حجاب در منظومه فکری رهبر انقلاب؛ از حکم شرعی تا حکمت فرهنگی

ز
حجت الاسلام ولی‌الله جمالی، استاد حوزه، با تأکید بر پیوند حجاب با هویت فرهنگی جامعه و کرامت زن نوشت: دفاع از حجاب علاوه بر تبیین مبانی شرعی و پایبندی به قانون، نیازمند تقویت ظرفیت‌های فرهنگی و تربیتی، پاسخ‌گویی به پرسش‌های نسل جدید و بهره‌گیری از روش‌های اقناعی برای افزایش فهم و پذیرش اجتماعی این حکم دینی است.

به گزارش گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، حجت الاسلام ولی‌الله جمالی، استاد حوزه- حجاب در منظومه فکری رهبر انقلاب، صرفاً یک دستور فردی و عبادی نیست، بلکه با هویت فرهنگی جامعه، کرامت زن و چگونگی حضور اجتماعی او نیز پیوند دارد. از همین رو، فهم دقیق مواضع ایشان درباره حجاب، مستلزم توجه هم‌زمان به مبانی شرعی این حکم و اقتضائات فرهنگی و اجتماعی تحقق آن است. فروکاستن این مسئله به یکی از این ابعاد، می‌تواند به برداشت‌های ناقص از موضوع و انتخاب شیوه‌های نامتناسب برای مواجهه با آن بینجامد.

تأکید صریح رهبر انقلاب بر اینکه «کشف حجاب حرام شرعی و حرام سیاسی است»، جایگاه این موضوع را در نگاه ایشان روشن می‌کند. این تعبیر، افزون بر بیان موضع شرعی، بر ضرورت توجه به زمینه‌ها و پیامد‌های اجتماعی و سیاسی پدیده کشف حجاب نیز دلالت دارد. بااین‌حال، فهم دقیق این موضع نباید به یکسان‌انگاری همه مصادیق ضعف در رعایت حجاب منجر شود. میان فردی که در پایبندی به این هنجار دینی دچار ضعف است و فرد یا جریانی که آگاهانه و سازمان‌یافته در پی مقابله با آن است، تفاوت‌هایی وجود دارد که باید در تحلیل اجتماعی و انتخاب شیوه مواجهه مورد توجه قرار گیرد. تشخیص این تفاوت‌ها، نه به معنای تردید در حکم شرعی، بلکه لازمه شناخت دقیق‌تر موضوع و پرهیز از داوری یکسان درباره موقعیت‌های متفاوت است.

از این منظر، دفاع از حجاب را نمی‌توان صرفاً به بیان حکم شرعی یا تأکید بر الزام قانونی محدود کرد. حکم شرعی، مبنای هنجاری مسئله را مشخص می‌کند؛ اما تحقق اجتماعی یک هنجار، علاوه بر اعتبار دینی آن، به نحوه انتقال ارزش‌ها، کیفیت آموزش، اعتماد اجتماعی و توانایی نهاد‌های فرهنگی در اقناع و پاسخ‌گویی نیز وابسته است. اگر میان این دو سطح تمایز گذاشته نشود، ممکن است در مقام اجرا، مسئله‌ای فرهنگی صرفاً با رویکرد انتظامی یا امنیتی دنبال شود و ظرفیت‌های تربیتی و اقناعی جامعه کمتر مورد استفاده قرار گیرد.

در این میان، حوزه‌های علمیه و نهاد‌های دینی نقشی فراتر از اعلام حکم دارند. تبیین حکمت حجاب، پاسخ‌گویی مستدل به پرسش‌های نسل جدید و گفت‌وگوی صبورانه درباره نسبت پوشش با کرامت انسانی و حضور اجتماعی زن، بخشی از مسئولیت دینی و فرهنگی این نهادهاست. خانواده، نظام آموزشی و رسانه‌ها نیز باید در شکل‌گیری فهمی آگاهانه و پایدار از ارزش‌های دینی سهم مؤثرتری ایفا کنند. توجه به این ظرفیت‌ها به معنای نفی قانون یا کنار گذاشتن مسئولیت‌های قانونی نیست؛ مسئله آن است که ابزار قانونی، جایگزین تمام ظرفیت‌های فرهنگی و تربیتی نشود.

نکته اساسی آن است که ثبات یک حکم شرعی، لزوماً به معنای یکسان بودن همه شیوه‌های تحقق اجتماعی آن نیست. می‌توان بر مبنای شرعی حجاب تأکید کرد و در عین حال، درباره تناسب، کارآمدی و پیامد‌های روش‌های فرهنگی و اجرایی تأمل داشت. همان‌گونه که ناکارآمدی احتمالی یک روش، اصل حکم را نفی نمی‌کند، اعتبار حکم نیز به‌تنهایی کارآمدی هر شیوه اجرایی را در همه شرایط اثبات نمی‌کند. از این رو، ارزیابی روش‌های مواجهه با مسئله حجاب باید با توجه به اهداف، شرایط اجتماعی و نتایج واقعی آنها صورت گیرد.

وفاداری به منظومه فکری رهبر انقلاب در مسئله حجاب، هنگامی به فهمی جامع‌تر نزدیک می‌شود که مبنای شرعی، حساسیت نسبت به زمینه‌های اجتماعی و مسئولیت فرهنگی در کنار یکدیگر دیده شوند. صیانت از هنجار دینی، نه به نادیده گرفتن واقعیت‌های اجتماعی نیاز دارد و نه با بهره‌گیری از اقناع، تربیت و گفت‌و‌گو تعارض پیدا می‌کند. چالش اصلی، جمع میان پایبندی به حکم شرعی و انتخاب روش‌هایی است که بتوانند به فهم، پذیرش و پایداری بیشتر آن در جامعه یاری رسانند.

انتهای پیام/

ارسال نظر