عالیپور: در مسابقات جهانی فقط به طلا فکر میکنم/ به برادرم قول داده بودم همیشه اول شوم/ قرارداد فوتبالیستها ۲۰۰ میلیارد است برای ما یک میلیارد+فیلم
به گزارش خبرگزاری آنا، علی عالیپور، قهرمان وزنهبرداری بازیهای آسیایی ناگویا، در حاشیه اردوی تیم ملی برای حضور در مسابقات جهانی چین، درباره شرایط آمادگی خود، رقابتهای ناگویا، اتفاقاتی که در جریان مسابقه پشت سر گذاشت، حمایتهای کادر فنی و مسئولان فدراسیون، درگذشت برادرش و اهدافش برای مسابقات جهانی و المپیک لسآنجلس صحبت کرد.
*ریکاوری میکنم تا در مسابقات جهانی وزنههای خوبی بزنم
*در یکضرب کمی وزنه ۱۸۳ کیلوگرمی را دستکم گرفتم
*بعد از فوت برادرم حتی در تمرینات تمرکز نداشتم
*همشهریانم جلوی خانهمان برای تماشای مسابقه جمع شده بودند
*سجاد انوشیروانی و بهداد سلیمی مثل برادر کنار ما هستند
*قرارداد وزنهبرداران با قهرمانیهایشان تناسب ندارد
*در مسابقات جهانی هم فقط برای طلا میجنگم
*فوتبالیست ۲۰۰ میلیارد میگیرد ما نهایتا یک میلیارد!

آنا: درباره شرایط خود در اردوی تیم ملی و آمادگی برای مسابقات جهانی چین توضیح بده.
شرایط اردو خوب است. تازه از مسابقات برگشتهایم و بهتدریج ریکاوری میکنیم تا بتوانیم در مسابقات جهانی وزنههای خوبی بزنیم و عملکرد مناسبی داشته باشیم.
آنا: از مسابقات ناگویا بگو، شرایط چطور بود؟
خدا را شکر که مسابقات به خیر گذشت. کمی سرگیجه داشتم و شرایط غذایی آنجا نیز با ایران متفاوت بود. به همین دلیل، کمی وزن کم میکردم. از طرف دیگر، مسابقات در سطح دریا برگزار میشد و این شرایط هم روی عملکردم تأثیر داشت.
در اردوهایی که در شمال کشور برگزار میشد به دلیل آب و هوا و سطح دریا، هنگام وزنه زدن کمی سرگیجه میگرفتم. در مسابقات ناگویا هم همین اتفاق افتاد و وقتی از زیر وزنه بلند میشدم، سرگیجه اجازه نمیداد حرکت قیچی را بهخوبی انجام بدهم.
آنا: در حرکت یکضرب وزنه ۱۸۳ کیلوگرمی را از دست دادی؛ دلیل این اتفاق چه بود؟
وزنههای سنگینتر از آن را هم در تمرینات زده بودم اما فکر میکنم چون وزنه ۱۸۳ کیلوگرمی را زیاد در تمرینات زده بودم، دیگر آن انگیزه و شور و شوق لازم را برای اجرای یک حرکت جدید نداشتم. شاید اگر وزنه سنگینتر و جدیدتری بود، با انگیزه بیشتری پشت آن میرفتم و بهتر عمل میکردم.
آنا: رقبایت در ناگویا مطابق پیشبینی کادر فنی ظاهر شدند؟
رقبا تقریباً همانطور که پیشبینی کرده بودیم، وزنه زدند. کادر فنی و مربیان ما از قبل بررسی کرده بودند که هر ورزشکار چه وزنههایی را احتمالاً انتخاب میکند و ممکن است وزنههای سنگینتری بزند یا پایینتر از پیشبینیها عمل کند. در نهایت، شرایط تقریباً همانطور پیش رفت که پیشبینی کرده بودیم.
وزنهها از آن چیزی که انتظار داشتیم، سنگینتر نشدند و وزنههایی که پیشبینی میکردیم برای کسب مدال طلا کافی باشند، همانهایی بودند که در نهایت به مدال طلا رسیدند. البته من هم یک وزنه را از دست دادم که همین موضوع شرایط را کمی سخت کرد.

آنا: برای مسابقات جهانی چین چه هدفی داری و فکر میکنی رقابت با حریفان در آنجا چقدر سختتر خواهد بود؟
انشاءالله در مسابقات جهانی دیگر نباید این وزنه را از دست بدهم. رقبایی که در ناگویا داشتم، تقریباً ۸۰ درصد توانم را از من گرفتند تا بتوانم آنها را شکست بدهم اما در مسابقات جهانی باید صددرصد توانم را به کار بگیرم و از تمام فرصتهایی که به دست میآورم، بهخوبی استفاده کنم. باید وزنههای خوبی بزنم و رکوردهای مناسبی به ثبت برسانم تا بتوانم رقبای سختتری مانند کارلوس ناسار را شکست بدهم. او قطعاً از حریفانی که در ناگویا داشتم، قویتر است و یک سر و گردن بالاتر از آنها قرار دارد.
آنا: از اتفاق تلخ و درگذشت برادرت صحبت کن..
آدم نمیتواند حس و حال از دست دادن یک عزیز را بهراحتی توضیح بدهد. در آن مدت حتی نمیتوانستم در تمرینات تمرکز کنم. در وزنهبرداری باید خیلی مراقب وزن بدن بود. گاهی حتی یک کیلوگرم کاهش وزن باعث میشود وزنه برای ورزشکار ۱۰ تا ۲۰ کیلوگرم سنگینتر احساس شود. در مدتی که برادرم را از دست دادم، سه تا چهار کیلوگرم وزن کم کردم و بازگرداندن آن وزن بسیار سخت است.
بالا آوردن همین یک یا دو کیلوگرم وزن گاهی دو تا سه هفته زمان میبرد و بعضی وقتها حتی در یک ماه هم نمیتوانیم یک کیلوگرم به وزن خود اضافه کنیم. برادرم همیشه دوست داشت من نفر اول شوم. سال گذشته در مسابقات جهانی نتوانستم وزنه خوبی بزنم، البته آسیبدیدگی هم داشتم اما خیلی تلاش کردم که طلا بگیرم و موفق نشدم. او از این موضوع ناراحت شده بود و دوست داشت در مسابقات بعدی حتماً نفر اول شوم.
برادرم همیشه به من میگفت که به او قول بدهم از این به بعد اول میشوم. مدام به من میگفت تو برادر من هستی و نباید به این بازیها و مسائل توجه کنی و باید اول شوی. انگیزه زیادی از حرفهای او میگرفتم و همیشه دوست داشتم مدال طلا بگیرم. انشاءالله در مسابقات جهانی هم تمام تلاشم را میکنم تا به طلا برسم و این روند را تا المپیک ادامه بدهم.
آنا: همشهریانت در جریان مسابقات ناگویا از تو چگونه حمایت میکردند؟
همشهریانم از طریق اینستاگرام، تلگرام و واتسآپ به من پیام میدادند و همیشه انگیزه میدادند. آنها از تیم حمایت میکردند و منتظر میماندند تا مسابقه تمام شود و ببینند چه اتفاقی میافتد. بعضی از آنها حتی در مغازههایشان مسابقه را تماشا میکردند.
این بار هم جلوی خانهمان صندلی چیده بودند و مانیتور گذاشته بودند تا همه با هم مسابقات را ببینند. قبل از مسابقه فیلم این صحنهها را برایم فرستاده بودند و گفتند که جلوی خانهتان صندلی چیدهایم تا همه کنار هم بنشینیم و مسابقهات را تماشا کنیم.
قبل از اینکه به مسابقه بروم، هر کسی از من میپرسید چه مدالی میگیری، میگفتم طلا میگیرم. هر جا که میرفتم، از من درباره مدالم میپرسیدند و من هم گفته بودم که طلا میگیرم. از اینجا تا ژاپن به همه قول داده بودم که مدال طلا را به دست بیاورم.

آنا: حرکت پایانیات در ناگویا برای کسب مدال طلا چقدر حساس بود؟
آن حرکت آخر واقعاً لازم بود و گر آن را نمیزدم، خبری از مدال طلا نبود و شاید دوم یا حتی سوم میشدم. وقتی برای اجرای حرکت آماده شده بودم، تمام صحنههایی که همشهریانم جلوی خانه جمع شده بودند و منتظر کسب مدالم بودند، از جلوی چشمم میگذشت.
با خودم فکر میکردم که همه آنها نشستهاند تا من مدال بگیرم و اگر دوم یا سوم شوم، ناراحت میشوند و تمام تلاشهایی که کردهاند، بینتیجه میماند. به همین دلیل به خودم گفتم که نباید این حرکت را از دست بدهم. مسابقه هنوز تمام نشده بود و یک حرکت دیگر باقی مانده بود.
نمیخواستم کم بگذارم و بعداً افسوس بخورم. هرچه توان داشتم، به کار گرفتم. با اینکه سرم گیج رفت، بهسختی توانستم وزنه را نگه دارم، اما خدا را شکر که وزنه بالای سرم ایستاد و توانستم مدال طلا را به دست بیاورم.
آنا: پس از بازگشت به شهر خودت با استقبال گسترده مردم روبهرو شدی. انتظار چنین استقبالی را داشتی؟
انتظار نداشتم این همه آدم برای استقبالم بیایند. وقتی به سهراهی شهرمان رسیدم، دیدم مسیر از سهراهی تا ورودی شهر کاملاً بسته شده است و تعداد زیادی خودرو جمع شدهاند. از دیدن این صحنه بسیار خوشحال شدم و ذوق کردم. دست همه آنها درد نکند.
آنا: در مورد کار کردن با قهرمانانی چون بهداد سلیمی و سجاد انوشیروانی صحبت کن. چقدر در موفقیتها نقش دارند؟
آقای سجاد انوشیروانی، رئیس فدراسیون، همیشه در تمرینات سنگین ما حضور دارد. معمولاً روزهای شنبه و چهارشنبه که تمرینات سنگین داریم، او هم اینجا است و با توجه به تجربهای که دارد، به ما میگوید چه کارهایی انجام بدهیم و چه کارهایی را انجام ندهیم تا بتوانیم وزنهها را بهخوبی بالای سر ببریم.
او به ما میگوید در دفعات بعدی چه کار کنیم و اگر اتفاق خاصی افتاد، چطور با آن مواجه شویم. این موضوع انگیزه زیادی به ما میدهد. آقای انوشیروانی با ورزشکاران رابطه صمیمی و نزدیکی دارد و گاهی کنار آنها مینشیند و مانند یک دوست با آنها صحبت میکند.
ممکن است رئیس فدراسیون فقط در جایگاه خود بنشیند و تمرینات را تماشا کند اما او با دلسوزی کنار ما میآید و تجربیاتش را در اختیارمان قرار میدهد. این موضوع باعث خوشحالی ما میشود و انگیزه بیشتری برای مسابقات پیدا میکنیم.
فدراسیون امکانات لازم را فراهم کرده است؛ از بدنسازی و فیزیوتراپی گرفته تا تغذیه و سایر نیازهای ورزشکاران. هر چیزی که نیاز داشته باشیم، برای تهیه بهترین امکانات تلاش میکنند تا بتوانیم راحتتر تمرین کنیم و پیشرفت بهتری داشته باشیم. از او بابت این حمایتها تشکر میکنم.
آنا: حمایتهای انوشیروانی در جریان مسابقات هم به ورزشکاران روحیه میدهد؟
آقای انوشیروانی در مسابقات هم به ما روحیه میدهد و راهنماییمان میکند که چه کاری انجام بدهیم. من همیشه صدای او را میشنوم که از کنار تخته فریاد میزند و میگوید چه کاری انجام بدهم. وقتی او فریاد میزند که محکم بزن یا وزنه را بیشتر بکش، واقعاً به ورزشکار روحیه میدهد. این حمایتها در آن لحظات حساس بسیار تأثیرگذار است.
آنا: در مورد بهداد سلیمی هم صحبت کن.
آقای بهداد سلیمی هم قهرمان المپیک است و مدال طلای المپیک را به دست آورده است. مسیری که ما در آن قدم گذاشتهایم، در نهایت به کسب مدال طلای المپیک میرسد که او این مسیر را را طی کرده و بهخوبی میداند چه اشتباهاتی ممکن است در این راه رخ بدهد و چه کارهایی باید انجام دهیم یا از انجام آنها خودداری کنیم.
آقای سلیمی همیشه قبل و بعد از تمرین با ما صحبت میکند و گاهی هم بهصورت جداگانه با ورزشکاران گفتوگو دارد. خود من هم بعضی وقتها با او صحبت میکنم و توصیههایی میگیرم که بسیار کمککننده است. بعد از این صحبتها مینشینم و درباره حرفهای او فکر میکنم و میبینم که چقدر میتواند در عملکردم تأثیر داشته باشد.
گاهی ممکن است مربیای تجربه رسیدن به مدال مورد نظر را نداشته باشد و ورزشکار با خودش فکر کند که او این مسیر را نرفته و از کجا میداند چه باید کرد اما آقای سلیمی این مسیر را طی کرده، رکورد زده و مدال طلای المپیک گرفته است. به همین دلیل، حرفهایش برای ما بسیار تأثیرگذار است.
حتی در تمرینات هم نکاتی به ما میگوید که وقتی آنها را اجرا میکنیم، متوجه میشویم چقدر تجربه دارد. از او تشکر میکنیم که همیشه مثل یک برادر کنار ما بوده است. امیدوارم تا المپیک هم کنارمان بماند تا بتوانیم مانند بازیهای آسیایی ناگویا، در المپیک هم مدال طلا بگیریم و با هم خوشحالی کنیم.
آنا: در سالیان اخیر، وزنهبرداری بین کشتی و فوتبال گم شده بود اما الان دوباره شرایط خوب شده است.
ورزشکاران شاخصی که قبلاً در اردو حضور داشتند، یا از ورزش خداحافظی کردند یا به دلیل آسیبدیدگیهای جدی کنار رفتند. به همین دلیل، وضعیت وزنهبرداری کمی تحت تأثیر قرار گرفت.
اکنون وزنهبرداری یک پوستاندازی انجام داده و بیشتر ورزشکاران تیم جوان هستند. اگر به ترکیب تیم نگاه کنید، حتی آقای علی داوودی هم که از باتجربههای تیم است، ۲۶ سال دارد و بهزودی ۲۷ ساله میشود. سایر ورزشکاران ۲۳، ۲۲ ساله و حتی جوانتر هستند. ورزشکاران متولد ۸۶ و ۸۷ نیز در تیم بزرگسالان حضور دارند و وزنههای خوبی میزنند.
آقای انوشیروانی همیشه به ما میگفت تیم خوبی داریم و قرار است در سالهای آینده اتفاقات خوبی رقم بزنیم اما شاید کمتر کسی فکر میکرد که تیم بتواند تا این اندازه خوب ظاهر شود. در بازیهای آسیایی چهار ورزشکار اعزام کردیم و نتایج خوبی به دست آمد.

آنا: در مورد بازیهای آسیایی و عملکرد همتیمیهای خود هم صحبت کن.
آقای نصیری کمی شرایطش با آنچه انتظار داشتیم، متفاوت بود. نمیدانم دقیقاً چه اتفاقی افتاد اما روز او نبود. از طرف دیگر، هالتر هم شرایط مناسبی نداشت و بهخوبی نمیچرخید. اگر هالتر اینجا را لمس کنید، با یک حرکت چند دور میچرخد اما آنجا حتی با دست هم نمیتوانستیم آن را بهخوبی بچرخانیم.
نو بودن هالتر روی تکنیک تأثیر زیادی میگذارد. آقای نصیری نتوانست وزنههای خوبی بزند، در حالی که اگر وزنههای تمرینی خودش را میزد، شرایط متفاوت میشد. نفر اول با وزنه ۹۷ کیلوگرمی و در مجموع ۲۶۱ کیلوگرم به نتیجه رسید، در حالی که نصیری در تمرینات وزنههای ۹۵ کیلوگرمی و مجموع بالاتری را ثبت کرده بود و وزنههایی در محدوده ۳۱ تا ۳۷ کیلوگرم را نیز بهراحتی جابهجا میکرد.
حریفان آقای جوادی کمی بیشتر و قویتر بودند و او هم میتوانست مدال بگیرد اما انشاءالله در مسابقات جهانی شرایط متفاوت خواهد بود و امیدوارم تیم کامل اعزام شود و نتایج خوبی به دست بیاوریم.
امیدوارم تکتک بچهها وزنههای خوبی بزنند و بیشترشان روی سکو بروند. بعضیها میتوانند مدال طلا بگیرند و بعضیها نقره. امیدوارم کمترین مدال ما برنز باشد و دیگر ورزشکاران نیز بتوانند به نتایج بهتری برسند. همه بچهها با این فکر به مسابقات میروند که وزنههای خود را بزنند و مدال بگیرند.
آنا: وضعیت قراردادهای وزنهبرداران را با توجه به مدالها و افتخاراتی که کسب میکنند، چطور میبینی؟
وقتی قرارداد فوتبالیستها را نگاه میکنید، رقمها بسیار بالاست و فکر میکنم قراردادهای آنها کمتر از ۲۰۰ میلیارد تومان نیست. اما اینجا بچهها قرارداد میبندند و بیشترین رقم قراردادهایشان حدود یک میلیارد تومان است.
ما دوست داریم قراردادهایمان بالاتر باشد. نمیخواهم وارد بحثهای دیگر شوم اما ورزشکاران وزنهبرداری قهرمان جهان هستند و چندین مدال طلای جهان و آسیا دارند. علی داوودی هم قهرمان المپیک است. با این شرایط، باید قراردادی در حدود ۱۰ یا ۲۰ میلیارد تومان ببندد اما متأسفانه قراردادها به یک یا دو میلیارد تومان میرسد و این وضعیت خوبی نیست.
امیدوارم از سالهای آینده تیمهای بیشتری وارد لیگ شوند و همین تیمهایی که اکنون حضور دارند نیز نگاه ویژهتری به ما داشته باشند. این اتفاق هم به بهتر شدن شرایط وزنهبرداری و ورزشکاران کمک میکند و هم باعث میشود تیمهای حاضر در لیگ پیشرفت کنند و بیشتر دیده شوند.

آنا: در پایان، هدفت برای مسابقات جهانی چین و المپیک لسآنجلس چیست؟
فعلاً در حال ریکاوری هستم تا برای مسابقات جهانی آماده شوم. همانطور که پیش از بازیهای آسیایی قول داده بودم مدال طلا بگیرم و به این قول عمل کردم، در مسابقات جهانی هم میجنگم تا به طلا برسم.
دیگر به مدال برنز و نقره فکر نمیکنم و تمام تلاشم را میکنم که مدال طلا را به دست بیاورم. امیدوارم این مسیر تا المپیک هم ادامه پیدا کند و بتوانیم در آنجا نیز به مدال طلا برسیم.
انتهای پیام/