تغییر راهبرد دفاعی ایران از بازدارندگی به اقدام پیشدستانه/ آمریکا دیگر نمیتواند جغرافیای جنگ را تعیین کند
«سعدالله زارعی»، کارشناس ارشد مسائل منطقه، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری آنا با اشاره به دستور اخیر فرمانده کل قوا خطاب به مقامات نظامی کشور، اظهار کرد: این دستور در شرایطی صادر شده که طی روزها و هفتههای اخیر تهدیدات مختلفی از سوی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران مطرح شده است. در چنین شرایطی، تأکید بر آمادگی نیروهای مسلح برای اقدام پیشدستانه، اقدامی بازدارنده با هدف جلوگیری از عملیاتی شدن تهدیدات دشمن است.
اقدام پیشدستانه؛ نخستین مؤلفه دکترین جدید بازدارندگی
وی ضمن تشریح ابعاد نظامی این دستور افزود: نخستین پیام این رویکرد آن است که اگر نیروهای مسلح بر اساس شواهد و قرائن معتبر به این جمعبندی برسند که دشمن در آستانه اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی قرار دارد، باید امکان اقدام پیشدستانه برای برهم زدن محاسبات و آرایش نظامی دشمن وجود داشته باشد. این موضوع یکی از مؤلفههای مهم بازدارندگی در شرایط تهدید است.
این کارشناس مسائل منطقه با اشاره به ضرورت تغییر در جغرافیای تقابل نظامی تصریح کرد: راهبرد دشمن این است که درگیری را به جغرافیای جمهوری اسلامی محدود کند تا ایران بهتنهایی هزینههای مادی و معنوی جنگ را بپردازد؛ در مقابل، منافع و اقتضائات راهبردی کشور ایجاب میکند که چنین طرحی با راهبردی متفاوت مواجه شود.
زارعی ادامه داد: ایران پیشتر در جریان جنگ منطقهای تجربه کرد که چگونه میتوان دامنه یک درگیری را از محدوده جغرافیایی یک کشور فراتر برد. در آن مقطع، رهبر شهید تأکید کرده بودند که در صورت وقوع جنگ، این بار با جنگی منطقهای مواجه خواهیم شد و تحولات بعدی نیز نشان داد که دامنه درگیری به جغرافیای ایران محدود نماند.
کارشناس ارشد مسائل راهبردی با اشاره به ابعاد بینالمللی حمایت از آمریکا در جنگ رمضان تأکید کرد: بر اساس گزارشی که سردار رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، ارائه کرده است، کشورهای اروپایی بهصورت اعلامنشده حدود پنج هزار سورتی پرواز در حمایت از آمریکا انجام دادهاند. این مسئله نشان میدهد که در آن مقطع، جبههای گستردهتر از سطح منطقه در برابر جمهوری اسلامی شکل گرفته بود.
این تحلیلگر مسائل منطقه در ادامه عنوان کرد: با وجود گستردگی جبهه مقابل، جمهوری اسلامی با اتکا به راهبرد منطقهای خود توانست معادلات جنگ را تغییر دهد و دشمن را به پذیرش آتشبس وادار کند. اکنون تجربه جنگ رمضان پیش روی ما قرار دارد و ظرفیت ایران برای گسترش دامنه تقابل و آشکار کردن آسیبپذیریهای دشمن در سطح منطقه به نمایش درآمده است.
جنگ فرامنطقهای؛ فراتر رفتن دامنه پاسخ از مرزهای ایران
زارعی با اشاره به ابعاد جدید راهبرد دفاعی جمهوری اسلامی تشریح کرد: اکنون صحبت از راهبردی گستردهتر، یعنی جنگ فرامنطقهای و عبور از محدودیتهای جغرافیایی در مواجهه با تهدیدات است. این رویکرد دو پیام اصلی دارد؛ نخست اینکه جمهوری اسلامی اراده لازم برای گسترش دامنه تقابل در صورت تحمیل جنگ را دارد و دوم اینکه از ظرفیتهای لازم برای تحقق چنین راهبردی برخوردار است.
وی اضافه کرد: توان موشکی، ظرفیتهای دریایی و هوایی و همچنین توسعه قابلیتهای اطلاعاتی کشور، زمینههایی هستند که امکان مواجهه با تهدیدات در گسترهای فراتر از منطقه را فراهم میکنند. بنابراین، موضوع صرفاً اعلام یک اراده سیاسی نیست، بلکه باید ظرفیتهای پشتیبان این راهبرد را نیز مورد توجه قرار داد.
این کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا با اشاره به پیشرفتهای اطلاعاتی کشور پس از جنگ تأکید بیان کرد: یکی از حوزههایی که در فاصله جنگ رمضان تا امروز مورد توجه قرار گرفته، توسعه ظرفیتهای اطلاعاتی نظامی است. در این زمینه، جمهوری اسلامی توانسته به امکانات و قابلیتهای جدیدی برای گردآوری و تحلیل اطلاعات دست پیدا کند. حتی برخی مؤسسات غربی نیز به افزایش ظرفیتهای اطلاعاتی ایران از طریق سامانههای ماهوارهای اشاره کردهاند.
سه مؤلفه توسعه قدرت اطلاعاتی ایران در معادلات نظامی
زارعی در پاسخ به پرسشی درباره نقش اطلاعات نظامی در افزایش بازدارندگی و بهروزرسانی شناخت از اهداف احتمالی دشمن توضیح داد: جمهوری اسلامی در این حوزه سه مسیر اصلی را دنبال کرده است.
وی نخستین مؤلفه را توسعه شبکههای اطلاعاتی و بهرهگیری از ظرفیتهای مختلف برای شناخت توانمندیها و تحرکات نظامی دشمن دانست و افزود: عملیات نظامی ایران علیه پایگاه آمریکا در اردن نشان داد که کشور به اطلاعات دقیق و جزئی از ظرفیتهای نظامی طرف مقابل دسترسی دارد. پیامدهای آن عملیات نیز موجب شد آمریکاییها بخش قابل توجهی از تجهیزات خود را از اردن منتقل کنند و برای نخستین بار به تلفات خود در آن درگیری اذعان کنند.
این تحلیلگر مسائل راهبردی منطقه، توسعه ظرفیتهای فنی تولید اطلاعات را دومین مؤلفه دانست و تصریح کرد: در این فاصله، بخشی از امکانات فنی مورد نیاز برای تولید و گردآوری اطلاعات در داخل کشور ایجاد شده و بخشی دیگر نیز از طریق تأمین تجهیزات و امکانات مورد نیاز فراهم شده است.
زارعی سومین مؤلفه را شکلگیری همکاریها و ائتلافهای اطلاعاتی با کشورهای دوست عنوان کرد و گفت: جمهوری اسلامی در این زمینه با مجموعهای از کشورها که برخی از آنها قدرتهای بینالمللی و برخی دیگر کشورهای برخوردار از تجهیزات و امکانات پیشرفته هستند، همکاری و تبادل اطلاعات دارد.
وی ادامه داد: مجموع این سه ظرفیت، فضای جدیدی را در حوزه اطلاعات نظامی پیش روی کشور قرار داده است. برخورداری از اطلاعات دقیقتر میتواند در افزایش دقت تصمیمگیریهای دفاعی، کاهش خطا در ارزیابی تهدیدات و ارتقای آمادگی نیروهای مسلح نقش مؤثری داشته باشد.
اطلاعات دقیق؛ عاملی برای تغییر محاسبات و کاهش هزینههای جنگ
این کارشناس ارشد مسائل منطقه با تشریح تأثیر اطلاعات نظامی بر معادلات درگیری توضیح داد: اطلاعات دقیق در سطح راهبردی میتواند بر مدت زمان درگیری، میزان هزینههای نظامی و محاسبات طرف مقابل تأثیر بگذارد. هر اندازه شناخت از شرایط و ظرفیتهای طرف مقابل افزایش یابد، امکان تصمیمگیری دقیقتر و مدیریت بهتر بحران نیز فراهم میشود.
این مدرس دانشگاه افزود: یکی از پیامدهای برخورداری از ظرفیت اطلاعاتی، افزایش قدرت ارزیابی و پیشبینی تحولات نظامی است. این مسئله میتواند در تغییر محاسبات دشمن و کاهش امکان دستیابی او به اهداف مورد نظر نقش داشته باشد و در نهایت، زمینه پایان سریعتر درگیری و پذیرش راهحلهای سیاسی را فراهم کند.
اعتبار نظامی آمریکا؛ یکی از اهداف راهبردی تقابل جدید
وی در ادامه با اشاره به تأثیر ورود داراییهای مادی و غیرمادی دشمن به محاسبات دفاعی ایران تأکبد کرد: یکی از مهمترین سرمایههای آمریکا، اعتبار نظامی این کشور است. آمریکاییها طی حدود ۸۰ سال گذشته از این اعتبار برای تثبیت برتری خود در عرصههای مختلف استفاده کردهاند.
این تحلیلگر مسائل منطقه با اشاره به بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲ عنوان کرد: در دوره ریاستجمهوری جان اف. کندی، آمریکا با اعمال فشار و تهدید نظامی توانست شوروی را به عقبنشینی وادار کند و موشکهای خود را از کوبا خارج کند. این نمونه نشان میدهد که اعتبار نظامی تا چه اندازه میتواند در محاسبات و تصمیمگیریهای قدرتهای بزرگ مؤثر باشد.
زارعی تأکید کرد: اگر جمهوری اسلامی بتواند در یک تقابل نظامی، این تصور را که آمریکا از توانایی تحمیل اراده خود به هر رقیبی برخوردار است، با چالش مواجه کند، در واقع بخشی از سرمایه راهبردی و اعتبار بینالمللی این کشور را تحت تأثیر قرار داده است.
وی با اشاره به اهمیت ائتلافسازی در راهبرد آمریکا افزود: یکی دیگر از سرمایههای راهبردی واشنگتن، توانایی تشکیل ائتلافهای بینالمللی برای تقسیم هزینهها و ریسکهای درگیری است. آمریکا در مواجهه با بحرانهای مختلف تلاش میکند به وسیله همراه کردن کشورهای دیگر، هزینههای سیاسی و نظامی اقدامات خود را کاهش دهد.
این کارشناس مسائل منطقه ادامه داد: اگر شرایط بهگونهای پیش برود که کشورهای مختلف نسبت به مشارکت در ائتلافهای نظامی تحت رهبری آمریکا دچار تردید شوند، یکی دیگر از ظرفیتهای راهبردی واشنگتن با چالش مواجه خواهد شد.
زارعی سومین مؤلفه در این زمینه را تأثیرگذاری بر اراده سیاسی و نظامی آمریکا دانست و بیان کرد: اگر جامعه و نخبگان آمریکایی به این جمعبندی برسند که جنگ با جمهوری اسلامی با منافع، اهداف و میزان تابآوری این کشور سازگار نیست، فشارهای داخلی بر ساختار تصمیمگیری و دستگاه نظامی آمریکا افزایش پیدا میکند.
وی با اشاره به تجربه جنگ رمضان تصریح کرد: یکی از تلاشهای آمریکا در آن مقطع، ایجاد فشار اجتماعی در داخل ایران با هدف تأثیرگذاری بر اراده سیاسی کشور و محدود کردن توان تصمیمگیری بود. در مقابل، افزایش هزینههای جنگ برای آمریکا نیز میتواند بر فضای داخلی این کشور و تصمیمگیریهای دستگاه نظامی آن تأثیر بگذارد.
داراییهای مادی و اقتصادی آمریکا در منطقه؛ مؤلفهای در محاسبات دفاعی ایران
این تحلیلگر مسائل منطقه با تفکیک سرمایههای مادی و غیرمادی آمریکا یادآور شد: بخشی از داراییهای نظامی آمریکا در منطقه، مانند ناوها و تجهیزات متحرک، امکان جابهجایی دارند؛ اما همه ظرفیتها و منافع این کشور به همین شکل قابل انتقال نیستند.
وی ادامه داد: سفارتخانهها، نیروهای انسانی، شرکتهای اقتصادی، مؤسسات چندملیتی و سرمایهگذاریهای مشترک آمریکا با برخی کشورهای منطقه، بهویژه در حوزه نفت و گاز، از جمله داراییهایی هستند که نمیتوان بهآسانی آنها را از محیط منطقه خارج کرد.
وی همچنین عنوان کرد کرد: بنابراین، در کنار ظرفیتهای نظامی، مجموعهای از منافع اقتصادی و سیاسی آمریکا نیز در معادلات امنیتی منطقه حضور دارد که باید در تحلیل راهبردی تحولات مورد توجه قرار گیرد.
وحدت ساحات مقاومت؛ اشتراک در تهدیدات و فرصتهای منطقهای
کارشناس ارشد مسائل خاورمیانه در ادامه این گفتوگو با اشاره به مفهوم وحدت ساحات مقاومت در معادلات جدید غرب آسیا تشریح کرد: این مفهوم از دو بعد فرهنگی و عملیاتی قابل بررسی است. از منظر فرهنگی، وحدت ساحات به معنای درک مشترک ملتهای منطقه از تهدیدات و فرصتهایی است که در محیط پیرامونی آنها وجود دارد.
وی افزود: اگر در نقطهای از منطقه، تهدیدی مانند تجاوز نظامی یا عملیات ترور عادیسازی شود، این احتمال وجود دارد که همان الگو در مناطق دیگر نیز تکرار شود. برای مثال، تحولات امنیتی در سوریه را نمیتوان صرفاً مسئلهای محدود به این کشور دانست؛ زیرا پیامدهای چنین تحولاتی میتواند بر امنیت سایر کشورهای منطقه نیز اثرگذار باشد.
این کارشناس مسائل منطقه ادامه داد: همین منطق درباره فرصتها نیز صدق میکند. اگر در بخشی از منطقه ثبات و امنیت ایجاد شود، این وضعیت میتواند به عاملی برای تقویت ثبات در سایر بخشها تبدیل شود. بنابراین، وحدت ساحات از منظر فرهنگی به معنای درک مشترک از تهدیدات و فرصتهای منطقهای است.
وی همچنین تشریح کرد: در این سطح، وحدت ساحات به معنای اقدام هماهنگ و همراه در شرایطی است که یکی از جبهههای مقاومت با تهدید یا درگیری مواجه شود. بر این اساس، تحولات یک جبهه نباید جدا از سایر جبههها مورد ارزیابی قرار گیرد و باید پیوندهای موجود میان آنها را در محاسبات امنیتی منطقه لحاظ کرد.
زارعی در پایان خاطرنشان کرد: تحقق چنین رویکردی میتواند مفهوم جدیدی از سیاست و امنیت منطقهای ایجاد کند و بر معادلات تقابل در غرب آسیا تأثیر بگذارد. در این چارچوب، همکاری و همگرایی میان ملتها و جریانهای منطقه میتواند ظرفیت بیشتری برای مقابله با تهدیدات مشترک و تأثیرگذاری بر آینده امنیت منطقه فراهم کند.
انتهای پیام/