زریندست: فیلمسازی آسان شده، اما فیلم خوب ساختن همچنان دشوار است
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری آنا، در حاشیه برگزاری جشنواره فیلم مقاومت، کارگاه انتقال تجربه علیرضا زریندست در پردیس سینمایی ملت برگزار شد. این نشست با استقبال سینمادوستان و هنرجویان همراه بود و زریندست در آن، با مرور بخشی از تجربههای چند دهه فعالیت خود در سینمای ایران، درباره فیلمبرداری، نسبت تصویر با روانشناسی شخصیت، مهارتهای حرفهای، همکاری میان عوامل و چالشهای فناوریهای جدید سخن گفت.
فیلم خوب ساختن، یکی از دشوارترین کارهاست
زریندست در آغاز این کارگاه، مهمترین پیششرطهای ورود جدی به سینما را چه دانست؟
او با تأکید بر اینکه «فیلمسازی» با «فیلم خوب ساختن» تفاوت دارد، گفت ساختن یک اثر خوب از دشوارترین کارهاست و نقطه آغاز آن، فیلمنامهای درست و سنجیده است. به گفته او، نویسنده فیلمنامه باید هم با ادبیات ایران و جهان آشنا باشد و هم امکانات واقعی سینمای ایران را بشناسد تا آنچه مینویسد قابلیت تبدیل شدن به تصویر را داشته باشد.
زریندست برای توضیح این موضوع به تجربهای از یکی از فیلمنامههای علی حاتمی اشاره کرد؛ جایی که یک جمله کوتاه درباره حمله مشروطهخواهان به مجلس، در مرحله اجرا نیازمند تدارک گسترده برای لباس، اسب، صدا، فضای تاریخی و بازسازی میدان بهارستان بود. او با این مثال یادآور شد که فاصله میان یک خط فیلمنامه و اجرای سینمایی آن، گاه بسیار زیاد است.
فیلم خودتان را بسازید، نه نسخهای از فیلم دیگران
چرا زریندست بر پرهیز از کپیکاری تأکید داشت؟
او یکی از مشکلات سینمای ایران را تأثیرپذیری مستقیم و کپیبرداری از آثار موفق دانست و به هنرجویان توصیه کرد پیش از هر چیز، به ایده و جهان شخصی خود اعتماد کنند. از نگاه او، سینما شبیه کاغذ سفیدی است که تا پیش از خلق تصویر معنایی ندارد و این خلاقیت فیلمساز است که کلمه را به نور و تصویر تبدیل میکند.
زریندست تأکید کرد که مطالعه، شناخت سینما و دیدن آثار مهم ضروری است، اما استفاده از تجربه دیگران نباید به مصادره و تقلید بدل شود.
او گفت اگر ایده یا پیشنهادی تحتتأثیر اثری پیشین شکل گرفته، بهتر است فیلمساز نسبت به منبع الهام خود صادق باشد و «خاطرهدزدی» نکند.
لوکیشن فقط پسزمینه نیست؛ بخشی از شخصیت صحنه است
بخش مهمی از سخنان زریندست به انتخاب مکان فیلمبرداری اختصاص داشت. او توضیح داد که لوکیشن باید در خدمت موقعیت دراماتیک، شخصیتها و گفتوگو باشد و انتخاب نامناسب میتواند نیروی یک صحنه را از بین ببرد.
او مثالی از مواجهه دو برادر با شرایط کاملاً متفاوت زد؛ یکی که زندگی سامانیافتهتری دارد و دیگری که به اعتیاد و بیخانمانی رسیده است.
به اعتقاد زریندست، قرار دادن چنین مواجههای در فضایی نامتناسب میتواند تضاد شخصیتها را بیاثر کند، در حالی که یک فضای ویران یا مخروبه میتواند به شکل روانشناختی، فروپاشی یکی از شخصیتها و تلاش دیگری برای احیای او را تقویت کند.
سینما، روانشناسی تصویر است
منظور زریندست از «روانشناسی تصویر» چیست؟
او در توضیح این مفهوم گفت فیلمبردار با نور، رنگ، قاب، فضای صحنه و میزان اطلاعاتی که در تصویر قرار میدهد، بر ذهن تماشاگر اثر میگذارد.
زریندست نمونهای از تجربه شخصی خود در فیلمبرداری یک اثر را مطرح کرد که در آن، برای القای فشار روحی بر شخصیت، آگاهانه «هدروم» را تنگتر از قواعد معمول گرفته بود تا تماشاگر نیز بهصورت ناخودآگاه حس فشردگی و فشار را تجربه کند.
به گفته او، با تغییر وضعیت روانی شخصیت در ادامه فیلم، قاب نیز بهتدریج آزادتر و متعادلتر شد. زریندست این تغییر را نمونهای از آن دانست که چگونه ترکیببندی، نور و فاصلهها میتوانند بدون توضیح مستقیم، روند درونی یک شخصیت را به مخاطب منتقل کنند.
مهارت از مطالعه، دیدن و شناخت ریشههای تصویر میآید
زریندست تأکید کرد که مهارت سینمایی فقط از کار با دوربین به دست نمیآید. از نظر او، فیلمبردار باید رمان بخواند، فیلمهای مهم سینمای ایران و جهان را ببیند، نقاشی را بشناسد و با تاریخ تصویر آشنا باشد.
او ریشه بسیاری از اصول نورپردازی کلاسیک را در نقاشی پیش از اختراع برق دانست و توضیح داد که نقاشان با استفاده از نور طبیعی، محل استقرار سوژه، کیفیت سایهها و فضای معماری، اصولی را ساختهاند که بعدها در عکاسی و فیلمبرداری ادامه پیدا کرده است. به همین دلیل، مراجعه به نقاشیهای هر دوره میتواند برای بازسازی فضای تاریخی و شناخت نور بسیار راهگشا باشد.
مدیر فیلمبرداری باید برای هر وضعیت، چند راهحل داشته باشد
زریندست درباره مسئولیت مدیر فیلمبرداری گفت این عنوان صرفاً جنبه تشریفاتی ندارد و مدیر فیلمبرداری باید بتواند برای مسائل مختلف صحنه راهحل پیدا کند؛ از نور و برق گرفته تا هماهنگی با صدابرداری، طراحی صحنه و خواستههای کارگردان.
او ذهن فیلمبردار را به یک سیستم چندلایه تشبیه کرد که باید همزمان «پلن A، B، C و D» داشته باشد. به گفته او، ممکن است لوکیشنی که روز قبل برای آن طراحی نور انجام شده، صبح روز فیلمبرداری از دسترس خارج شود و گروه مجبور شود به محل دیگری برود. در چنین شرایطی، تسلط بر اصول نورپردازی و شناخت دقیق ابزار است که امکان تصمیمگیری سریع را فراهم میکند.
پشت «بیتجربه بودیم» پنهان نشوید
زریندست چرا تعبیر «تجربه نداشتیم» را بهعنوان توجیه یک فیلم ضعیف نمیپذیرد؟
او گفت فیلمساز نباید ضعف یک اثر را با این جمله که «کار اولمان بود» یا «تجربه نداشتیم» توجیه کند. از نگاه او، کسی که سراغ یک تکنیک یا فناوری میرود باید پیش از استفاده، دستکم شناخت و آمادگی لازم را کسب کند و مسئولیت نتیجه را بپذیرد.
زریندست تأکید کرد تماشاگر در سالن سینما با توضیحات سازنده روبهرو نیست و فیلم باید خودش پاسخگوی کیفیتش باشد. بنابراین، مهارت و آمادگی قبلی اهمیت دارد و هیچ توضیحی پس از نمایش نمیتواند یک تصویر یا فیلم ضعیف را نجات دهد.
موفقیت در سینما بدون مدیریت فردی پایدار نمیماند
او بخش دیگری از سخنانش را به مدیریت فردی اختصاص داد و گفت استعداد بهتنهایی کافی نیست.
به باور زریندست، هنرمند باید بتواند تواناییهای خود را درست ارائه کند، اعتماد گروه را به دست آورد و نقاط ضعفش را بشناسد.
زریندست توضیح داد که در سینمای ایران اعتبار حرفهای تا حد زیادی «سینهبهسینه» منتقل میشود؛ اعضای یک گروه، توانایی، اخلاق حرفهای و قابلیت اعتماد یکدیگر را میبینند و همین تجربهها زمینه معرفی افراد به پروژههای بعدی را فراهم میکند.
او افزود رسیدن به موفقیت دشوار است، اما حفظ آن دشوارتر؛ زیرا هنرمند پس از مطرح شدن، باید کیفیت و اعتبار خود را در هر پروژه دوباره اثبات کند.
دوربین دیجیتال راه را آسانتر کرده، اما خطر سطحی شدن هم وجود دارد
زریندست با مقایسه نسل خود با فیلمسازان امروز گفت دسترسی به دوربین و امکان تولید تصویر بسیار آسانتر شده است. موبایل و دوربینهای دیجیتال میتوانند فرصت ظهور استعدادهای تازه را فراهم کنند، اما در عین حال، انبوهسازی آثار کممایه نیز ممکن است نگاه به فیلم کوتاه و تولید مستقل را سطحی کند.
به اعتقاد او، آسان شدن ابزار نباید باعث شود فیلمساز به اولین امکان موجود رضایت دهد. فیلم خوب باید مخاطب را متوقف کند و وادار به دیدن کند، نه اینکه مثل صفحهای از یک مجله پرحجم، سریع ورق بخورد و فراموش شود.
درباره هوش مصنوعی؛ «خلاقیت انسان را واگذار نکنید»
در بخش پرسش و پاسخ، زریندست درباره گسترش هوش مصنوعی در تولید تصویر چه گفت؟
او موضعی انتقادی نسبت به واگذاری خلاقیت هنری به هوش مصنوعی داشت و هشدار داد که استفاده بیمحابا از این فناوری میتواند بخشی از قدرت تصمیمگیری، مهارت و خلاقیت انسان را تضعیف کند. زریندست در پاسخ به پرسشی درباره جایگزینی تولید تصویری مبتنی بر هوش مصنوعی با فیلمبرداری واقعی، تأکید کرد که سینما باید همچنان متکی بر شناخت، انتخاب و خلاقیت انسانی باقی بماند.
او همچنین به سوءاستفادههای اجتماعی از فناوریهای تقلید صدا و تصویر اشاره کرد و گفت پیامدهای واقعی این تحول در سالهای آینده روشنتر خواهد شد. از نگاه او، فیلمبردار باید از فناوری استفاده کند، اما در نهایت «هوش طبیعی» انسان باید بر ابزار مسلط باشد، نه برعکس.
کلوزآپ و اعتماد کیارستمی به زریندست
زریندست در پاسخ به پرسشی درباره همکاری با عباس کیارستمی، به تجربه فیلم «کلوزآپ» اشاره کرد و گفت کیارستمی از او خواسته بود فیلم را برخلاف سبک شناختهشده و آراسته فیلمبرداریاش ثبت کند؛ بهگونهای که تصویر، ظاهرِ ساده و بیتکلفتری داشته باشد.
او این توانایی را نیز بخشی از مهارت حرفهای دانست؛ اینکه فیلمبردار بتواند آگاهانه از نمایش مهارت خود عقبنشینی کند و تصویر را در خدمت جهان فیلم قرار دهد. زریندست همچنین از ماجرای قطع شدن ناگهانی صدا در یکی از لحظات فیلم گفت؛ اتفاقی که در نهایت با تصمیم خلاقانه گروه به بخشی از نتیجه نهایی اثر تبدیل شد.
دستیار فیلمبرداری؛ یک مسیر کافی نیست
برای جوانانی که میخواهند به فیلمبرداری حرفهای برسند، مسیر دستیار شدن بهتر است یا ساخت مستقل فیلم کوتاه؟
زریندست توصیه کرد هنرجویان خود را به یک مسیر محدود نکنند. از نگاه او، هم نزدیک شدن به دوربین از مسیر دستیاری و کار در پروژههای حرفهای اهمیت دارد و هم تجربه تولید مستقل میتواند به شکلگیری هویت و مهارت فردی کمک کند.
او تأکید کرد که فیلمبردار خوب باید دانش خود را پنهان نکند و فضای یادگیری برای دستیاران فراهم شود. زریندست گفت در پروژههای خودش تلاش کرده اطلاعات و تجربههای فنی را در اختیار اعضای جوان گروه قرار دهد و معتقد است سینما زمانی پیش میرود که انتقال تجربه بهصورت واقعی در دل کار اتفاق بیفتد.
سینما محصول تعامل است، نه تصمیم یک نفر
در بخش پایانی کارگاه، زریندست درباره نسبت فیلمبردار و کارگردان گفت از نظر حقوقی فیلم به نام کارگردان شناخته میشود، اما از نظر واقعی، یک اثر سینمایی نتیجه مشارکت مجموعهای از عوامل است. به گفته او، کارگردانان مهمی که با آنان همکاری داشته، از داریوش مهرجویی و علی حاتمی تا مسعود کیمیایی و عباس کیارستمی، در گفتوگو با عوامل انعطاف داشتهاند.
او گفت گاهی یک عضو گروه از بیرون متن یا موقعیت را میبیند و جزئیاتی را کشف میکند که برای نویسنده یا کارگردان، به دلیل درگیری طولانی با اثر، پنهان مانده است. از همین رو، تعامل حرفهای میان فیلمبردار، کارگردان و دیگر عوامل میتواند یک صحنه معمولی را به لحظهای ماندگار تبدیل کند.
پایان کارگاه با تأکید بر یادگیری و انتقال تجربه
کارگاه انتقال تجربه علیرضا زریندست در پردیس سینمایی ملت با پرسشهای متعدد حاضران درباره فیلمبرداری، خط فرضی، دکوپاژ، مسیر ورود به حرفه، هوش مصنوعی و تجربه همکاری او با فیلمسازان برجسته سینمای ایران ادامه یافت. محور مشترک سخنان این فیلمبردار پیشکسوت، تأکید بر مطالعه، مهارت، خلاقیت، مسئولیتپذیری و یادگیری مداوم بود.
زریندست در جمعبندی سخنانش بار دیگر یادآور شد که ابزارهای جدید میتوانند کار فیلمسازی را آسانتر کنند، اما آنچه یک تصویر را به سینما تبدیل میکند، شناخت، انتخاب، خلاقیت و تسلط هنرمند بر ابزار است.
انتهای پیام/