در گفت و گو با آنا

با حسین کعبی از جام جهانی تا استقلال خوزستان:قائدی حرفم را گوش کرد/امکاناتمان در حد لیگ ۳ هم نیست/ فضای مجازی آفت فوتبال ایران است

گفت‌وگوی آنا با سرمربی تیم فوتبال استقلال خوزستان
بازیکن سابق تیم ملی فوتبال در گفت و گوی ویژه با خبرگزاری آنا در خصوص مسائل مختلف فوتبال کشور به صحبت پرداخت.

به گزارش خبرگزاری آنا، فوتبال ایران در سال‌های اخیر با مشکلات مختلفی مواجه بوده، از کاهش استعدادهای جدید و ضعف در پرورش بازیکنان پایه گرفته تا کمبود امکانات باشگاهی، مشکلات اقتصادی پیشکسوتان، دلالی و تأثیر فضای مجازی بر زندگی حرفه‌ای فوتبالیست‌ها. در چنین شرایطی، بازنگری در ساختار فوتبال پایه و توجه به استعدادهای جوان می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در آینده این رشته داشته باشد.

حسین کعبی، بازیکن سابق تیم ملی فوتبال ایران که سابقه حضور در جام جهانی و لیگ برتر انگلیس را دارد و اکنون در کادر فنی استقلال خوزستان فعالیت می‌کند، در گفت‌وگو با خبرگزاری آنا به تشریح دیدگاه‌های خود درباره وضعیت فوتبال ایران پرداخت. او از کاهش استعدادها، فاصله گرفتن فوتبال پایه از استانداردهای حرفه‌ای، ضرورت حمایت از بازیکنان جوان، مشکلات استقلال خوزستان، وضعیت معیشتی پیشکسوتان فوتبال خوزستان، دلالی، فضای مجازی و احتمال حضورش در کادر فنی تیم ملی سخن گفت. 

کعبی همچنین از شرایط نامناسب امکانات استقلال خوزستان انتقاد کرد، خواستار توجه بیشتر مسئولان به فوتبال این استان شد و تأکید کرد که بدون حمایت از استعدادهای بومی و فراهم کردن امکانات حرفه‌ای، نمی‌توان انتظار پیشرفت پایدار داشت.

*کره شمالی در خواب هم نمی دید 4 گل به ما بزند

*خجالت می کشم در مورد تهامی صحبت کنم

*مشکل اساسی ما فوتبال پایه است

*برایم زود است در کادر فنی تیم ملی حضور پیدا کنم

*بازیکنان استقلال خوزستان فقط ۱۰ درصد دریافتی داشتند

*زمین نداریم، پول نداریم؛ بعد از ما انتظار نتیجه هم دارند!

*اگر امکانات حرفه‌ای بدهند، می‌توانیم برای رتبه تک‌رقمی بجنگیم

*امکانات ما در حد لیگ سه هم نیست

*دلال‌ها بیشتر از فوتبال در این رشته حضور دارند!

*اگر همین‌طور پیش برویم، ۵ سال دیگر بازیکن پدیده نداریم!

*شرم‌آور است پیشکسوتان فوتبال خوزستان گرفتار مشکلات مالی باشند

*قائدی به حرفم گوش کرد و آن را پذیرفت

*نمی‌خواهم با چند دوربین پُز بدهم

*جوانان را به‌جای پول، به سمت فوتبال اروپا هدایت کنید

*بازیکنان جوان را حمایت نکنیم، تیم ملی آسیب می‌بیند

*فضای مجازی آفت فوتبال ایران است

استعدادهای فوتبال ما در حال کاهش است

آنا: چرا بعد از پایان دوران فوتبال حسین کعبی، با وجود بازیکنان بسیار خوب، کسی نتوانست جای خالی شما را پر کند؟

اگر پله‌پله جلو برویم و استعدادها را بررسی کنیم، متأسفانه می‌بینیم که استعدادهای فوتبال ما همین‌طور در حال کاهش است. شاید زمانی که من پیشرفت کردم، به این دلیل بود که در خوزستان شرایط بسیار خوبی داشتیم. فضای فوتبالی مناسبی وجود داشت، مدیران فوتبالی داشتیم، پایه‌های ما بسیار خوب بود و آدم‌های سالمی در فوتبال فعالیت می‌کردند. هم بازیکن و مربی خارجی داشتیم و هم مربیان و بازیکنان ایرانی که از آنها چیزهای زیادی یاد گرفتیم. همین موضوع باعث شد بتوانیم پیشرفت کنیم.

قدم‌به‌قدم پیشرفت کردم

من حسین کعبی شده‌ام؛ اما مردم و دوستان زیادی کمک کردند تا حسین کعبی شکل بگیرد. متأسفانه مسیری که ما طی کردیم، بسیار سخت بود. مسیر امروز خیلی آسان‌تر شده است. زمانی که ما پیشرفت می‌کردیم، بازیکنانی که در پست من حضور داشتند، بازیکنان عجیب‌وغریب و بسیار گردن کلفتی بودند؛ از آقای مهدی مهدوی‌کیا گرفته تا آقای زرینچه و دیگر بازیکنان بزرگ. خدا کمکم کرد، خودم خواستم و همت کردم. آدم‌هایی هم که پشت سرم بودند، زحمت کشیدند. من از هرکدام از آنها چیزهای زیادی یاد گرفتم و توانستم در باشگاه و تیم ملی موفق باشم.پیشرفت حسین کعبی به دلیل همان ساختار پایه و طی کردن مسیر پله‌پله بود. من قدم‌به‌قدم پیشرفت کردم و توانستم در تیم ملی به جایگاهی برسم.

گفت‌وگوی آنا با سرمربی تیم فوتبال استقلال خوزستان

ملی‌پوشان پا به سن گذاشته رقیب ندارند

آنا: فقر استعداد در فوتبال ایران محسوس است، نسل جدید چه اشتباهاتی داشته که نمی‌تواند در ترکیب تیم ملی جای بازیکنان پا به سن گذاشته را بگیرد؟

قبول کنید مربیگری سلیقه‌ای است. من نزدیک به ۲۰ سال یا بیشتر در تیم ملی بازی کردم و احساس می‌کنم آدم‌هایی پشت سر من بودند که اگر جام را زمین می‌گذاشتم، می‌آمدند و آن را برایم برمی‌داشتند. الان در فوتبال ما این‌طور نیست. کسی که فوتبال بازی می‌کند، می‌داند خیالش راحت است، البته نه‌فقط از لحاظ فوتبالی، بلکه از نظر آدم‌های دیگری که اطراف او هستند و رقیب ندارد. به همین دلیل، بازیکنی که ۳۵، ۳۶ یا ۳۷ سال دارد، می‌تواند با خیال راحت همچنان بازی کند. بازیکنان خیلی خوبی داریم. در تیم امید و المپیک، بازیکنان فوق‌العاده‌ای داشتیم که می‌توانستند به فوتبالمان کمک کنند و برای آن خدمت کنند.

مشکل اساسی ما فوتبال پایه است

اگر همین مسیر را ادامه بدهیم، خودمان داریم به فوتبالمان ضربه می‌زنیم. واقعاً با سر داریم به زمین می‌خوریم و کسی این موضوع را احساس نمی‌کند. ببینید کشورهای عربی چگونه پیشرفت کرده‌اند. ازبکستان، ژاپن و کره جنوبی هم خیلی جلو رفته‌اند. ما هنوز به این فکر می‌کنیم که چگونه از یک مربی در تیم دیگری استفاده کنیم یا چگونه یک بازیکن را به تیم دیگری منتقل کنیم. مشکل اساسی ما فوتبال پایه است، چون به فوتبال پایه اهمیت نمی‌دهیم. فیلمی دیدم که در رده‌های پایه یک دعوای عجیب‌وغریب اتفاق افتاده بود. من بچه ۱۵ ساله دارم که می‌خواهم او را وارد فوتبال کنم، اما آن‌قدر در انتخاب شرایط سخت‌گیر هستم که می‌خواهم ببینم این بچه را چگونه معرفی کنم و با چه مربی و چه آدم‌هایی کار کند.

فوتبالیست اول از همه نظم را یاد بگیرد

وقتی می‌بینم وسط زمین قمه‌کشی و چاقوکشی اتفاق افتاده، شرایط برای فوتبال ما خیلی سخت می‌شود. اگر من نتوانم به بازیکنان جوان ۱۷ و ۱۸ ساله تیم‌مان یاد بدهم که چگونه فوتبال یاد بگیرند، لباس بپوشند، سوار اتوبوس شوند، در هتل رفتار کنند و در زمین فوتبال چه رفتاری داشته باشند، به نظرم بهتر است اصلاً وارد فوتبال نشوند. کسی که فوتبالیست است، فوتبال را یاد می‌گیرد؛ اما ما اول باید نظم و انضباط را به جوانانمان یاد بدهیم. اگر بتوانیم نظم و انضباط را آموزش دهیم، فوتبالمان از نظر فنی هم می‌تواند پیشرفت کند.

مردم کره شمالی خواب چهار گل به تیم امید ایران را نمی‌دیدند

آنا: چرا بازیکنان مثل گذشته برای پیراهن تیم ملی نمی‌جنگند؟

وقتی تیم ملی ما چهار گل از کره شمالی می‌خورد، خیلی دردآور است. شاید کل مردم کره شمالی هم در خواب نمی‌دیدند که یک روز بتوانند چهار گل به تیم امید ما بزنند. این اتفاق واقعاً سخت است. همین مثال را برای آقای امیر خلیفه‌اصل زدم. گفتم ازبکستان، ژاپن و کره جنوبی چرا بازیکن ۲۳ ساله ندارند؟ چون همین تیم المپیک را برای سال بعد حفظ می‌کنند، سه یا چهار بازیکن خوب و باتجربه را از تیم بزرگسالان برمی‌دارند و در المپیک استفاده می‌کنند. بعد همین بازیکنان را به تیم بزرگسالان می‌برند و روی آنها کار می‌کنند. این اتفاق در فوتبال ما نمی‌افتد. فکر و ذهن ما باید روی تیم ملی المپیک باشد. دغدغه سرمربی تیم ملی المپیک نباید این باشد که آیا باشگاه‌ها بازیکنان لیگ برتری خود را به او می‌دهند یا نه. اگر فکر و ذهنمان را برای تیم ملی المپیک بگذاریم، مطمئن باشید این تیم امسال می‌توانست خیلی موفق باشد. بازیکنان فوق‌العاده‌ای دارد.

گفت‌وگوی آنا با سرمربی تیم فوتبال استقلال خوزستان

دیگر پرسپولیس و استقلال سر بازیکن پدیده نمی‌جنگند

فقط باید همین مسیر را ادامه بدهند و فوتبال خودشان را بازی کنند. اگر بتوانند از فضای مجازی، فیلم‌برداری و حواشی رسانه‌ای فاصله بگیرند و فوتبالشان را ادامه بدهند، می‌توانند موفق باشند. البته من به بسیاری از دوستان رسانه‌ای احترام می‌گذارم. دوستان زیادی در رسانه داریم و با آدم‌های سالم زیادی هم رفاقت داریم، اما بازیکن باید فوتبالش را بازی کند. اگر همین مسیر را ادامه بدهیم، به نظر من ممکن است فوتبال ایران طی پنج یا شش سال آینده نتواند بازیکن جدیدی معرفی کند. قبلاً پرسپولیس و استقلال سر یک بازیکن پدیده دعوا می‌کردند. می‌گفتند فلان بازیکن پدیده است و پرسپولیس و استقلال او را می‌خواهند. الان شما طی هفت یا هشت سال یک نفر به من معرفی کنید که بازیکن پدیده باشد و پرسپولیس، استقلال و سپاهان سر او دعوا داشته باشند. چنین بازیکنی نداریم. از لحاظ استعداد خیلی ضعیف شده‌ایم.

بعضی‌ها برای حفظ صندلی‌شان واقعیت را نمی‌گویند

این حرف‌ها را شاید خیلی‌ها نتوانند بزنند. چرا؟ شاید به این دلیل که می‌ترسند صندلی خود را از دست بدهند. متأسفانه فوتبال ما به مسیری رفته که بعضی‌ها می‌گویند اگر واقعیت را بگویم، شاید صندلی‌ام را از دست بدهم. پس چرا بیایم حرف حاشیه‌ای بزنم؟ اگر من، حسین کعبی، نیایم و این حرف‌ها را نزنم، هم به خودم، هم به پیراهن تیم ملی و هم به مردمی که به ما لطف کرده‌اند، خیانت کرده‌ام. سعی کردم واقعیت را بگویم. تلاش کردم در دوران فوتبالم جدی باشم و در مربیگری هم همان‌طور که در فوتبال جدی بودم، جدی باشم.

جای خالی لژیونرهای ایرانی در فوتبال دنیا

آنا: چرا جای خالی لژیونرهای ایرانی در لیگ‌های برتر دنیا ملموس است؟

متأسفانه در این چند سال نتوانسته‌ایم بازیکن به اروپا معرفی کنیم. فقط داریم بازیکن به کشورهای عربی معرفی می‌کنیم و دلیلش هم پول است. من سال ۸۳ به قطر رفتم و قراردادم یک میلیارد بود. آن زمان با این مبلغ شاید فولاد می‌توانست دو بازیکن خارجی بگیرد. اگر شرایط امروز را داشتم و به من می‌گفتند به قطر یا جای دیگری برو، شاید اصلاً قبول نمی‌کردم. آن زمان اگر مشورت خوبی داشتم و آدم‌های گردن‌کلفت و قوی جلویم بودند، مطمئن باشید پیشنهاد قطر و امارات را قبول نمی‌کردم. الان به بچه‌های جوان می‌گویم اگر دو یا سه سال هم پول نگیرید و در اروپا باشید، پیشرفت می‌کنید و رشد خواهید کرد. آرزوی هر بازیکنی این است که در جام جهانی بازی کند و پیراهن تیم ملی را بپوشد. اگر حسین کعبی را می‌شناسند، به خاطر بازی‌های ملی اوست و به خاطر اینکه پیراهن تیم ملی را پوشیده است. به نظر من، مدیران و فوتبال پایه ما اشتباه بزرگی می‌کنند که نمی‌توانیم استعدادیابی کنیم و بازیکن برای فوتبال اروپا معرفی کنیم.

گفت‌وگوی آنا با سرمربی تیم فوتبال استقلال خوزستان

نگران نسل جدید فوتبال هستم

من واقعاً نگران جوان‌هایی هستم که الان در فوتبال حضور دارند. روزی که وارد تیم ملی شدم، پنج یا شش نفر آدم گردن‌کلفت دستم را گرفتند. آقای دایی، آقای مهدوی‌کیا، آقای کریم باقری و آدم‌های بزرگ دیگری پشت من بودند و مثل کوه حمایتم می‌کردند. من فقط سعی کردم در فوتبال حاشیه نداشته باشم و آنها هم در زمین فوتبال کمکم می‌کردند و خیالم راحت بود. الان متأسفانه نمی‌توانیم به بازیکنان جوان کمک کنیم؛ به خاطر آدم‌هایی که دلال هستند. من به‌عنوان مدیر برنامه صحبت نمی‌کنم، بلکه بعضی افراد را دلال می‌بینم. مدیر برنامه با مدیر برنامه فرق دارد. مدیر برنامه شرف و وجدان دارد و دلش برای جوان می‌سوزد. اما قبول کنید که بعضی‌ها از مدیر برنامه بودن، بیشتر از فوتبال حضور دارند و تعدادشان در فوتبال بیشتر شده است. اگر بخواهم حرف بزنم، شاید بدانم حرفم به جایی نمی‌رسد. فقط نگران جوان‌هایی هستم که به‌عنوان امانت دست ما گذاشته‌اند و دوست داریم به جایی برسند و به هدفشان دست پیدا کنند. من فقط تلاش می‌کنم وجدانم پیش خدا راحت باشد.

در استقلال خوزستان مثل پدر و برادر کنار جوانان هستم

آنا: برای آنکه بازیکنان استقلال خوزستان به بهترین شکل پرورش یابند، چه اقداماتی انجام داده‌اید؟

ما به‌عنوان یک پدر و یک برادر بالای سر این بچه‌ها هستیم و واقعیت را به آنها می‌گوییم. من خودم زندگی‌ام در تهران است. باور نمی‌کنید؛ از آقای خلیفه بپرسید چون دوست داشتم جایی که قرارداد بسته‌ام در خدمت تیم باشم و کنار این بچه‌ها و جوانان بمانم.  قرار نیست خودم را از آنها جدا کنم. تنها چیزی که می‌توانم به این جوانان کمک کنم، فوتبال یاد دادن است. قرار نیست به آنها درس و ادب یاد بدهم. آنها پدر و مادر دارند و خودشان می‌دانند چگونه فرزندانشان را تربیت کنند. من دوست دارم فوتبال سالمی را که چند سال قبل در ایران بازی کردیم، به این جوانان یاد بدهم. خدا را شکر جوانان خیلی خوبی داریم و در کنار آنها بازیکنان باتجربه و پخته‌ای هم حضور دارند. خیالم راحت است، چون سه سال است در این تیم کار می‌کنم و بچه‌های بسیار بامعرفت و خوبی داریم. اگر صدای آنها دربیاید، برای من افتخار است که در چنین گروهی کار می‌کنم. من فقط سعی کردم نه به‌عنوان معلم، بلکه به‌عنوان یک فوتبالیست، فوتبال را به جوانان یاد بدهم. چیزهای دیگر را آدم‌های دیگری باید به آنها آموزش بدهند.

نمی‌گذارم جوانان زود اشباع شوند

آنا: چه کرده‌اید تا بازیکنان جوان زود اشباع نشوند؟

خیلی با بازیکنان جوان صحبت می‌کنم و واقعیت را به آنها می‌گویم. شاید سن‌وسالتان به این مسائل نخورد، اما امروز گوگل هست و همه‌چیز وجود دارد. می‌توانید جست‌وجو کنید و بفهمید این شخص چه کسی است. به آنها گفتم ممکن است یک جرقه و یک اتفاق باعث شود ناگهان از اینجا به اروپا بروید یا به جای دیگری منتقل شوید. فقط همیشه می‌گویم اگر قرار است به اروپا بروید، فوتبال بازی کنید. اروپا برای فوتبال بهتر از کشورهای عربی است. کشورهای عربی پول می‌دهند و شما یک یا دو سال به آنجا می‌روید، اما بعد برمی‌گردید و فوتبال ایران را بازی می‌کنید و شاید دیگر تیم ملی را نبینید.

مهدی قایدی حرفم را گوش کرد

من شاید همین موضوع را چند سال پیش به مهدی قایدی هم گفتم؛ زمانی که در الاهلی بازی می‌کرد. به او گفتم: «مهدی، بازی کردن در جام جهانی لذت خاص خودش را دارد. ما بزرگ‌تر از جام جهانی نداریم.» گفتم بیا بازی کن و جام جهانی را ببین؛ ببین چه لذتی دارد. مهدی قایدی هم این حرف را گوش کرد و گفت حرفت واقعی است. هرچقدر پول داشته باشم و هرچقدر پیراهن بپوشم، فقط پیراهن تیم ملی در جام جهانی لذت خاص خودش را دارد. من همین را به جوانان هم می‌گویم. بازی کردن در جام جهانی و بازی کردن در کشورهای اروپایی لذت خاص خودش را دارد. هر کاری از دستم برآید، برای این جوانان انجام می‌دهم و آن را وظیفه خودم می‌دانم.

حضور در کادر فنی تیم ملی؟ هنوز زود است

آنا: ممکن است روزی در کادر فنی تیم ملی حضور پیدا کنید؟ آیا پیشنهادی در این زمینه داشته‌اید که رد کرده باشید؟

هنوز برای من زود است. واقعیت این است که آرزوی هر آدمی است که همکار تیم ملی شود و به تیم ملی خدمت کند. یکی از آرزوهای من صددرصد همین است. الان جایی کار می‌کنم و امیر خلیفه اصل واقعاً من را شرمنده کرده است. من نزدیک پنج یا شش سال در فولاد بودم و از لحاظ مربیگری خیلی چیزها یاد گرفتم، اما احساس می‌کنم هنوز باید چیزهای زیادی یاد بگیرم. قرار نیست الان یک پیشنهاد پیدا کنم و با جان و دل آن را قبول کنم. من باید اول از بزرگ‌ترهای خودم یاد بگیرم؛ بزرگ‌ترهایی که مثل پدر بالای سر من بودند، از جمله آقای همایون شاهرخی و دیگر بزرگان فوتبال که کنار من بودند. اگر بخواهم آب هم بخورم، با آنها مشورت می‌کنم. اگر تیم ملی هم روزی به من پیشنهاد بدهد، برایم افتخار است، اما هنوز زود است. آرام‌آرام و پله‌پله جلو می‌روم. اگر این اتفاق بیفتد، ان‌شاءالله با جان و دل به جوانان خدمت می‌کنم و به آنها کمک خواهم کرد. چرا؟ چون ما از جنس فوتبالیم. اگر ما به فوتبال کمک نکنیم، چه کسی قرار است کمک کند؟ اگر آدم‌های فوتبالی به فوتبال کمک نکنند و آدم‌های دیگری بیایند، به نظر من به فوتبال ایران خیانت شده است.

گفت‌وگوی آنا با سرمربی تیم فوتبال استقلال خوزستان

استقلال خوزستان بدون زمین و هوادار نمی‌تواند به اهدافش برسد

آنا: استقلال خوزستان مشکلات زیادی داشته و این مشکلات در همین فصل هم دیده شده است. چگونه توانستید این شرایط را مدیریت کنید؟ 

واقعیت را می‌گویم، بچه‌های ما خوب هستند. بچه‌های گلی داریم. ما با چند گروه کار کردیم؛ سال اول، سال دوم و سال سوم. اگر مجموعه، مجموعه دل نباشد و مجموعه خوبی نباشد، مطمئن باشید با مشکل مواجه می‌شود. بهترین چیزی که داریم، بازیکنانمان هستند. بچه‌های خوب، بامعرفت و بامرامی داریم که به ما کمک کرده‌اند. چند بازیکن پخته و باتجربه داریم که پنج یا شش نفرشان آن‌قدر به ما کمک کردند که واقعاً شرمنده آنها هستیم. جوانان بسیار خوبی هم داریم. کسی که در شهر خودش بازی نکند، احساس می‌کند چیزی را گم کرده است. با یک یا دو بازی که نتیجه نگیری، طبیعی است که فشار ایجاد شود و شعار «حیا کن، رها کن» سر داده شود. ما متأسفانه دو سال بازی‌های خودمان را از دست داده‌ایم. دو سال است که مقابل هوادارانمان در زمین خودمان بازی نکرده‌ایم.

در فوتبال ما همه چیز رابطه شده

هیچ‌کس قبول نمی‌کند که هوادار یا مدیرعامل با سه باخت همچنان بیاید و حمایت کند. صادقانه می‌گویم، هر مدیرعاملی، چه اینجا باشد و چه جای دیگری، به نتیجه نگاه می‌کند. می‌گویند اینها در زمین خودشان نبودند، اما متأسفانه در فوتبال ما همه‌چیز به نوعی رابطه تبدیل شده و این رابطه دارد فوتبال ایران را نابود می‌کند. ما داریم عقب می‌افتیم، چون نمی‌توانیم در زمین خودمان کار کنیم. این موضوع برای ما، هواداران و بازیکنان بسیار سخت است. روزی که می‌توانیم در زمین خودمان بازی کنیم و نتیجه بگیریم، چرا باید بیاییم تهران بازی کنیم؟ استقلال خوزستان باید در خوزستان بازی کند. خوزستان چهار نماینده بسیار خوب دارد. چرا نباید از آنها حمایت کنیم؟ چرا نباید در زمین خودمان بازی کنیم؟ چرا مسئولان نباید همت کنند و از استقلال خوزستان حمایت کنند؟ این تیم متعلق به خوزستان است.

باید برای موفقیت استقلال خوزستان همت کنند

من مدیری ندیدم، مسئولی ندیدم که بگوید این مربی و این تیم با نداری دارند زحمت می‌کشند. الان قبول کنید استقلال خوزستان تا هفته هشتم ۱۰ درصد گرفته است. شاید اگر به کسی بگویید، باور نکند. این اتفاق فقط به خاطر بچه‌های بامعرفت و گلی است که تا امروز صدایشان درنیامده است. یک روز بازیکنی می‌خواهد همسرش را، ببخشید، سورپرایز کند و برای زن و بچه‌اش خرجی ببرد. تا کی باید بنشینیم و بگوییم امروز پول نیست، فردا پول نیست؟ امروز زمین نداریم، فردا زمین نداریم؟ ما در زمین پاس بازی می‌کردیم و نمی‌دانستیم میزبان کدام تیم هستیم و کجا باید بازی کنیم. دغدغه بزرگ استقلال‌دوستان این است که استقلال خوزستان بتواند نتایج مطلوب بگیرد و در زمین خودش بازی کند.

امکانات استقلال خوزستان حتی در حد لیگ‌های پایین هم نیست

آنا: استقلال خوزستان نباید فقط برای ماندن در لیگ برتر تلاش کند و قطعاً باید به دنبال رتبه تک‌رقمی باشد. چقدر این اتفاق ممکن است؟

اگر امکانات کامل و حرفه‌ای باشد و به‌عنوان یک تیم حرفه‌ای به ما نگاه کنند، بله، می‌توانیم قول بدهیم. اما وقتی امکانات ما در حد لیگ سه هم نیست، چه قولی می‌توانم به‌عنوان مربی به هوادار و مردم خوزستان بدهم؟ من چه قولی بدهم؟ ما امکانات نداریم. هیچ امکاناتی نداریم. دغدغه اساسی فوتبال خوزستان، به‌خصوص استقلال خوزستان، همین است. امکانات اولیه نداریم. نمی‌توانم به کسی قول بدهم. قول خاصی نمی‌توانیم بدهیم. فقط می‌توانیم بازی‌به‌بازی جلو برویم تا نتایج مطلوب بگیریم.

گفت‌وگوی آنا با سرمربی تیم فوتبال استقلال خوزستان

شرم‌آور است که پیشکسوتان فوتبال خوزستان در مشکلات مالی باشند

آنا: خبرهایی می‌رسد بسیاری از پیشکسوتان خوزستان در مشکلات مالی گرفتار هستند. چه صحبتی درباره آنها دارید؟

واقعیت را می‌گویم؛ آدم شرمنده و خجالت‌زده می‌شود. اینها برای فوتبال ایران خدمت کردند و زحمت کشیدند. بیشترشان ملی‌پوش بودند و برای فوتبال خوزستان خیلی زحمت کشیدند. شاید آن زمان به دنیا نیامده بودیم یا شاید هم‌دوره بودیم، اما امروز می‌بینیم بیشترشان خانه‌نشین شده‌اند. ما آن‌قدر از مسئولان خواهش کردیم و دیدیم صدایمان به جایی نمی‌رسد. اینها واقعاً نیاز دارند. اگر بتوانند جایی کار کنند، مدرسه فوتبالی به آنها بدهند یا شرایطی فراهم شود که بتوانند کار کنند، خیلی خوب است. واقعاً بعضی‌ها افسردگی گرفته‌اند. اگر بخواهید به یک یا دو نفر کمک کنید، گاهی چیزهایی می‌بینید که واقعاً عذاب وجدان می‌گیرید. آدم شرمنده می‌شود. وقتی دست خالی به خانه و پیش زن و بچه‌اش می‌رود، شرمنده می‌شود.

در خوزستان فوتبالیست‌های بسیار قوی داریم

آدم‌هایی در این فوتبال هستند که واقعاً جیب خالی دارند و زندگی می‌کنند. زنگ می‌زنند و می‌گویند ما نمی‌توانیم کاری انجام دهیم. تنها خواهشی که داریم این است که اگر بتوانند، تیمی یا جایی آنها را استخدام کنند تا بتوانند زن و بچه‌شان را سیر کنند. واقعاً وضعیت جالبی نداریم. ما در خوزستان فوتبالیست‌های بسیار قوی داریم. من هیچ‌وقت خودم را با فوتبالیست‌های قدیمی خوزستان مقایسه نمی‌کنم؛ آنها خیلی دوست‌داشتنی و بزرگ هستند. هر کجا هستند، موفق باشند. تنها کاری که از دستم برمی‌آید این است که دوستانمان بیایند کمک کنند تا این پیشکسوتانی که یک روز برای فوتبال خدمت و زحمت کشیدند، دستشان گرفته شود و بتوانند نانی برای زن و بچه‌شان تهیه کنند.

کمک به دیگران را رسانه‌ای نمی‌کنم

آنا: در زمینه ایجاد شغل یا راه‌اندازی مجموعه، کارخانه یا کارگاه برای افراد نیازمند اقدامی انجام داده‌اید؟

شاید در جای دیگری دارم کمک می‌کنم، اما دوست ندارم بیایم روی پیشانی‌ام بنویسم که کمک کرده‌ام و سه یا چهار دوربین پشت سرم باشد. این کار درست نیست. نزدیک ۴۰ نفر روی گردن من هستند؛ غیر از خانواده خودم، دوستانم هم هستند. نزدیک ۳۰ و چند سال است در این فوتبال هستم و هیچ‌جا نگفته‌ام. شاید اولین جایی است که دارم این حرف را می‌زنم. حدود ۴۰ نفر از خانواده و دوستان هستند که وظیفه دارم به آنها کمک کنم. اگر یک روزی حسین کعبی شدم، اینها از من حمایت کردند. من از یک خانواده پرجمعیت هستم؛ ۱۴ نفر بودیم، چهار خواهر و ۹ برادر و من آخرین نفر بودم. اینها دست من را گرفتند و من هم وظیفه دارم دست آنها را بگیرم. از خواهر و برادر گرفته تا پسر و برادرزاده و دوستان، هرکسی که باشد. شاید تعداد رفیق‌هایم از اعضای خانواده‌ام هم بیشتر باشد.

کمک کردن من اول به خاطر خداست

تا امروز هیچ‌جا نگفته‌ام که دارم کمک می‌کنم، اما الان اعلام می‌کنم اگر کسی بتواند با من همکاری کند تا بتوانیم مجموعه‌ای راه‌اندازی کنیم و به دوستانی که از نظر مالی ضعیف هستند کمک کنیم، با جان و دل استقبال می‌کنم؛ به شرط اینکه آن شخص آدم مطمئنی باشد و بتوانم با او کار کنم. سه یا چهار نفر از دوستانم در دبی و بحرین هستند و دوستان خیلی خوبی دارم که می‌توانند کمک کنند. من قبلاً هم اینجا اعلام نکرده‌ام که دارم کمک می‌کنم. قرار نیست سه یا چهار دوربین پشت سر من باشد و روی پیشانی‌ام بنویسم که دارم کمک می‌کنم. کمک کردن من اول به خاطر خداست و بعد به خاطر توصیه‌ای است که پدر و مادرم زمانی که زنده بودند به من کردند. آنها گفتند روزی که فوتبالیست شدی و مردم پشتت ایستادند، تو هم باید با جان و دل از مردم حمایت کنی و دست کسی را که ضعیف است بگیری.

هیچ‌وقت چشمم را روی نیازمند نمی‌بندم

من خودم زمانی از لحاظ مالی خیلی ضعیف بودم. ۱۴ بچه بودیم و شرایط بسیار سختی داشتیم، من آخرین بچه بودم. خدا نگاه کرد و به من عزت و بزرگی داد. هیچ‌وقت چشمم را روی نیازمند نمی‌بندم. روزی که داشته باشم، می‌گویم با جان و دل حتی هزار تومان کمک می‌کنم و روزی هم که نداشته باشم، بدون رودربایستی می‌گویم ندارم. الان هم پیشنهاد می‌دهم اگر کسی بتواند همت کند و با من همکاری کند، با جان و دل استقبال می‌کنم. چه بهتر که به هموطنان خودم و همشهری‌های خودم کمک کنم، اما هرکسی باشد، حتی اگر در خوزستان هم نباشد، از کمک کردن استقبال می‌کنم.

گفت‌وگوی آنا با سرمربی تیم فوتبال استقلال خوزستان

خوزستان استعداد دارد، مدیر فوتبالی می‌خواهد

آنا: چه پیشنهادی دارید تا استعدادهای خوزستان و جنوب ایران بیشتر دیده شوند؟

به شرطی که آدم فوتبالی بگذارند؛ به شرطی که آدم ورزشی بگذارند؛ به شرطی که آدمی را بگذارند که دلش برای فوتبال خوزستان بتپد. ما باید پشت هم بایستیم، اما متأسفانه پشت هم نیستیم. صادقانه می‌گویم، ما در خوزستان همدیگر را قبول نداریم. اصلاً همدیگر را قبول نداریم. این حرف را از ته دل می‌زنم. اگر یک روزی قرار باشد به استقلال کمک کنم، نه به خاطر پولش، بلکه به خاطر این جوانان است. اگر یک روزی به مردم خوزستان کمک می‌کنیم، به خاطر این مردم است که پشت ما ایستادند و در ورزشگاه‌ها ما را تشویق کردند تا من حسین کعبی شدم.

خوزستان مدیر فوتبالی می‌خواهد

من فقط یک مسئول می‌خواهم که فوتبالی باشد؛ مسئولی می‌خواهم که دلش برای فوتبال خوزستان بتپد. مسئولی نباشد که یک یا دو سال بیاید، بارش را ببندد، سودش را ببرد و برود. مردم خوزستان لیاقتشان بیشتر از این است. باید با مردم خوزستان زندگی کنید؛ عرب، لر و بختیاری، همه مردم این منطقه هستند. وقتی با آنها زندگی کنید، می‌بینید چه معرفتی دارند. حتی اگر تو را نشناسند، سفره پهن می‌کنند و با جان و دل از تو استقبال می‌کنند. متأسفانه آدم فوتبالی نداریم. اگر آدم‌های فوتبالی در خوزستان داشته باشیم، این استان می‌تواند سالی پنج یا شش بازیکن به تیم ملی بزرگسالان بدهد. اگر همین‌طور ادامه بدهیم، مطمئن باشید در سال‌های آینده حتی نمی‌توانیم یک بازیکن هم به تیم ملی بدهیم.

ماجرای ابراهیم تهامی واقعاً ناراحت‌کننده است

آنا: چرا باید ابراهیم تهامی پیشکسوت فوتبال خوزستان برای هزینه‌های درمانی خود ناچار به مصاحبه شود؟

آدم ناراحت می‌شود. واقعاً نگران‌کننده است. ابراهیم تهامی مقابل استرالیا و تیم‌های بزرگ بازی کرده است. آدم ناراحت می‌شود که شرایط شخصی یا مالی او به اینجا برسد. واقعاً ناراحتم. به نظرم درباره این موضوع صحبت نکنم بهتر است، چون واقعاً ناراحتم. خیلی ناراحتم که کسی مثل ابراهیم تهامی که به فوتبال ایران و فوتبال خوزستان خدمت کرده، در چنین شرایطی قرار گرفته است. چه کمکی می‌توانم به او بکنم؟ ابراهیم تهامی برای من مثل یک برادر بزرگ‌تر و پیشکسوت بزرگ‌تر است. هرچقدر هم حرف بزنیم، به نظرم اگر اقدام عملی صورت نگیرد، به جایی نمی‌رسیم. از ابراهیم تهامی در خوزستان زیاد داریم؛ خیلی زیاد. اگر بتوانیم به این افراد کمک کنیم، مطمئن باشید شرایط پیشکسوتان فوتبال خوزستان به اینجا نمی‌رسد. اگر درباره این موضوع زیاد صحبت نمی‌کنم، به این دلیل است که واقعاً ناراحتم؛ چون خودم فوتبالیستم و وقتی می‌بینم یک فوتبالیست مثل ابراهیم تهامی در چنین وضعیتی افتاده، واقعاً اذیت می‌شوم.

عدنان جزیره نمونه‌ای از مرام مردم خوزستان است

آنا: عدنان جزیره، لیدر تیم صنعت نفت چند سال پیش در فرودگاهی در یکی از کشورهای عربی، کیف حاوی مقدار زیادی ارز پیدا کرد و آن را تحویل صاحبش داد. چرا باید مردمی که حتی در برابر چنین ثروتی به دلیل حرام بودن چشم‌پوشی می‌کنند، این‌قدر با مشکلات مواجه باشند؟

واقعیت را بخواهم بگویم، می‌گویند خوزستانی‌ها آدم‌های بامعرفت و بامرامی هستند؛ صددرصد همین‌طور است. متأسفانه در این چند سال مردم خوزستان خودشان به جان هم افتاده‌اند. به خاطر چه چیزی؟ شاید به خاطر اخلاق، معرفت و مرامشان. شخصی که اسم بردید، یکی از رفیق‌های خیلی خوب من است. عدنان فوق‌العاده است. به نظرم هرکسی شاید این کار را انجام ندهد. این موضوع نشان می‌دهد او سر سفره‌ای بزرگ شده و تربیت پدر و مادرش درست بوده است. مطمئن باشید کسی که کیف حاوی پول را پیدا می‌کند و آن را تحویل می‌دهد، سر سفره پدر و مادرش بزرگ شده است. باید از او تقدیر کرد. او برای صنعت نفت و فوتبال ایران و تیم ملی ما خیلی زحمت کشیده است. خدا حفظش کند و ان‌شاءالله سالم باشد.

عبدالله ویسی آدمی سالم و پاک است

آنا: عبدالله ویسی استقلال خوزستان را قهرمان لیگ برتر کرد، تیم‌تان برای تکرار قهرمانی چه امکاناتی را نیاز دارد؟

آقا عبدالله  بسیار آدم سالم و پاکی است. مثل او در فوتبال ما کم پیدا می‌شود. من قلباً خیلی دوستش دارم. صددرصد با آقای خلیفه موافقم که گفته حداقل پنج سال آینده قهرمانی استقلال خوزستان ممکن نیست؛ اما به شرطی که به سرمربی تیم فرصت بدهند. قرار نیست یک یا دو سال کار کنیم. اگر به سرمربی فرصت بدهند و از لحاظ امکانات و همه مسائل بگویند پنج سال از تو حمایت می‌کنیم، آن‌وقت مربی دیگر دغدغه و استرس اخراج ندارد. اما متأسفانه با دو باخت، مربی را با شعار «حیا کن، رها کن» مواجه می‌کنیم و برای او استرس ایجاد می‌شود. به نظرم اگر به سرمربی فرصت بدهند، مطمئن باشید می‌تواند کار خودش را انجام دهد. مربی با خیال راحت می‌گوید سال اول نشد، سال دوم می‌شود و سال سوم این کار را انجام می‌دهم.  باید به مربی اطمینان کنید. بعضی مربیان متأسفانه وقتی تیم را می‌بندند، بعداً می‌گویند مدیر بازیکنانی را که خواستیم، نگرفت. اگر تیم را بستی، دیگر نباید بهانه داشته باشی که مدیر بازیکنان موردنظر من را نگرفت. باید به سرمربی تیم فرصت بدهی و از او قول بگیری که اگر سال اول و دوم نشد، سال سوم تیم را قهرمان کند. باید به این مربی اطمینان کرد.

شعار «حیا کن، رها کن» گاهی مشکوک است

آنا: شعارهای «حیا کن، رها کن» را که در هفته‌های ابتدایی لیگ برتر سر داده می‌شود خط دهی شده می‌دانید؟ 

صددرصد این موضوع سکویی است. رسول خطیبی، آقای حسینی و عبدالله ویسی سال‌ها در فوتبال بازی کرده‌اند و آدم‌های سالمی هستند. اینها فوتبالی هستند، غیرفوتبالی نیستند. من مقابلشان بازی کرده‌ام و با بعضی‌هایشان هم‌تیمی بوده‌ام. به نظر من، آدم سالم نمی‌تواند بیاید جیبش را پر کند و خرج کند. مربی می‌گوید من سالم هستم و بازیکنان باید در زمین جواب بدهند. قرار نیست با یک یا دو بازی، کل سکو بیاید و شعار «حیا کن، رها کن» بدهد. مطمئن باشید این موضوع، موضوعی بودار است؛ موضوعی که در سکو یا فضای مجازی بعضی از دوستان برای آن هزینه می‌کنند. 

به من گفتند پول بده تا از تو حمایت شود

این اتفاق جدیدی نیست. من در گذشته هم این چیزها را دیده‌ام. حتی پیشنهادهایی به شخص من داده‌اند؛ زمانی که سرمربی نبودم و به‌عنوان مربی فعالیت می‌کردم. می‌گفتند ما از تو حمایت می‌کنیم؛ بیا، یک سال فلان مبلغ پول بده، ما هم از تو حمایت می‌کنیم. اگر قرار باشد من پول بدهم تا این‌طور حمایتم کنند، پس برای چه پیراهن تیم ملی پوشیدم؟ برای چه حسین کعبی شدم؟ واقعیت را می‌گویم؛ این پیشنهادها به من شده است. حتی می‌گفتند دعانویس داریم و پیشنهادهای مختلف دیگری می‌دادند. همه‌چیز در فوتبال ما هست. کسی که باید شهامت و شجاعت داشته باشد، نباید از این صندلی بترسد. اگر قرار باشد کسی از این صندلی بترسد، به نظرم بهتر است اصلاً وارد فوتبال نشود. اگر فوتبالی نباشیم و آدم‌های غیرفوتبالی وارد فوتبال شوند، به نظر من به این فوتبال خیانت شده است.

گفت‌وگوی آنا با سرمربی تیم فوتبال استقلال خوزستان

فضای مجازی آفت بزرگی برای فوتبال ایران است

آنا: درباره فضای مجازی هم صحبت کنید؛ موضوعی که به نظر می‌رسد به آفتی برای فوتبال ایران تبدیل شده است.

واقعاً آفت شده است؛ آفت بزرگی برای ورزش ایران و به‌خصوص فوتبال ایران. فضای مجازی یک مانع بزرگ جلوی رشد بازیکنان مستعد است. اگر جلوی این موضوع را نگیرند، مطمئن باشید اتفاقات عجیب‌وغریبی می‌افتد. من می‌بینم که فضای مجازی زندگی فوتبالی و حتی زندگی خانوادگی را نابود کرده است. خودتان می‌بینید فوتبال ایران و لیگ برتر ما در شرایط خوبی نیست. شرایط خیلی بد است. ما داریم همین مسیر را ادامه می‌دهیم. خواهشی که از دوستان دارم این است که اگر می‌توانند فضای مجازی را کنترل کنند، این کار را انجام دهند؛ می‌دانم کار خیلی سختی است.

پول درآوردن از فوتبال هنر می‌خواهد

خواهش من از فوتبالیست‌ها این است که کمتر وارد فضای مجازی شوند. اگر می‌خواهند از این فوتبال پول دربیاورند، در فضای مجازی کمتر حضور داشته باشند، فوتبالشان را بازی کنند و از فوتبال پول دربیاورند. پول درآوردن هنر می‌خواهد و خیلی سخت است؛ به شرطی که فوتبال بازی کنی و خوب زندگی کنی. فضای مجازی الان خیلی از فوتبالیست‌ها را نابود کرده است، چون هنوز به این درک نرسیده‌اند که فضای مجازی زمین بازی آنها نیست و به همین دلیل اسیر حواشی متعدد می‌شوند. خود فوتبالیست باید این موضوع را درک کند. من نمی‌توانم به شما بگویم چه زمانی بخوابید، چه زمانی شام بخورید یا چه کار کنید. شما پول حرفه‌ای می‌گیرید و قرار است زندگی حرفه‌ای داشته باشید. وقتی قرار است ازدواج کنید، باید در خدمت خانواده باشید و در فوتبال هم باید در خدمت سرمربی و زمین باشید.

بعضی خودشان را علاف می‌کنند

توپی که به شما می‌دهند باید با جان و دل از آن حفاظت کنید. پیراهنی که می‌پوشید را باید با جان و دل حفظ کنید و برایش کار کنید. چرا؟ چون از این فوتبال خرج زندگی‌تان را درمی‌آورید و پول می‌گیرید. بعضی دوستان می‌آیند و دو ساعت خودشان را اینجا علاف می‌کنند؛ البته با احترام به همه. من درباره بچه‌های خودمان این حرف را نمی‌زنم. بعضی افراد هستند که غیرفوتبالی‌اند. من می‌گویم فوتبالیست‌های ما دارند زحمت می‌کشند، چون از این فوتبال نان می‌خورند.

انتهای پیام/

ارسال نظر