جنوبی و اطراف ایلات، با محرومیتها و مشکلات جدی در زمینه خدمات عمومی، زیرساختها و شرایط معیشتی مواجه هستند. اگر این تبعیضها کاهش پیدا کند و حقوق شهروندی آنها بیشتر مورد توجه قرار بگیرد، میتوان انتظار داشت که مشارکت سیاسی آنها نیز تقویت شود.
سیاستهای تبعیضآمیز؛ مانع ادغام فلسطینیان در ساختار رژیم صهیونیستی
این کارشناس مسائل منطقه در ادامه با اشاره به وضعیت فلسطینیان ساکن اراضی ۱۹۴۸ اظهار کرد: واقعیت این است که برخلاف تصور برخی تحلیلها، ادغام اجتماعی و سیاسی فلسطینیان در ساختار رژیم صهیونیستی هیچگاه به شکل کامل محقق نشده است. سطح تبعیضها بهگونهای بوده که حتی در برخی حوزههای نظامی و امنیتی نیز محدودیتهایی برای حضور شهروندان عرب وجود داشته است.
وی افزود: اتفاقات و مواضع سیاسی اخیر نیز نشان داد که حتی تلاشهای محدود برای ادغام این جمعیت در ساختار سیاسی و اجتماعی رژیم صهیونیستی با موانع جدی روبهروست. به نظر میرسد به جای حرکت به سمت یکپارچگی اجتماعی، روند مرزبندی هویتی و برجستهسازی تفاوت میان یهودیان و فلسطینیان در حال تقویت است.
آجرلو خاطرنشان کرد: شهروندان فلسطینی اراضی ۱۹۴۸ که در انتخابات شرکت میکنند، مطالبات هویتی و ملی خود را نیز دنبال میکنند و همین مسئله از نگاه برخی جریانهای صهیونیستی بهعنوان یک تهدید تلقی میشود. حتی موضوع افزایش جمعیت عرب نیز در ادبیات برخی سیاستمداران اسرائیلی بهعنوان یک نگرانی امنیتی و جمعیتی مطرح شده است.
وی تأکید کرد: بنابراین، مشارکت سیاسی فلسطینیان اراضی ۱۹۴۸ و فعالیت گروههای مقاومت لزوماً در تعارض با یکدیگر قرار ندارند. هرکدام از این جریانها میتوانند از مسیر متفاوتی بر معادلات رژیم صهیونیستی تأثیر بگذارند؛ یکی از طریق مشارکت سیاسی و پیگیری حقوق شهروندی و دیگری از طریق مقاومت در برابر اشغالگری.
وحدت جبهه مقاومت و حفظ هویت فلسطینی؛ دو مؤلفه تعیینکننده آینده منطقه
آجرلو در پاسخ به پرسشی درباره آینده وحدت جبهه مقاومت و تأثیر تحولات سیاسی و اجتماعی اراضی اشغالی بر این موضوع اظهار کرد: مسئله مهم این است که رژیم صهیونیستی همواره تلاش کرده هویت فلسطینی را تضعیف کند و با ایجاد مرزبندیهای مختلف، میان گروههای فلسطینی شکاف ایجاد کند؛ اما این سیاست تاکنون نتوانسته هویت ملی فلسطینیان را از بین ببرد.
وی افزود: فلسطینیان ساکن اراضی ۱۹۴۸، ساکنان کرانه باختری و نوار غزه، هرکدام با شرایط و محدودیتهای متفاوتی مواجه هستند، اما پیوندهای هویتی و تاریخی میان آنها همچنان وجود دارد. از این منظر، تلاش برای تفکیک کامل این گروهها و ایجاد هویتهای جداگانه نمیتواند بهسادگی به نتیجه برسد.
این کارشناس مسائل منطقه ادامه داد: به اعتقاد من، مشارکت سیاسی فلسطینیان اراضی ۱۹۴۸ در کنار فعالیت گروههای مقاومت میتواند در دو سطح متفاوت بر تضعیف ساختار تبعیضآمیز رژیم صهیونیستی تأثیرگذار باشد. بنابراین، نباید این دو مسیر را الزاماً در تقابل با یکدیگر تعریف کرد.
وی با تأکید بر اهمیت حفظ وحدت جریانهای فلسطینی و جبهه مقاومت تصریح کرد: یکی از مسائل اساسی، حفظ پیوند میان جریانهای مختلف فلسطینی و جلوگیری از تضعیف هویت مشترک آنهاست. رژیم صهیونیستی تلاش میکند با سیاستهای مختلف، از جمله الحاق سرزمینها، تبعیض و ایجاد شکافهای اجتماعی، مسئله فلسطین را به موضوعات پراکنده و جدا از یکدیگر تبدیل کند.
آجرلو در پایان با اشاره به جایگاه هویت فلسطینی در افکار عمومی جهان گفت: آنچه اهمیت دارد این است که هویت فلسطینی برخلاف تلاشهای صورتگرفته برای حذف آن، همچنان زنده و پویاست. امروز پرچم فلسطین در ورزشگاههای اسپانیا و بسیاری از نقاط جهان به اهتزاز درمیآید و حمایت از حقوق فلسطینیان در سطح بینالمللی نمود گستردهتری پیدا کرده است.
وی خاطرنشان کرد: این مسئله نشان میدهد که موضوع فلسطین صرفاً یک مناقشه سرزمینی نیست، بلکه به مسئلهای مرتبط با هویت، حقوق ملتها و حق تعیین سرنوشت تبدیل شده است. از این منظر، حفظ وحدت جبهه مقاومت و تقویت هویت ملی فلسطینیان از مؤلفههای مهم تحولات آینده منطقه خواهد بود.
انتهای پیام/