کارگردان تئاتر در گفت‌و‌گو با آنا:

با فضای مجازی مخاطب کودک را به سالن می‌آورم/ چالش‌های تئاتر کودک در شهرستان‌ها

تئاتر
کارگردان نمایش کودک «پلنگ و آدمیزاد» از سختی‌های تولید تئاتر کودک در شهرستان‌ها، ناشناخته بودن این هنر برای مردم محلی و تلاش برای جذب مخاطب با وجود محدودیت‌های مالی گفت.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا تئاتر کودک، به ویژه در شهرستان‌ها، همواره با چالش‌های متعددی از جمله کمبود بودجه، نبود سالن‌های استاندارد و عدم فرهنگ‌سازی برای جذب مخاطب دست‌وپنجه نرم می‌کند. با این حال، هنرمندان دغدغه‌مندی هستند که با عشق و علاقه، چراغ این هنر را روشن نگه می‌دارند.

فرزانه کاظم‌نژاد کارگردان نمایش «پلنگ و آدمیزاد»، یکی از این هنرمندان است که با تکیه بر استعداد‌های بومی پاکدشت و متنی از منوچهر اکبرلو، تلاش کرده تا نمایشی شاد و پرمحتوا را برای کودکان این شهر به ارمغان بیاورد. در ادامه، گفت‌وگوی ما را با او می‌خوانید:

تئاتر کودک در ایران معمولاً با مشکل «کودک‌انگاری» یا «شعارزدگی» دست‌وپنجه نرم می‌کند. چطور از این دام فرار کردید تا نمایش هم شاد باشد و هم پرمحتوا؟

من تلاش کردم تا در این نمایش از دام شعارزدگی و نصیحت مستقیم فاصله بگیرم. متن آقای اکبرلو از ابتدا این ظرفیت را داشت که پیام خود را در قالب استعاره و تمثیل منتقل کند. «پلنگ و آدمیزاد» در ظاهر یک ماجرای شاد و رنگی است، اما در لایه‌های زیرین به موضوعات مهمی مانند محیط‌زیست و تقابل غریزه و انسانیت می‌پردازد. برای جذابیت بیشتر، روی ریتم، موسیقی و بازی‌های فیزیکی بچه‌ها سرمایه‌گذاری کردیم تا کودک با هیجانِ روی صحنه، پیام را هم ناخودآگاه دریافت کند.

کارگردانی بازیگران خردسال سخت‌ترین بخش کار است؛ آنها خسته می‌شوند، تمرکزشان به هم می‌ریزد و درس و مدرسه هم دارند. بزرگ‌ترین چالشِ مدیریتِ این گروه سنی در تمرینات چه بود؟

کار کردن با بچه‌ها از یک طرف خیلی سخت و از طرف دیگر بسیار لذت‌بخش است. چالش اصلی من تنظیم زمان تمرینات با برنامه مدرسه‌شان و همچنین بالا نگه داشتن تمرکز آنها بود. بچه‌ها انرژی زیادی دارند، اما مثل بازیگران بزرگسال نمی‌توانند ساعت‌های طولانی تمرین کنند. من یاد گرفتم که فقط کافی است کمی صبر و حوصله داشته باشیم و بتوانیم آنها را به خوبی مدیریت کنیم تا بهترین نتیجه حاصل شود.

آیا این بچه‌ها استعداد داشتند یا شما آنها را از صفر آموزش دادید؟ چطور به آنها فهماندید که روی صحنه باید «بازی» کنند و صرفاً دیالوگ حفظ نکنند؟

بچه‌های این گروه کاملاً آماتور بودند و تا به حال هیچ پیش‌زمینه فعالیتی در عرصه هنر نداشتند. من از همان ابتدا با آنها کار را شروع کردم؛ حدود دو تا سه ماه کلاس و تمرین مداوم داشتیم. برای اینکه آنها صرفاً دیالوگ حفظ نکنند، سعی کردم از آنها «بازی» بگیرم. مدام از آنها می‌پرسیدم اگر جای این شخصیت بودید چه حسی داشتید؛ اینگونه بود که حاصل این تمرینات به آن چیزی تبدیل شد که اکنون روی صحنه می‌بینید.

با فضای مجازی مخاطب کودک را به سالن می آورم/ چالش های تئاتر کودک در شهرستان ها

در تئاتر کودک، والدین بازیگران گاهی خودشان تبدیل به کارگردان دوم می‌شوند! چطور با مداخلات یا توقعات خانواده‌ها در طول تمرینات کنار آمدید؟

من از همان روز‌های اول از ورود والدین به سالن تمرین جلوگیری کردم و اجازه ندادم در فضای تمرین حاضر شوند. هر مشکلی بود سعی کردم در سالن و توسط خودم حل کنم. گاهی با خودشان صحبت می‌کردم و خیلی محترمانه از آنها می‌خواستم در کار دخالت نکنند. به آنها توضیح می‌دادم که شما فقط همان چیزی که من توضیح دادم را تمرین کند؛ نه چیزی زیاد شود و نه چیزی کم. خوشبختانه با این روش توانستم تمرکز گروه را حفظ کنم.

تئاتر در تهران با وجود سالن‌های متعدد، مخاطب و منتقد، شرایط خاص خودش را دارد. چرا پاکدشت؟ و بزرگ‌ترین کمبود و عقب‌ماندگی زیرساختی برای تئاتر در این شهرستان چیست؟

بچه‌هایی که با آنها کار کردیم همه اهل پاکدشت بودند و رفت‌وآمدشان به تهران قطعاً خیلی سخت می‌شد. خود من تئاتر را در پاکدشت شروع کردم و از همین‌جا به سینما و تلویزیون رسیدم. با انجمن پاکدشت کاملاً آشنا هستم و راحت می‌توانستم با آنها کار کنم. ضمن اینکه ما اول کار را برای جشنواره مدارس شروع کردیم و بعد دیدم کار کیفیت خوبی پیدا کرده و حیف است که اجرای عموم نرود. اما بزرگ‌ترین کمبود در پاکدشت این است که تئاتر اصلاً در این شهر شناخته شده نیست. مردم خیلی کم با تئاتر آشنا هستند و حتی نمی‌دانند ما سالن تئاتر داریم! باید روی این موضوع فرهنگ‌سازی شود تا تئاتر بتواند رشد بهتری داشته باشد.

معمولاً فرهنگسرا‌ها در شهرستان‌ها بودجه و امکانات محدودی دارند. چقدر مسئولین شهری (مثل فرهنگسرای امام خمینی) از شما حمایت کردند و چقدر باید با دستِ خالی و هزینه شخصی کار را جلو می‌بردید؟

اینجا جا دارد از مسئولین فرهنگسرا تشکر کنم بابت همکاری‌هایی که انجام دادند؛ پلات‌ها را در اختیار ما قرار دادند و ما اجراهایمان را خیلی راحت انجام می‌دهیم. ولی محدودیت‌هایی که در پاکدشت هست و همکاری‌هایی که در زمینه‌های دیگر انجام نمی‌شود، باعث می‌شود تئاتر زیاد در پاکدشت دیده نشود. بخش قابل توجهی از هزینه‌های تولید را نیز ما با هزینه شخصی و بدون بودجه دولتی جلو می‌بریم.

چطور می‌توانید بچه‌های پاکدشت را از گوشی‌های موبایل و بازی‌های کامپیوتری جدا کنید و به سالن تئاتر بیاورید؟ چه ترفندی برای جذب مخاطب در شهرستان دارید؟

به نظرم از همان ابزاری که در دست بچه‌هاست می‌شود استفاده کرد و آنها را به سالن‌ها آورد. من بیشترین تبلیغاتم را در اینستاگرام انجام دادم. اکثر دنبال‌کنندگان پیج من می‌دانند که کار فرهنگی و هنری انجام می‌دهم. از دوستان زیادی که در این زمینه کمک کردند و از چند بلاگر پاکدشتی هم برای تبلیغ استفاده کردم تا بتوانم این حس کنجکاوی را در بچه‌ها و خانواده‌ها ایجاد کنم که به دیدن تئاتر بیایند.

واقعاً تئاتر در پاکدشت شناخته نشده است. حتی گاهی اسم «تیوال» را در استوری پیجم می‌گذارم و می‌گویم از این طریق بلیط بخرید، اما مردم می‌پرسند «تیوال چیه؟ تیوال کجاست؟» یا می‌پرسند «بزرگ‌تر‌ها هم می‌توانند بیان تئاتر ببینند؟» ما همچنان دوست داریم یاری و حمایت باشیم. حیف است در جامعه امروز که دل خوشی مردم با همین چیز‌های کوچک به دست می‌آید. من وقتی می‌بینم بچه‌ها خوشحال از سالن بیرون می‌روند، خودم کلی انرژی می‌گیرم و این انگیزه‌ای برای تولید کار بعدی می‌شود. برای همین در بوستر به صراحت اعلام کردیم که به دنبال حمایت هستیم.

پیدا کردن اسپانسر برای تئاتر کودک در شهرستان چقدر سخت‌تر از تهران است؟ آیا حاضرید برای جذب پول، به تغییر محتوای نمایش تن بدهید؟

من تا به حال به طور جدی دنبال اسپانسر نبودم و هنوز فرصت نشده به آن فکر کنم؛ درباره تغییر محتوا، تغییر متن را باید ببینم در چه زمینه‌ای و در چه حدی است. اگر قرار باشد به کار ضربه بزند و اصالت آن را خدشه‌دار کند، قطعاً تغییرات را قبول نمی‌کنم.

هزینه بلیط این نمایش چقدر بود؟ آیا قیمت بلیط برای خانواده‌های پاکدشتی منصفانه است یا هزینه‌ها را از جیب خودتان می‌دهید؟

هزینه بلیط ۳۰۰ هزار تومان بود. من فکر می‌کنم ۳۰۰ هزار تومان در جامعه امروز هزینه خرید یک پفک و چیپس است و خیلی مبلغ زیادی نیست. اما اینکه آیا همه بتوانند پرداخت کنند یا نه، بستگی به شرایط اقتصادی دارد. ما قیمت را بسیار پایین در نظر گرفتیم تا همه خانواده‌ها بتوانند بیایند، اما با این قیمت قطعاً هزینه‌های تولید سرشکن نمی‌شود.

ترکیب «پلنگ» و «آدمیزاد» در عنوان و پوستر، نوید یک تقابل را می‌دهد. آیا این اثر یک هشدار محیط‌زیستی است یا استعاره‌ای از تقابلِ غریزه و انسانیت در دنیای امروز؟

با توجه به تقابل پلنگ و آدمیزاد، ما در این نمایش هشدار محیط‌زیستی را مشاهده می‌کنیم. این تقابل هم به تخریب طبیعت توسط انسان اشاره دارد و هم به صورت استعاره‌ای، جدال غرایز وحشی و تمدن انسانی را به تصویر می‌کشد. من سعی کردم بیشتر از موسیقی در راستای خود نمایش استفاده کنم و هرجا که لازم بوده از آن بهره ببرم. دوست دارم هر اتفاقی که روی صحنه می‌افتد در راستای نمایش باشد و به کار ضربه نزند. جایی از موسیقی استفاده شده که واقعاً نیاز بوده؛ چون اگر استفاده نمی‌شد، شاید خلئی در انتقال حس ایجاد می‌شد؛ بنابراین موسیقی نه برای پنهان کردن ضعف، بلکه برای تقویت انرژی و پیشبرد درست قصه به کار رفته است.

انتهای پیام/

ارسال نظر