01:12 06 / 08 /1405
روایت غلامرضا فرخی از تصمیم وزنی‌اش و عضویت در بهترین تیم تاریخ

مادرم گفت مطمئنم طلا می‌گیری؛ پدرم مرا بهترین 82 کیلوی دنیا می‌دانست/ از باخت ناگویا پله ساختم؛ صفر تا صد دوبنده‌ام را خودم طراحی کردم

غلامرضا فرخی
غلامرضا فرخی می‌گوید دو جمله مادر و پدرش او را بعد از ناکامی در بازی‌های آسیایی، دوباره به روال بازگردانده، اینکه نمی‌توانست مادرش را ناامید کند و پدرش تاکید داشت او باوجود باخت در 87 کیلو، همچنان نفر اول 82 کیلوگرم دنیاست.

به گزارش خبرگزاری آنا، غلامرضا فرخی طلای سال گذشته‌اش در زاگرب را، در شبی که دو فینالیست قبلی‌مان باخته بودند، در آستانه تکرار کرد تا نشان دهد مرد شماره یک 82 کیلوگرم همچنان اوست.

پسر خوبِ شیراز سال قبل بعد از طلای جهانی، طلای بازی‌های کشورهای اسلامی و امیدهای جهان را هم گرفته بود. اولی را در وزن تخصصی خودش و دومی و سومی را در 87 کیلوگرم؛ او سال فنی جاری را هم با نقره وزن المپیکی استارت زد. در فینال 87 کیلوگرم قهرمانی آسیا،‌ به آسان ژانیشوف باخت و کمتر از یک ماه قبل، کارش را در همین وزن بازی‌های آسیایی، با یک باخت مقابل حریف قزاق تمام کرد. شکست 6-6 شمیل اوژایف؛ از این رو طلایی که در قزاقستان گرفت، ارزشش چند برابر است. 

هم به لحاظ کیلوهای زیادی که از وزن بدنش کم کرد و دو مسابقه مهمی که کمتر از یک ماه پشت سر گذاشت و هم بازسازی روحی و روانی بعد از شکست تلخ در ژاپن.

غلامرضا در قهرمانی 2026 جهان بعد از یک دور استراحت، زولتان لوای مجار، میهایل برادو از مولداوی، کاژی‌یف روس و ساریچیچک از ترکیه را برد و در شبی زیبا، سالِ سختش را طلایی به پایان رساند.

گفت‌وگوی آنا با این کشتی‌گیر خوب و طلایی را در زیر می‌خوانید: 

آنا: می‌خواهم از کیلوهای زیادی که کم کردی شروع کنی. تو حتی در ناگویا هم که یک وزن بالاتر کشتی گرفتی باز هم در فیلم‌ها مشخصا در حال وزن کردن بودی.
آنجا اذیت نشدم، نهایتا یک کیلو کم کردم. چیزی نبود، اما برای مسابقات جهانی کیلوهای زیادی کم کردم. مسئله اصلی هم فاصله کم بین دو مسابقه بود و این سختی کار را بیشتر می‌کرد. یعنی اساسا اگر دو مسابقه پشت سر هم نداشتیم،‌ این کاهش وزن به مرور اتفاق می‌افتاد اما من در بازی‌های آسیایی 87 کیلو کشتی گرفتم و اینجا باید 82 کیلو می‌شدم. بدتر از آن هم وضعیت روحی و روانی‌ام بود، که به خاطر باخت، حالم خراب بود. فشار زیاد، توقع مردم و همه اینها، بار زیادی روی دوشم انداخته بود.

*به خاطر اعتقادات یا سب زندگی‌ام برخی دوست ندارند موفق شوم

آنا: خودت هم می‌دانستی به هرحال یک عده بدشان نمی‌آید زمین خوردنت را ببینند و بگویند دیدید گفتیم پارسال اتفاقی قهرمان جهان شده است!
نمی‌دانم به خاطر اعتقاداتم هست یا سبک زندگی‌ام، اما یک سری هستند که دوست ندارند موفق شوم. خداراشکر که لطف خدا باز هم شامل حالم شد و با خوش‌رنگ‌ترین مدال کارم را تمام کردم.

آنا: باختت در ناگویا خیلی تلخ بود چون به عنوان شانس مدال طلا، فقط یک دور کشتی گرفته بودی. چطور خودت را برای مسابقه بعدی جمع‌وجور کردی.
شرایط خیلی سختی بود اینکه روحیه‌ام را دوباره برگردانم و باخت را فراموش کنم. البته که من باخت را فراموش نکردم و از آن پله ساختم برای مسابقه بعدی.

*حرف‌های مادر و پدرم مرا به روال بازگرداند

آنا: و بیشتر از همه چه کسی در این راه کمکت کرد؟
پدر و مادرم؛ خانواده‌ام. خیلی با من صحبت کردند.

آنا: می‌گویی دقیقا چه جمله‌هایی تو را تکان داد و به جریان عادی زندگی برگرداند که بعد از آن شکست تلخ، مهیای حضور در قهرمانی جهان شوی؟
یکی اینکه مادرم می‌گفت من مطمئنم تو طلا می‌گیری و از یک طرف وقتی اینقدر با اطمینان این را می‌گفت نمی‌توانستم ناامیدش کنم و از طرف دیگر این حرف و باورش، برایم امیدبخش بود. و پدرم که این جمله را می‌گفت تو هنوز 87 کیلو نرفتی و کشتی‌گیر 82 کیلو هستی، یادت باشد که با اختلاف هم در 82 کیلو نفر اول دنیا هستی.

آنا: فکر می‌کنم سروزن رسیدن امسالت خیلی سخت‌تر از سال قبل شد.
خیلی چون تایم زیادی نداشتم و به خاطر ناگویا مدیریت وزن کم کردن را از دست داده بودم. وقتی هم که به آستانه رسیدیم هوا 7-8 درجه زیر صفر بود و در هوای سرد، وزن کم کردن خیلی سخت‌تر است. 

*به خاطر باخت احمدی و احمدی‌وفا در فینال، فشار زودی روی من بود

آنا: کدام کشتی برایت سخت‌تر شد؟
در مسابقه‌‎ای با این سطح‌، ‌تمام کشتی‌ها حساسیت خودش را دارد یعنی اینطور نیست که بگویی این حریف قوی است و این ضعیف. همه کشتی‌ها حساس است خصوصا فینالم با آن شرایطی که پیش آمده بود. ما 3 فینالیست در 4 وزن اول داشتیم که قبل از من، پیام (احمدی) و علی (احمدی‌وفا) متاسفانه فینال را باخته بودند و کل فشار تیم انگار روی من بود و به همین علت فینال از یک بُعد دیگر هم حساس شده بود.

آنا: ولی تو خیلی خوب این فشار و بار روانی که رویت بود را مدیریت کردی و بدون استرس و کار اضافه و اشتباه، فینال را پشت سر گذاشتی.
همیشه سعی می‌کنم وقتی حساسیت مبارزه خیلی بالاست و استرس هم دارم، این را روی تشک نشان ندهم و با روحیه بالا روی تشک بیایم. دقیقا حرف پدرم در ذهنم بود. مطمئن بودم در 82 کیلو نفر اولم و طلا می‌گیرم.

*به احتمال زیاد این آخرین مسابقه‌ام در 82 کیلو بود

آنا: و دو باختی هم که امسال داشتی، در 87 کیلوگرم بود.
چون من هنوز به این وزن نیامدم و وزنم برای 87 کیلوگرم پایین است. چون بچه‌هایی که در 87 کیلو کشتی می‌گیرند، 4-5 کیلو بالای وزنند و از من سنگین‌ترند. من چون قرار بود در جهانی 82 کیلو بگیرم، روی بالا بردن وزنم کار نکرده بودم.

آنا: جهانی آستانه آخرین مسابقه تو در 82 کیلو بود؟ کارت در این وزن تمام شد؟
به احتمال زیاد آخرین مسابقه‌ام بود.

آنا: این دومین قهرمانی‌ای بود که با تیم ملی ایران تجربه کردی، این بار هم مثل سال قبل مقتدرانه.
ما پارسال هم با اختلاف بالا قهرمان جهان شدیم و این نشان از آمادگی و پیشرفت تمام بچه‌ها، زحمت کادرفنی و امکانات و زیرساخت‌های دکتر دبیر است که برای کشتی ایران فراهم کرده و امیدوارم کشتی آزاد هم بهترین نتیجه را بگیرد.

*مطمئنم کشتکار قوی‌تر از قبل برمی‌گردد؛ کشتی آبستن حوادث است

آنا: چه حسی دارد حضور در بخش زیبایی از تاریخ کشتی فرنگی ایران، عضویت در بهترین نسل فرنگی کشورمان؟
قطعا خیلی خوب است در تیمی کشتی بگیری که تمام هم‌تیمی‌هایت قهرمان جهان و المپیک باشند. این هم حس خوبی دارد، هم انگیزه می‌دهد که تو هم بیشتر تلاش کنی که از کورس عقب نیفتی.

آنا: رفیق و هم‌استانی‌ات محمدمهدی کشتکار در آستانه ناکام بود. سال قبل هر دو مدال گرفته بودید.
او سال گذشته نشان داد چقدر کشتی‌گیر خوبی است و کسی فکرش را نمی‌کرد با آن شرایط بتواند کشتی با امیلین روس را دربیاورد. امسال هم شانس مدال بود اما کشتی آبستن حوادث است، گاهی از حریفت بهتری اما غافلگیر می‌شوی و کشتی از دستت خارج می‌شود مثل کشتی من در ناگویا؛ کشتی را واقعا نمی‌شود پیش‌بینی کرد. مطمئنم محمدمهدی قوی‌تر از قبل برمی‌گردد.

*دست محمدعلی چمیانی را می‌بوسم؛ کل زندگی‌اش را وقف کشتی کرده

آنا: و مربی سازنده‌ات، محمدعلی چمیانی؟
از بچگی کشتی را زیر نظر او شروع کردم و خیلی چیزها در این راه از او یاد گرفتم. در این مسیر کمک بزرگی به من کرد و همیشه قدردانش هستم. مربیانی مثل محمدعلی چمیانی کم هستند که کل زندگی‌شان را وقف ورزش و شاگردان‌شان می‌کنند و همیشه به فکر پیشرفت شاگردان‌شان هستند. دست‌شان را می‌بوسم.

* شیراز؟ با آن آب و خاک عجینم؛ از کاشی‌کاری سنتی شیراز الهام گرفته بودم

آنا: آن «شیراز»ی که پشت دوبنده‌ات حک کرده بودی و نوشته‌ها و نقش و نگار دوبنده‌ات که تو را متفاوت از بقیه کرده بود. حکایتش چه بود؟
شیراز نماد اصالت است، و شهری که در آن بزرگ شدم و با آن آب و خاک عجینم. به افتخار تمام همشهریان عزیزم که با دعای خیرشان همراهی‌ام کردند پشت دوبنده‌ام «شیراز» و جلوی دوبنده‌ام نشان گنبد امیرالمومنین و دو طرف دوبنده‌ام، «جانم فدای ایران» حک کردم. صفر تا صد طراحی دوبنده‌ام با خودم بود، خودم گفتم چطور آن نقش و نگار را بزنند. حتی طرح زمینه‌ای دوبنده‌ام از کاشی‌کاری سنتی شیراز الهام گرفته بودم، از آن طرح‌های قدیمی و باستانی.

انتهای پیام/

ارسال نظر