پرستاران؛ مراقبان زخمهایی که در هیچ پروندهای ثبت نمیشوند
خبرگزاری آنا؛ گاهی پرستار تنها چند دقیقه پس از همراهی با بیماری در واپسین لحظات زندگی، باید بر بالین بیماری دیگر حاضر شود؛ پروندهای را بررسی کند، دارویی بدهد و با لحنی آرام بپرسد: «حالتان چطور است؟» این جابهجایی سریع میان تجربههای عاطفی سنگین و مسئولیتهای حرفهای، یکی از وجوه کمتر دیدهشده پرستاری است؛ حرفهای که جامعه در آن از مراقبت دقیق و رفتار همدلانه انتظار دارد، اما کمتر درباره هزینههای روانی این مراقبت سخن میگوید.
سمیرا بشیریان عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بجنورد و دانشکده پرستاری در گفتوگو با خبرنگار آنا با بیان اینکه سلامت روان پرستاران بخشی جداییناپذیر از کیفیت خدمات پرستاری است، اظهار کرد: وقتی درباره پرستاری صحبت میکنیم، معمولاً به مهارتهای بالینی، تزریقات، پانسمان، کنترل علائم حیاتی و مراقبت از بیمار توجه داریم؛ در حالی که پشت همه این مهارتها انسانی ایستاده است که هر روز با نگرانی، درد، ناامیدی، اضطراب خانوادهها و گاهی مرگ بیماران مواجه میشود.
وی افزود: پرستار باید در شرایط دشوار، تصمیمهای دقیق بگیرد و رفتار حرفهای خود را حفظ کند؛ اما این انتظار نباید به معنای نادیدهگرفتن احساسات انسانی او باشد. اینکه پرستار بتواند در لحظه بحران آرامش خود را حفظ کند، به این معنا نیست که از نظر عاطفی تحت تأثیر آن اتفاق قرار نمیگیرد یا پس از پایان شیفت، تمام تجربههایش را پشت در بیمارستان جا میگذارد.
فرسودگی عاطفی؛ وقتی فرصت پردازش رنج از پرستار گرفته میشود
مدیر گروه پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی واحد بجنورد با بیان فشارهای روانی محیطهای درمانی تصریح کرد: یکی از مسائل مهم در حرفه پرستاری، فرسودگی عاطفی است؛ وضعیتی که در آن فرد بهتدریج احساس میکند منابع روانی و عاطفی لازم برای مواجهه مستمر با فشارهای شغلی در حال کاهش است. شیفتهای سنگین، کمبود فرصت استراحت، مواجهه مکرر با رنج و مرگ و مسئولیت مداوم در قبال سلامت بیماران میتوانند این فشار را تشدید کنند.
بشیریان متذکر شد: گاهی پرستار از نظر علمی میداند بیمار به توجه بیشتری نیاز دارد و از نظر انسانی نیز تمایل دارد زمان بیشتری را در کنار او بگذراند، اما حجم کار، تعداد بیماران یا محدودیت نیروی انسانی چنین فرصتی را از او میگیرد. این فاصله میان مراقبتی که پرستار میخواهد ارائه دهد و مراقبتی که در شرایط موجود امکان ارائه آن را دارد، میتواند فشار روانی قابل توجهی ایجاد کند.
وی اضافه کرد: در برخی موقعیتها، هنگامی که فرد احساس میکند محدودیتهای محیط کار مانع انجام کاری میشوند که از نظر حرفهای یا اخلاقی ضروری میداند، ممکن است نوعی رنج اخلاقی را تجربه کند. البته نباید هر خستگی یا ناراحتی شغلی را آسیب روانی تلقی کرد؛ موضوع اصلی، تداوم فشارها، شدت آنها و فراهمنبودن فرصت کافی برای بازیابی توان روانی است.
چرا پرستار پس از پایان شیفت، همچنان در بیمارستان میماند؟
بشیریان با بیان اینکه پایان ساعت کاری لزوماً به معنای پایان فشارهای عاطفی نیست، ادامه داد: ممکن است پرستاری پس از یک شیفت دشوار به خانه بازگردد، اما همچنان به بیماری فکر کند که وضعیت ناپایداری داشته، خانوادهای که با خبر ناگواری مواجه شده یا تصمیمی که در شرایط بحرانی گرفته است. او در خانه نیز نقشهای دیگری مانند همسری، مادری یا پدری و عضوی از خانواده دارد و باید میان مسئولیتهای حرفهای و زندگی شخصی خود تعادل برقرار کند.
وی افزود: گاهی اطرافیان تنها خستگی ظاهری پرستار را میبینند و تصور میکنند با یک خواب یا استراحت کوتاه، همهچیز برطرف میشود؛ در حالی که برخی تجربههای دشوار، به فرصت گفتوگو، حمایت اجتماعی و در صورت نیاز، دریافت کمک تخصصی نیاز دارند. البته نمیتوان درباره وضعیت روانی یک فرد صرفاً از روی خستگی یا سکوت او قضاوت کرد؛ آنچه اهمیت دارد، فراهمکردن شرایطی است که پرستار بتواند بدون ترس از برچسبخوردن، درباره فشارهای خود صحبت کند.

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بجنورد خاطرنشان کرد: پرستار خسته الزاماً پرستار بیانگیزه یا کمتعهد نیست؛ همانطور که ابراز ناراحتی، گریهکردن یا درخواست کمک نیز نشانه ضعف حرفهای محسوب نمیشود؛ اتفاقاً شناخت محدودیتهای فردی و استفاده بهموقع از حمایتهای تخصصی میتواند به حفظ سلامت شغلی و استمرار مراقبت ایمن کمک کند.
مراقبت از پرستار، مسئولیت فردی یا وظیفه نظام سلامت؟
این پرستار با تأکید بر اینکه حمایت از سلامت روان پرستاران نباید صرفاً به توصیههای فردی محدود شود، اظهار کرد: گاهی برای مقابله با فرسودگی شغلی فقط به پرستار توصیه میشود بیشتر استراحت کند، آرامش داشته باشد یا توانایی مدیریت استرس خود را افزایش دهد؛ در حالی که اگر حجم کار نامتناسب باشد، فرصت استراحت کافی وجود نداشته باشد و حمایت سازمانی فراهم نشود، این توصیهها بهتنهایی پاسخگو نخواهند بود.
وی افزود: بیمارستانها و مدیران نظام سلامت باید در کنار توجه به توانمندسازی فردی پرستاران، شرایط محیط کار را نیز بررسی کنند. تأمین نیروی انسانی متناسب با حجم خدمات، برنامهریزی منصفانه شیفتها، پیشبینی زمان استراحت واقعی، دسترسی به خدمات مشاورهای محرمانه و ایجاد فضای امن برای بیان مشکلات حرفهای، از اقداماتی هستند که میتوانند در کاهش فشارهای شغلی نقش داشته باشند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بجنورد ادامه داد: حمایت روانشناختی زمانی اثربخش خواهد بود که پرستار مطمئن باشد مراجعه به مشاور یا بیان دشواریهای عاطفی، به قضاوت منفی درباره صلاحیت حرفهای او منجر نمیشود. همچنین لازم است مدیران پرستاری و اعضای تیم درمان، نشانههای فشار روانی را جدی بگیرند و امکان گفتوگو و حمایت همکارانه را در محیط کار تقویت کنند.
وی تصریح کرد: البته هیچ برنامه حمایتی جایگزین اصلاح مشکلات ساختاری نمیشود. نمیتوان از پرستار انتظار داشت در شرایط کاری نامناسب، صرفاً با افزایش تابآوری همه مشکلات را جبران کند. تابآوری فردی مهم است، اما باید در کنار مدیریت صحیح، نیروی انسانی کافی و حمایت سازمانی قرار گیرد.
پرستار خوب، کسی نیست که همیشه دردش را پنهان کند
بشیریان با بیان اینکه بازنگری در نگاه جامعه به مفهوم فداکاری پرستاران ضروری است، تبیین کرد: گاهی در تصویر رایج از پرستار فداکار، فردی را میبینیم که در هر شرایطی خسته نمیشود، ناراحتی خود را نشان نمیدهد و بدون توجه به نیازهای شخصیاش به کار ادامه میدهد؛ در حالی که این تصویر، اگر به یک انتظار دائمی تبدیل شود، میتواند نیازهای واقعی پرستار را از دید جامعه و سازمانهای درمانی پنهان کند.
وی افزود: پرستار حرفهای کسی نیست که هرگز تحت تأثیر رنج بیمار قرار نگیرد یا همیشه بدون خستگی به کار ادامه دهد؛ بلکه کسی است که دانش و مهارت لازم برای مراقبت ایمن را دارد، حدود توان خود را میشناسد و در محیطی فعالیت میکند که از سلامت جسمی و روانی او نیز حمایت میشود. حفظ سلامت پرستار و مراقبت مناسب از بیمار، دو هدف جدا از یکدیگر نیستند.
مدیر گروه پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی واحد بجنورد با بیان نقش ارتباطات انسانی در محیطهای درمانی خاطرنشان کرد: گاهی پرسیدن یک سؤال ساده از همکار، مانند اینکه «خودت چطوری؟»، میتواند فرصتی برای بیان نگرانیها ایجاد کند؛ اما این همدلی باید با اقدامات عملی همراه باشد. قدردانی از تلاش پرستاران ارزشمند است، ولی قدردانی زمانی معنای کاملتری پیدا میکند که در برنامهریزی شیفتها، تأمین امکانات، رعایت حقوق حرفهای و توجه به سلامت روان آنان نیز نمود پیدا کند.
بشیریان تأکید کرد: پرستاری حرفهای مبتنی بر دانش، مسئولیتپذیری و ارتباط انسانی است. اگر انتظار داریم پرستاران در دشوارترین لحظات، تکیهگاه بیماران باشند، باید شرایطی فراهم کنیم که خودشان نیز در مواجهه با فشارهای حرفهای تنها نمانند.
وی متذکر شد: شاید هنگام مواجهه با یک پرستار خسته، نخستین واکنش ما این باشد که از او لبخند و آرامش بیشتری انتظار داشته باشیم؛ اما بهتر است به یاد بیاوریم که او نیز انسانی با احساسات، نگرانیها و محدودیتهای واقعی است. مراقبت از کسانی که از جان و سلامت دیگران مراقبت میکنند، نه لطفی اضافه، بلکه بخشی از مسئولیت نظام سلامت در قبال نیروی انسانی خود و یکی از پایههای ارتقای کیفیت مراقبت از بیماران است.
انتهای پیام/