کابل‌های زیردریایی و مراکز داده؛ جبهه جدید جنگ زیرساخت‌ها در خاورمیانه

کابل های اینترنتی دیتا سنتر هوش مصنوعی زیر ساخت اینترنت
از رقابت بر سر هوش مصنوعی تا هشدار محسن رضایی درباره هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های دیجیتال منطقه؛ چرا جنگ احتمالی آینده می‌تواند از میدان‌های نظامی فراتر برود و اقتصاد دیجیتال جهان را با بحرانی تازه روبه‌رو کند؟

به گزارش خبرگزاری آنا، گسترش رقابت‌های نظامی و ژئوپلیتیکی در خاورمیانه، زیرساخت‌هایی را در کانون توجه قرار داده است که تا چند سال پیش عمدتاً در چارچوب توسعه فناوری و اقتصاد دیجیتال بررسی می‌شدند؛ کابل‌های زیردریایی انتقال داده، مراکز داده، شبکه‌های رایانش ابری و تأسیسات پردازش هوش مصنوعی. اکنون این دارایی‌ها، به دلیل نقش تعیین کننده در ارتباطات منطقه‌ای و جهانی، مبادلات مالی، خدمات عمومی و رقابت فناوری قدرت‌های بزرگ، به یکی از موضوعات مهم محاسبات امنیتی منطقه تبدیل شده‌اند.

اینترنت

اظهارات اخیر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، درباره احتمال هدف قرار گرفتن کابل‌های ارتباطی، مراکز داده و تأسیسات هوش مصنوعی در صورت آغاز دوباره جنگ، نشان می‌دهد دامنه پیامد‌های مورد بحث در تهران از تأسیسات نظامی و انرژی فراتر رفته است. رضایی در گفت‌وگویی تلویزیونی در ۱۱ اکتبر ۲۰۲۶ هشدار داد در صورت ازسرگیری جنگ، این زیرساخت‌ها ممکن است هدف حملات قرار گیرند و ارزش مجموعه این دارایی‌ها در منطقه را بیش از ۲ هزار میلیارد دلار برآورد کرد.

سرلشکر محسن رضایی

این موضع را باید در چارچوب تشدید تهدید‌های متقابل، نگرانی کشور‌های منطقه درباره امنیت زیرساخت‌های راهبردی و وابستگی روزافزون اقتصاد جهانی به خدمات دیجیتال بررسی کرد. با این حال، هشدار سیاسی درباره احتمال حمله، به‌خودی خود به معنای تصمیم قطعی برای اجرای آن یا اثبات وجود برنامه عملیاتی مشخص نیست.

کابل‌های زیردریایی؛ شریان‌های پنهان اقتصاد جهانی

بخش عمده ارتباطات بین‌المللی اینترنت از طریق شبکه‌ای گسترده از کابل‌های فیبر نوری مستقر در بستر دریا‌ها انجام می‌شود. این کابل‌ها داده‌های مربوط به ارتباطات روزمره، تراکنش‌های مالی، خدمات ابری، سامانه‌های سازمانی و تبادل اطلاعات میان مراکز داده در قاره‌های مختلف را منتقل می‌کنند.

اهمیت این شبکه صرفاً به دسترسی کاربران به اینترنت محدود نیست. بانک‌ها، شرکت‌های چندملیتی، بورس‌ها، شرکت‌های حمل‌ونقل، سامانه‌های رزرو، خدمات دولتی و بسیاری از کسب‌وکار‌های بین‌المللی برای فعالیت خود به ارتباط پایدار و کم‌تأخیر وابسته‌اند. اختلال گسترده در این شبکه می‌تواند بر فعالیت اقتصادی کشور‌هایی فراتر از محل وقوع حادثه اثر بگذارد.

اینترنت

گزارش نشریه وایرد در مه ۲۰۲۶ با عنوان «رونق هوش مصنوعی در خلیج فارس با مشکل کابل‌های زیردریایی روبه‌روست» توضیح می‌دهد سرمایه گذاری کشور‌های منطقه در هوش مصنوعی و خدمات دیجیتال، وابستگی آنها به مسیر‌های ارتباطی دریایی را افزایش داده است. این گزارش هشدار می‌دهد تنش‌های نظامی در آبراه‌های منطقه می‌تواند امنیت این شبکه‌ها را به مسئله‌ای ژئوپلیتیکی تبدیل کند.

اهمیت کابل‌های زیردریایی از آنجا ناشی می‌شود که مسیر‌های جایگزین همیشه ظرفیت کافی برای انتقال تمام ترافیک مختل‌شده را ندارند. حتی اگر شبکه به طور کامل از کار نیفتد، کاهش ظرفیت، افزایش تأخیر، تغییر مسیر داده‌ها و بالا رفتن هزینه ارتباطات می‌تواند مشکلاتی برای شرکت‌ها و خدمات حیاتی ایجاد کند.

با این حال، آسیب به یک کابل لزوماً به معنای قطع اینترنت یک کشور یا فروپاشی ارتباطات جهانی نیست. میزان خسارت به تعداد مسیر‌های آسیب دیده، ظرفیت شبکه‌های جایگزین، محل وقوع اختلال، نحوه توزیع ترافیک و سرعت تعمیر بستگی دارد. همین تفاوت میان یک حادثه محدود و اختلال هم زمان در چند مسیر ارتباطی است که ارزیابی امنیتی این زیرساخت‌ها را پیچیده می‌کند.

مراکز داده؛ دارایی‌های چند میلیارد دلاری عصر هوش مصنوعی

مراکز داده مجموعه‌هایی از سرورها، تجهیزات ذخیره‌سازی، شبکه‌های ارتباطی و سامانه‌های تأمین برق و خنک‌سازی هستند. این مراکز زیرساخت اصلی خدمات رایانش ابری و بخش مهمی از فناوری هوش مصنوعی را تشکیل می‌دهند.

اینترنت

در سال‌های اخیر، کشور‌های حوزه خلیج فارس برای تبدیل شدن به قطب منطقه‌ای فناوری، سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در ساخت مراکز داده و توسعه توان پردازشی انجام داده‌اند. هدف این سرمایه گذاری‌ها تنها ارائه خدمات اینترنتی نیست؛ آنها می‌خواهند زیرساخت لازم برای آموزش و اجرای مدل‌های هوش مصنوعی، خدمات مالی دیجیتال، دولت الکترونیک، تحلیل داده‌های صنعتی و فعالیت شرکت‌های بین‌المللی را در اختیار داشته باشند.

گزارش مرکز پژوهشی استیمسون در آوریل ۲۰۲۶، با عنوان «در زیر تنگه: ایران چگونه می‌تواند مراکز داده و کابل‌های زیردریایی خلیج فارس را تهدید کند»، به وابستگی طرح‌های هوش مصنوعی کشور‌های منطقه به امنیت فیزیکی مراکز داده و اتصال آنها به شبکه جهانی اشاره کرده است. این گزارش همچنین از افزایش نگرانی‌ها درباره آسیب پذیری زیرساخت‌های فناوری در پی درگیری‌های نظامی خبر می‌دهد.

ارزش یک مرکز داده را نمی‌توان فقط با قیمت سرور‌ها و ساختمان آن سنجید. هزینه تجهیزات پردازشی، تأسیسات برق، سیستم‌های خنک کننده، شبکه‌های پرظرفیت، نرم‌افزار‌ها و قرارداد‌های خدماتی تنها بخشی از سرمایه‌گذاری را تشکیل می‌دهد. بخش دیگر به ارزش خدماتی مربوط است که این مرکز برای هزاران مشتری سازمانی فراهم می‌کند.

اینترنت

از کار افتادن یک مرکز داده می‌تواند شرکت‌های استفاده کننده از آن را با توقف خدمات، اختلال در پردازش اطلاعات، تأخیر در ارائه محصولات و هزینه انتقال بار کاری به مراکز جایگزین روبه‌رو کند. اگر چند مرکز وابسته به یک شبکه یا منطقه به‌طور هم‌زمان دچار اختلال شوند، انتقال بار کاری به زیرساخت‌های دیگر نیز دشوارتر خواهد شد.

با وجود این، مراکز داده از نظر معماری و میزان وابستگی به یکدیگر متفاوت‌اند. برخی خدمات امکان انتقال سریع به مراکز دیگر را دارند؛ برخی دیگر به دلیل محدودیت ظرفیت، الزامات امنیتی یا وابستگی به تجهیزات خاص، به‌سادگی قابل جایگزینی نیستند. بنابراین، خسارت احتمالی به هر مرکز باید با توجه به نقش واقعی آن در شبکه خدمات دیجیتال ارزیابی شود.

هوش مصنوعی؛ رقابتی فراتر از نرم‌افزار و الگوریتم

هوش مصنوعی برخلاف تصور رایج، صرفاً محصول الگوریتم‌ها و نرم‌افزار‌ها نیست. توسعه مدل‌های پیشرفته به مجموعه‌ای از زیرساخت‌های فیزیکی وابسته است: پردازنده‌های پرقدرت، شتاب‌دهنده‌های محاسباتی، حافظه‌های پرسرعت، شبکه‌های انتقال داده، برق پایدار و سامانه‌های خنک‌کننده صنعتی.

کشوری که به این مجموعه دسترسی داشته باشد، می‌تواند خدمات هوش مصنوعی را در مقیاس وسیع‌تری توسعه دهد و شرکت‌های داخلی و خارجی را به زیرساخت خود وابسته کند. به همین دلیل، سرمایه‌گذاری در مراکز داده به یکی از محور‌های رقابت اقتصادی و فناوری در جهان تبدیل شده است.

در خاورمیانه نیز عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر برای توسعه اقتصاد دیجیتال و جذب شرکت‌های بزرگ فناوری تلاش می‌کنند. این کشور‌ها در پی آن هستند تا علاوه بر درآمد‌های انرژی، از پردازش داده، خدمات ابری و هوش مصنوعی نیز ارزش اقتصادی ایجاد کنند.

اینترنت

اما هرچه حجم سرمایه گذاری در این حوزه بیشتر شود، پیامد‌های اختلال احتمالی نیز افزایش می‌یابد. توقف فعالیت یک زیرساخت پردازشی بزرگ ممکن است بر خدمات شرکت‌های مختلف، قرارداد‌های تجاری، توسعه محصولات و دسترسی کاربران اثر بگذارد. اگر این اختلال با قطع ارتباطات بین‌المللی یا مشکلات تأمین برق همراه شود، بازیابی خدمات پیچیده‌تر خواهد شد.

از این منظر، رقابت بر سر هوش مصنوعی فقط رقابت بر سر مدل‌های زبانی و نرم‌افزار نیست؛ رقابت بر سر برق، تراشه، شبکه، ظرفیت پردازش و امنیت فیزیکی زیرساخت‌هایی است که این فناوری بر آنها تکیه دارد.

هشدار محسن رضایی؛ گسترش دامنه تهدید به زیرساخت‌های دیجیتال

مهم‌ترین تحول در بحث اخیر، ورود صریح کابل‌های ارتباطی، مراکز داده و تأسیسات هوش مصنوعی به ادبیات تهدید‌های مرتبط با احتمال ازسرگیری جنگ است.

محسن رضایی سرلشکر محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی

محسن رضایی در اظهارات منتشرشده در ۱۱ اکتبر ۲۰۲۶، هشدار داد در صورت آغاز دوباره جنگ، زیرساخت‌های اقتصادی و فناوری مرتبط با آمریکا در خاورمیانه ممکن است هدف قرار گیرند. او از کابل‌های ارتباطی، مراکز داده و تأسیسات هوش مصنوعی نام برد و مدعی شد ارزش این مجموعه از ۲ هزار میلیارد دلار فراتر می‌رود.

این اظهارات چند پیام مهم دارد.

نخست آنکه در محاسبات مربوط به جنگ احتمالی، زیرساخت دیجیتال نیز به موضوعی امنیتی تبدیل شده است. دوم آنکه هزینه‌های احتمالی درگیری می‌تواند از خسارت مستقیم نظامی فراتر برود و سرمایه‌گذاری‌های فناوری، فعالیت شرکت‌های بین‌المللی و اعتماد سرمایه‌گذاران را تحت تأثیر قرار دهد. سوم آنکه اختلال در خدمات دیجیتال، برخلاف بسیاری از خسارت‌های محلی، ممکن است از مرز‌های جغرافیایی عبور کند و به کشور‌هایی برسد که مستقیماً در جنگ مشارکت ندارند.

با این حال، رقم بیش از ۲ هزار میلیارد دلار باید به‌عنوان برآورد اعلام‌شده از سوی رضایی مطرح شود؛ این رقم به‌تنهایی نشان نمی‌دهد چه میزان از دارایی‌های منطقه در معرض خسارت قرار دارد یا در صورت درگیری چه مقدار از آن واقعاً آسیب خواهد دید.

اینترنت

همچنین، نام بردن از این زیرساخت‌ها در یک اظهارنظر سیاسی، اثبات کننده وجود فهرست عملیاتی مشخص برای حمله نیست. گزارش‌های منتشرشده درباره آسیب پذیری این تأسیسات، خطر را از منظر اقتصادی و راهبردی توضیح می‌دهند، اما نمی‌توان از آنها به تنهایی درباره تصمیم قطعی ایران برای هدف قرار دادن مراکز مشخص نتیجه‌گیری کرد.

قالیباف و هشدار درباره زیرساخت‌های حیاتی منطقه

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، نیز پیش‌تر درباره پیامد‌های گسترش جنگ به زیرساخت‌های حیاتی و انرژی منطقه هشدار داده بود.

خبرگزاری آنادولو در ۲۲ مارس ۲۰۲۶ گزارش داد قالیباف در واکنش به احتمال حمله به زیرساخت‌های برق ایران اعلام کرده بود در صورت هدف قرار گرفتن این تأسیسات، زیرساخت‌های حیاتی و انرژی منطقه با واکنشی گسترده روبه‌رو خواهند شد. او همچنین نسبت به پیامد‌های بلندمدت چنین سناریویی بر بازار نفت هشدار داده بود.

این موضع مستقیماً درباره مراکز داده یا کابل‌های زیردریایی نبود، اما از نظر سیاسی با هشدار اخیر رضایی یک نقطه اشتراک دارد: گسترش دامنه درگیری می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و زیرساختی را به خارج از محدوده جغرافیایی میدان نبرد منتقل کند.

تفاوت مهم این دو موضع آن است که اظهارات قالیباف بر زیرساخت‌های حیاتی و انرژی تمرکز داشت، در حالی که رضایی به‌صراحت زیرساخت‌های ارتباطی و پردازش هوش مصنوعی را نیز نام برده است. از این رو، نباید این دو اظهارنظر را به‌عنوان اعلام یک برنامه واحد و قطعی برای حمله به همه انواع زیرساخت‌ها تعبیر کرد.

عراقچی؛ هشدار درباره گسترش جنگ به سراسر منطقه

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، نیز در اظهارنظری درباره احتمال جنگ تمام‌عیار میان ایران و آمریکا، نسبت به گسترش درگیری به بخش‌های مختلف خاورمیانه هشدار داده بود.

عراقچی با اشاره به پراکندگی پایگاه‌های آمریکا در منطقه گفت در صورت وقوع جنگ میان تهران و واشنگتن، بخش‌های زیادی از منطقه درگیر خواهند شد و چنین وضعیتی برای همه خطرناک خواهد بود.

این اظهارنظر بیش از آنکه تهدید مستقیمی علیه کابل‌های اینترنت یا مراکز داده باشد، بیانگر ارزیابی تهران از دامنه جغرافیایی یک جنگ احتمالی است. با این حال، گسترش درگیری به چند کشور می‌تواند امنیت شبکه‌های ارتباطی، خدمات ابری و فعالیت شرکت‌های فناوری را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

اینترنت

از منظر دیپلماتیک، چنین هشدار‌هایی می‌تواند بر محاسبات دولت‌های منطقه اثر بگذارد؛ دولت‌هایی که از یک سو به همکاری‌های امنیتی با آمریکا متکی هستند و از سوی دیگر، برای جذب سرمایه گذاری خارجی و تبدیل شدن به قطب‌های فناوری تلاش می‌کنند.

چرا آسیب به زیرساخت دیجیتال می‌تواند بحران جهانی ایجاد کند؟

پیامد‌های احتمالی اختلال در این زیرساخت‌ها را می‌توان در چند سطح بررسی کرد:

• اقتصادی: توقف یا کندی خدمات دیجیتال می‌تواند به کسب‌وکارها، مبادلات مالی، زنجیره تأمین و فعالیت شرکت‌های بین‌المللی خسارت وارد کند.

• فناوری: اختلال در مراکز پردازشی ممکن است اجرای خدمات هوش مصنوعی، پردازش‌های ابری و پروژه‌های وابسته به ظرفیت محاسباتی را با مشکل روبه‌رو کند.

• ارتباطی: آسیب به کابل‌های زیردریایی می‌تواند ظرفیت انتقال داده را کاهش دهد و هزینه ارتباطات را افزایش دهد؛ شدت اثر به وجود مسیر‌های جایگزین بستگی دارد.

• سرمایه گذاری: افزایش خطر جنگ ممکن است شرکت‌های فناوری را به بازنگری در محل استقرار مراکز داده و برنامه‌های سرمایه‌گذاری وادار کند.

• امنیت منطقه‌ای: گسترش خسارت به زیرساخت‌های کشور‌های مختلف می‌تواند فشار سیاسی برای توقف جنگ را افزایش دهد و هم زمان خطر اقدامات تلافی جویانه تازه را بالا ببرد.

اینترنت

گزارش وایرد درباره رونق هوش مصنوعی در خلیج فارس و تحلیل مرکز پژوهشی استیمسون هر دو بر ارتباط میان توسعه فناوری، سرمایه‌گذاری منطقه‌ای و امنیت زیرساخت‌های فیزیکی تأکید دارند.

البته شدت هر یک از این پیامد‌ها به گستره خسارت، مدت اختلال، توان بازیابی شرکت‌ها و وجود زیرساخت‌های جایگزین بستگی دارد. بنابراین، احتمال ایجاد بحران جهانی را باید سناریویی وابسته به میزان و گستره آسیب دانست، نه نتیجه قطعی هر حمله محدود.

اینترنت

این مسئله درباره مراکز داده اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا ممکن است یک مرکز هم‌زمان خدمات تجاری، ارتباطی یا عمومی ارائه کند. آسیب به چنین مرکزی می‌تواند آثار گسترده‌ای بر اشخاص و شرکت‌هایی داشته باشد که هیچ نقشی در درگیری نظامی ندارند. از همین رو، صرف ارزش اقتصادی، مالکیت خارجی یا ارتباط تجاری با یک کشور، به‌تنهایی مبنای کافی برای مشروعیت حمله نیست.

جمع‌بندی؛ جنگ آینده فقط در میدان نبرد تعیین نمی‌شود

کابل‌های زیردریایی، مراکز داده و زیرساخت‌های پردازش هوش مصنوعی به بخش جدایی ناپذیر اقتصاد جهانی تبدیل شده‌اند. توسعه سریع این زیرساخت‌ها در خلیج فارس نیز باعث شده امنیت آنها از یک موضوع فنی به مسئله‌ای راهبردی تبدیل شود.

هشدار اخیر محسن رضایی درباره احتمال هدف قرار گرفتن این تأسیسات در صورت آغاز دوباره جنگ، در کنار اظهارات پیشین محمدباقر قالیباف درباره زیرساخت‌های حیاتی منطقه و هشدار عباس عراقچی درباره گسترش جنگ، تصویری از برنامه ریزی تهران نسبت به پیامد‌های یک درگیری گسترده ارائه می‌دهد.

در صورت وقوع جنگی تازه، خطر اصلی تنها خسارت فیزیکی به چند تأسیسات نخواهد بود؛ اختلال در ارتباطات، خدمات پردازشی و اعتماد سرمایه‌گذاران نیز می‌تواند هزینه درگیری را به بخش‌های مختلف اقتصاد جهانی منتقل کند. در مقابل، تبدیل زیرساخت‌های غیرنظامی به ابزار فشار نظامی می‌تواند بحران‌های سیاسی، افقتصادی و حقوقی تازه‌ای ایجاد کند و دامنه این تنش را گسترش دهد.

در نهایت، ارزش راهبردی این زیرساخت‌ها هم نقطه قوت اقتصاد دیجیتال منطقه است و هم عاملی برای افزایش حساسیت امنیتی آنها. جلوگیری از گسترش جنگ به این حوزه، نه تنها برای کشور‌های میزبان مراکز داده و مسیر‌های ارتباطی، بلکه برای اقتصاد جهانی و میلیون‌ها کاربر وابسته به خدمات دیجیتال اهمیت دارد.

انتهای پیام/

ارسال نظر