در مراسم رونمایی مطرح شد

وقتی آتش هم نتوانست چرخ تولید را متوقف کند / مستند «تولید در آتش» روایتگر تاب‌آوری کارگران

رونمایی مستند
برنامه «شب تولید در آتش» به مناسبت رونمایی از مجموعه تصویری مستند ۶۰ قسمتی «تولید در آتش» و مروری بر مجموعه ۲۰ قسمتی «وطنم ایران» برگزار شد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری آنا، برنامه «شب تولید در آتش» به مناسبت رونمایی از مجموعه مستند 60 قسمتی و مروری بر مجموعه 20 قسمتی «وطنم ایران» برگزار شد؛ نشستی که در آن کامبیز زاهدپور، مدیر تولید این مجموعه، هادی خانیکی، استاد ارتباطات، جواد طوسی، منتقد سینما و محمدرضا سعیدی، مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی (شستا)، از ابعاد مختلف ثبت تجربه کارگران و کارکنان واحد‌های تولیدی در روز‌های جنگ، اهمیت روایت‌گری و ضرورت بازنمایی واقع‌بینانه طبقه کارگر در آثار فرهنگی و هنری سخن گفتند.

این برنامه فراتر از رونمایی یک مجموعه مستند، فرصتی برای گفت‌و‌گو درباره نسبت تولید، جنگ، زندگی روزمره و حافظه جمعی بود؛ روایتی از انسان‌هایی که در شرایط بحرانی، با وجود خطر و آسیب، برای تداوم فعالیت واحد‌های تولیدی و تأمین نیاز‌های جامعه تلاش کردند.

«تولید در آتش»؛ ثبت روایت انسان‌هایی که تولید را متوقف نکردند

کامبیز زاهدپور، مدیر تولید مجموعه «تولید در آتش»، با اشاره به شرایط آغاز جنگ و اختلال در زندگی روزمره توضیح داد که گروه تولید تلاش کرده است به‌جای روایت از فاصله، سراغ افرادی برود که در متن حوادث حضور داشته‌اند و تجربه خود را از آن روز‌ها بازگو کنند. هدف این بوده است که مخاطب با انسان‌هایی آشنا شود که در موقعیت‌های دشوار، مسئولیت حرفه‌ای و اجتماعی خود را رها نکردند و برای استمرار تولید و خدمات ضروری به فعالیت ادامه دادند.

زاهدپور با اشاره به گستردگی فعالیت‌های مستندسازی در این دوره گفت: که مجموعه «تولید در آتش» در قالب ۶۰ قسمت طراحی شده و تولید ۴۰ قسمت آن انجام شده است.

به گفته او، گروهی متشکل از حدود ۲۵ نفر در روند تحقیق، گردآوری اطلاعات و تولید آثار مشارکت داشته‌اند و انتشار مجموعه قرار است در روز‌های پیش رو آغاز شود و تا پایان سال ادامه پیدا کند.

وی تأکید کرد که یکی از محور‌های اصلی کار، ثبت تجربه‌های واقعی در محل وقوع حوادث و گفت‌و‌گو با افرادی است که خود در آن موقعیت‌ها حضور داشته‌اند. در این شیوه، قهرمانان روایت به‌جای آنکه صرفاً از زبان دیگران معرفی شوند، فرصت می‌یابند از تجربه، نگرانی‌ها، تصمیم‌ها و مسئولیت‌های خود سخن بگویند.

از کارخانه‌های آسیب‌دیده تا تلاش برای حفظ زنجیره تولید

در بخش دیگری از این نشست، زاهدپور با اشاره به نمونه‌هایی از فعالیت واحد‌های صنعتی در روز‌های جنگ، از کارکنانی سخن گفت که در شرایط خطر برای جلوگیری از توقف تولید، حفظ مواد اولیه و مهار آتش‌سوزی‌ها تلاش کردند.

او به تجربه شرکت کشتی‌سازی اروندان و تحمل حملات متعدد، آسیب‌دیدن کارخانه داروسازی توفیق دارو و تلاش کارکنان برای نجات مواد اولیه، همچنین فعالیت نیرو‌های شرکت‌های دارویی، پتروشیمی، انرژی و صنایع غذایی اشاره کرد. در برخی از این واحدها، کارکنان برای جلوگیری از گسترش آتش یا حفاظت از تجهیزات و مواد مورد نیاز تولید، با خطر‌های جدی روبه‌رو شدند.

در روایت‌های مطرح‌شده، نمونه‌هایی از تلاش کارکنان شرکت‌های نفتی برای کنترل شرایط و جلوگیری از گسترش حوادث، فعالیت نیرو‌های فنی برای قطع برق در نقاط آسیب‌دیده و استمرار تولید در صنایع غذایی نیز مورد توجه قرار گرفت. اهمیت این تجربه‌ها تنها در ادامه کار کارخانه‌ها خلاصه نمی‌شود؛ بلکه نشان می‌دهد پشت استمرار تولید، تصمیم‌ها و تلاش‌های انسانی قرار دارد که ثبت آنها می‌تواند به شناخت دقیق‌تر جامعه از ظرفیت‌های خود در شرایط بحران کمک کند.

زاهدپور همچنین به فعالیت مجموعه‌هایی اشاره کرد که برای جلوگیری از اختلال در تأمین نیاز‌های عمومی، از جمله گاز مایع مورد استفاده در پخت نان و تولید دارو، تلاش کردند. این نمونه‌ها در مجموعه مستند «تولید در آتش» به‌عنوان بخشی از تجربه زیسته نیروی کار و نقش آن در پایداری زندگی روزمره مورد توجه قرار گرفته‌اند.

او توضیح داد که گروه تولید کوشیده است از اغراق‌های نمایشی و جلوه‌های غیرضروری فاصله بگیرد؛ چراکه به اعتقاد او، واقعیت آن روز‌ها به‌اندازه کافی ظرفیت دراماتیک دارد. از همین رو، روایت مستقیم شاهدان و حضور در مکان‌های واقعی، از ویژگی‌های اصلی این مجموعه است.

هادی خانیکی: روایت، پلی میان آمار و حافظه انسانی

هادی خانیکی، استاد ارتباطات، در سخنانی با عنوان «روایت در آتش و آتش در روایت؛ از تاب‌آوری خاموش تا چراغ روشن حافظه جمعی»، بر تفاوت میان ثبت اطلاعات و روایت تجربه انسانی تأکید کرد.

به اعتقاد او، آمار و اطلاعات برای شناخت ابعاد یک رویداد ضروری‌اند، اما به‌تنهایی نمی‌توانند تمام واقعیت انسانی آن را منتقل کنند. روایت، امکان بازگشت به جزئیات زندگی، احساسات، انتخاب‌ها و دشواری‌هایی را فراهم می‌کند که در گزارش‌های صرفاً عددی کمتر دیده می‌شوند. از این منظر، ثبت تجربه کارکنانی که در روز‌های جنگ به فعالیت ادامه داده‌اند، تنها مستندسازی عملکرد سازمانی نیست؛ بلکه تلاشی برای حفظ شأن انسان‌ها و ثبت بخشی از حافظه اجتماعی جامعه است.

خانیکی با اشاره به اهمیت اندیشه‌های نظریه‌پردازان ارتباطات و روایت، از جمله میخائیل باختین، پل ریکور، والتر بنیامین و مانوئل کاستلز، بر این نکته تأکید کرد که روایت می‌تواند تجربه‌های پراکنده را به بخشی از فهم مشترک جامعه تبدیل کند. در چنین رویکردی، حوادث نه صرفاً به‌صورت مجموعه‌ای از خبر‌ها و داده‌ها، بلکه در پیوند با زندگی واقعی مردم و پیامد‌های انسانی آنها بازخوانی می‌شوند.

او با اشاره به نمونه‌هایی از ادبیات جنگ و روایت‌های اجتماعی، از جمله آثار احمد محمود و اسماعیل فصیح، بر اهمیت ثبت تجربه‌هایی تأکید کرد که در دل بحران و در جریان ادامه زندگی روزمره شکل می‌گیرند. در این چارچوب، نانوایی که در شرایط دشوار به پخت نان ادامه می‌دهد یا کارگری که برای نجات مواد اولیه دارویی تلاش می‌کند، تنها نمونه‌ای از انجام وظیفه نیست؛ بلکه بخشی از روایتی گسترده‌تر درباره تاب‌آوری، مسئولیت و پیوند‌های اجتماعی است.

خانیکی در عین حال هشدار داد که روایت تاب‌آوری نباید انسان‌ها را به شخصیت‌هایی بی‌نقص، همیشه نترس و عاری از احساس تبدیل کند. ترس، خستگی، اشک و فقدان نیز بخشی از تجربه واقعی انسان در بحران‌اند و نادیده‌گرفتن آنها می‌تواند روایت را از زندگی واقعی دور کند. به باور او، ثبت دقیق این وجوه انسانی است که به مستند امکان می‌دهد از یک گزارش مناسبتی فراتر برود و به سندی قابل استفاده برای نسل‌های آینده تبدیل شود.

از این منظر، حفظ روایت‌های شفاهی و فراهم‌کردن امکان دسترسی پژوهشگران به آنها، در کنار رعایت شأن و حقوق راویان، می‌تواند به انتقال تجربه‌های نسل حاضر به نسل‌های آینده کمک کند؛ تجربه‌هایی که در آنها تداوم تأمین نان، دارو، سوخت و حمل‌ونقل، بخشی از تاریخ زندگی روزمره مردم در شرایط بحران بوده است.

محمدرضا سعیدی: سرمایه نامرئی «همبستگی» را هیچ آتش و بحرانی نمی‌سوزاند

محمدرضا سعیدی، مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی (شستا)، در این نشست با اشاره به تجربه فعالیت مجموعه‌های زیرمجموعه شستا در شرایط بحرانی، بر اهمیت سرمایه انسانی، اعتماد متقابل و مسئولیت‌پذیری جمعی تأکید کرد.

سعیدی با اشاره به گستره نیروی انسانی این مجموعه، از حدود ۵۵ تا ۶۰ هزار نفر سخن گفت و توضیح داد که در شرایط بحران، نمی‌توان همه امور را صرفاً از مسیر دستور‌های متمرکز و سلسله‌مراتبی پیش برد.

به گفته او، در جریان جنگ ۱۲روزه، برخی گروه‌ها بدون انتظار برای دریافت دستور از سطوح بالاتر، متناسب با شرایط تصمیم گرفتند و مسئولیت کار را بر عهده گرفتند.

او این تجربه را نمونه‌ای از تبدیل رهبری فردمحور به رهبری جمعی دانست؛ وضعیتی که در آن، اعتماد متقابل، شناخت حرفه‌ای و احساس مسئولیت، زمینه تصمیم‌گیری و اقدام را فراهم می‌کند.

سعیدی با اشاره به نمونه‌هایی از فعالیت بخش حمل‌ونقل و صنایع دارویی، از جابه‌جایی مسافران در شرایط اختلال پرواز‌ها و تلاش برای تولید اقلام دارویی مورد نیاز سخن گفت.

او همچنین به تجربه انتقال آرد در شرایط دشوار اشاره کرد؛ نمونه‌هایی که از نگاه او نشان می‌دهد مأموریت سازمان‌ها در بحران گاه از شرح وظایف معمول فراتر می‌رود و به حفظ نیاز‌های حیاتی جامعه پیوند می‌خورد.

او با تأکید بر اهمیت همبستگی، اعتماد و دانش جمعی، این ظرفیت‌ها را نوعی سرمایه نامرئی دانست که در صورت‌حساب‌ها و ترازنامه‌های مالی ثبت نمی‌شود، اما می‌تواند در لحظات دشوار نقشی تعیین‌کننده داشته باشد. از نگاه سعیدی، این سرمایه اجتماعی و سازمانی همان چیزی است که به افراد امکان می‌دهد در شرایطی پیچیده، هماهنگ عمل کنند و مسئولیت مشترک خود را در قبال جامعه به انجام برسانند.

در این بخش از نشست، ایده جامعه‌ای که در آن هر فرد بتواند در موقعیت خود نقش رهبری و مسئولیت‌پذیری ایفا کند نیز مطرح شد؛ نگاهی که بر مشارکت جمعی و استفاده از ظرفیت‌های پراکنده نیروی انسانی تکیه دارد.

سعیدی تأکید کرد که تجربه چنین همکاری‌ای باید ثبت شود تا آموخته‌های سازمانی به دانشی فراتر از یک مجموعه یا شرکت تبدیل شود و در حافظه تاریخی جامعه باقی بماند.

جواد طوسی: طبقه کارگر در سینما؛ از قهرمان جمعی تا حاشیه روایت

جواد طوسی، منتقد سینما، در ادامه نشست به بازنمایی طبقه کارگر در سینمای ایران و جهان پرداخت و با اشاره به سابقه توجه سینمای اجتماعی به مسائل کار، عدالت و مناسبات طبقاتی، گفت که کارگران در بسیاری از آثار سینمایی می‌توانند حامل تجربه‌ای جمعی و بخشی از واقعیت اجتماعی باشند؛ بااین‌حال، جایگاه این طبقه در بخشی از سینمای ایران همچنان نیازمند بازنگری است.

او با یادآوری نمونه‌هایی از سینمای جهان و آثار فیلم‌سازانی که به زندگی کارگران و مناسبات اقتصادی و اجتماعی پرداخته‌اند، بر اهمیت پیوند میان شخصیت‌پردازی و زمینه اجتماعی تأکید کرد. در این نگاه، کارگر نباید صرفاً شخصیتی فرعی یا ابزاری برای پیشبرد درام باشد؛ بلکه تجربه، آگاهی، تعارض‌ها و نقش او در مناسبات اجتماعی باید در ساختار روایت دیده شود.

طوسی همچنین با اشاره به نمونه‌هایی از سینمای ایران، از آثار مسعود کیمیایی و امیر نادری تا فیلم‌ها و مستند‌های مرتبط با جنگ و زندگی اجتماعی، به ظرفیت سینما برای بازنمایی مسئولیت جمعی و تجربه‌های کمتر دیده‌شده اشاره کرد.

او در عین حال، برخی تصویر‌های سینمایی از طبقه کارگر را قابل نقد دانست و بر ضرورت پرهیز از بازنمایی‌های یک‌سویه و کلیشه‌ای تأکید کرد.

از نظر این منتقد، پرداختن به نیروی کار نباید تنها به دوره‌های بحرانی و مناسبت‌های خاص محدود بماند. توجه به حقوق کارگران، وضعیت تشکل‌های صنفی و شرایط اجتماعی و اقتصادی نیروی کار باید پس از پایان بحران نیز ادامه پیدا کند. سینما و مستند، در کنار ثبت رخدادها، می‌توانند زمینه‌ای برای طرح این پرسش‌ها و بررسی عمیق‌تر واقعیت زندگی کارگران فراهم کنند.

طوسی همچنین به ضرورت توجه به کیفیت بصری و ساختار هنری آثار مستند اشاره کرد.

به اعتقاد او، ثبت یک رویداد مهم، هرچند ارزشمند است، اما برای تبدیل‌شدن به اثری ماندگار به انتخاب‌های دقیق در تصویربرداری، تدوین، تنوع بصری و ساختار روایی نیاز دارد. ایجاد آرشیو‌های قابل دسترس از این تجربه‌ها نیز می‌تواند امکان مطالعه و بررسی آنها را برای پژوهشگران و نسل‌های آینده فراهم کند.

از مستندسازی بحران تا ثبت حافظه تاریخی

مجموعه مستند «تولید در آتش» تلاش دارد بخشی از تجربه کارکنان و واحد‌های تولیدی را در شرایط جنگ ثبت کند؛ تجربه‌ای که در آن، استمرار تولید تنها یک شاخص اقتصادی نیست، بلکه با تأمین نیاز‌های روزمره، حفظ خدمات عمومی و احساس مسئولیت جمعی پیوند می‌خورد.

وجه مشترک سخنان حاضران در برنامه شب‌های بخارا، ضرورت عبور از ثبت صرف رخداد‌ها و توجه به انسان‌هایی بود که در متن حوادث حضور داشته‌اند. از نگاه آنان، روایت این تجربه‌ها زمانی ماندگار می‌شود که هم واقعیت دشواری‌ها را بازتاب دهد و هم ظرفیت‌های فردی و جمعی جامعه را بدون اغراق و کلیشه نشان دهد.

در این چارچوب، «تولید در آتش» را می‌توان تلاشی برای پیوند میان مستندسازی، تاریخ شفاهی و حافظه اجتماعی دانست؛ تلاشی برای آنکه تجربه کارگران و کارکنانی که در روز‌های بحران به فعالیت ادامه دادند، در میان انبوه اخبار و آمار گم نشود و به بخشی از روایت تاریخی جامعه از تاب‌آوری، همبستگی و تداوم زندگی تبدیل شود.

انتهای پیام/

ارسال نظر